قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایسنا / ۱۴۰۵/۰۴/۱۸

چرا کودکان از کتابخوانی دور می‌شوند؟

همزمان با فرارسیدن روز ملی ادبیات کودک و نوجوان، نتایج گزارش‌های جدید بین‌المللی نشان می‌دهد که با وجود مشاهده نشانه‌هایی از احیای علاقه کودکان و نوجوانان به مطالعه در سال ۲۰۲۶، افت کتاب‌خوانی در سال‌های اخیر همچنان از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی نظام‌های آموزشی و فرهنگی جهان است.
 چرا کودکان از کتابخوانی دور می‌شوند؟



مسجدی که جای جوان‌ها را به صندلی‌ها داد!

 مسجدی که جای جوان‌ها را به صندلی‌ها داد!
 سایت جوان آنلاین / ۳۱ دقیقه قبل
‌می‌توان برای کودکان فضای مشخصی در نظر گرفت. می‌توان برنامه‌های متناسب با سن کودک و نوجوان طراحی کرد. می‌توان خادمان و فعالان مسجد را برای مواجهه درست با خان...

جوان آنلاین: وقتی دخترم نوزاد بود او را همراه خودم برای نماز به مسجد می‌بردم. بچه‌های کمی بزرگ‌تر دورش جمع می‌شدند، با او بازی می‌کردند و از خنده‌های دخترم ذوق‌زده می‌شدند. صحنه، صحنه‌ای زیبا بود. کودکی در آغوش مادر و چند کودک دیگر که با شوق دور او جمع شده بودند، اما در کنار این تصویر شیرین، یک نگرانی هم همیشه وجود داشت. بچه‌ها باید مراقب نگاه‌های حاج‌خانم‌های مسن می‌بودند تا مبادا صدای بازی و خنده‌شان آرامش نمازگزاران را برهم بزند. گاهی حضور کودک در مسجد، بیشتر به عنوان مزاحمت دیده می‌شد تا فرصتی برای تربیت. با این حال، آن روز‌ها مسجد هنوز پر از جوان بود. جوان‌هایی که روی زمین نماز می‌خواندند، بدون صندلی و امکانات خاص، اما با شور و انرژی. مادر‌ها فرزندانشان را همراه خود می‌آوردند و کودکان، حتی اگر چیزی از نماز و آداب مسجد نمی‌فهمیدند، کم‌کم با فضای مسجد، جمع مؤمنانه و سبک زندگی دینی آشنا می‌شدند. 

 

 سال‌ها بعد، مسجدی دیگر 

سال‌ها گذشت تا اینکه چندی پیش دوباره به همان مسجد رفتم، اما این بار برای پیدا کردن جایی برای نماز، به‌سختی توانستم خودم را میان صندلی‌ها جا کنم. چیزی که بیشتر از کمبود جا توجهم را جلب کرد، نه صندلی‌ها که غیبت جوانان و نوجوانان بود. مسجدی که روزی حضور جوان و نوجوان در آن پررنگ بود، حالا پر شده بود از صندلی‌هایی که برای نماز سالخوردگان چیده شده بود، اما خبری از نسل‌هایی که قرار است آینده مسجد و جامعه را بسازند، نبود. همین صحنه ساده، یک سؤال در ذهنم ساخت و اینکه آیا فقط باید از جوانانی که به مسجد نمی‌آیند گلایه کنیم یا باید از خودمان هم بپرسیم که مسجد را تا چه اندازه برای حضور نسل جدید آماده کرده‌ایم؟ 

