قیمت طلا امروز




 سایت آخرین خبر / ۱۴۰۵/۰۳/۲۲

اکیپ: اینفانتینو عروسک ترامپ است!

ورزش 3/ماجرای جلوگیری از ورود یک داور سومالیایی به آمریکا، موجی از انتقادها علیه فیفا و دولت دونالد ترامپ به راه انداخته است. بحران‌های مرتبط با صدور ویزا در جام جهانی ۲۰۲۶ همچنان ادامه دارد و این بار واکنش تند برخی رسانه‌های اروپایی را در پی داشته است. آنها معتقدند مشکلات ایجادشده برای برخی افراد ح
 اکیپ: اینفانتینو عروسک ترامپ است!



۸ دقیقه قبل / سایت آوش

جنگ اقتصادی ترامپ و بازتولید فشار مرحله‌ای

اعتماد

ابراهیم متقی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: بررسی رسانه‌های سیاسی، دفاعی و امنیتی امریکا بیانگر این واقعیت است که تداوم جنگ و کنش متقارن امریکا علیه ایران نمی‌تواند به نتایج مطلوب عملیاتی منجر شود. علت اصلی چنین فرآیندی را می‌توان «بازتولید مقاومت» در اندیشه راهبردی ایران دانست. هویت مقاومت محور اصلی کنش سیاسی ایران در فضای جنگ و صلح هست. در روند تهاجم نظامی امریکا و اسراییل علیه ایران، اگرچه بخش قابل‌توجهی از تاسیسات نظامی، اقتصادی و صنعتی جمهوری اسلامی درگیر جنگ و منازعه شد، اما امریکا نتوانست به اهداف تاکتیکی خود برای محدودسازی قدرت ایران نایل شود.  نظریه‌پردازان مسائل ایران از جمله «گراهام فولر» به این موضوع اشاره داشته‌اند که فرهنگ سیاسی ایران مبتنی بر نشانه‌هایی از «قیامت‌‌گرایی انقلابی» است. آنچه در مفهوم شهادت و آموزه کربلا برای ساخت سیاسی و اجتماعی ایران به ودیعه گذاشته شده را می‌توان زیربنای اندیشه مقاومت در برابر تهدیدات قدرت‌های بزرگ و بازیگران فرادستی دانست که صرفا از ابزار قدرت برای غلبه، نابودی و محدودسازی بازیگران رقیب بهره می‌گیرند.   ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به این موضوع توجه و اشاره داشته که هیچ‌گونه کنش تعاملی با نظام سلطه و قدرت‌های استکباری نخواهد داشت. راهبرد ایران در دوران جنگ با عراق و سال‌های پس از دفاع‌ مقدس مبتنی بر بهینه‌سازی جبهه مقاومت و بازتولید کنش هویتی به عنوان مزیت نسبی ژئوپلیتیکی بوده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، جنگ امریکا و اسراییل علیه ایران نه تنها منجر به تسلیم نخواهد شد، بلکه انگاره مقاومت و انتقام را در افکار عمومی جامعه ایران بازتولید خواهد کرد.  واقعیت‌های راهبردی بیانگر آن است که مقاومت ایران زمینه تغییر در الگوی کنش تاکتیکی و راهبردی ایالات‌متحده را به وجود آورده است. امریکا به این موضوع واقف هست که هرگونه کنش تاکتیکی علیه منابع اقتصادی و نظامی ایران با واکنش متقابل و نامتقارن ایران روبه‌رو می‌شود. 

در چنین شرایطی، نه تنها امریکا نقش نظامی و راهبردی خود برای حفاظت از «امنیت انرژی» در «اقتصاد سیاسی جهانی» را از دست می‌دهد، بلکه بی‌اعتمادی کشورهای منطقه‌ای به جایگاه و موقعیت امریکا برای دفاع از آنان را بازتولید می‌کند.

