
به گزارش ایسنا؛ بر اساس تعاریف جهانی، پزشک خانواده باید مرکز تلاش دولتها برای بهبود کیفیت خدمات مراقبتی و بهداشتی، کاهش هزینهها و برقراری عدالت در سیستمهای مراقبتی و سلامتی باشد. در ایران نیز برنامه پزشک خانواده که کارشناسان همواره آن را تنها نسخه شفابخش نظام سلامت کشور میخوانند، قرار است کیفیت خدمات مراقبتی و پیشگیرانه را به دنبال داشته، بیماران را از سرگردانی در دریافت خدمات نجات داده، هزینههای سلامتی را کاهش داده و در نهایت شعار عدالت در سلامت را محقق سازد.
بر این اساس برنامهها بر آن بود که که طرح پزشک خانواده ابتدا از روستاها آغاز و سپس به شهرها برسد و به این ترتیب تکلیف واحدهای عرضه کننده خدمات بهداشتی - درمانی در تمام سطوح ارایه خدمات مشخص شود. در همین راستا هر چند برنامه پزشک خانواده از اواخر دولت هشتم و در روستاها آغاز شد و مدل شهری آن نیز سالها بعد در استانهای فارس و مازندران به اجرا درآمد، اما گویا برخی ناهماهنگیها سبب شده که تاکنون نه تنها در روستاها و دو استان مذکور انتظارات را برآورده نکند، بلکه توسعه آن به سایر شهرها نیز با اما و اگرهایی همراه باشد. اما و اگرهای برنامه پزشک خانواده از ابتدا تاکنون
در مجموع اگرچه پزشک خانواده یکی از موثرترین روشهای افزایش دسترسی مردم و تحقق عدالت در برخورداری از خدمات سلامت است که ضمن تامین خدمات مورد نیاز مردم، امکان سوءاستفاده از نیازهای سلامت را محدود میکند، اما این برنامه از ابتدای اجرا در روستاها و پوشش جمعیت ۲۲ میلیونی روستائیان، به دلیل اختلاف نظر میان وزارتخانههای اسبق رفاه و بهداشت با مشکلاتی همراه بود؛ به طوری که پرداختهای نامنظم و دیرهنگام حقوق پزشکان خانواده و به دنبال آن نبود انگیزه خدمت برای پزشکان و ریزش آنها از این طرح همواره به عنوان یکی از دلایل عدم موفقیت آن در روستاها مطرح بوده است. یک تکلیف قانونی ۲۰ ساله
در هر حال همواره کارشناسان بر لزوم رفع مشکلات پزشک خانواده روستایی قبل از توسعه این برنامه به شهرها تاکید داشتهاند و از طرفی در قوانین توسعهای کشور مکررا بر اجرای آن تاکید و وزارت بهداشت برای برنامهریزی آن مکلف شده است. بر همین اساس هم در دولتهای مختلف اقدامات پراکنده و تقریبا ناموفقی را در این راستا شاهد بودیم که در نهایت نیز به دلیل ناهماهنگیها بویژه …










