
با این حال، سایه نگاهی تقلیلگرا بر مدیریت شهری بسیاری از این مناطق سنگینی میکند؛ نگاهی که شهر را نه به مثابه موجودی پویا، بلکه همچون ماشینی خشک و بیروح تصور میکند که تنها وظیفهاش انطباق با ضوابط اداری و نقشههای از پیش تعیینشده است. این رویکرد مکانیکی، ریشه اصلی بسیاری از چالشهای هویتی، بحرانهای اجتماعی و فرسایش زیستبومهای بومی در خراسان رضوی است.
یکی از عمیقترین آسیبهای این نگاه سنتی در شهرهای استان، پدیدهی طرحنویسی از راه دور است. مشاورانی که از زیستبوم اجتماعی و تفاوتهای فرهنگی شهرهای خراسان فاصله دارند، گاه بیآنکه صدای خُرد اقلیمها یا نیازهای منحصر به فرد ساکنان یک شهر را بشنوند، به کپیبرداری از الگوهایی دست میزنند که پیشتر در جایی دیگر آزموده شده است. نتیجه چنین فرآیندی، اسناد بالادستی و طرحهای توسعهای است که تنها نام شهرها در آنها تغییر کرده، اعداد و ارقام دستکاری شده و هویت بومی خراسان در انبوهی از فرمولهای وارداتی گم میشود.
این طرحهای گلخانهای، با ایجاد شکافی عمیق میان تخیل طراحان و واقعیت معیشتی مردم، نه تنها گرهای از مشکلات نمیگشایند، بلکه شهروند خراسانی را در شهر خودش به غریبهای تبدیل میکنند که هیچ پیوندی میان سرنوشت زیستی خود و برنامههای روی کاغذ نمیبیند.
شهرها مریض هستند
عضو مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماران ایران با تأکید بر اینکه شهر فضایی است که همه ما در آن زندگی، کار و تفریح میکنیم، اظهار کرد: متأسفانه به دلیل تنوع و گستردگی مؤلفههای تأثیرگذار در شهر، شناخت دقیقی از این محیط در میان شهروندان وجود ندارد و به همین دلیل نمیتوان در قالب یک موضوع یا سرفصل واحد به آن پرداخت.
محسن اسماعیلپور، در گفت و گو با ایسنا با اشاره به اینکه مفهوم برنامهریزی شهری در اخبار و گفتمانهای مدیران و مسئولان جایگاه پررنگی دارد، گفت: باید پرسید واقعیت و ماهیت این برنامهریزی چیست؟ در محیط شهر سه مؤلفه اصلی یعنی شهر، فضا و برنامه وجود دارد که در مجموع باید از آن به عنوان برنامهریزی فضایی شهری یاد کرد؛ بنابراین ما برنامهریزی شهری به معنای محدود آن نداریم و آنچه اهمیت دارد، برنامهریزی فضایی شهری است.
وی به معرفی پنج مؤلفه اصلی برای شناخت …