1. مقاومت ایرانی و ناکامی تاکتیکی امریکا - تغییر در الگوی رفتاری و سیاست امریکا نسبت به ایران، تابعی از موازنه کنش نظامی و عملیاتی کشورهایی است که درگیر جنگ بوده‌اند. ایران در روند دفاع از حوزه سرزمینی، اجتماعی و ساختاری خود به ناچار از سازوکارهای کنش نامتقارن بهره گرفت. کشورهایی که در فضای موازنه قدرت تاکتیکی قرار ندارند، اما اراده خود را برای کنش متقابل به کار می‌گیرند، طبیعی است که سازوکارهای مقاومت و جنگ نامتقارن برای منصرف‌سازی اقدامات دشمن را مورد استفاده قرار می‌دهند.  تجدیدنظر در سیاست نظامی و الگوی کنش راهبردی امریکا از اواسط آگوست 2026 در دستور کار برنامه‌ریزان راهبردی کاخ سفید قرار گرفت. در چنین شرایطی بود که امریکا ادامه جنگ و عملیات نظامی با ایران را به عنوان کنش مطلوب و موثر تلقی نکرده و در نتیجه درصدد برآمد تا شکل جدیدی از سیاست و الگوی کنش راهبردی را در دستور کار قرار دهد. تغییر در الگوی کنش تاکتیکی امریکا انعکاس مقاومت و کنش متقابل نامتقارن ایران در برابر اقدامات تهاجمی ایالات‌متحده بوده است. اهداف جدید امریکا در شرایطی حاصل می‌شود که روند محدودسازی قدرت ایران از طریق کشورهای منطقه‌ای و حلقه محاصره اقتصادی جمهوری اسلامی انجام پذیرد. واقعیت‌های کنش دیپلماتیک و راهبردی امریکا بیانگر آن است که فشار اقتصادی ایالات‌متحده علیه ایران در حال افزایش است. اگر چنین راهبردی منجر به کاهش درآمدهای نفتی، محدود شدن ذخایر ارزی و افزایش فشارهای اقتصادی علیه ایران شود، در آن شرایط جمهوری اسلامی نیز از سازوکارهای کنش متقابل نامتقارن برای مقابله با کشورهای مرجع فشار و تحریم اقتصادی ایران بهره می‌گیرد.  شورای آتلانتیک در بررسی‌ وضعیت ایران و مساله جنگ امریکا علیه جمهوری اسلامی به این موضوع می‌پردازد که جنگ نه تنها میزان انسجام داخلی ایران را کاهش داده، بلکه مشروعیت ساختاری جمهوری اسلامی را نیز بازتولید کرده است. در دوران قبل از جنگ، نشانه‌هایی از اعتراض سیاسی و فشار افکار عمومی علیه حکومت وجود داشت. جنگ به عنوان نقطه پایانی برای گذار مسالمت‌آمیز جامعه و حکومت از شرایط بحرانی محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، طبیعی است که اولا اراده ساخت سیاسی برای کنش نظامی و امنیتی افزایش می‌یابد. ثانیا گروه‌های اجتماعی در شرایطی که واقعیت‌های کنش تهاجمی بازیگر مهاجم خارجی را لمس می‌کنند، ترجیح می‌دهند تا از «سیاست سکوت و امید» برای گذار مرحله‌ای از دوران بحران استفاده نمایند. در فضای کنش نظامی امریکا، به دلیل بهره‌گیری ایران از سازوکارهای مقاومت و اقدام نامتقارن، نه تنها ساخت اجتماعی در فضای مقابله و رویارویی با ساختار سیاسی واقع نشد، بلکه حمایت دوفاکتو و فراگیر خود را برای مقاومت در برابر تهدیدات خارجی منعکس ساخت.

2. الهام‌پذیری تاکتیکی ترامپ از نگرش نفیو - براساس چنین نشانه‌ها و شاخص‌هایی است که «ریچارد نفیو» عضو تیم مذاکره‌کننده وزارت خزانه‌داری امریکا با ایران که قبلا کتاب «هنر تحریم» را به نگارش درآورده بود، با انتشار مقاله‌ای در «نشریه فارن‌افرز» به این موضوع اشاره دارد که ترامپ بدترین راهبرد را در برابر ایران به کار گرفته است. «نفیو» نگرش خود برای محدودسازی قدرت و قابلیت سیاسی و ساختاری ایران را باز تحلیل نموده و بیان می‌دارد که جنگ منجر به بسیج افکار عمومی و ارتقای روح ناسیونالیسم ایرانی گردیده است.  در نگرش ریچارد نفیو، چنین فرآیندی بیشترین مازاد سیاسی و امنیتی را برای جمهوری اسلامی به وجود آورده است. نفیو به دولت ترامپ توصیه می‌کند که جنگ نظامی و کنش عملیاتی علیه ایران را پایان داده و

