
به گزارش ایسنا، هفت صبح نوشت: کف استودیو با سرامیکهای سیاه و سفید شطرنجی پوشیده شده. مبلی الشکل، مجری و مهمان را روبهروی هم نشانده و میزی کوچک میان آنها فاصله انداخته است. پشت سرشان، دیواری با قابهای رنگارنگ و نمادهایی از حرفههای مختلف همچون تئاتر و فوتبال، قاب گفتوگو را کامل میکند.همه چیز برای یک مصاحبه معمولی آماده به نظر میرسد.
دوربین مدام بین چهره مجری و مهمان رفتوآمد میکند و روی کوچکترین تغییر حالت صورت زوم میکند. مهمان ایندفعه برنامه یک بازیگر است که رودرروی مجری نشسته است. گفتوگو با چند سوال معمولی آغاز میشود، اما خیلی زود مسیر دیگری پیدا میکند. هنوز چند دقیقه از حضور مهمان نگذشته که سوالها حریم شخصی مهمان را نشانه میگیرد.«از جن میترسی؟» مجری ناگهان وسط سوالهایش این را میپرسد. مهمان چند لحظه جا میخورد.
چشمهایش گردتر میشود، ابروهایش بالا میرود و با لبخندی آمیخته به تعجب به مجری نگاه میکند. انگار انتظار چنین سوالی را نداشته است. چند ثانیه مکث میکند. انگار با خودش کلنجار میرود. برای اینکه خودش را از تکاپو نیندازد و شاید هم برای اینکه هر چه زودتر سروته پرونده این سوال را هم آورد بالاخره سکوتش را میشکند: «آره. خیلی. چرا؟ خب جنه دیگه قربونت برم، جن میگن سم داره یک چیزی داره شبیه سم. چون سم داره باید بترسیم؟ میدونی چی خیلی ترسناکتره؟ جن بوداده...»
مجری اما انگار که تازه موضوع جذابی برای گیر انداختن مهمان خود پیدا کرده، سوالش را ادامه میدهد و مهمان هم از شوخی فاصله نمیگیرد: «میدونی اون چیه که بچه رو میبره؟... حالا ممکنه همینجا هم باشن!» چند ثانیه بعد، روایت به تجربههای شخصیتری کشیده میشود تاجاییکه خود قیاسی میگوید: «نه خب آقا، ببخشید، اینو پخش نکنید...» و بعد هم با تعریف ماجرایی، دوباره صدای خنده در استودیو بلند میشود. اما همین چند ثانیه مکث، لبخندهای معذب و واکنشهای غافلگیرانهای که کمی بعد از دل برنامه جدا میشوند، میلیونها بار در شبکههای اجتماعی میچرخند و گاه بیشتر از خود گفتوگوی اصلی دیده میشوند.
اینها فقط نمونههایی از برنامههای اینچنینی است که این روزها به نام «گفتوگو محور» معروف شدهاند و تلاش میکنند تا از طریق پرسش و پاسخهای مختلف زندگی و کارنامه حرفهای فرد و افکار …