 وقتی نبودن نسل جدید را فقط گردن خودش می‌اندازیم 

مسئله فقط یک مسجد یا یک محله نیست. این صحنه می‌تواند نشانه یک مسئله بزرگ‌تر در نسبت میان خانواده، مسجد و تربیت نسل آینده باشد. اگر قرار است مسجد در جامعه دینی فقط محل اقامه نماز نباشد و نقش تربیتی و اجتماعی خود را نیز ایفا کند باید بتواند خانواده را با خود همراه کند. کودکی که امروز همراه مادرش وارد مسجد می‌شود، ممکن است فردا نوجوان، جوان، مربی، خادم و فعال اجتماعی همان مسجد باشد، اما این اتفاق به خودی خود رخ نمی‌دهد. کودکی که نخستین تجربه‌هایش از مسجد با تذکر، اخم، نگاه‌های سنگین و این احساس همراه باشد که «اینجا جای تو نیست»، ممکن است خیلی زود مسجد را از دایره تجربه‌های زندگی‌اش حذف کند. در مقابل، مسجدی که بتواند حضور کودک را به یک تجربه شیرین تبدیل کند، به او خاطره‌ای مثبت می‌دهد. خاطره‌ای که می‌تواند سال‌ها بعد او را دوباره به مسجد برگرداند و حتی باعث شود فرزند خودش را نیز با خود همراه کند. این‌جاست که مسئله مسجد، به مسئله سبک زندگی گره می‌خورد. 

 سبک زندگی دینی، در محیط زندگی شکل می‌گیرد 

سبک زندگی دینی فقط با توصیه و آموزش شکل نمی‌گیرد. انسان باید ارزش‌ها را در محیط زندگی خود تجربه کند. خانواده، مدرسه، محله، هیئت و مسجد، هر کدام بخشی از این زیست تربیتی را می‌سازند. اگر مسجد از زندگی خانواده حذف شود، یکی از مهم‌ترین محیط‌های تجربه اجتماعی دین نیز از دست می‌رود. کودکی که مسجد را فقط در قالب یک ساختمان و محل اقامه نماز می‌شناسد، با کودکی که در مسجد دوست پیدا کرده، بازی کرده، در برنامه‌ای شرکت کرده، کنار خانواده‌اش نشسته و بعد‌ها مسئولیتی برعهده گرفته، تجربه یکسانی از مسجد ندارد. البته حفظ حرمت نماز، آرامش عبادت و نظم مسجد ضروری است. هیچ‌کس نمی‌گوید مسجد باید به محل بی‌نظمی تبدیل شود. مسئله، انتخاب میان نظم و حضور خانواده نیست، مسئله این است که می‌توان برای هر دو راه‌حلی پیدا کرد. 

 تغییر از یک نگاه ساده شروع شود 

می‌توان برای کودکان فضای مشخصی در نظر گرفت. می‌توان برنامه‌های متناسب با سن کودک و نوجوان طراحی کرد. می‌توان خادمان و فعالان مسجد را برای مواجهه درست با خانواده‌ها آموزش داد. می‌توان مادران را به حضور در مسجد تشویق کرد و حتی در معماری، چیدمان و امکانات مسجد، نیاز‌های خانواده‌ها را دید. گاهی برای جذب نسل جدید، لازم نیست کار عجیب و پرهزینه‌ای انجام دهیم. شاید اولین قدم این باشد که کودکی که وارد مسجد می‌شود، احساس نکند حضورش مزاحمت است. شاید لازم باشد به جای اینکه همیشه از کودک بخواهیم خودش را با مسجد تطبیق دهد، کمی هم از مسجد بخواهیم خودش را با نیاز‌های کودک و خانواده هماهنگ کند. 

 مسجد آینده، مسجد خانواده است 

در نگاه آینده‌نگرانه به جامعه اسلامی، جوان فقط مخاطب برنامه‌های فرهنگی نیست، صاحب آینده و یکی از سازندگان آن است. اگر قرار است نسل جدید در ساخت آینده جامعه نقش‌آفرین باشد، باید از کودکی فرصت حضور، تجربه و مشارکت پیدا کند. مسجد نیز اگر می‌خواهد در این آینده سهمی داشته باشد، نمی‌تواند فقط منتظر جوانی باشد که از قبل با مسجد پیوند خورده است. باید خودش زمینه این پیوند را از سال‌های کودکی فراهم کند و باید از سال‌های کودکی آغاز کرد. باید مادر را با کودک پذیرفت، کودک را با نوجوان پیوند داد، نوجوان را به میدان مسئولیت آورد و به جوان فرصت نقش‌آفرینی داد. در این نگاه، مسجد صرفاً یک ساختمان برای اقامه نماز نیست، یک محیط تربیتی و اجتماعی است. محیطی که می‌تواند خانواده‌ها را به هم پیوند دهد، سرمایه اجتماعی ایجاد کند، مسئولیت‌پذیری را تمرین دهد و نسل جدید را با معنای مشارکت و زندگی مؤمنانه آشنا کند. 

