
ویدئو| قرار بود حذفش کنند، اما با آن ورزشگاه لسآنجلس را فرش کردند!

شروع رویایی شهاب زاهدی در مالزی
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو؛ فصل جدید فوتبال مالزی با قهرمانی جوهور دارالتعظیم در سوپرجام آغاز شد؛ تیمی که عصر امروز با درخشش و گلزنی شهاب زاهدی در دیدار مقابل کوچینگ سیتی با نتیجه ۳ بر صفر به برتری رسید و نخستین جام فصل را از آن خود کرد.
در این مسابقه، جوهور از همان ابتدا کنترل بازی را در اختیار داشت و در دقیقه ۱۱ با گل مارکوس گیلرمه پیش افتاد. برتری یکگله این تیم تا پایان نیمه نخست حفظ شد و در نیمه دوم نیز فشار شاگردان جوهور ادامه پیدا کرد. آریبا اوز در دقیقه ۵۵ گل دوم را به ثمر رساند تا تیم میزبان با حاشیه امنیت بیشتری به کار ادامه دهد که ورود شهاب زاهدی به زمین و نمایش فوقالعاده او برتریشان را قطعی کرد.
شهاب زاهدی که در نخستین بازی رسمی خود برای جوهور دارالتعظیم از روی نیمکت کار را آغاز کرده بود، در ادامه مسابقه فرصت حضور در زمین را به دست آورد و در دقایق پایانی، نقش مهمی در تکمیل برد تیمش ایفا کرد.
ستاره ایرانی در دقیقه ۸۶ روی یک فرار سریع از میانه زمین صاحب موقعیت شد و در شرایط تکبهتک با دروازهبان کوچینگ سیتی قرار گرفت که ضربه نخست زاهدی با واکنش تماشایی گلر حریف دفع شد، اما شهاب در ادامه صحنه بهخوبی خودش را به توپ برگشتی رساند و با یک ضربه پای چپ دقیق و قدرتمند، گل سوم جوهور را به ثمر رساند.
این گل، نخستین گل رسمی شهاب زاهدی با پیراهن جوهور دارالتعظیم بود؛ گلی که در اولین حضور رسمی او برای این تیم و در مسیر کسب نخستین جامش در فوتبال مالزی به ثمر رسید.
۵ نشانه تاکتیکی پرسپولیس
به گزارش مشرق ، پرسپولیس فصل جدید لیگ برتر را با دو پیروزی برابر شمسآذر و استقلال خوزستان آغاز کرده؛ شروعی که علاوه بر ثبت ۶ امتیاز، نشانههایی امیدوارکننده از شکل و ساختار فنی این تیم را به نمایش گذاشته است.
سرخپوشان در دو هفته نخست ۶ گل به ثمر رسانده و تنها یک گل دریافت کردهاند؛ آماری که برای آغاز فصل قابل توجه است، اما بهتنهایی نمیتواند معیار دقیقی برای سنجش تواناییهای واقعی تیم مهدی تارتار باشد. پرسپولیس در این دو مسابقه نشان داده که از نظر تاکتیکی، ایده مشخصی برای بازی دارد. پرس از جلو، بازی عمودی، انتقال سریع، حضور بازیکنان بیشتر در فاز هجومی و واکنش مناسب پس از از دست دادن توپ، پنج مؤلفهای هستند که در نمایش دو هفته نخست سرخپوشان قابل مشاهده بودهاند.
با این حال، یک نکته مهم را نباید نادیده گرفت؛ شمسآذر و استقلال خوزستان، دستکم در شرایط فعلی، از جمله تیمهایی نیستند که بتوانند تمام ظرفیت یک مدعی قهرمانی را محک بزنند. بنابراین آنچه تاکنون از پرسپولیس دیدهایم، بیشتر نشاندهنده پتانسیل و نشانههای اولیه یک تیم مدعی است تا اثبات قطعی این ادعا.
