
سدهای تهران چقدر آب دارند؟

بابک زمانی؛ داستانهای نورولوژیست در فغان از جنگ
عصر ایران؛ مهرداد خدیر - خبررسانی نشستهای بخارا و از جمله شبهای آن یا عصر یکشنبهها در معرفی تولیدات و رخدادهای تازه فرهنگی را کانال تلگرامی خودشان انجام میدهد و ما اگر مطلبی یا گزارشی داشته باشیم دربارۀ مراسم است و بعد از برگزاری اما در این فقره زودتر خبر میدهیم و 8 نکته هم دربارۀ این نشست:
ابتدا اصل خبر که چنین است: هفدهمین نشست از سلسله نشستهای «عصر یکشنبههای بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»- مجموعه داستانهای بابک زمانی- اختصاص دارد؛ کتابی که انتشارات سهامی عام منتشر کرده است. (ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ در خانۀ کتاب "دبا"- میدان نیاوران).
اما چرا فراتر از خبر به این نشست پرداختهام:
اول. فضای مجازی و شبکههای اجتماعی ما را ازکتاب بینیاز نمیکند. هیچکس به صرف مشاهدۀ چهار تا فیلم وایرال شده در این فضا دانا نشده است. کار به جایی رسیده که تا میگویی احمد شاملو بلافاصله تحت تأثیر این فضا میگویند: سخنرانی دربارۀ فردوسی در دانشگاه برکلی و بعد متوجه میشوی آن بندۀ خدا نه دو بیت شعر فردوسی از بردارد نه از شاملو و فقط از اینستاگرام یاد گرفته دو گانۀ شاملو - فردسی بسازد.
به آقای غنینژاد هم در حاشیۀ اکران فیلم "مست عشق" گفتم: خیال نکنید چهار تا فحش به شریعتی و مصدق اعتبار افزوده میآورد. کافی است از اینهایی که از شما امضا میگیرند بپرسید: چند تا یادداشت شما را در دنیای اقتصاد و تجارت فردا خواندهاند. از واکنش او دریافتم اتفاقا چون آنها را نخوانده و ندیدهاند به این فضا روی آورده. دوستی هم میگفت وقتی در یک برنامه تصویری مدام میپرسیده چند تا بازدید داشتیم میزبان به طعنه گفته: آقای دکتر! پولش گیر من میآید. شما ذوق میکنی؟!
با این نگاه هر خبری دربارۀ کتاب مغتنم است تا ما را از این سیاهچال ابتذال فرهنگی نجات دهد. همین امروز یکی از بستگان باز ویدیوی غنینژاد را فرستاد و این بار دربارۀ دکتر مصدق و گفتم: به جای مطالعۀ سه جلد "خواب آشفتۀ نفت" به قلم ادیب و حقوقدان و شاعر و مورخ و نویسندهای در اندازه و آوازۀ دکتر محمد علی موحد ویدیوی این آقا را فرستادهای؟ بهتر نیست دربارۀ ایده خصوصیسازی بانکها هم توضیح دهند و مصدق و شریعتی را به اهل آن بسپارند؟
دوم. عنوان کتاب هم دلیل دیگر است: فغان زِ جنگ. از این منظر هم اهمیت دارد چون تلویزیون جبهۀ پایداری -که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشهور است- رسما جنگ را تبلیغ و تقدیس میکند. در حالی که پیشتر با توصیف جنگ به دفاع یا مقاومت یا تحمیلی خواندن جنگها از جنگ هشتساله و جنگ 12 روزه میگفتیم ولی تلویزیون پایداری حتی تعبیر جنگ 40 روزه را هم کمتر به کار میبرد و بر استمرار آن اصرار دارد و به عدد 172 رسیده است.
فغان ز جنگ، البته مجموعه داستان است و کاری به جنگ 40 روزه ندارد اما دربارۀ جنگ هشت ساله و جنگ 12 روزه است و روزگاری که هنوز آشکارا جنگ را تبلیغ و ترویج و تقدیس نمیکردند. واقعا هم فغان زِ جنگ.
