چهار اثر آندره مالرو نویسنده فرانسوی منتشر شد

چنگیز شیخلی درگذشت

چنگیز شیخلی که مدتی در بستر بیماری بود، چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۵ درگذشت. به او، «پدر غارنوردی و غارشناسی ایران» لقب داده بودند.
چنگیز شیخلی متولد ۱۳۰۶ در شهر مشهد بود، در سال ۱۳۳۱ دیپلم ادبی خود را دریافت کرد و در انجمن فرهنگی ایران و انگلیس به صورت مکاتبهای رشته باستانشناسی کمبریج را طی سه سال تحصیل کرد. او از ۱۲ سالگی کوهنوردی را از کوه سنگی مشهد شروع کرد و در مرداد ۱۳۲۴ به قله کلکچال و در خرداد ۱۳۲۶ به قله توچال و سپس به قله دماوند صعود کرد. در مرداد ۱۳۲۶ به عضویت باشگاه «نیرو و راستی»، که یکی از نخستین کلوپهای کوهنوردی ایران بود، درآمد.
نخستین حضور چنگیز شیخلی در غار به سال ۱۳۲۲ خورشیدی در منطقه حصار برمیگردد که از آن به بعد، به دنیای عجیب زیرِ زمین علاقمند شد. او در سال ۱۳۲۵ هیأت غارنوردی ایران را تأسیس کرد. دیگر اعضای این هیأت سیروس مستوفی و اکبر شفیعزاده بودند، در همان سالها از سوی سازمان جغرافیایی کشور و فدراسیون کوهنوردی ایران چند برنامه هم به هیأت غارنوردی واگذار شد و به اتفاق عبدالواحد خنجی برای نقشهبرداری غارهای منطقه چهارمحال و بختیاری اعزام شدند که نقشههایش چاپ و هماکنون نیز در سازمان جغرافیایی ارتش موجود است.
شیخلی بیش از ۷۰ سال غارنوردی کرد و از پیشکسوتان این عرصه و همچنین از جمله کاشفان غارهای ایران بهشمار میآید. او در این دوران بیش از ۵۰۰ غار را کشف کرد و ۱۶ جلد کتاب دستی در این زمینه نوشت، اما همچنان گمنام بود.
به گفته جواد نظامدوست، غارنورد و غارشناس، «چنگیز شیخلی» که یکی از قدیمیهای کوهنوردی بود در دهه ۳۰ خورشیدی اختصاصا به غارنوردی پرداخت و نخستین انجمن غارشناسی ایران را تاسیس کرد، بیشتر روی غارهای افقی متمرکز بود و در دهه ۴۰ بسیاری از غارهای ایران را پیمایش کرده بود.
علی افشار: کجسلیقگی مدیران، سینما و تئاتر را به حاشیه کشانده است/ برخی سلبریتیها در بزنگاههای ملی سکوت میکنند + فیلم کامل گفت و گو

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو،
برنامه «فولوفوکوس»خبرگزاری دانشجو (SNN TV)، میزبان علی افشار، نویسنده و کارگردان تئاتر و برنامهریز سینما بود. او در این گفتوگوی صریح و انتقادی، از آسیبهای ساختاری سینما و تئاتر، نقش مدیران در افول کیفی آثار، سکوت برخی سلبریتیها در قبال آرمانهای ملی، و تهدید «سینمای زیرزمینی» سخن گفت.
علی افشار، کارگردان و نویسنده تئاتر، با حضور در برنامه «فولوفوکوس»، ریشه بسیاری از معضلات کنونی سینما و تئاتر را «کجفهمی و کجسلیقگی مدیران فرهنگی» دانست و نسبت به «بیماری ذائقه» مخاطبان در اثر مدیریتهای نادرست هشدار داد. او با انتقاد از سکوت برخی سلبریتیها در قبال مسائل ملی و انسانی، تأکید کرد که حمایت از فلسطین و غزه، فراتر از یک برچسب سیاسی، مسئلهای انسانی و شرافتمندانه است. افشار همچنین از شکلگیری «سینمای زیرزمینی» و نقش جوایز جعلی خارجی در تشویق هنرمندان به سیاهنمایی انتقاد کرد.