۶ امتیاز ابتدایی؛ ساده اما بسیار مهم
ممکن است از نظر فنی، پیروزی مقابل تیمهایی مانند شمسآذر و استقلال خوزستان به اندازه یک مسابقه برابر مدعیان قهرمانی ارزش تحلیلی نداشته باشد، اما در جدول لیگ برتر هر سه امتیاز دقیقاً همان ارزشی را دارد که سه امتیاز یک بازی بزرگ دارد. تیمی که هدفش قهرمانی است، ابتدا باید مسابقاتی را که روی کاغذ شانس بیشتری برای پیروزی در آنها دارد، با موفقیت پشت سر بگذارد. قهرمانی فقط با شکست دادن رقبای مستقیم به دست نمیآید؛ بخش مهمی از آن به جمعآوری امتیازات مقابل تیمهایی مربوط میشود که در سطح پایینتری قرار دارند.
به همین دلیل، ۶ امتیاز ابتدایی پرسپولیس را نباید دستکم گرفت. شاید این امتیازات در هفته دوم چندان تعیینکننده به نظر نرسند، اما در هفتههای پایانی میتوانند همان فاصلهای باشند که یک تیم را در کورس قهرمانی نگه میدارد یا از آن خارج میکند. پرسپولیس فعلاً وظیفه اول خود را انجام داده است؛ حریفانی را که باید شکست میداد، شکست داده است. حالا آزمون دشوارتر آغاز میشود؛ جایی که تیم باید مقابل رقبایی قرار بگیرد که خودشان توانایی کنترل بازی، پرس، مالکیت و ایجاد موقعیت دارند.
پرس از جلو؛ اولین نشانه از هویت تاکتیکی
یکی از ویژگیهای قابل توجه پرسپولیس در دو هفته نخست، تلاش برای بازپسگیری توپ در مناطق بالای زمین بوده است. پرس از جلو صرفاً یک تاکتیک دفاعی نیست. هدف این است که تیم، محل شروع حمله حریف را به مناطق نزدیکتر به دروازه او منتقل کند. اگر پرس موفق باشد، پرسپولیس میتواند توپ را در زمین حریف پس بگیرد و پیش از آنکه حریف فرصت سازماندهی مجدد پیدا کند، حمله دیگری را آغاز کند. این موضوع در فوتبال امروز اهمیت زیادی دارد؛ چرا که لحظه پس از از دست رفتن توپ، یکی از آسیبپذیرترین لحظات هر تیم است. اگر پرسپولیس بتواند در همان چند ثانیه نخست توپ را دوباره به دست بیاورد، حریف هنوز ساختار دفاعی خود را کامل نکرده و احتمال ایجاد موقعیت افزایش پیدا میکند.
با این حال، پرس از جلو یک شمشیر دو لبه است. اگر حریف بتواند خط نخست فشار پرسپولیس را بشکند، فضای بیشتری پشت سر بازیکنان پرسکننده ایجاد خواهد شد. بنابراین یکی از مهمترین سؤالات درباره پرسپولیس این است که مقابل تیمهایی با کیفیت بالاتر در خروج از پرس، چه واکنشی خواهد داشت.
بازی عمودی؛ مالکیت برای رسیدن به دروازه
پرسپولیس در دو بازی نخست نشان نداده که مالکیت توپ را صرفاً برای بالا بردن آمار مالکیت میخواهد. هر زمان مسیر مناسبی برای بازی رو به جلو وجود داشته، بازیکنان تلاش کردهاند توپ را با سرعت بیشتری به خطوط بالاتر منتقل کنند. این همان چیزی است که میتوان از آن به عنوان بازی عمودی یاد کرد؛ یعنی تیم به جای گردش طولانی و بیهدف توپ، در صورت وجود مسیر مناسب، سریعاً بازی را به سمت دروازه حریف پیش میبرد.
