
نقشه نوآوری جهان تغییر کرد

پیروزی ترامپ و بایدن در انتخابات درون حزبی لوئیزیانا
به گزارش «تابناک» به نقل از ایرنا، ترامپ و بایدن پیشتر توانسته بودند در انتخابات درون حزبی «سه شنبه بزرگ» در اکثر رقابتها به پیروزی رسیدند و برای آنکه سرانجام به عنوان نامزد نهایی احزاب متبوع خود معرفی شوند، آرای کافی هیاتهای انتخاباتی را کسب کرده بودند.
هر چندی نامزدی نهایی آنها تضمینشده است اما انتخابات درون حزبی در ایالتهای باقیمانده همچنان مورد توجه ناظران است.
ترامپ از سال ۲۰۱۶ که برای اولین بار به ریاست جمهوری رسید، یکی از چهرههای برجسته حزب جمهوریخواه است که در انتخابات سال ۲۰۲۰ از رقیب دموکرات خود جو بایدن شکست خورد.
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا پنجم نوامبر (۱۵ آبان ۱۴۰۳) برگزار خواهد شد.
پاسخ صریح دریادار ایرانی به ادعای نابودی نیروی دریایی ایران؛ دروغ است - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، در روزهایی که نام «تنگه هرمز» بار دیگر در محاسبات و ادعاهای رسانهای دشمن تکرار میشود، فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش از نقطهای سخن میگوید که به تعبیر او، فراتر از یک موقعیت جغرافیایی، به خطی برای نمایش اقتدار دریایی ایران تبدیل شده است؛ خطی که از مرز پاکستان تا رأسالحد عمان امتداد دارد و نیروهای ایرانی بیش از 175 روز است در آن مستقرند.
امیر دریادار شهرام ایرانی عصر امروز در یادواره شهید عماد هرمزی در نوشهر با تشریح مأموریت نیروهای دریایی کشور اظهار کرد: سربازان ایران اسلامی در «تنگه احد ولایت» مستقر هستند و اجازه ندادهاند دشمن حتی قدمی به این محدوده نزدیک شود.
وی با گرامیداشت یاد شهدای جنگ رمضان و شهدای نیروی دریایی ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شهدا را جانفدایان مردم و ایران اسلامی دانست و گفت: شهدای ما در گوشهگوشه کشور برای دفاع از مردم و سرزمین جان خود را تقدیم کردند و امروز نیز راه و مأموریت آنان توسط همرزمانشان ادامه دارد.
«تنگه احد ولایت»؛ خطی از پاکستان تا عمان
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش در تشریح مفهوم «تنگه احد ولایت» گفت: این خط از مرز پاکستان تا رأسالحد در کشور عمان و در عمق ورودی دریای عمان به اقیانوس هند امتداد دارد.
ایرانی با اشاره به ادعاهایی درباره وضعیت نیروی دریایی ایران افزود: بارها درباره تنگه هرمز صحبت شده و برخی ادعا کردهاند نیروی دریایی ایران از بین رفته است؛ اما سؤال اینجاست که اگر چنین ادعایی درست است، چرا دشمن جرأت نمیکند حتی یک میلیمتر وارد «تنگه احد ولایت» شود؟
وی تصریح کرد: امروز کشتیهای ایران در بنادر مختلف حضور دارند و از همین محدوده عبور میکنند؛ بنابراین اقتدار دریایی جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک ادعا نیست، بلکه در میدان و در مسیرهای دریایی خود را نشان میدهد.
175 روز ایستادگی در خط مقدم
دریادار ایرانی با بیان اینکه نیروهای ایرانی بیش از 175 روز است در این محدوده استقرار دارند، گفت: شاید ما در حوزه تبلیغات و رسانه آنگونه که باید عمل نکرده باشیم، اما مردم بدانند سربازان شما در «تنگه احد ولایت» مستقر هستند و اجازه ندادهاند دشمن قدم از قدم بردارد.
وی ادامه داد: این همان پیامی است که شهید عماد هرمزی و دیگر شهدای نیروی دریایی میخواستند به مردم منتقل کنند؛ اقتدار، ایستادگی و انجام مأموریت حتی در سختترین شرایط.
مأموریتی که شهید هرمزی تا پای جان انجام داد
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش با اشاره به آخرین مأموریتهای شهید عماد هرمزی گفت: این شهید و همرزمانش چند روز پیش از شهادت در دل دشمن و در کنار آنها حضور داشتند تا شرایط را بررسی و برای مأموریت خود آماده شوند.