کجسلیقگی مدیران؛ ریشه اصلی افول سینما و تئاتر
علی افشار در ابتدای سخنان خود، با اشاره به رفتار مدیران فرهنگی، گفت که «کجفهمی و کجسلیقگی» برخی از آنها، بزرگترین آفت سینما و تئاتر امروز است. او با بیان اینکه مدیران میانی و پاییندست معمولاً رفتارهای عجیبتری از خود نشان میدهند، به یک خاطره از یکی از معاونان وزیر ارشاد اشاره کرد که در جشنواره فجر، بدون هماهنگی روی صندلی ردیف اول نشسته بود و افزود: «برخی مدیران با سختگیریهای ابلهانه، زمینه را برای شکلگیری جریانهای زیرزمینی فراهم میکنند.» افشار با تأکید بر اینکه این مدیران «بازخورد مناسبی» از عملکرد خود ندارند، ابراز امیدواری کرد که انتصابات جدید در وزارت ارشاد، تحولی مثبت ایجاد کند، اما هشدار داد که اگر کجسلیقگی ادامه یابد، سینما و تئاتر نابود خواهند شد.
تئاتر در باتلاق بلاگرها و بیماری ذائقه مخاطب
افشار با انتقاد تند از وضعیت تئاتر کشور، گفت که امروز بلاگرهای فضای مجازی روی صحنه تئاتر میروند و بازیگران واقعی و پیشکسوتانی چون اکبر عبدی و رضا رویگری به حاشیه رانده شدهاند. او این وضعیت را حاصل «مدیریت غلط» دانست و افزود: «مدیران با کجسلیقگی، ذائقه مردم را بیمار کردهاند. طرف نگاه میکند میگوید این کار هنری درجهیک است اما نمیفروشد، پس سالن را میدهم به کسی که با دو بلاگر هر کاری بکند، حتی لخت شود یا متلک سیاسی بندازد، تا دیده شود.» او تأکید کرد که تئاترهای کمدی امروز صرفاً تکرار ترندهای اینستاگرامی هستند و مخاطبان نیز همانند فضای مجازی به آنها میخندند، در حالی که این «بیماری ذائقه» خطرناک است. افشار همچنین از رها شدن پیشکسوتان گلایه کرد و گفت: «وقتی هستند، کسی به آنها بها نمیدهد؛ وقتی اتفاقی بیفتد، همه به یادشان میافتند.»
سینمای زیرزمینی و دام جوایز جعلی خارجی
یکی از بخشهای مهم صحبتهای افشار، هشدار درباره شکلگیری «سینمای زیرزمینی» بود. او با اشاره به فیلمهایی که بدون مجوز ساخته شده و در یوتیوب اکران میشوند، گفت که پشت این جریان، دستهایی هستند که با جوایز ساختگی و جشنوارههای نامعتبر، هنرمندان را به سیاهنمایی از کشور تشویق میکنند. افشار توضیح داد: «یوتیوب شوخیترین قسمت ماجراست. آنها برایت دست میزنند، جایزه میگذارند و اسم و رسمت را درمیآورند، به شرطی که خط قرمزها را رد کنی، حجاب را کنار بگذاری و خواننده زن وارد فیلمت کنی.» او افزود که برخی جشنوارهها با دبیرخانههایی در «پارکینگ خانهها»، به هنرمندان خطشکن جایزه میدهند و متأسفانه خبرگزاریهای داخلی نیز بدون تحقیق، این اخبار را پوشش میدهند. افشار این جریان را «تهدیدی جدی» برای اصالت سینمای ایران دانست.