عمودی بازی کردن البته به معنای عجله کردن نیست. یک تیم خوب باید بداند چه زمانی پاس رو به جلو بدهد و چه زمانی توپ را به عقب برگرداند تا زاویه جدیدی برای حمله ایجاد کند. پرسپولیس در دو هفته ابتدایی، بهویژه هنگام بازپسگیری توپ در میانه زمین، از این ویژگی استفاده کرده است. چنین مدلی مقابل تیمهایی که عقب مینشینند میتواند زمان رسیدن به یکسوم هجومی را کاهش دهد، اما برابر تیمهای قدرتمندتر، کیفیت تصمیمگیری در پاسهای عمودی اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
انتقال سریع؛ تبدیل توپگیری به موقعیت
یکی دیگر از نکات مثبت پرسپولیس، سرعت انتقال از دفاع به حمله است. در فوتبال، لحظهای که توپ از یک تیم به تیم دیگر منتقل میشود، میتواند بهترین زمان برای حمله باشد؛ زیرا ساختار دفاعی تیمی که توپ را از دست داده، هنوز کامل شکل نگرفته است. پرسپولیس در این دو بازی تلاش کرده بلافاصله پس از توپگیری، بازیکنان هجومی خود را وارد فضا کند. در چنین شرایطی، بازیکنی مانند بیفوما اهمیت زیادی پیدا میکند؛ چرا که علاوه بر پاس دادن، توانایی حمل توپ و پیشروی با آن را دارد.
این ویژگی میتواند به پرسپولیس کمک کند تا فقط به پاسهای سریع وابسته نباشد. وقتی بازیکنی بتواند با توپ چند متر پیشروی کند و یک مدافع را مجبور به واکنش کند، ساختار دفاعی حریف نیز دچار تغییر میشود. از این منظر، بیفوما میتواند یکی از ابزارهای مهم پرسپولیس برای تغییر ریتم مسابقه باشد.
حضور بیشتر بازیکنان در فاز هجومی
پرسپولیس در دو هفته نخست تمایل داشته با تعداد بیشتری از بازیکنان وارد فاز حمله شود. این موضوع باعث میشود بازیکن صاحب توپ گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشد و مدافعان حریف نیز با تصمیمهای بیشتری مواجه شوند.
در این میان، حضور ایگور سرگیف به عنوان مهاجم نوک میتواند یک تغییر مهم در ساختار هجومی پرسپولیس ایجاد کند. حضور مهاجم نوک تخصصی این امکان را به علی علیپور میدهد که از فضای اطراف او استفاده کند و دیگر مجبور نباشد تمام وظایف یک مهاجم مرکزی را به تنهایی انجام دهد.
علیپور میتواند بیشتر به عمق بزند، در کانالهای کناری حرکت کند و حتی در برخی صحنهها نقش سازنده حمله را بر عهده بگیرد.گل سوم پرسپولیس برابر استقلال خوزستان نمونه خوبی از این موضوع بود؛ جایی که علیپور با پاس در عمق، سرگیف را در موقعیت گل قرار داد. این همکاری اگر در ادامه فصل نیز تداوم پیدا کند، میتواند یکی از نکات مهم ترکیب تارتار باشد.
در واقع حضور سرگیف فقط به معنای اضافه شدن یک مهاجم دیگر نیست؛ این بازیکن میتواند باعث شود علیپور نیز در نقش متفاوت و مؤثرتری ظاهر شود.
بیفوما؛ ابزاری برای تغییر ریتم
با وجود شروع قدرتمند پرسپولیس برابر استقلال خوزستان، ضربآهنگ تیم در بخشهایی از اواخر نیمه اول کاهش پیدا کرد. فشار اولیه کمتر شد و حملات نسبت به دقایق ابتدایی، از سرعت و تنوع کمتری برخوردار بود. اینجاست که بازیکنی مانند بیفوما اهمیت پیدا میکند.او با توانایی حمل توپ و بازی مستقیم، میتواند شرایطی را ایجاد کند که پرسپولیس برای شکستن خطوط دفاعی حریف فقط به پاسهای کوتاه و گردش توپ متکی نباشد. یک تیم مدعی قهرمانی به چند راه برای ایجاد موقعیت نیاز دارد. اگر بازی ترکیبی جواب نداد، باید بتواند از کنارهها استفاده کند؛ اگر حریف فضا را بست، باید بازیکنی برای برتری فردی وجود داشته باشد و اگر دفاع حریف بیش از حد فشرده شد، توانایی تغییر ریتم ضروری است. بیفوما میتواند بخشی از این نیاز را برطرف کند.