شاید روزی دوباره به همان مسجد بروم و این‌بار، پیش از آنکه صندلی‌های پرشمار را ببینم، چشمم به نوجوان‌ها و جوان‌هایی بیفتد که در کنار خانواده‌هایشان نشسته‌اند، کودکانی که دیگر لازم نیست از نگاه سنگین کسی بترسند و جوان‌هایی که مسجد را نه یک فضای متعلق به نسل‌های گذشته، که بخشی از زندگی خودشان می‌دانند. 

*فعال فرهنگی و پژوهشگر خانواده



هفت‌سنگ از کجا آمد؟ راز بازی محبوب بچه‌های قدیم

 هفت‌سنگ از کجا آمد؟ راز بازی محبوب بچه‌های قدیم
 سایت فرتاک / ۱ ساعت قبل
هفت‌سنگ یکی از بازی‌های سنتی و گروهی ایران است که سال‌ها در کوچه‌ها و محله‌های کشور رواج داشت؛ اما ریشه این بازی و فلسفه نام‌گذاری آن چیست؟

به گزارش فرتاک نیوز،

بازی‌های بومی و سنتی ایران تنها سرگرمی‌های ساده دوران کودکی نبودند؛ بسیاری از آن‌ها بخشی از فرهنگ شفاهی و سبک زندگی نسل‌های گذشته به شمار می‌رفتند. هفت‌سنگ یکی از همین بازی‌های قدیمی است که سال‌ها در کوچه‌ها و محله‌های شهرهای مختلف ایران انجام می‌شد و در کنار هیجان و رقابت، مفاهیمی مانند همکاری، دقت، سرعت و مسئولیت‌پذیری را به کودکان می‌آموخت. اما این بازی از کجا آمده، چرا «هفت‌سنگ» نام گرفته و آیا شیوه انجام آن در همه نقاط ایران یکسان بوده است؟ بررسی ریشه‌های این بازی می‌تواند بخشی از تاریخ کمتر دیده‌شده بازی‌های سنتی ایرانی را روایت کند. هفت‌سنگ؛ بازی ساده‌ای با یک تاریخ قدیمی

هفت‌سنگ را بسیاری از ایرانی‌ها با خاطرات کودکی، کوچه‌های خاکی و جمع شدن چند کودک دور هم به یاد می‌آورند؛ بازی‌ای که بدون نیاز به امکانات خاص، تنها با چند تکه سنگ و یک توپ انجام می‌شد. سادگی همین ابزارها باعث شده بود هفت‌سنگ در میان کودکان مناطق مختلف ایران محبوبیت زیادی پیدا کند.

در شکل رایج بازی، هفت قطعه سنگ روی یکدیگر قرار می‌گرفت و دو گروه در مقابل هم قرار می‌گرفتند. بازیکنان یک گروه تلاش می‌کردند با توپ سنگ‌ها را بریزند و سپس دوباره آنها را روی هم بچینند، در حالی که گروه مقابل باید با توپ مانع انجام این کار می‌شد. چرا اسمش «هفت‌سنگ» است؟

نام بازی مستقیماً از مهم‌ترین عنصر آن یعنی هفت سنگی که روی یکدیگر چیده می‌شوند گرفته شده است. عدد هفت نیز در فرهنگ ایرانی و بسیاری از سنت‌های منطقه‌ای جایگاه نمادین دارد، اما نمی‌توان با اطمینان گفت که انتخاب عدد هفت در این بازی الزاماً ریشه آیینی یا مذهبی داشته است.

به همین دلیل بهتر است میان قدمت عدد هفت در فرهنگ ایرانی و دلیل انتخاب هفت سنگ در این بازی تفاوت قائل شویم. آنچه در شیوه سنتی بازی اهمیت دارد، ساختن یک برج کوچک از سنگ‌ها و تلاش برای بازسازی آن پس از برخورد توپ است.