ایرانی با بیان اینکه قدرت واقعی در میدان باید خود را نشان دهد، افزود: اگر کسی ادعای قدرت دارد، باید در برابر رزمندگان ما اقدام کند، نه اینکه از پشت خنجر بزند.
وی درباره شهید هرمزی نیز گفت: این شهید افسر عملیات ناوشکن و محور ناوشکن بود و زمانی که از او پرسیدم آیا دل دشمن را میلرزاند، پاسخ داد «همان چیزی که آقا از من انتظار دارد، انجام میدهم؛ حتی اگر برنگردم.»
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش تأکید کرد: این میزان از عزم و اراده در شهیدان وجود داشت و امروز نیز همرزمان آنان با همان روحیه مصمم به انجام مأموریت خود ادامه میدهند.
گریه ما طوفان به پا میکند
دریادار ایرانی با اشاره به روحیه رزمندگان نیروی دریایی در مواجهه با شهادت همرزمانشان گفت: ما هم برای شهدا گریه میکنیم، اما قطرههای گریه ما طوفانی به پا میکند که اجازه نمیدهد دشمن قدم از قدم بردارد.
وی تصریح کرد: دشمن با تمام قوا آمده و ما نیز با تمام قوا ایستادهایم و اگر شهیدی از ما گرفته شده، ناجوانمردانه بوده است. امروز مسئولیت ما پس از شهادت همرزمانمان سنگینتر شده است؛ چراکه باید راه آنان را ادامه دهیم و انتقام عزیزانمان را بگیریم.
چرا نام این منطقه «تنگه احد ولایت» شد؟
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش در ادامه به فلسفه نامگذاری این محدوده پرداخت و گفت: در تاریخ اسلام، مسلمانان در جنگ احد آسیب دیدند، زیرا به فرمان پیامبر اکرم(ص) توجه نکردند؛ از این رو برای ما «احد» یادآور یک تکلیف و مسئولیت است.
وی افزود: امروز برای ما نیز یک تکلیف تعیین شده و آن حضور و تسلط در شمال اقیانوس هند است؛ این مأموریت به نیروهای ما ابلاغ شده و به لطف خدا انجام شده است.
ایرانی ادامه داد: مأموریت دیگر ما این است که اجازه ندهیم کسی از این خط جلوتر بیاید و به لطف خدا تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است. همچنین اجازه نمیدهیم دشمن به خاک مقدس ایران برسد.
وی تصریح کرد: چون این دستور اجرا شد، نام این منطقه را «تنگه احد ولایت» گذاشتیم.
دشمن زیرساخت اصلی ایران را نشناخت
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تلاش دشمن برای ضربه زدن به زیرساختهای کشور اظهار کرد: دشمن اعلام کرد که زیرساختهای ایران را هدف قرار میدهد، اما متوجه نبود زیرساخت اصلی ایران، مردم هستند.
ایرانی گفت: زیرساخت ایران بزرگ اسلامی، تمدن و فرهنگ مردم است و بسیاری از پلها و زیرساختهایی که هدف قرار گرفتند، دوباره ساخته شدند و به چرخه خدمت بازگشتند.
وی با بیان اینکه دشمن در محاسبات خود قدرت مردم ایران را نادیده گرفته است، افزود: آنچه امروز باعث شده دشمن در برابر ایران زمینگیر شود، انسجام و اراده مردم است.
نوشهر؛ خاستگاه فرماندهان و شهدای نیروی دریایی
دریادار ایرانی در بخش دیگری از سخنان خود به جایگاه نوشهر و مازندران در تربیت نیروهای دریایی اشاره کرد و گفت: بسیاری از فرماندهان و شهدای بزرگ نیروی دریایی در این منطقه حضور داشته و نفس آنان در این خطه دمیده شده است.
وی افزود: دانشگاه علوم دریایی نوشهر نیز فرزندانی را تربیت کرده که از همین مکتب برخاسته و در میدان دفاع از کشور ایفای نقش کردهاند.
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش با اشاره به شهدای عالیرتبه نیروهای مسلح گفت: امیر سپهبد موسوی، امیر سرلشکر رزاقی، سردار سپهبد شادمانی و دیگر فرماندهانی که به شهادت رسیدند، پیامهای بزرگی برای ما داشتند و راه آنان همچنان ادامه دارد.