در ازای آن، از سازوکارهایی استفاده نماید که منجر به «فشار تدریجی» و «محدودیت‌های ژئوپلیتیکی» علیه ایران خواهد شد. اندیشه نفیو تاثیر قابل‌توجهی بر سیاست و انگاره کنش تاکتیکی دونالد ترامپ برای به‌کارگیری راهبرد جنگ اقتصادی علیه ایران به‌جا گذاشته است. نفیو به این موضوع اشاره دارد که وقتی دونالد ترامپ جنگ با ایران را آغاز کرد، در ابتدا از مردم ایران خواست که علیه نظام سیاسی قیام نمایند و دولت خود را پس از پایان جنگ به دست گیرند. ترامپ جنگ علیه ایران را «تنها فرصت موثر برای گروه‌های نسلی» دانست. مقاومت ایران در برابر حملات نظامی امریکا و اسراییل منجر به تغییر در مواضع سیاسی ترامپ شد. نبردهای نظامی با اهداف سیاسی پیوند درهم‌تنیده‌ای داشته و روند جنگ، زمینه تغییر در مواضع کشورها را به وجود می‌آورد.

3. ضرورت‌های راهبردی تجدیدنظر در کنش عملیاتی ترامپ- مقاومت ایران در روند جنگ امریکا و اسراییل منجر به تغییر مواضع امریکا شد. «ونس» و «هگست» در روزهای پس از جنگ به این موضوع اشاره داشتند که هدف امریکا از منازعه علیه ایران، جلوگیری از ساخت سلاح هسته‌ای توسط جمهوری اسلامی بوده است. توضیح آنکه ترامپ پس از آن به این موضوع اشاره داشت که با ترور علی خامنه‌ای و فرماندهان نظامی حکومت، عملا تغییر رژیم رخ داده و رهبران جدید ایران از آموزه‌ها و الگوهای بسیار منطقی‌تری بهره‌ می‌گیرند.  نفیو اشاره دارد که ارزیابی ترامپ کاملا اشتباه بوده، زیرا رهبران جدید ایران که عمدتا ژنرال‌های سپاه پاسداران هستند، دارای رویکرد افراطی‌تری نسبت به رهبران سیاسی گذشته می‌باشند. تجربه تاریخی بیانگر آن است که تغییر رژیم از طریق جنگ تاریخی و بمباران کاری بسیار دشوار و اغلب دارای عواقب فاجعه‌باری مانند آنچه در عراق و لیبی رخ داد را به همراه دارد. وظیفه اصلی هرگونه تغییر حکومت برعهده مردم ایران است. ایرانی‌ها طی پنج سال گذشته بارها با اعتراضات گسترده علیه سرکوب، فساد و سوءمدیریت اقتصادی حاکمیت به خیابان‌ها آمدند و پتانسیل ادامه این اعتراضات را دارند. ترامپ باید در مذاکرات صلح بسیار دقیق و انتخابگر باشد. هرگونه توافق جامع که شامل رفع گسترده تحریم‌ها شود، حتی اگر محدودیت‌هایی را در برنامه هسته‌ای موشکی و حمایت از نیروهای نیابتی داشته باشد، منجر به تقویت نظام سیاسی شده و به حکومت موجود جان تازه‌ای می‌دهد. هرگونه حمایت مالی از ایران، نهادهای نظامی و انتظامی ایران را قدرت می‌بخشد. در این شرایط نظام سیاسی از بقا و اقتدار بیشتری برخوردار می‌شود تا قدرت خود را تثبیت نموده، اقتصاد را تحت کنترل قرار گرفته و فشار مردمی را کاهش دهد، بنابراین لازم است تا امریکا از توافق‌های بزرگ که منجر به آزادسازی اقتصادی یا افزایش درآمد عمومی دولت می‌شود، خودداری نماید.