سکوت سلبریتیها؛ ترس از قضاوت یا لجاجت برای دیده شدن؟
افشار با انتقاد از فاصلهگذاری برخی هنرمندان از آرمانهای ملی، گفت که در شرایط جنگ و بحران، برخی سلبریتیها از ابراز موضع درباره مسائل کشور خودداری میکنند. او این رفتار را ناشی از «ترس از قضاوت شدن» یا «لجاجت برای دیده شدن از طریق مخالفت با نظام» دانست و تأکید کرد: «تصور کن وسط جنگی هستی که داغ فرزند و پدر دیدهای. رهبر انقلاب و شهید خامنهای به فکر هنرمندان هستند، اما برخی هنرمندان توجهی نمیکنند.» او با اشاره به اینکه این رفتار، «لطمه بزرگی به سینما و تئاتر» زده است، افزود: «نسل جدید هنرمندان در این شرایط پرورش یافتهاند و خروجی آنها مشخص نیست.»
غزه، میناب و انسانیت؛ فراتر از برچسبهای سیاسی
علی افشار در پاسخ به سؤالی درباره حمایت از غزه و فلسطین، این موضوع را فراتر از یک برچسب سیاسی یا حکومتی دانست و آن را «مسئلهای انسانی و شرافتمندانه» توصیف کرد. او گفت: «حمایت از فلسطین مال امروز نیست؛ حمایت از مظلوم است. حتی یک یهودی در کشور خودمان از حادثه میناب ناراحت شد، چون مسئله انسانیت است.» افشار با اشاره به فحشهای فضای مجازی به افرادی مانند نوید محمدزاده پس از اظهاراتش درباره غزه، گفت که برخی گروهها با برچسبزنی، فضای گفتوگو را مسموم میکنند. او در پایان، با نقل خاطرهای از سردار شهید قاسم سلیمانی که به او گفته بود «بمونید بنویسید، خوب و بدمان را با هم بنویسیم»، و همچنین جملهای از ابراهیم حاتمیکیا درباره «تکبیر دومیه»، ابراز امیدواری کرد که روزگاری کشور «آنچه را که شایسته آن است، ببیند» و تأکید کرد که اگر حاجقاسم زنده بود، کسی جرئت تکرار برخی وقایع را نداشت.
استفاده از هوش مصنوعی و اسناد شهودی برای تاریخنگاری

به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو ، نشست «طلیعه مهر؛ تاریخنگاری نو با پیوند شهود و تکنولوژی» همراه با رونمایی و بررسی کتاب «از حقانیت شهیدین تا طلیعه مهر؛ چهل سال تلاش فرهنگی، اجتماعی و آموزشی (مهر ۱۳۶۴ تا مهر ۱۴۰۴)» نوشته محمود دامغانی از انتشارات نیکتاب، صبح چهارشنبه (۲۸ مرداد ۱۴۰۵) در سرای اهل قلم برگزار شد. در این نشست کریم نجفیبرزگر؛ مدرس دانشگاه تهران و دبیرکل شبکه دانشگاههای مجازی جهان اسلام، سیدحمیدرضا قریشی؛ پژوهشگر و مدرس دانشگاه و محمود دامغانی نویسنده و پژوهشگر سخن گفتند.
کریم نجفیبرزگر در این نشست با اشاره به اهمیت ثبت خاطرات دهه شصت گفت: در تاریخنگاری هند باستان بخش مهمی از میراث فرهنگی را «ملفوظات» یا ثبت سخنان بزرگان توسط شاگردان تشکیل میدهد. شاگردان خواجه نظامالدین اولیا دهلوی و امیرحسن سجزی سخنان استاد را مینوشتند و به این ترتیب منبع تاریخی ماندگار میشد. کاری که آقای دامغانی برای ثبت خاطرات مدرسه حقانی و دهه شصت انجام داده، از همین جنس است.
