
به گزارش ایسنا، خبرآنلاین نوشت:
به نوشته رسول رئیسجعفری، سیاستمداران در فضایی منفک از جامعه زندگی نمیکنند و برای شناختن آنها باید زمانه و فضای جامعه آن دوران را شناخت. مصدق در یکی از پرشتابترین دورههای تاریخ ایران زندگی کرد و به جز وقایعی که خودش در متن آنها قرار داشت او ترور ناصرالدینشاه، انقلاب مشروطه، اولتیماتوم روسیه، اشغال ایران در جنگ جهانی اول، برآمدن رضاشاه، و جنگ جهانی دوم همه را دید. وقایعی که در کنار هم تجربه زیسته مصدق در وهله اول و منظومه فکری او را در مرحله دوم شکل دادند. جامعه زمان مصدق ظرفی بود از شرایط استبدادی و دخالتهای روزافزون و طاقتفرسای خارجی. همین دو موضوع تبدیل شد به بزرگترین ترسهای مصدق در هنگام زمامداریاش و تمام تلاش خودش را برای مهار این دو نیرو به کار گرفت. و سعی خود را بر این گذاشت تا مردمی را که از سیاست به خاطر استبداد از قدرت مشارکتزدایی شده بودند دوباره به قدرت بازگرداند.
مصدق و آرمان مشروطه
مصدق از لحظه تولد در مسیر سیاست قرار داشت. در دورانی که آموزش عمومی در ایران وجود نداشت و دانش به صورت موروثی در خاندانها منتقل میشد، او که از تبار قاجاری برمیخاست، توانست از آموزشهای عالی در ایران و اروپا بهرهمند شود. در جامعهای که تعداد افراد باسواد بسیار محدود بود، این امتیاز کمیاب، پلههای ترقی او در عرصه سیاست شد.
مصدق به واسطه تحصیلات و سبک فکری متمایزش بهراحتی در جریان مشروطهخواهی قرار گرفت و در دورههای ابتدایی مجلس از کاندیداها بود.. او در مصاحبهای با یک روزنامه فرانسوی در هفتم شهریور ۱۲۸۸ در تبیین انقلاب مشروطه گفت: «انقلاب مشروطه حاصل تلاش تمام ملت ایران بود... همه سلطنتهای مستبد، کشور را به سوی ویرانی کشاندند. نخستین پیامد استبداد، فقر مردم است. به هرجا که استبداد حکومت میکند، بنگرید؛ نتیجه همهجا فقر مردم است.»
رئیسجعفری سپس به نکتهای کلیدی در این مصاحبه اشاره میکند که کلید فهم بسیاری از کنشهای بعدی مصدق است. مصدق از حضور نظامی خارجیها در ایران بهشدت گله میکرد و آن را نشانه بیاحترامی قدرتهای خارجی به حاکمیت ایران میدانست. این حس بعدها هنگام ملاقات معروف او با سرپرسی کاکس، وزیرمختار انگلیس، دوباره آشکار شد. مصدق در این ملاقات با لحنی که بعدها در تاریخ …