نتیجه - راهبرد جنگ اقتصادی دونالد ترامپ را می‌توان ادامه کنش رفتاری دانست که نئولیبرال‌های وزارت خزانه‌داری امریکا در دوران جو بایدن به آن پایبند بودند. گذار از تحریم اقتصادی و انجام عملیات نظامی پردامنه علیه ایران، چالش‌های جدیدی را اجتناب‌ناپذیر می‌ساخت.   ضرورت‌های راهبردی ایجاب می‌کند که امریکا به جای توافق جامع، از توافق محدود و واقع‌بینانه استقبال به عمل آورد؛ توافقی که دربرگیرنده آتش‌بس، بازگشایی تنگه هرمز، توقف حملات مستقیم و نیابتی ایران علیه امریکا، اسراییل و کشورهای حوزه خلیج‌فارس باشد. ممکن است این توافق شکننده باشد و مساله هسته‌ای را حل نکند، اما منجر به پیشگیری از اختلال در تجارت جهانی شده و ازسوی دیگر، قدرت اقتصادی حکومت ایران را در حداقل ممکن حفظ می‌نماید.       

 


۱ ساعت قبل / سایت آوش

«جنگ اقتصادی» ؛ اسم رمزعقب‌نشینی از «تقابل سخت»

آرمان امروز

آرمان امروز در گزارشی نوشت:

جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران نه یک سیاست ساده تحریم و فشار حداکثری، بلکه برنامه‌ای حساب‌شده و چندلایه از فریب استراتژیک است که از همان آغاز با دو هدف اصلی طراحی شده است.

هدف نخست گریز از درگیری مستقیم نظامی و جنگ سخت با ایران است؛ جنگی که هزینه‌های انسانی، مالی و سیاسی آن برای آمریکا بسیار سنگین و غیرقابل پیش‌بینی بود.

هدف دوم ایجاد فشار اقتصادی پایدار و فرسایشی بر ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران است تا دولت را ناگزیر از بازگشت به میز مذاکره کند. این دو منظور در ظاهر متناقض به نظر می‌رسند اما در عمل مکمل یکدیگرند و به آمریکا امکان می‌دهند بدون پرداخت بهای جنگ تمام‌عیار، همچنان ابتکار عمل را در دست داشته باشد و ایران را در موضع ضعف نگه دارد.

از منظر استراتژیک، رویارویی مستقیم نظامی با ایران برای ایالات متحده همواره گزینه‌ای پرریسک بوده است. ایران کشوری با جمعیت زیاد، جغرافیای پیچیده، شبکه‌های نیابتی گسترده در منطقه و توانمندی‌های نامتقارن قابل توجه است.

هرگونه حمله نظامی گسترده مجدد می‌تواند به جنگ فرسایشی طولانی، افزایش قیمت جهانی نفت، درگیری‌های نیابتی در خلیج فارس و حتی گسترش درگیری به متحدان آمریکا منجر شود. ترامپ و تیم سیاست خارجی او این واقعیت را به‌خوبی درک می‌کردند. بنابراین به‌جای انتخاب مسیر نظامی پرهزینه، مسیر اقتصادی را برگزیدند که در ظاهر تهاجمی و قاطع به نظر می‌رسد اما در باطن راهی برای اجتناب از درگیری سخت است. تحریم‌های گسترده، قطع دسترسی ایران به سیستم مالی بین‌المللی، محدود کردن فروش نفت و بستن راه‌های واردات کالاهای حیاتی، همگی ابزاری بودند تا فشار را بدون شلیک گلوله اعمال کنند. این رویکرد به آمریکا اجازه می‌داد ادعا کند که «حداکثر فشار» را به کار گرفته، در حالی که عملاً از میدان نبرد مستقیم فاصله گرفته بود.

هدف دوم این برنامه فریب، وادار کردن ایران به مذاکره مجدد است. فشار اقتصادی شدید بر زندگی روزمره مردم، کاهش درآمدهای نفتی، تورم افسارگسیخته و مشکلات معیشتی، همگی ابزاری برای ایجاد نارضایتی داخلی و تضعیف موقعیت چانه‌زنی حکومت ایران محسوب می‌شدند. طراحان این سیاست معتقد بودند که وقتی هزینه مقاومت اقتصادی برای تهران بیش از حد سنگین شود، ناچار خواهد شد برای کاهش فشارها به میز مذاکره بازگردد و امتیازاتی بدهد. این منطق دقیقاً همان چیزی است که در ادبیات سیاست خارجی آمریکا به عنوان «دیپلماسی از موضع قدرت» شناخته می‌شود. جنگ اقتصادی در این چارچوب نه هدف نهایی، بلکه وسیله‌ای برای تغییر رفتار طرف مقابل و بازگرداندن او به مذاکرات است. حتی پس از خروج از برجام، پیام‌های مکرر ترامپ درباره آمادگی برای گفت‌وگو نشان می‌داد که فشار اقتصادی در نهایت باید به مذاکره ختم شود، نه به جنگ.