او با اشاره به برنامه آموزشی مدرسه حقانی و شهیدین بیان کرد: شهید بهشتی و شهید قدوسی برنامهای ۹ و ۱۰ ساله برای طلاب طراحی کردند که در آن زمان مرسوم نبود. طلبه باید با شعر حافظ و سعدی آشنا میشد، ادبیات فارسی میخواند، زبان انگلیسی میآموخت، قرآن حفظ میکرد و حتی خط خوش تمرین میکرد. کلیله و دمنه از درسهای اصلی بود. کتابهای حوزوی مانند جامع المقدمات نیز بهصورت سادهشده و منسجم در اختیار طلاب قرار میگرفت.
نجفیبرزگر با اشاره به تجربه خود در هند ادامه داد: در دانشگاه دهلی نشستی درباره روابط فرهنگی ایران و هند برگزار کردیم و محور آن کلیله و دمنه بود. این کتاب در دوره ساسانی از هند به ایران آمد و بعدها به چهل زبان ترجمه شد. هندیها معتقدند ایرانیها فرهنگ هندی را به جهان معرفی کردند. در آن نشست، اشعار کلیله و دمنه را از حفظ خواندم و رئیس دانشگاه تعجب کرد. این نشان میدهد که میراث ادبی ما چقدر ظرفیت دارد.
سیدحمیدرضا قریشی نیز در ابتدای سخنان خود با اشاره به سالروز کودتای ۲۸ مرداد گفت: این عملیات از سال ۱۳۲۵ و با اعتراضهای کارگری و کشاورزی و بعد جریان ملیشدن صنعت نفت شکل گرفت. در سال ۱۳۲۷ انگلیسیها با گلشائیان، وزیر دارایی وقت، وارد مذاکره شدند تا امتیازهایی بگیرند و ملیشدن صنعت نفت را به تعویق بیندازند. این روند تا ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ که صنعت نفت ملی شد، ادامه پیدا کرد. کودتای ۲۸ مرداد نیز با سرنگونی دولت مصدق و بازگشت شاه از ایتالیا به نتیجه رسید و دولت نظامی فضلالله زاهدی آغاز شد. این نزدیکی محمدرضا به بریتانیا و آمریکا تا سال ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت و انقلاب بود که این کودتا را به محاق برد.
قریشی با اشاره به اسناد منتشرشده، افزود: سیا اعلام کرده است که برای این کودتا یک میلیون دلار هزینه کرده است. شنبه ۲۴ مرداد به مصدق خبر دادند که امشب کودتا انجام میشود و باید افراد را بازداشت کنی. مصدق تنها توانست چهار روز کودتا را عقب بیندازد. در ۲۶ مرداد هندرسون از آمریکا آمد و گفت برای تعامل باید وضعیت کشور امن باشد. مصدق نیز دستور داد مردم خیابانها را ترک کنند. همین اشتباه استراتژیک باعث شد کودتا پیروز شود. در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ مردم در خیابان ماندند و انقلاب پیروز شد. ما امروز نباید این اشتباه را تکرار کنیم.
او تاکید کرد: اعتماد به وعدههای آمریکا اشتباه است. هانتینگتون سالها پیش اعلام کرد با چهار هزار دلار و دو گردان توانستهاند ۲۸ مرداد را سامان دهند؛ اما امروز برای چنین کاری در ایران سیصد میلیارد دلار و سیصد هزار نیروی نظامی لازم است. ترامپ هم گفته است ما ۵۱ سال است با ایران مشکل داریم. این نشان میدهد سیاست آمریکا مقابله با ایران است، نه فقط جمهوری اسلامی ایران. در زمان شاه نیز همین مشکل وجود داشت.
محمود دامغانی نیز در این نشست، با اشاره به انگیزه خود از نگارش کتاب گفت: بسیاری از رویدادهای دهه شصت در سینه امثال من مانده و بروز پیدا نکرده است. اگر ما این رویدادها را بیان نکنیم، دیگران از نبود روایت ما سوءاستفاده میکنند. به همین دلیل تصمیم گرفتم این مقطع را به یک فرایند تاریخنگاری تبدیل کنم.