هفت‌سنگ در شهرهای مختلف ایران

هفت‌سنگ در مناطق مختلف ایران با تفاوت‌هایی در قوانین اجرا می‌شد. تعداد بازیکنان، فاصله پرتاب توپ، جنس توپ، نحوه انتخاب تیم‌ها و حتی تعداد دفعاتی که بازیکنان می‌توانستند برای بازسازی سنگ‌ها تلاش کنند، ممکن بود از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت باشد.

در برخی مناطق، بازی با توپ‌های دست‌ساز یا توپ‌های پلاستیکی انجام می‌شد و در بعضی محله‌ها نیز قوانین محلی خاصی برای تعیین برنده وجود داشت. همین ویژگی نشان می‌دهد که هفت‌سنگ بیشتر از آنکه یک بازی با قوانین کاملاً یکسان باشد، بخشی از فرهنگ بازی‌های محلی ایران بوده است. بازی‌ای که فقط سرگرمی نبود

هفت‌سنگ علاوه بر سرگرمی، مجموعه‌ای از مهارت‌ها را نیز در کودکان تقویت می‌کرد؛ از دقت در پرتاب توپ و سرعت عمل گرفته تا همکاری گروهی و تصمیم‌گیری در شرایط فشار.

شاید مهم‌ترین ویژگی هفت‌سنگ همین جمعی بودن آن بود. کودکان برای انجام بازی باید با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کردند، تیم تشکیل می‌دادند و برای رسیدن به یک هدف مشترک همکاری می‌کردند؛ چیزی که بازی‌های دیجیتال امروزی کمتر به آن نیاز دارند. هفت‌سنگ؛ خاطره‌ای از کوچه‌های قدیم

با گسترش شهرنشینی، کاهش فضاهای بازی و تغییر سبک زندگی کودکان، هفت‌سنگ نیز مانند بسیاری از بازی‌های سنتی دیگر کم‌کم از کوچه‌ها فاصله گرفت. با این حال هنوز در مدارس، جشنواره‌های بازی‌های بومی و محلی و برخی برنامه‌های فرهنگی اجرا می‌شود.

هفت‌سنگ را می‌توان بخشی از میراث ناملموس بازی‌های عامیانه ایران دانست؛ بازی‌ای که برای انجام آن نه کنسول لازم بود، نه تلفن همراه و نه امکانات گران‌قیمت؛ هفت سنگ، یک توپ و چند کودک کافی بود تا یک کوچه برای ساعت‌ها به زمین بازی تبدیل شود. حتما بخوانید: اصول صحیح نوشیدن آب در فصل گرما؛ جرعه‌جرعه بنوشید پف و تیرگی زیر چشم؛ دلایل و راهکارهای ساده برای داشتن چشم‌هایی شاداب قیمت ارز امروز ۲۸ مرداد؛ دلار و یورو چند شد؟



ورد به مرحله «پساسوادی»؛ آیا گوشی‌های هوشمند قاتل کتابخوانی هستند؟

 ورد به مرحله «پساسوادی»؛ آیا گوشی‌های هوشمند قاتل کتابخوانی هستند؟
 سایت اطلاعات آنلاین / ۲ ساعت قبل
رز هوروویچ در نشریه «اتلانتیک» با ابراز تأسف می‌گوید که «عصر کتابخوانی به پایان رسیده است.» او یادآور می‌شود که ما هنوز هم با واژگان زیادی برخورد می‌کنیم، اما بیشتر آنها را به جای کتاب‌ها، در ایمیل‌ها، پیامک‌ها و دیگر پاره‌های دیجیتال می‌یابیم.

به گزارش اطلاعات آنلاین، به باور این منتقد، ‌این شکل از مطالعه عموماً کوتاه و همراه با حواس‌پرتی است و تفاوت زیادی با تمرکز عمیقی دارد که نسخه‌های چاپی تشویق می‌کنند.هوروویچ استدلال می‌کند که خوانندگان امروزی شاید هنوز در رمزگشایی کلمات توانا باشند، اما در درک متن‌های طولانی‌تر به مشکل برمی‌خورند؛ بنابراین، جامعه ما دیگر بی‌سواد نیست، بلکه وارد مرحله پساسواد شده است.