واکنش پس از از دست دادن توپ
پنجمین ویژگی قابل توجه، رفتار پرسپولیس بلافاصله پس از از دست دادن توپ است. فوتبال تهاجمی بدون واکنش مناسب پس از لو دادن توپ، میتواند خطرناک باشد. اگر بازیکنان پس از از دست دادن توپ بلافاصله عقبنشینی کنند، فضای زیادی برای انتقال حریف ایجاد میشود. پرسپولیس در دو هفته نخست در بسیاری از صحنهها تلاش کرده در همان منطقه توپ از دسترفته فشار وارد کند و مانع شکلگیری حمله حریف شود. این رفتار از نظر تاکتیکی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بازپسگیری سریع توپ، هم یک اقدام دفاعی است و هم میتواند مقدمه یک حمله جدید باشد.
این بخش نیز مانند پرس از جلو باید در برابر تیمهای قدرتمندتر آزمایش شود. هرچه کیفیت حریف در عبور از فشار بیشتر باشد، خطر ایجاد فضای پشت سر بازیکنان پرسپولیس نیز افزایش خواهد یافت.
یک سؤال بزرگ درباره فاز دفاعی
آمار یک گل خورده در دو بازی، برای شروع فصل امیدوارکننده است، اما هنوز نمیتوان بر اساس آن درباره استحکام کامل ساختار دفاعی پرسپولیس قضاوت کرد. مسئله اصلی زمانی مشخص خواهد شد که پرسپولیس مقابل تیمی قرار بگیرد که خودش بتواند مالکیت توپ داشته باشد، پرس کند و بازیکنان بیشتری را به مناطق هجومی بفرستد. اگر خط اول پرس پرسپولیس شکسته شود، فاصله میان خطوط چقدر خواهد شد؟ آیا هافبکها میتوانند فضای مقابل مدافعان را بهخوبی پوشش دهند؟ آیا تیم در زمان عقبنشینی میتواند همان نظم زمان مالکیت را حفظ کند؟
عیار واقعی در بازیهای سختتر مشخص میشود
پرسپولیس دو وظیفه مهم را در دو هفته ابتدایی انجام داده است؛ امتیاز کامل گرفته و در کنار آن، نشانههایی از یک مدل بازی مشخص ارائه کرده است. پرس از جلو، بازی عمودی، انتقال سریع، حضور مؤثر بازیکنان در فاز هجومی و واکنش مناسب پس از از دست دادن توپ، پنج مؤلفهای هستند که اگر در طول فصل تثبیت شوند، میتوانند پایههای یک تیم مدعی را تشکیل دهند.
سرگیف نیز میتواند با حضور در نوک حمله، فضای بیشتری برای علیپور ایجاد کند و بیفوما این امکان را دارد که در مواقع افت ریتم، کیفیت و تنوع بیشتری به حملات بدهد. با این حال، هنوز برای اعلام اینکه پرسپولیس مدعی قطعی قهرمانی است، زود است. شمسآذر و استقلال خوزستان حریفانی نبودند که بتوانند همه نقاط قوت و ضعف پرسپولیس را آشکار کنند. بنابراین این دو پیروزی باید به عنوان یک شروع خوب دیده شوند، نه یک حکم نهایی.
برای تیمی که هدفش قهرمانی است، بردن این مسابقات ضروری است؛ اما قهرمانی زمانی معنا پیدا میکند که همین کیفیت برابر مدعیان و تیمهای قدرتمندتر نیز حفظ شود. در نهایت، پرسپولیس پس از دو هفته یک تصویر امیدوارکننده از خود ارائه کرده است؛ ۶ امتیاز گرفته، فوتبال هجومی قابل قبولی ارائه داده و نشانههایی از یک هویت تاکتیکی مشخص دارد. عیار واقعی این تیم اما زمانی مشخص خواهد شد که حریف بتواند بازی را از پرسپولیس بگیرد، پرس آن را بشکند و تیم تارتار را مجبور کند خارج از منطقه امن تاکتیکی خود تصمیم بگیرد. آن زمان است که میتوان فهمید پرسپولیس فقط شروع خوبی داشته یا واقعاً برای یک فصل طولانی و فرسایشی در مسیر قهرمانی آماده است.