نکته مهم این است که این جنگ اقتصادی به شکلی ضمنی و عملی از سوی هر دو طرف پذیرفته شده است. ایران ترجیح داده به‌جای پاسخ نظامی مستقیم و پرهزینه، از ابزارهای اقتصادی و انرژی برای ایجاد فشار متقابل استفاده کند. افزایش تنش‌ها در تنگه هرمز، تأثیرگذاری بر قیمت جهانی نفت و بهره‌گیری از نوسانات بازار انرژی، همگی بخشی از استراتژی ایران برای انتقال هزینه تحریم‌ها به اقتصاد آمریکا و متحدانش بوده است. تهران با این روش نشان داده که می‌تواند بدون ورود به جنگ کلاسیک، هزینه سیاست فشار حداکثری را برای واشنگتن بالا ببرد. از سوی دیگر، آمریکا نیز با بستن مسیرهای صادرات و واردات ایران، تحریم‌های ثانویه و فشار بر خریداران نفت ایرانی، عملاً این میدان اقتصادی را به عنوان عرصه اصلی رقابت پذیرفته است. هر دو طرف دریافته‌اند که جنگ اقتصادی نسبت به جنگ نظامی، کنترل‌پذیرتر، کم‌هزینه‌تر و قابل مدیریت‌تر است. ایران می‌تواند با ابزارهای نامتقارن اقتصادی و منطقه‌ای پاسخ دهد و آمریکا می‌تواند بدون درگیر شدن مستقیم نیروهایش، فشار را حفظ کند.

این پذیرش متقابل باعث شده جنگ اقتصادی به نوعی «جنگ سرد اقتصادی» تبدیل شود که هر دو طرف در آن قواعد نانوشته‌ای را رعایت می‌کنند. نه آمریکا آماده پرداخت بهای یک جنگ تمام‌عیار است و نه ایران تمایل دارد با پاسخ نظامی مستقیم، بهانه‌ای برای تشدید درگیری فراهم کند. در نتیجه، هر دو طرف در میدان اقتصاد و انرژی با یکدیگر رقابت می‌کنند. یکی با تحریم و بستن راه‌های تجاری و دیگری با تأثیرگذاری بر قیمت نفت و ایجاد اختلال در جریان انرژی. این وضعیت به ظاهر پرتنش، در واقع نوعی تعادل ناپایدار اما قابل تحمل برای هر دو طرف ایجاد کرده است. آمریکا می‌تواند ادعا کند که فشار حداکثری را اعمال کرده و از جنگ مستقیم گریخته است و ایران نیز می‌تواند بگوید که با ابزارهای خود هزینه این فشار را به طرف مقابل منتقل کرده است.

برنامه فریب ترامپ در جنگ اقتصادی علیه ایران به ظاهر موفق شد دو هدف را همزمان پیش ببرد. اجتناب از درگیری نظامی سخت و حفظ اهرم فشار برای کشاندن ایران به مذاکرات. این استراتژی نه تنها هزینه‌های جنگ مستقیم را از دوش آمریکا برداشت، بلکه فضای مانور دیپلماتیک را نیز باز نگه داشت. پذیرش ضمنی این میدان از سوی هر دو طرف نشان می‌دهد که جنگ اقتصادی، برخلاف تصور اولیه، نه یک بن‌بست بلکه یک عرصه مشترک رقابت کنترل‌شده است که در آن هر طرف ابزارهای خود را به کار می‌گیرد. تا زمانی که این تعادل حفظ شود، جنگ مستقیم نظامی همچنان گزینه‌ای دور و پرهزینه باقی خواهد ماند و فشار اقتصادی به عنوان ابزار اصلی تعامل میان دو کشور ادامه خواهد یافت. این واقعیت، ماهیت فریب‌آمیز و چندلایه سیاست فشار حداکثری را آشکار می‌سازد؛ سیاستی که در ظاهر تهاجمی است اما در باطن راهی برای مدیریت تنش بدون پرداخت بهای کامل جنگ است.