وی افزود: برای نخستینبار در دنیا تاریخنگاری را با پیوند هوش مصنوعی و اسناد شهودی انجام دادیم. هوش مصنوعی بهعنوان یک قدرت دیجیتال در کنار مدارک شهودی و توضیحاتی که من ارائه میکردم، تاریخ جدیدی را ثبت کرد. تاریخنگاری با هوش مصنوعی پیش از این بهصورت ویراستاری یا تحلیل انجام شده، اما نگاهی که هوش مصنوعی همراه با احساس و تحلیل من به این موضوع داشت، برای نخستینبار است که در یک کتاب ثبت میشود.
دامغانی با اشاره به نام کتاب بیان کرد: من سال ۵۹ وارد حوزه علمیه قم شدم و به مدرسه حقانی رفتم. بعد از درگذشت واقف مدرسه، ورثه ادعای موقوفه کردند و محتوای مدرسه حقانی به مدرسهای به نام «شهیدین» منتقل شد. نام شهیدین برگرفته از نام دو شهید بزرگوار، شهید قدوسی و شهید بهشتی است. به همین دلیل کتاب را «از حقانیت شهیدین تا طلیعه مهر» نام گذاشتم.
وی افزود: از اوایل سال ۶۴ برای مدیریت و سرپرستی مدارس علمیه به هرمزگان رفتم. در بندرعباس مدرسهای به نام مدرسه نبوی طراحی کردیم که در بازار بندرعباس و محل گمرک قدیم قرار داشت. دورتادور این مدرسه را با مغازههایی برای تامین درآمد پایدار طراحی کردیم تا مدرسه وابسته به کمکهای دولتی نباشد. این مدرسه امروز یکی از قدیمیترین حوزههای علمیه کشور است. سال ۶۶ نیز درباره علت تاسیس این مدرسه با روزنامه کیهان مصاحبه کردم و توضیح دادم که هدف اصلی، تقویت وحدت میان شیعه و سنی بوده است.
دامغانی با اشاره به مسئولیت فرهنگی زندانهای هرمزگان ادامه داد: سازمان زندانها اوایل سال ۶۴ شکل گرفت و در هر استان اداره کل ایجاد شد. مدیرکل وقت زندانهای استان نزد ما آمد و گفت به بخش فرهنگی نیاز دارند. من در آن زمان مسئول حوزه بودم و همزمان در نیروی دریایی منطقه یکم تدریس میکردم. با این حال آیتالله احمدی فقیه امامجمعه تکلیف کرد که مسئولیت فرهنگی زندانها را بپذیرم.
این پژوهشگر ادامه داد: در آن مجموعه حدود سه هزار زندانی داشتیم و بیش از سیصد نفر از آنان به گروهکهای مختلف وابسته بودند؛ از مجاهدین خلق گرفته تا فدائیان و تودهایها و اقلیتها. اما تا پایان مأموریت ما در سال ۶۷، هیچکدام از آنان در مسیر خشونت باقی نماندند و با ما همکاری داشتند. خود زندانیها جزوه مینوشتند، تکثیر میکردند و در کلاسها استفاده میکردند. حتی دعوت از امامجمعه اهل سنت بندرعباس برای تدریس به زندانیان اهل سنت انجام شد که آن زمان بیسابقه بود. مجری یکی از برنامهها نیز از میان خود زندانیان انتخاب شد.
دامغانی با اشاره به دعوت از امامجمعه اهل سنت بندرعباس گفت: دو سوم زندانیان ما اهل سنت بودند. نزد آقای خطیب، امامجمعه اهل سنت، رفتم و گفتم چه کسی باید به اینها مسائل دینی درس بدهد؟ شما باید این کار را بکنید. هفتهای یک بار ماشین میفرستادند دنبال ایشان. ایشان میآمدند و برای زندانیان اهل سنت فقه و احکام خودشان را درس میدادند. اینطور نبود که چون زندان دست من شیعه است، فقط فقه شیعه تدریس شود. ما این فضا را از بین برده بودیم و همه برابر بودند.