وسوسه‌کننده است که گوشی‌های هوشمند را مقصر اصلی این وضعیت بدانیم و نتیجه بگیریم که اعمال نوعی ممنوعیت، راه‌حل مشکل خواهد بود؛ اما بررسی تاریخ نشان می‌دهد که این راهکار کافی نیست، چرا که روند افت کتاب‌خوانی پیش از ظهور گوشی‌های هوشمند نیز آغاز شده بود.

در سال ۱۹۸۸، جرج استاینر، منتقد ادبی، اعلام کرد که «عصر کتاب» در حال رسیدن به «پایانی تدریجی» است. کلمه کلیدی در اینجا «تدریجی» است؛ زیرا استاینر باور داشت که این افول از دهه ۱۹۵۰ و با گسترش رادیو، سینما و تلویزیون کلید خورده بود. رسانه‌های الکترونیکی دهه ۱۹۸۰ نیز این دگرگونی را استمرار بخشیدند، اما آغازگر آن نبودند.

داده‌ها به‌خوبی شهود استاینر را تأیید می‌کنند. در سال ۱۹۷۶، بیش از شصت درصد از دانش‌آموزان سال آخر دبیرستان در آمریکا ابراز داشتند که تقریباً هر روز یک کتاب یا مجله را برای تفریح می‌خوانند. از آن زمان به بعد، با ورود بازی‌های ویدئویی، رایانه‌های شخصی، اینترنت و گوشی‌های هوشمند، این آمار سالانه حدود یک درصد کاهش یافت. پس از گذشت چهل سال، تنها پانزده درصد از دانش‌آموزان دبیرستانی برای تفریح دست به مطالعه روزانه می‌زنند.

با این حال، ورود اینترنت و گوشی‌های هوشمند سقوطی ناگهانی در کتاب‌خوانی ایجاد نکرد. میانگین زمان مطالعه روزانه آمریکایی‌ها برای علایق شخصی در سال ۲۰۰۳ حدود ۲۱.۹ دقیقه بود، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۰ به ۱۸.۳ دقیقه و در سال ۲۰۲۵ به ۱۶.۲ دقیقه رسید. این ارقام نشان‌دهنده هیچ‌گونه گسست ناگهانی هم‌زمان با ورود آیفون نیستند، بلکه از روندی کاهشی، طولانی و پیوسته حکایت دارند.

لزوم محافظت از کتاب‌های چاپی

فناوری تنها بخشی از ماجراست، نه تمام آن. آنچه به شکل گسترده‌تری دچار فرسایش شده، فرهنگی است که روزگاری مطالعه را به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره بدل کرده بود. برای درک چگونگی وقوع این پدیده و راه‌های معکوس کردن آن، ناچاریم نگاهی تاریخی و بلندمدت داشته باشیم.

کتاب‌خوانی در قرن نوزدهم، در سایه ترکیبی از تحولات مادی و اجتماعی، به پدیده‌ای همگانی تبدیل شد. کاغذ ارزان‌تر، چاپخانه‌های بخاری، آموزش اجباری و بهبود سیستم روشنایی، کتاب‌ها را در دسترس میلیون‌ها انسان قرار داد. در همین راستا، کتابخانه‌ها، کلیساها، جنبش‌های کارگری، انجمن‌های ادبی و محافل مطالعه، هم دلایلی برای خواندن و هم جوامعی برای این کار به مردم پیشکش کردند و در مجموع، فرهنگی کتاب‌دوستانه را بنا نهادند.

در پاریسِ قرن نوزدهم، بازدیدکننده‌ای از شور و اشتیاق همگانی به ادبیات شگفت‌زده شده بود و می‌گفت: «همه، به‌ویژه زنان، کتابی در جیب خود دارند. مردم در حین سوار شدن بر کالسکه یا پیاده‌روی مطالعه می‌کنند؛ آن‌ها حتی در زمان استراحت تئاتر، داخل کافه‌ها و حتی به هنگام استحمام نیز کتاب می‌خوانند.»

