
به گزارش ایسنا، محمدجواد ظریف وزیر خارجه پیشین کشورمان در این مقاله تحت عنوان «جنگ سایهها: پنج دهه راهبرد پنهان و سیاستِ تداوم منازعه در غرب آسیا»، نوشت:
در آستانه دیدار بنیامین نتانیاهو با دونالد ترامپ، دلایل محکمی وجود دارد که انتظار داشته باشیم او از این دیدار برای جلوگیری از هرگونه حرکت در جهت پایان دادن به خصومتها در خلیج فارس بهره گیرد. این انتظار بر پیشینهای تاریخی استوار است که بیش از پنج دهه را در بر میگیرد. اسناد اطلاعاتی از طبقهبندی خارجشده، خاطرات مقامهای ارشد آمریکایی، گزارشهای تحقیقی خبرنگاران و پژوهشهای دانشگاهی نیز این ارزیابی را تقویت میکنند.
مجموع این منابع از الگویی تکرارشونده حکایت دارند: مدیران اسرائیلی متعدد، غالباً با پشتیبانی بخشهایی از ساختار امنیتی، بارها کوشیدهاند تلاشها برای پایان دادن به منازعات منطقهای یا مدیریت تنش میان ایالات متحده و ایران را با مانع روبهرو سازند. اگرچه شیوههای بهکارگرفتهشده ــ از عملیات اطلاعاتی و دیپلماسی عمومی گرفته تا لابیگری و اعمال فشار سیاسی ــ در طول زمان تغییر کرده است، اما هدف راهبردی تقریباً همواره ثابت مانده است: حفظ وضعیت تقابل میان واشنگتن و تهران و مقابله با ابتکارهای دیپلماتیک که نتیجه آن کاهش نفوذ اسرائیل بر جهتگیری سیاست ایالات متحده در خاورمیانه بوده است.
تداوم جنگ ایران و عراق
منطق زیربنایی این رویکرد در خلال جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹–۱۳۶۷) شکل گرفت. شماری از پژوهشگران، از جمله تریتا پارسی و دیوید مناشری، بر این باورند که تفکر راهبردی اسرائیل در آن دوره بر جلوگیری از پیروزی قاطع هر یک از دو طرف یا پایان یافتن جنگ استوار بود. تداوم جنگ هر دو رقیب منطقهای را از نظر نظامی و اقتصادی فرسوده و تضعیف میکرد.
بر اساس چندین پژوهش درباره رسانههای دوران جنگ، شبکههای رادیو و تلویزیون دولتی اسرائیل نیز به بخشی از رقابت گستردهتر برای اعمال نفوذ روانی تبدیل شده بودند. هرگاه تصمیمگیرندگان ایرانی در ادامه عملیات نظامی دچار تردید میشدند، این رسانهها بر آسیبپذیریهای عراق تأکید میکردند؛ و هنگامی که افکار عمومی عراق و کشورهای عربی به تقویت روحیه نیاز داشتند، شکستها و ناکامیهای ایران را برجسته میساختند. …