هشدار درباره یک خط قرمز؛ «انسجام مردم»
ایرانی در بخش پایانی سخنان خود، حفظ انسجام داخلی را یکی از مهمترین الزامات استمرار اقتدار کشور دانست و گفت: اگر دشمن احساس کند میتواند به انسجام مردم ضربه بزند، فرصت پیدا خواهد کرد ضربه آخر را به نظام و کشور وارد کند.
وی تأکید کرد: باید این انسجام را حفظ کنیم و اجازه ندهیم دشمن به وحدت و همبستگی مردم آسیب بزند.
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش در پایان گفت: قدرت و اراده مردم ایران اسلامی است که دشمن را سر جای خود نشانده و او را زمینگیر کرده است و اگر علم و لیاقت علمداری را داشته باشیم، کشتی کشور را به جای درست خواهیم رساند.
انتهای پیام/
جنگ اقتصادی میتواند به اهرم فشار علیه آمریکا تبدیل شود - تسنیم
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، مهدی شهسواری، تحلیلگر سیاسی - اقتصادی طی یادداشتی اختصاصی با عنوان "جنگی که قرار بود اهرم فشار آمریکا باشد؛ اکنون میتواند به اهرم فشار علیه خود آمریکا تبدیل شود" که در اختیار تسنیم قرار داده است، نوشت:
ترسم نرسی به کعبهای اعرابی؛ کاین ره که تو میروی به ترکستان است.
این تعبیر آلن ایر، دیپلمات ارشد سابق آمریکا و از کارشناسان باسابقه مسائل ایران، درباره سیاست جدید واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران، میتواند بیانگر یک نگرانی راهبردی درخصوص مسیری باشد که آمریکا در قبال ایران در پیش گرفته است.
برای درک اهمیت این هشدار، باید به نقطه آغاز جنگ بازگشت.
آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگ همهجانبه علیه ایران را از 9 اسفند 1404 با یک محاسبه مشخص آغاز کردند: ضربه سخت و سنگین نظامی، ایجاد شوک و دستیابی به نتیجه در کوتاهترین زمان ممکن.
منطق این راهبرد بر «ضربه غافلگیر کننده و سرعت در نتیجه گیری» استوار بود؛ به این معنا که اقدام نظامی شدید باید پیش از آنکه ایران فرصت بازآرایی، پاسخ متقابل و فعال کردن ظرفیتهای منطقهای خود را پیدا کند، باعث فرو پاشی ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران شود و یا او را وادار به تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن کند.
اما جنگ سخت غافلگیر کننده، مطابق این محاسبه پیش نرفت.
حال پس از گذشت حدود شش ماه، مسئله اصلی این است که آیا آمریکا توانسته است از برتری نظامی خود، نتیجه سیاسی و راهبردی مورد انتظار را بدست آورد؟ در جواب این سوال، ارزیابیها نشانگر این است که میان «توانایی وارد کردن ضربه در جنگ سخت» و «توانایی آمریکا در تحمیل نتیجه مورد نظر خود» فاصلهای جدی وجود دارد.
یکی از مهمترین نشانههای این شکاف، تبدیل شدن تنگه هرمز به یکی از اصلیترین گرههای جنگ است؛ جایی که مسئله دیگر صرفاً حمله به اهداف نظامی ایران نیست، بلکه حفظ امنیت و جریان انرژی در یکی از مهمترین شریانهای اقتصاد جهان مطرح است.
به بیان دیگر، آمریکا جنگ را با تصور یک ضربه سریع آغاز کرد، اما در ادامه نه تنها به اهداف راهبردی خود که در شروع جنگ ترسیم کرده بود نرسید، بلکه در برابر ایران با یک مسئله فرسایشی و پیچیده به نام کنترل تنگه هرمز مواجه شد.
این را میتوان نخستین شکست محاسباتی واشنگتن دانست.
اکنون، اما نشانههای در تغییر رویکرد آمریکا دیده میشود. ترامپ که در ابتدای جنگ بر دستیابی سریع به نتیجه تأکید داشت، اکنون از نداشتن عجله برای پایان جنگ سخن میگوید و واشنگتن بیش از گذشته از تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران سخن میگوید.