او همچنین به واقعه هواپیمای ایرباس ایرانی اشاره کرد و ادامه داد: وقتی آمریکا هواپیمای ایرباس شماره ۶۵۵ را زد، سه تن از نوههای همان امامجمعه اهل سنت بندرعباس به نامهای مسعود، آلا و سودا شهید شدند. اما تا امروز هیچ تجلیلی از این عالم سنی که این خدمتها را در جهت وحدت انجام داده بود، انجام نشده است. این درد را بارها مطرح کردهام و باز هم پیگیری میکنم.
دامغانی سپس به خاطرهای از زمستان سال ۶۳ اشاره کرد و گفت: در آن سال به واسطه آیتالله مصلحی به دیدار آیتالله اراکی رفتیم. جمعی از دوستان از جمله آقای نجفی و آقای شهریاری هم حضور داشتند. ایشان بیش از یک ساعت و ربع درباره مکاشفات عرفانی سخن گفتند. در همان جلسه از ایشان پرسیدیم نظرشان درباره حضرت امام چیست. ایشان جمله معروفی فرمودند: «اگر آقای خمینی روز عاشورا بود، شهدای کربلا ۷۳ نفر میشدند.» این جمله را ضبط کردم. بعد از اینکه ایشان به رحمت خدا رفتند، نوار را پیاده کردم و در مجله حضور چاپ شد. کل نوار هم در کتاب آمده است. این مکاشفهای بود که ایشان از یک عارف نقل کردند و من از ایشان شنیدم.
وی با اشاره به فعالیتهای پژوهشی خود در آن سالها بیان کرد: در همین سالها سه سال پشت سر هم در رشته مقالهنویسی در سطح کشور برگزیده کشوری شدم. مقالاتم تحت عنوان «استراتژی ابرقدرت خلیج فارس» چاپ شد و بعدها به کتاب تبدیل شد. این کتاب از سوی ستاد فرماندهی کل قوا بهعنوان اثر برگزیده دفاع مقدس شناخته شد. سال ۶۶ هم در سمیناری که استانداری هرمزگان درباره اهمیت تنگه هرمز برگزار کرده بود، برای نخستینبار این موضوع مطرح شد.
دامغانی با اشاره به پیام سوم اسفند ۱۳۶۷ امام خمینی گفت: من نخستین کسی بودم که این پیام را در سه شماره روزنامه رسالت کالبدشکافی فرهنگی کردم. امام در آن پیام چند خطر بزرگ را برای انقلاب پیشبینی کرده بودند؛ خطر تحجرگرایی، خطر خشکمقدسها و مقدسنماها و خطر روحانینمایانی که آینده انقلاب را تهدید میکنند. متاسفانه همه این هشدارها مورد بیمهری قرار گرفت.
این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنانش به درخواست خود برای ثبت میراث فرهنگی اشاره کرد و ادامه داد: باید مدرسه حقانی در کوچه آرامگاه قم بهعنوان میراث فرهنگی به یک پایگاه میراثی تبدیل شود. ما دیدیم که بلدوزرها گنبد مسجد خرمشهر را که یادگار جنگ بود، پایین آوردند. اگر این گنبد در روسیه بود، آن را با شیشه حفظ میکردند. اینها مواردی است که باید به آن توجه کنیم.