ونس نیز با صحبت های خود به صورت ضمنی مهر تاییدی بر این گذاشت که جنگ اقتصادی به مراتب برای آمریکا کم هزینه تر از یک تقابل سخت خواهد بود.

 


۱۰ ساعت قبل / سایت آوش

بیانیه شدیداللحن حزب الله لبنان علیه تحرکات خصمانه وزارت خارجه و خزانه داری آمریکا

حزب الله لبنان بیانیه ای درباره بیانیه های وزارت خزانه داری و خارجه آمریکا علیه این حزب منتشر کرد.

در این بیانیه آمده است: دیروز، دولت آمریکا از طریق وزارت خزانه‌داری و وزارت امور خارجه ادعا کرد که حزب‌الله تحت کنترل نیروی قدس است و از این ادعا به عنوان توجیهی برای قرار دادن مجدد آن در فهرست تحریم‌ها استفاده کرد. این تصمیم، در واقع، حلقه دیگری از زنجیره سیاست‌های مداوم دولت‌های آمریکا برای هدف قرار دادن مقاومت، جامعه آن، پایگاه حمایتی آن و متحدانش، محاصره و اعمال فشار سیاسی، مالی و نظامی بر آنهاست. هدف، حفاظت از امنیت دشمن اسرائیلی، تثبیت اشغالگری آن در جنوب لبنان و گشودن راه برای اسرائیل جهت اجرای پروژه‌ها و طمع ورزی های توسعه‌طلبانه‌اش در منطقه است.

حزب الله بیان کرد: این تصمیم وزارت خزانه‌داری آمریکا تایید می‌کند که دولت آمریکا که سابقه استفاده از تحریم‌ها به عنوان وسیله‌ای برای تحمیل هژمونی و اراده خود بر کشورها و مردم را دارد، همچنان با لبنان به عنوان قیم رفتار می‌کند. به جای اینکه دشمن اسرائیلی را مجبور به عقب‌نشینی از جنوب لبنان و توقف حملاتش، انفجار منازل، تخریب مزارع و کشتار شهروندان لبنانی کند، به محاصره مردم لبنان متوسل می‌شود و تلاش می‌کند تا لبنان را از تمام منابع قدرت خود محروم کند. با این کار به به دنبال ایجاد بی ثباتی داخلی در لبنان و منحرف کردن مسیر رویارویی با دشمن اسرائیلی به سمت دیگری است.

در بیانیه حزب الله آمده است: حزب‌الله برای تایید لبنانی بودن و مهین پرست بودنش به احدی نیاز ندارد، بلکه، فداکاری هزاران شهیدی که جان خود را برای لبنان و مردمش فدا کردند و سابقه طولانی مقاومت، مقابله با اشغالگران و دفاع از سرزمین و حاکمیت آن، گواه واقعی بر لبنانی بودن حزب الله است.

حزب الله بیان کرد: رابطه نزدیک و محکم و برادرانه ما با جمهوری اسلامی ایران، رابطه‌ای است که ما به آن می بالیم و به آن افتخار می‌کنیم، زیرا در کنار لبنان ایستاد، از آن حمایت کرد و به آن در آزادسازی سرزمینش و احیای حاکمیت و حقوقش کمک کرد. ایران در هر بحرانی در کنار لبنان ماند و از اولین کشورهایی بود که در بازسازی آنچه توسط تجاوز صهیونیستی در طول جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ ویران شده بود، مشارکت کرد.

در بیانیه حزب الله لبنان آمده است: دولت آمریکا هیچ صلاحیت اخلاقی یا قانونی برای دسته‌بندی دیگران یا اعطای گواهی میهن‌پرستی به آنها ندارد. سابقه خونین و جنایتکارانه آن، از ویتنام تا افغانستان و عراق، حمایت بی‌دریغ آن از نسل‌کشی در غزه، لاپوشانی جنایات دشمن اسرائیلی و ارتکاب کشتار و ویرانی در لبنان، یمن و سوریه، تجاوز آن به جمهوری اسلامی ایران، زیر پا گذاشتن همه قوانین و کنوانسیون‌های بین‌المللی، بی‌توجهی آن به همه ارزش‌های انسانی و اخلاقی و تبدیل جهان به قانون جنگل که در آن قوی، ضعیف را طعمه خود می‌کند، همه و همه آن را در جایگاه مادر و منبع تروریسم در جهان قرار می‌دهد و هرگونه حقی را برای تعیین خود به عنوان حکم بر جهان و مردم آن سلب می‌کند.