در ظاهر، این تغییر میتواند یک تصمیم حسابشده برای عبور از جنگ سخت و ورود به جنگ اقتصادی باشد؛ اما در سطح راهبردی، یک پرسش مهم مطرح است:
آیا تغییر میدان جنگ از نظامی به اقتصاد، الزاماً به معنای تغییر در نتیجه و کسب نتیجه است؟
در همین نقطه، هشدار آلن ایر، اهمیت پیدا میکند.
آلن ایر، دیپلمات ارشد سابق وزارت خارجه آمریکا و از کارشناسان مسائل ایران، در مخالفت با سیاستهای جدید اقتصادی واشنگتن در قبال ایران، این مسیر را با این بیت هشدارآمیز توصیف کرده است:
ترسم نرسی به کعبهای اعرابی؛ کاین ره که تو میروی به ترکستان است.
اهمیت این هشدار در آن است که جنگ اقتصادی برای ایران میدان تازهای نیست.
ایران چهار دهه تجربه مقابله با تحریم، فشار مالی، محدودیت صادرات نفت، فشار بر شبکه بانکی و تلاش برای منزویسازی اقتصادی را پشت سر گذاشته است.
طی این سالها، اقتصاد ایران و شبکههای تجاری آن، هرچند با هزینههای سنگین، سازوکارهایی برای کاهش و دور زدن بخشی از این فشارها ایجاد کردهاند؛ بنابراین اگر واشنگتن تصور کند که پس از ناکامی در جنگ سخت، میتواند با انتقال میدان به اقتصاد و استفاده از ابزار تحریم، در یک بازه زمانی طولانیتر همان نتیجهای را که در میدان نظامی به دست نیاورده است تحمیل کند، ممکن است در حال تکرار همان خطای محاسباتی باشد؛ با این تفاوت که این بار جنگ وارد زمینی میشود که پایان آن لزوماً در اختیار آمریکا نیست.
جنگ اقتصادی نیز یک خیابان یکطرفه نیست.
فشار بر تجارت، انرژی، حملونقل و شبکههای مالی ایران میتواند منافع اقتصادی کشورهای دیگری همچون چین و روسیه را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی، جنگ اقتصادی میتواند از سطح «آمریکا علیه ایران» فراتر رود و انگیزه قدرتهای غیرغربی برای توسعه مسیرهای مستقل مالی، تجاری و انرژی و کاهش وابستگی به سازوکارهای تحت رهبری آمریکا را افزایش دهد.
در نتیجه، واشنگتن ممکن است با هدف منزوی کردن ایران، ناخواسته به تسریع روند شکلگیری شبکههای اقتصادی موازی با نظم مورد حمایت آمریکا کمک کند.
از سوی دیگر، جنگ اقتصادی برای خود آمریکا نیز پرهزینه است.
اگر فشار بر صادرات انرژی ایران و استمرار بحران منطقهای باعث افزایش قیمت نفت، هزینه حملونقل بنزین و تورم شود، میتواند مستقیماً به اقتصاد آمریکا و مصرفکننده آمریکایی فشار موثری وارد نماید.
این همان نقطهای است که مفهوم «فرسایش» اهمیت پیدا میکند.
در جنگی که قرار بود با یک ضربه سخت و سریع به نتیجه برسد، گذشت زمان در ابتدای جنگ برای آمریکا یک تهدید محسوب میشد؛ اکنون واشنگتن تلاش میکند با تغییر میدان نبرد، همین گذشت زمان را به ابزار فشار تبدیل کند.
اما زمان ذاتاً به نفع طرفی است که توان تحمل هزینههای طولانیمدت را بیشتر دارد.
ایران چهار دهه تجربه زیستن در شرایط تحریم و فشار اقتصادی را دارد. در مقابل، جامعه آمریکا با اقتصادی که نسبت به قیمت انرژی، تورم و هزینههای زندگی حساس است، الزاماً همان ظرفیت تحمل یک جنگ اقتصادی طولانیمدت را ندارد و هیچ اتحاد اجتماعی در آن برای پذیرش تاب آوری شکل نگرفته است؛ بنابراین عبارت «عجله نداریم» ترامپ میتواند یک شمشیر دولبه باشد.
اگر آمریکا بتواند با فشار اقتصادی در مدت کوتاهی امتیاز بگیرد، این سیاست میتواند موفق تلقی شود؛ اما اگر جنگ اقتصادی طولانی شود، هزینه انرژی و تورم افزایش پیدا کند، فشار سیاسی داخلی در آمریکا بالا برود و همزمان چین و روسیه نیز برای کاهش وابستگی به ساختارهای اقتصادی تحت رهبری آمریکا تلاش بیشتری کنند، «عدم عجله» میتواند به معنای ورود واشنگتن به یک جنگ فرسایشی جدید و پذیرش دومین شکست راهبردی باشد.