فرهنگ پرطراوت کتاب‌خوانی در آن دوران، توسط یک اکوسیستم کامل پشتیبانی می‌شد. اگر خواهان احیای آن هستیم، حذف صرفاً یک ابزار حواس‌پرت‌کن کافی نخواهد بود؛ بلکه باید شرایطی را از نو بسازیم که مطالعه متمرکز را دوباره امکان‌پذیر می‌سازد، و این مهم دست‌کم به سه گام نیاز دارد.

کتاب چاپی ابزاری است که دقیقاً برای تمرکز طراحی شده است. این فناوری متن را بدون هجوم مطالبات رقیبی چون پیوندهای وب، ویدئوها یا اعلان‌های مختلف ارائه می‌دهد و به ما اجازه می‌دهد روی صفحه کتاب متمرکز بمانیم. افزون بر این، ضخامت فیزیکی کتاب به ما کمک می‌کند تا جایگاه خود را در روند داستان یا استدلال بسنجیم و با نمایان ساختن میزان راه طی‌شده و مسیر باقیمانده، به ما حس جهت‌دهی ببخشد. این جنبه مادی به تقویت حافظه نیز یاری می‌رساند؛ چرا که ما اغلب به یاد می‌آوریم که یک مطلب در کجای صفحه قرار داشته است: در سمت راست یا چپ، بالا یا پایین.

با اینکه ابزارهای دیجیتال برای یافتن سریع اطلاعات کارآمدند، اما نسخه‌های چاپی گزینه بسیار مناسب‌تری برای مطالعه متمرکز به شمار می‌روند. به همین خاطر، مدارس باید همچنان به ترویج کتاب‌ها ادامه دهند، هرچند که در سال‌های اخیر روند امور برعکس شده است. در سال ۲۰۲۲، شورای ملی معلمان انگلیسی اعلام کرد که برای رفع «نابرابری‌ها در زمینه فناوری‌ها و مهارت‌های دیجیتال»، زمان آن فرا رسیده است که «کتاب‌خوانی از مرکزیت خارج شود». با این حال، می‌توان از مفهوم برابری برای اثبات رویکردی کاملاً متضاد نیز بهره برد؛ کودکانی که در محیطی خالی از کتاب رشد می‌کنند، برای آشنایی با مطالعه عمیق و مداوم کاملاً به مدارس وابسته‌اند. کتاب‌های چاپی نیز درست مانند رایانه‌ها، فناوری ارزشمندی هستند که باید شیوه استفاده از آن‌ها را آموخت.

تبدیل کتابخوانی به هنجار

ما اغلب تمرکز کردن را آزمونی فردی برای سنجش اراده تلقی می‌کنیم، در حالی که توجه انسان تحت تأثیر معماری، جو حاکم و انتظارات اجتماعی شکل می‌گیرد. رفتار ما در یک کتابخانه با رفتارمان در مرکز خرید تفاوت دارد، زیرا فضاهای گوناگون به ما دیکته می‌کنند چه نوع فعالیتی در آن‌ها جایز است.

امروزه، مطالعه جمعی نمونه بارزی از این حقیقت است که چگونه رسانه‌های چاپی و دیجیتال می‌توانند دست‌دردست یکدیگر به احیای کتاب‌خوانی کمک کنند.

کتابخانه‌ها، کتابفروشی‌های مستقل، مدارس و کافه‌ها می‌توانند به همان مکان‌هایی مبدل شوند که استاینر آن‌ها را «خانه‌های کتاب‌خوانی» می‌نامید؛ یعنی فضاهایی که در آن‌ها سکوت، آرامش و غرق شدن در متن رفتارهایی عجیب به شمار نمی‌روند. در همین راستا، اسپن ایتربرگ، پژوهشگر رسانه در نروژ، جلسات داوطلبانه‌ای تحت عنوان «ساکت شو و بخوان» را پایه‌گذاری کرد که در آن دانشجویان در اتاق‌هایی دور از هیاهوی دیجیتال گرد هم می‌آیند و در سکوت با یکدیگر مطالعه می‌کنند. افزون بر این، کافه‌هایی نیز فعالیت دارند که از مشتریان خود می‌خواهند تلفن‌های همراهشان را کنار بگذارند. این قبیل فضاها، پناهگاه‌های موقتی در برابر جریان خروشان دنیای دیجیتال به شمار می‌روند و این امکان را فراهم می‌سازند تا عادت‌های مبتنی بر آرامش، تمرکز و غرق‌شدگی به شکلی اجتماعی تقویت شوند.