سوم. نویسندۀ کتاب، نورولوژیست است. درست است که میگویند پزشکان چندان علاقه و نسبتی با ادبیات ندارند ولی وقتی پزشکی سراغ ادبیات رفته موفق بوده و تا صحبت پزشکان اهل ادبیات یا فعالان رشتههای پزشکی و نویسندگی میشود همچنان به یاد بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و آثار جاودانهشان ( ملکوت و عزاداران بَیَل) میافتیم.
دکتر بابک زمانی هم که در آستانۀ 70 سالگی قرار دارد استاد بازنشستۀ دانشگاه علوم پزشکی و از سرآمدان نورولوژی است و در معرفی او: بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته (کثیری از نورولوژیستهای امروز ایران مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بودهاند). تا جایی که مرجع نوروسونولوژی ایران شناخته میشود.
او در راهاندازی انجمن نورولوژی و انجمن سکتۀ مغزی نقش پررنگی داشته و در سال 95 برنامۀ ملی درمان سکتۀ مغزی حاد با کمک او آغاز شد و به بیماران بسیاری در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است. این هم دلیل دیگر که به دنبال خدمت به مفهوم عام آن بوده و بر گردن خیلیها حق دارد.
چهارم. درهمۀ این سالها در کنار طبابت، بهطور جدی نویسندگی میکرده و به قول خودش قبل از طبابت، نویسنده بوده است. در حالی که برخی از پزشکان مشغله زیاد را دلیل کتاب نخواندن ذکر میکنند او نه تنها میخوانده که مینوشته. البته اگر برخی از پزشکان اهل مطالعه کتب غیر تخصصی نیستند به عکس، آنها که اهل خواندناند بسیار حرفهای و دقیق دنبال میکنند (و حالا که صحبت از نویسندگی یک نورولوژیست شد از کتابخوانی یک اورولوژیست هم بگویم که نشده دیداری داشته باشیم و او- دکتر مجید علی عسگری- از کتاب تازهای نگوید که در دست دارد و اغلب آنها را البته من نخواندهام!)
پنجم. دلیل دیگر این که نویسنده از آن دست متخصصان و نویسندگان است که به نقش رسانه واقفاند. نه آن که به دنبال تبلیغ مقابل دوربین تلویزیون باشند بلکه مثل دو وکیل فقید -بهمن کشاورز و نعمت احمدی- که برای روزنامه های مستقل یادداشت حقوقی مینوشتند.
دکتر بابک زمانی را هم با یادداشتهای مستمری که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامههای شرق، اعتماد و هممیهن و مجلههای بخارا، اندیشۀ پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده میشناسیم. از طبیبان پیشگامی که نوشتههای خود را به حوزۀ عمومی میآورد و بهصورت روزمره مینویسد و در فضایی میان طبابت و اجتماع داستان هم نوشته است.
ششم . برخی مشاغل با طیفهای مختلف مردم ارتباط دارند و چون به تعبیر دکتر مهرآیین زندگی هر فرد یک قصه منحصر به فرد است سوژههای متعدد و متنوعی دارند. دربارۀ پزشکان قضیه متنوعتر است چون مردم به آنها اعتماد دارند و اسرار خود را نیز با آنان در میان میگذارند و از این نظر دست پزشک نویسنده یا نویسنده پزشک باز است. خاصه که با مغز بیمار سر و کار دارد.
هفتم. جز خود علی دهباشی که میزبان و برگزار کننده و طبعا یکی از سخنرانان است دو روزنامه نگار شناخته شدۀ حوزه ادبیات ( علی ورامینی و احمد غلامی) به اضافۀ یک کارگردان و تهیه کنندۀ سینما ( محسن امیریوسفی) در زمرۀ سخنراناناند و این آخری نوید ساخت یک فیلم با موضوع این کتاب را میدهد یا به سویههای بصری آن میپردازد. کاش احسان محمدی هم بود یا بیاید چون او نیز جدای روزنامهنگاری و تحصیل و تدریس رسانه و ارتباطات کتاب موفق "جنگ بود" را نوشته است.