روایت زندگی مرحومه مهین افشان پور، از استادان برجسته نگارگری ایران هم زمان با سالروز درگذشتش
مریم شیعه|شهرآرانیوز؛ نگارگری، هنر نادیده گرفتن جاذبه زمین است. نگارگری، جهان را آن گونه که هست تصویر نمی کند، جهانی تازه می سازد که همه اجزای آن، شکل و شمایل رؤیا به خود می گیرند. وقتی در بیست وهشت سالگی از در ورودی مدرسه کمال الملک می گذرد، هم سن وسال هایش اغلب تدریس می کنند یا روی دیوار گالری ها آثارشان را بالا می برند. برای او، بیست وهشت سالگی تازه آغاز راه است. روزی که برای اولین بار روبه روی صفحه سفید و پشت نیمکت های مدرسه می نشیند، نفسی عمیق از ته دل می کشد. نفسی که یک عمر توی سینه اش حبس شده بود. پیش تر هم دست به قلم برده بود، اما ورودش به آموزش رسمی دیر رقم خورد. در مدرسه کمال الملک، طراحی و سیاه قلم را نزد مشیری، نقاشی رنگ وروغن را نزد حسین شیخ، تذهیب را نزد یوسفی و گل ومرغ را نزد الطافی می آموزد. این آموزش ها هرکدام بخشی از چشم و دست او را می سازند. سیاه قلم به او قدرت دیدن حجم را می دهد. رنگ وروغن رابطه تیرگی و روشنایی را نشانش می دهد. تذهیب صبر و انضباط خط را به او می آموزد. گل ومرغ، ظرافت طبیعت ایرانی را پیش چشمش می گذارد.با این همه، جایی در میان این تجربه ها، نگارگری بیش از رشته های دیگر او را به سوی خود می کشد. راهش به کلاس جلالی سوسن آبادی می رسد، استادی که الفبای نگارگری را به او می آموزد و مسیری را باز می کند که نزدیک به سه دهه در امتداد آن پیش می رود. نگارگری از عهده هر هنرجویی برنمی آید. روایتگری خیال می خواهد. در نگارگری اندازه آدم ها، جانوران، درختان و بناها، هیچ کدام تابع پرسپکتیو طبیعی نیست. هر رنگ، تجلی شعر و عرفان ایرانی است. جهان کوچک او روی سطح کاغذ، بعدها آن قدر وسیع می شود جوری که همه زندگی را در خود جای می دهد. روایت حیرت و سقوط
نگارگری ایرانی را اغلب با واژه «مینیاتور» معرفی می کنند، اما این دو واژه کاملا هم معنا نیستند. نگارگری ایرانی یک نظام تصویری تاریخی با زبان، قواعد و جهان بینی ویژه خود است. این هنر قرن ها در کنار ادبیات فارسی بالید و نسخه های شاهنامه، خمسه نظامی، کلیله ودمنه و آثار عرفانی را از مجموعه ای از کلمات به جهان هایی دیدنی تبدیل کرد. نگارگر می توانست دیوار بنا را کنار بزند تا هم زمان درون و بیرون اتاق دیده شود، چند رخداد را در یک قاب بنشاند و فاصله و اندازه را با اهمیت روایی اشخاص و وقایع تنظیم کند.