از این منظر، تحولات شش ماه گذشته را میتوان در قالب دو مرحله از یک خطای محاسباتی بررسی کرد:
مرحله نخست؛ جنگ سخت و انتظار پیروزی سریع: آمریکا با تصور دستیابی سریع به نتیجه وارد جنگ شد، اما در عمل با مقاومت ایران، پیچیدگی میدان و مسئله راهبردی هرمز مواجه شد.
مرحله دوم؛ جنگ اقتصادی و اعلام عدم عجله: واشنگتن اکنون تلاش میکند با انتقال فشار از میدان نظامی به میدان اقتصادی، نتیجهای را که در جنگ سخت به دست نیاورده است در بلندمدت به دست آورد؛ اما این مسیر نیز میتواند هزینههای جدید و حتی گستردهتری برای آمریکا ایجاد کند.
در این میان، یک نکته نباید نادیده گرفته شود: جنگ فرسایشی الزاماً به معنای جنگی نیست که در آن هیچکس پیروز نمیشود؛ بلکه جنگی است که در آن، ظرفیت تحمل هزینهها میتواند از قدرت ضربه اولیه مهمتر شود.
اگر آمریکا نتواند نتیجه را در زمان کوتاه تحمیل کند، ادامه جنگ برای واشنگتن به یک مسئله مدیریت هزینه تبدیل خواهد شد؛ هزینهای که فقط نظامی نیست و میتواند حوزههای انرژی، اقتصاد، سیاست داخلی و جایگاه بینالمللی آمریکا را نیز درگیر کند.
گر چه ایران نیز بدون هزینه از این میدان عبور نخواهد کرد و فشار اقتصادی میتواند مشکلات اقتصاد ایران را تشدید کند، اما مسئله این است که هدف آمریکا صرفاً وارد کردن هزینه به ایران نیست؛ هدف، تبدیل این هزینه به نتیجه سیاسی مورد نظر است؛ و این همان حلقهای است که در جنگ سخت نیز میان «ضربه» و «نتیجه» ایجاد شد.
در حقیقت مسئله اصلی این است که آیا آمریکا پس از آنکه نتوانست با سرعت به نتیجه برسد، با کند کردن زمان واقعاً به نتیجه نزدیکتر خواهد شد؟
اگر پاسخ منفی باشد، آنچه امروز «جنگ اقتصادی» نامیده میشود، میتواند دومین میدان شکست راهبردی آمریکا باشد؛ میدانی که در آن، برخلاف جنگ سخت، فقط ایران طرف مقابل نیست، بلکه اقتصاد جهانی، بازار انرژی، چین، روسیه و حتی افکار عمومی و اقتصاد داخلی آمریکا نیز بخشی از معادله خواهند بود.
در چنین شرایطی، جنگی که قرار بود اهرم فشار آمریکا بر ایران باشد، ممکن است به تدریج به اهرم فشاری علیه خود آمریکا تبدیل شود.
اگر جنگ سخت آمریکا را با «تله هرمز» مواجه کرد، این نگرانی وجود دارد که جنگ اقتصادی نیز واشنگتن را وارد تله فرسایش کند. باتلاقی که به مراتب خطرناکتر است، زیرا ساکنان آمریکا و متحدان اروپایی او را نیز درگیر میکند؛ و شاید معنای واقعی هشدار آلن ایر همین باشد: گاهی تغییر مسیر، به معنای نزدیک شدن به مقصد نیست؛ ممکن است فقط راه رسیدن به همان شکست را طولانیتر و حتی خطرناکتر کند.
انتهای پیام/424

سیگنال جدید برای بازار طلا/ اونس جهانی دوباره اوج گرفت

بازگشت خاص رئال با آقای خاص | مورینیو معمولا بازی اولش را نمیبازد

آمادگی سوریه برای پیوستن به پیمان مکه

این سلاح راهبردی آمریکا به آخر خط رسید؟ | دو برنامه پهپادی تازه پنتاگون را بیشتر بشناسید

قالیباف: تفاهمنامهای مفصل میان ایران و عراق به امضا رسید

