
مرتضی عزیزی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه «غرور» با «اختلال شخصیت خودشیفته» تفاوت اساسی دارد، گفت: تشخیص اختلال خودشیفتگی تنها بر اساس یک ویژگی مانند غرور امکانپذیر نیست و این اختلال زمانی مطرح میشود که مجموعهای از علائم بهصورت پایدار، عملکرد فرد را در زندگی شخصی، خانوادگی، عاطفی و شغلی مختل کند.
وی با اشاره به تفاوت برداشت عمومی از واژه خودشیفتگی با مفهوم تخصصی آن در روانشناسی، اظهار کرد: واژه خودشیفتگی در ادبیات روانشناسی معنای مشخصی دارد، اما در میان مردم اغلب با غرور اشتباه گرفته میشود. غرور تنها یک نشانه است و بهتنهایی به معنای وجود اختلال نیست. در روانشناسی هیچ اختلالی صرفاً بر اساس یک علامت تشخیص داده نمیشود.
وی افزود: زمانی میتوان از اختلال شخصیت خودشیفته سخن گفت که مجموعهای از علائم بهصورت طولانیمدت وجود داشته باشد و این علائم موجب اختلال در روابط زناشویی، عاطفی، شغلی و بهطور کلی عملکرد زندگی فرد شود، برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته، وجود دستکم پنج معیار تشخیصی ضروری است.
این روانشناس با بیان اینکه افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته دارای غرور کاذب و خودبزرگبینی هستند، گفت: این افراد نیاز شدیدی به تأیید و تحسین دیگران دارند و در مقابل، تحمل انتقاد را ندارند و بهشدت نقدناپذیر هستند.
وی ادامه داد: خودشیفتگی میتواند در عرصههای مختلف از جمله روابط خانوادگی، عاطفی، شغلی و حتی سیاسی نمود پیدا کند. این افراد معمولاً از باجگیری عاطفی استفاده میکنند، همواره دیگران را مقصر میدانند و خود را محق(حق به جانب) میشمارند.
عزیزی اظهار کرد: افراد خودشیفته از تحقیر و تمسخر دیگران لذت میبرند، احساس عذاب وجدان ندارند و زمانی که تنها میشوند و تأیید بیرونی دریافت نمیکنند، دچار احساس افسردگی، اضطراب، شرم و پوچی میشوند.
وی با اشاره به تفاوت میان غرور و خودشیفتگی افزود: فرد مغرور الزاماً به تأیید دیگران نیاز ندارد و حتی در تنهایی نیز با افتخارات خود زندگی میکند، اما فرد خودشیفته در تنهایی احساس شرم، پوچی و نوعی مرگ روانی را تجربه میکند.
این روانشناس درباره آمار شیوع این اختلال گفت: آمار رسمی خودشیفتگی حدود یک درصد اعلام میشود، اما به دلیل دشواری تشخیص و ثبت این اختلال، احتمالاً میزان واقعی …