نگارگری ایران در مکتب هایی چون بغداد، تبریز، هرات، شیراز و اصفهان صورت های متفاوتی پیدا کرد. در دوره تیموری، به ویژه با ظهور کمال الدین بهزاد، روایت پردازی، ترکیب بندی و نمایش زندگی انسانی به نقطه ای درخشان رسید. در دوره صفوی نیز مکتب تبریز و سپس اصفهان زبان این هنر را دگرگون کردند و با آثاری چون تک پیکره های رضا عباسی، نگارگری آرام آرام از وابستگی کامل به صفحات کتاب فاصله گرفت. نگارگری یکی از منسجم ترین شیوه های تصویرکردن شعر، خاطره تاریخی، حکمت و زندگی اجتماعی در تمدن ایرانی است. «هنر مینیاتور» در سال ۲۰۲۰ با مشارکت ایران، جمهوری آذربایجان، ترکیه و ازبکستان در فهرست نماینده میراث فرهنگی ناملموس بشریت ثبت شد.
مهین افشان پور این میراث را آموخت و بسط داد. او متولد ۱۳۲۰ بود. در آثارش خط ها همچنان از حافظه نگارگری ایران می آمدند، اما چهره ها، رنگ ها و فضای میان پیکره ها امضای خود او را داشتند. «سواری از غیب»، «شیخ صنعان و دختر ترسا»، «سمند تیزپای»، «مجلس بنداندازی عروسان» و «آهوان خمارچشم» از آثار شناخته شده او هستند که یکی ریشه در منطق الطیر عطار دارد و یکی، ایمان، عشق، حیرت و سقوط را روایت می کند. در طول فعالیت هنری خود بیش از صد اثر خلق کرد. بخشی از آثارش در سازمان میراث فرهنگی نگهداری می شود و بخش دیگری در مجموعه شخصی و خانوادگی اش باقی مانده است. او نخستین زنی بود که نشان درجه یک هنری در رشته نگارگری را دریافت کرد.
در ادامه حتما بخوانید صدور مجوز برای زنان صیاد جزیره هنگام | به رسمیت شناختن بخشی از ظرفیت انسانی و اقتصادی یک جامعه محلی از گذشته دور تا اکنون
از اوایل دهه ۱۳۶۰، آموزش به بخش اصلی فعالیتش تبدیل شده بود. در دانشگاه هنر، دانشگاه الزهرا(س)، دانشکده سوره، سازمان میراث فرهنگی و مراکز هنری دیگر تدریس کرد و شاگردان بسیاری پرورش داد. نام مهین افشان پور هم زمان با ثبت جهانی هنر نگارگری، در کنار محمود فرشچیان، مجید مهرگان، اردشیر مجرد تاکستانی و محمدباقر آقامیری، در فهرست ملی حاملان میراث فرهنگی ناملموس ایران ثبت شد. این استادان در ایران به عنوان گنجینه های زنده بشری شناسایی شدند. سال های پایانی زندگی افشان پور با بیماری گذشت. در سال های پایانی عمر، دست های او توان حرکت نداشت، دست هایی که هنر نگارگری را از پشت شیشه موزه ها بیرون کشیده بود و به کلاس های درس آورده بود. او زبانی ساخت، در امتداد زبانی که از هرات و تبریز و اصفهان عبور کرده بود و در موزه ها و کتابخانه های بزرگ جهان دیده می شد. افشان پور یکی از کسانی بود که اجازه نداد رشته میان آن گذشته دور و اکنون، گسسته شود. صبح دوشنبه ۳۱مرداد ۱۴۰۱، مهین افشان پور پس از چند سال بیماری در خانه خود و در میان تابلوهایی که دور تا دور خانه اش بود، درگذشت. پیکرش دو روز بعد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.

واکاوی یک سوال میلیون دلاری؛ آیا رأی عدم اعتماد میتواند اینفانتینو را از ریاست فیفا برکنار کند؟

ادعای ترامپ: ایرانیها هنوز برای یک توافق درست و مناسب آماده نیستند؛ من فقط توافقهای خوب انجام میدهم

پیشبینی قیمت خودرو در ۴ سناریو؛ آیا الان بهترین زمان خرید خودرو است؟

سردار علایی: اسراییل به صراحت گفته است که به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی در ایران هستم و تمام مراکز هستهای و دانشمندان هستهای ایران را میزنم و آقای فخری زاده را ترور میکنم

طلاق تجاری تهران و ابوظبی - دیپلماسی ایرانی