حزب الله در پایان بیان کرد: همه این تحریم‌ها و طبقه‌بندی‌های ناعادلانه، ما را از پایبندی به گزینه مقاومت و حق لبنان و مردم لبنان برای دفاع از سرزمین، حاکمیت و منابع خود باز نخواهد داشت و این واقعیت را تغییر نخواهد داد که مقاومت بخش جدایی‌ناپذیری از تاریخ، حال و آینده لبنان بوده، هست و خواهد بود.

گفتنی است که وزارت خزانه‌داری آمریکا روز پنجشنبه تحریم‌هایی را علیه شبکه‌ پول نقد حزب‌الله لبنان اعمال کرد که به ادعای این وزارتخانه، برای حزب‌الله پول نقد منتقل می‌کرد.

منبع: ایرنا 




 جنگنده رادارگریز اف-۳۵ آمریکایی بر فراز امارات کد وضعیت اضطراری ارسال کرد
۴۹ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

جنگنده رادارگریز اف-۳۵ آمریکایی بر فراز امارات کد وضعیت اضطراری ارسال کرد

سامانه‌های ردیابی پرواز و منابع هوانوردی منطقه از ارسال سیگنال وضعیت اضطراری توسط یک فروند جنگنده رادارگریز فوق‌پیشرفته F-۳۵A متعلق به نیروی هوایی ارتش آمریکا بر فراز آسمان امارات متحده عربی خبر دادند.

 جمهوری اسلامی: ایران به تصمیمی شجاعانه و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد | اصلاحات اقتصادی همزمان با اصلاحات در سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود
۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

جمهوری اسلامی: ایران به تصمیمی شجاعانه و یک تفاهم بزرگ نیاز دارد | اصلاحات اقتصادی همزمان با اصلاحات در سیاست خارجی و ترمیم سرمایه اجتماعی پیش برود

اقتصادنیوز: یک استاد ارتباطات اجتماعی نوشت: ایران به نقشه‌ای روشن، تصمیمی شجاعانه و سخن‌گفتن صادقانه با مردم نیاز دارد. تصمیمی که هزینه‌هایش را پنهان نکند و افق عبور از بحران را نشان دهد.

 حرکت غیرمنتظره مسی بعد از مرگ پدرش | تنبیه فوق‌ستاره آرژانتینی
۴ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

حرکت غیرمنتظره مسی بعد از مرگ پدرش | تنبیه فوق‌ستاره آرژانتینی

ستاره آرژانتینی اینتر میامی به خاطر ضربه زدن به بازیکن فیلادلفیا توسط کمیته انضباطی لیگ آمریکا جریمه شد.

 هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود
۴۰ دقیقه قبل / روزنامه هفت صبح

هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود

‌براین اصل ایده قابل دفاع است. اما درعین حال جای نگرانی هم وجود دارد. چون ناگهان قرار است «نظام آموزش‌های فرهنگی و هنری» با انبوهی از استاندارد، گواهینامه، رتبه‌بندی، سامانه، چارت سازمانی و ارزیابی شکل بگیرد و بعد نام این مجموعه «تحول آموزش هنر» گذاشته شود

 ۵ جواهر بارسلونا که این فصل می‌درخشند
۱ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

۵ جواهر بارسلونا که این فصل می‌درخشند

از ستاره ۱۶ ساله تا مدافع آینده‌دار؛ نسل جدید لاماسیا آماده درخشش است

 قیمت طلا ۱۸ عیار امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵/افزایش قیمت طلا
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

قیمت طلا ۱۸ عیار امروز شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵/افزایش قیمت طلا

اقتصادنیوز: قیمت طلا افزایش یافت. هر گرم طلا ۱۸ عیار با افزایش، به 20 میلیون و 326 هزار و 500 تومان رسید.