
ثبت قلعه الموت در فهرست میراث جهانی یونسکو، نه یک رخداد ناگهانی، بلکه حاصل عبور از یک مسیر پرفراز و نشیب بود. در این مسیر، استاندار بهعنوان فرمانده عالی اجرایی، متحمل چالشهای عمیقی شد تا میان «دادههای خام پژوهشی» و «پروتکلهای سختگیرانه بینالمللی» پلی استوار ایجاد کند.
۱. مدیریت شکاف میان پژوهش و دیپلماسی
بزرگترین چالش مدیریتی در این فرآیند، متصل کردن دو دنیای کاملاً متفاوت بود: «دنیای آکادمیک پژوهشگران» که بر جزئیات تاریخی و باستانشناسی تمرکز داشت و «دنیای پیچیده روابط بینالملل» که با قواعد دیپلماتیک یونسکو هدایت میشد.
نوذری با درک این شکاف، نقشی فراتر از یک مقام اجرایی ایفا کرد. وی با ایجاد کارگروههای تخصصی، دادههای پراکنده پژوهشی را به زبانِ استاندارد جهانی ترجمه کرد تا کارشناسان یونسکو، نه تنها اهمیت تاریخی اثر، بلکه تعهد سیاسی و اجرایی ایران را به صورت یکپارچه درک کنند.
۲. دشواریهای اجرایی در تلاقی توسعه و حفاظت
در مسیر آمادهسازی پرونده، مدیریتِ تعارضها یکی از دشوارترین وظایف بود. استاندار ناچار بود میان «نیازهای توسعهای منطقه» مانند بهبود راههای دسترسی و زیرساختهای رفاهی و «محدودیتهای شدید حفاظتی یونسکو» برای حفظ اصالت عرصه و حریم قلعه توازن برقرار کند.
رفع موانع کالبدی و قانع کردن دستگاههای ذیربط برای اولویتدادن به استانداردهای یونسکو بر سایر پروژههای عمرانی، نیازمند قدرت چانهزنی بالا و مدیریت بحرانهای محلی بود که توسط مدیریت عالی استان انجام شد.
۳. نقش استاندار به مثابه دیپلمات محلی
استاندار در این مسیر، عملاً نقش «دیپلماتِ منطقهای» را بر عهده گرفت و توانست با اقدامات زیر، پرونده را از بنبستهای اجرایی خارج کند:
همافزایی دستگاههای پراکنده: استاندار قزوین تمامی نهادهای دخیل از میراث فرهنگی گرفته تا محیط زیست و راه را حول محور «ثبت جهانی» بسیج کرد و از پراکندهکاری که آفت اصلی اینگونه پروژهها بود، جلوگیری به عمل آورد.
جذب حمایت کلان ملی: با رایزنیهای مداوم در سطوح عالی وزارت میراثفرهنگی، پرونده الموت را از یک دغدغه استانی به یک پروژه اولویتدار ملی تبدیل کرد.
تضمین استانداردهای جهانی: …