دامغانی در پایان با اشاره به همکاریاش با مختار کلانتری در مسائل دفع اشرار جنوب شرقی گفت: در آن سالها در خدمت ایشان بودیم. بعدها هم با آقای دکتر میر که از جانبازان لشکر ثارالله و از سربازان حاج قاسم بودند، همراه بودیم. اینها از نکات برجسته دهه شصت است که در کتاب سعی کردیم مستند بیان کنیم. از همه همنسلیهای خودم، متولدین سالهای ۳۲ تا ۵۰، میخواهم خاطراتشان را بنویسند. هشتاد درصد شهدای ما از این نسل هستند. اگر ما افراد باقیمانده این وقایع را نویسیم، فردا همین واقعیتها را تحریف میکنند.
انتقاد تند از بودجه ۴۰ هزار میلیاردی صداوسیما؛ پول مردم برای چه هزینه میشود؟

احسان رهسپار
عصرخبر
کشور درگیر جنگ است، در محاصره اقتصادی هستیم، نفت به فروش نمیرسد و اگر هم برسد پول نمیشود، سایه جنگ بر سر کشور وجود دارد و گرانی هر روز بیشتر مردم را آزار میدهد اما دستگاه رژه رفتن روی اعصاب مردم 40 هزار میلیارد تومان از جیب 90 میلیون ایرانی بر میدارد برای هیچ!
بله قصه تلخی است که صداوسیما 40 هزار میلیارد تومان بودجه میگیرد که سریالهای دهه 70 و 80 را برای بار صدم تحویلمان بدهد، محرم و صفر «مختار» و «شب دهم» ربیع الاول «پایتخت» و «ترش و شیرین»، باقی ایام سال هم هرچه دم دست بود، از سریالهای دو سال قبل تا سریالهای 20 سال قبل؛ درست مثل شبکههای ماهوارهای دوزاری که صبح تا شب یک باکس سه ساعته را تکرار میکنند!
البته این وسط چیزهای جدیدی هم پخش میکند که به گواه نظرسنجیهای خودشان «هیچکس» آنها را تماشا نمیکند؛ از برنامههای متعدد و پرهزینه جام جهانی تا مسابقات پر ریخت و پاش آشپزی و ورزشی و ...
یک سازمان متورم که فقط اخبارش دیده میشود آنهم بخاطر جنگ و قطعی اینترنت و اجبار مردم برای اطلاع از وضعیت کشور، و سریالهای قدیمیاش به لطف هنرمندان و مدیران کارآمد قبلی.
این وسط چنین سازمانی سالیانه 40 هزار میلیارد تومان بودجه ثابت بعلاوه 20 هزار میلیارد تومان بودجه بازرگانی و حدود چندین میلیون دلار و یورو بودجه بین المللی دریافت میکند که چه؟ دستی بر آرشیو ببرد و ساعات تلویزیون را پر کند.
البته تلویزیون برنامههای متنوعی برای حمله به دولت آنهم وسط جنگ دارد که همه میبینند و لذت میبرند؛ این هم از عجایب جهانی است که یک رسانه انحصاری که همه پولش را از دولت میگیرد، با تمام توان به دولت حمله میکند و بازهم پولش را میگیرد و آب از آب تکان نمیخورد! پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر باجناق رهبر شهید: غذا اشکنه کشک بود / سفر خانوادگی با آیت الله خامنه ای در نوروز 56 و دیدار با پدر خاتمی / آقا مجتبی، نسبت به برادر بزرگشان بیشتر امور دفتر را پیگیری می کردند نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : هشدار جدی درباره پل B1 کرج؛ ۶۰ متر از عرشه بدون کابل اصلی رها شده است تماشاخانه حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ موتورسیکلت هست، زن موتورسوار هست؛ پس چه چیزی کم است؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
شعر پس از آشویتس در وزن دنیا

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، در این شماره، میتوانیم از ۳۹ شاعر معاصر شعر بخوانیم. همچنین در بخش کارگاه وزن دنیا، نمونههایی از آثار شاعران نوخاسته و نوقلم را داریم.