هشتم. سرانجام این که کتاب «فغان، ز جنگ» مجموعهای از داستانهای کوتاه و یک داستان نیمهبلند نویسنده است که طی چند دهه نوشته شده است. داستانهای کوتاه او دربارۀ جنگ هشتساله است و داستان نیمهبلند او در بستر جنگ دوازدهروزه پارسال اتفاق افتاده است؛ روایتهایی که به گفتۀ خود او چارهای جز نوشتنشان نداشتهاست. مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده) پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
حسامالدین سراج قطعه «بهار دلشکسته» را به رهبر شهید تقدیم کرد
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو؛ پاسداشت چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید با عنوان «خون دلی که لعل شد» پنجشنبه شب ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با حضور مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران، سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد، حسامالدین سراج خواننده، احمد صدری مدیر خانه موسیقی تهران، محمد رسولی شاعر، حجتالاسلام زائری فعال رسانهای و علی صدرینیا مستندساز در کوشک باغ هنر برگزار شد.
اهالی فرهنگ و هنر در این برنامه از سیره هنری رهبر شهید گفتند و خاطراتی که از ایشان در محافل فرهنگی و هنری داشتند را روایت کردند.
همچنین در این آیین از نخستین تولید خانه موسیقی تهران با عنوان «بهار دلشکسته» با صدای حسامالدین سراج رونمایی شد.
توضیحات سراج درباره شکلگیری قطعه «بهار دلشکسته»
حسامالدین سراج خواننده پیشکسوت موسیقی سنتی در این آیین درباره چگونگی شکلگیری قطعه موسیقایی «بهار دلشکسته» اظهار کرد: زمستان سال گذشته با عبدالجبار کاکایی صحبت میکردیم چون عدهای از مردم داغدار بودند و جوانانشان را از دست داده بودند و فضا بسیار سنگین بود. به عبدالجبار گفتم شعری در این زمینه بگو در عین اینکه به مردم تسلیت میگویی به اینکه بهار در راه است هم اشاره کنی و بگویی که باید غمهایمان را برای ساختن کشور و رسیدن به یک بهار دیگر فراموش کنیم.
وی افزود: عبدالجبار گفت که شعری دارم که آن را فردا برایت ارسال میکنم و وقتی که فرستاد و آن را خواندم دیدم چقدر زیباست: «اگر چه خنده هدیه بهار است/دلم به سوی لاله داغدار است /صدای نی، صدای نی میآید/بهار دلشکسته کی میآید …»
سراج گفت: چون تعبیر بهار دلشکسته بسیار جذاب بود همین اسم را برای قطعه انتخاب کردیم. زمانی که خبر شهادت رهبری را اعلام کردند من مجدد با عبدالجبار تماس گرفتم و گفتم شعری که برایم فرستادی خوب است اما اکنون یک حماسه میخواهیم و بعد این قطعه را برایم فرستاد؛ « بهار سرود عاشقانهام باش/بمان، ستون و سقف خانهام باش/ به رغم این زبانههای سرکش/پرندهام، پرندهام که پر کشد از آتش» و بعد این سوگ به آن بخش حماسی وصل شد.
این خواننده موسیقی سنتی ضمن قدردانی از عبدالجبار کاکایی شاعر قطعه «بهار دلشکسته» بیان کرد: هر بار که مناسبت خاصی پیش آمده یا اتفاق خاصی پیش آمده که به ما شوکی وارد کرده است وقتی با این شاعر تماس گرفتم یک روزه شعرش را سروده است و این کار هرکسی نیست. این اثر را به شهدای ایران و به بزرگ و آقای شهدا، آقای خامنهای عزیز تقدیم کردیم.
وی گفت: وقتی ملودی این قطعه را کار میکردم حال خوشی نداشتم چون همه متوجهیم که فضا، فضای عادی نیست. بعد با دوستم داوود برزیده نوازنده نی، تنظیمکننده و ناظر ضبط تماس گرفتم و او گفت ملودیهایم را برایش بفرستم و تقریبا سه یا چهار روز طول کشید تا این کار ضبط شد.
سراج ضمن قدردانی از مدیر عامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد افزود: در شرایطی که کسی، کسی را نمیدید و فضای اداری هم باز نبود من با بشیر بیآزار (فعال فرهنگی) تماس گرفتم و زمینه ضبط این کار فراهم شد.
اراضی عباسآباد یادگار حضرت آقاست
سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباسآباد نیز در این آیین اظهار کرد: برایم سخت است و باور ندارم که آقا از بین ما رفتند اما باید بگویم که اراضی عباسآباد یادگار حضرت آقاست. ایشان با مطالعه اسناد بالادستی دستور دادند که این منطقه به فضایی فرهنگی تبدیل شود و ما اینجا را یادگاری آقا میبینیم.
خاطرات چمران از رهبر شهید
مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز در این مراسم خاطرهای از رهبر شهید بیان کرد: من در اولین جلسهای که شعرا با حضرت آقا داشتند حضور داشتم، آن زمان بنده در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس بودم. هنوز نوشتن رُمانِ جنگ زیاد باب نشده بود. کتابهای اندکی نوشته میشد. به خاطر میآورم حضرت آقا درباره رابطه هنر با دفاع مقدس بحث طولانی در آن جلسه مطرح کردند که خوشبختانه جزوه کوچکی از صحبتهای ایشان را چاپ کردیم که هنوز هم وجود دارد و باید دوباره آن را احیا کنیم.
وی افزود: آبان سال ۱۳۵۹ وقتی شهید چمران در سوسنگرد زخمی شده بود، حضرت آقا برنامههای هر روز جنگ را هر شب با او مرور میکردند. یک شب دست آقا کتاب تاریخ هنر را دیدم و تعجب کردم چرا که اعتقادات نویسنده آن کتاب با حضرت آقا غریبه بود. از آقا پرسیدم شما هم از این کتابها میخوانید و آقا فرمودند بله من هم میخوانم که شهید چمران هم توضیحاتی درباره هنر داد و گفت من هم به هنر و عکاسی علاقه دارم. آقا به من توصیه کردند که برای حفظ و زنده نگهداشتن آثار دفاع مقدس باید از راه هنر وارد شد. ساخت فیلم «چ» هم در راستای صحبتهای ایشان و جلساتی که من با آقای حاتمیکیا داشتم، پیش رفت.
چمران در بخش دیگری از سخنانش گفت: آنچه برای من دردناک است نبود رهبرمان است و امیدوارم راه ایشان ادامه داشته باشد.
حجتالاسلام زائری نیز درباره علاقه رهبر شهید به شعر سخن گفت و خاطرهاش از اولین باری که مقابل رهبر شهید شعر خواند را تعریف کرد.
زائری، قطعه شعری را که برای رهبر شهید سروده بود برای نخستین بار در این مراسم خواند.
همچنین بخشی از «مستند غیر رسمی» ساخته علی صدرنیا مستندساز از حضور رهبر شهید در مراسم غیر رسمی با اهالی فرهنگ و هنر برای حاضران پخش شد.
مهدی قزلی نیز نویسنده کتاب «گاه گمشدگان؛ روایتهایی از مواجه با امام رضا(ع)» بخشی از روایت فصل «مسافر و زنبورهای بیکندو » را برای حاضران در این مراسم خواند.
محمد رسولی شاعر و محمد حمزهزاده نویسنده و کارگردان نیز در وصف رهبر شهید در این مراسم سخن گفتند.
اعلام جزئیات کنسرت «ویوو» به رهبری ارکستر پانیذ فریوسفی
به گزارش آفتاب نیوز،
کنسرت ارکستر «VIVO» به رهبری پانیذ فریوسفی، سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ در تالار رودکی برگزار میشود.
این ارکستر در اجرای پیشرو آثاری از گئورگ فریدریش هندل، ادوارد الگار، پیوتر ایلیچ چایکوفسکی، محمدسعید شریفیان، محمدرضا تفضلی، مانی جعفرزاده و حسن رحیمی را مینوازد. همچنین بهراد علی قورچی بهعنوان کنسرت مایستر و هورا جنیدی بهعنوان مدیر اجرایی حضور دارند.
کنسرت ارکستر «ویوو» (VIVO) از ساعت ۲۰ روز سهشنبه ۳ شهریور ۱۴۰۵ در تالار رودکی برگزار میشود و علاقهمندان میتوانند بلیت این اجرا را از طریق سامانه «هنرتیکت» تهیه کنند.

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

محفل اربعین؛ به یاد قرآنیترین رهبر جهان اسلام

«کارآگاه علوی» از امشب روی آنتن میرود