در بخش "تعریف و تبصره" شمارهی ۳۸، در پی پاسخی برای این پرسش بودهایم که شعرِ امروز چگونه میتواند شاهد و راویِ حقیقی کشتار، جنگ و فجایع انسانی باشد؟
آنوشا نیکسرشت در مطلبی با عنوان "نمیتوان سرود اما باید سرود" به موضوع حیات شعر پس از فاجعه پرداخته است.
صابر محمدی در مطلبی با عنوان «خون به در میزند» دربارهی شعرِ پسافاجعه نوشته اشت.
پرهام شهرجردی یادداشتی با عنوان "از این فاجعه بگو" را به رشتهی تحریر درآورده است.
مازیار چابک در یادداشتی با عنوان "چگونه شعر پس از آشویتس ممکن میشود؟" به پاسخ این سوال پرداخته که پاول سلان، مهمترین شاعر پس از آشویتس، چه پیشنهادی برای شعر فارسی میتواند داشته باشد؟
وزن دنیا در گفتوگویی با احسان مهتدی به این مساله پرداخته است که چگونه میتوان در شعر از فاجعه گفت و در تاریکی مطلق گرفتار نشد؟ عنوان این گفتوگو "پا در فاجعه سر در استتیک" است.
مهدی خطیبی در یادداشتی به بازخوانی گفتمانیِ شعر "کاروانِ" هوشنگ ابتهاج در پرتو نظریهی زیباشناختی هربرت مارکوزه پرداخته است.
نیما جم مطلبی از موریتس نول با عنوان "نقد شعر پس از آشویتس" را به فارسی برگردانده است.
در انتهای این پرونده نمونههایی از "شعر پس از آشویتس" را میخوانیم.
در بخش "در دوردست" این شماره، با عنوان "شاعران بومیان جنوب جهاناند"، به شعر مدرن شیلی پرداختهایم. تالیف و ترجمهی این بخش بر عهدهی مرجان ابراهیمی بوده است.
در ادامهی این پرونده اشعاری از این شاعران این کشور به فارسی برگردانده شدهاند.
بخش "مطالب وارده" این شماره شامل سه تکنگاری است.
حسن ملائی در یادداشت خود خوانشی پستمدرنیسمی از شعر "چاقو تقدیم میکنند" اثر علی باباچاهی بر اساس نظریهی ایهاب حسن را ارائه داده است.
حسن صفدری مطلبی از لین لاندلس را با عنوان "این است بهار" ترجمه کرده است. این مطلب شامل تحلیلی بر یک شعر از آثار کامینگز است.
فرشته شریفی در یادداشتی مطالعهی تطبیقی بر شعر "اسماعیل" از رضا براهنی و سخنرانی "سه گام بر نردبان نوشتار" از الن سیکسو داشته است.
در بخش "صندوق پستی" این شماره، کورش کرمپور در نامهای به نسبت سنتهای روشن فکری با جامعهی مدنی اشاره کرده است.
سرمقالهی این شماره توسط پوریا سوری، با عنوان "دریای خون میان ماست" نوشته شده است.
شمارهی سیوهشت«وزن دنیا»، در ۱۹۲ صفحه و با قیمت ۵۰۰ هزار تومان از امروز در کتابفروشیها و کیوسکهای مطبوعاتی معتبر در دسترس مخاطبان شعر است.
۵۹۲۴۴ کد مطلب 2262551

نگرانی مجید مظفری از بیکاری هنرمندان

ببینید| شعر معروف استاد افشین علا درباره امام خامنهای چگونه سروده شد؟ - تسنیم

افشای راز ۳۰ ساله قتل خواننده معروف

جهان در مدار جنون: آیا انسان به خانه بازمی گردد؟

جزئیات ارائه تسهیلات کمبهره برای ناشران و کتابفروشان

محمدرضا حکیمی؛ آنگونه که زیست، آنگونه که خواست/ ساخت «خانه علامه حکیمی» مورد تایید نیست

چراغ آموزش هنر پرنور میشود