مطالعه به مثابه امری اجتماعی

تصویر سنتی یک کتاب‌خوان معمولاً فردی تنهاست که با یک کتاب خلوت کرده است؛ اما بررسی تاریخ نشان می‌دهد که کتاب‌خوانی بارها و بارها به دست جوامع مختلف احیا شده است. هنگامی که قرون وسطی سایه سنگین خود را بر دنیای باستان گسترد، بندیکت نورسایی نهضتی صومعه‌محور را بنیاد نهاد که هزاران صومعه برپا کرد و نسل‌هایی از خوانندگان شیفته را پرورش داد. در قرن نوزدهم نیز احیاهای مذهبی، جنبش‌های کارگری، جوامع سیاه‌پوستان و دیگر جنبش‌های مردمی محافلی را شکل دادند که عمل مطالعه را با کنش جمعی پیوند می‌زدند. کتاب‌ها نه فقط به این خاطر که خوانده می‌شدند، بلکه به این دلیل اهمیت داشتند که مردم آن‌ها را در کنار یکدیگر می‌خواندند.

امروزه نیز مطالعه جمعی نشان می‌دهد که رسانه‌های چاپی و دیجیتال چگونه قادرند برای احیای کتاب‌خوانی هم‌افزایی داشته باشند. باشگاه‌های کتاب‌خوانی آنلاین، سایت‌های هواداری و تالارهای گفت‌وگو، جوامع ادبی پررونقی را شکل می‌دهند که در آن‌ها خوانندگان متعهد نه‌تنها آثار خوانده‌شده را نقد و بررسی می‌کنند، بلکه به واسطه داستان‌نویسی هواداران (فان‌فیکشن)، گستره داستان‌ها را وسیع‌تر می‌سازند. هم‌زمان با این روند، برخی از دانشجویان دست به تأسیس «کلوب‌های لادایت» زده‌اند؛ محافلی که در آن‌ها استفاده از وسایل دیجیتال ممنوع است و اعضا برای کتاب‌خوانی و گفتگو دور هم جمع می‌شوند.

اگر واقعاً خواهان تداوم حیات کتاب‌خوانی هستیم، انداختن گوشی‌های هوشمند به درون نزدیک‌ترین رودخانه مشکلی را حل نخواهد کرد. خوانندگان خوب در بستر یک فرهنگ کتاب‌دوستانه پرورش می‌یابند و این همان فرهنگی است که باید برای بازسازی‌اش تلاش کنیم. کتاب‌خوانی هرگز به عنوان یک کنش فردی و مقاومت قهرمانانه دوام نخواهد آورد؛ تاریخ گواهی می‌دهد که کتاب‌خوانی همواره عملی انفرادی بوده که توسط جوامع مختلف پشتیبانی شده و می‌شود.



مهران لرزید

 مهران لرزید
 خبرگزاری ایسنا / ۲ ساعت قبل
زمین‌لرزه مهران را لرزاند.

زمین لرزه‌ای به بزرگی ۲.۸ ریشتر شامگاه چهارشنبه ۲۸ مرداد در ساعت ۲۱:۲۲ دقیقه شهر مهران را لرزاند.

به گزارش ایسنا و به نقل از سایت مرکز لرزه‌نگاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران این زمین‌لرزه در عمق ۸ کیلومتری زمین رخ داده است.

انتهای پیام


 اعلام زمان آغاز ثبت‌نام مسکن استیجاری

اعلام زمان آغاز ثبت‌نام مسکن استیجاری

آرمان امروز : فرزانه صادق‌مالواجرد در جمع خبرنگاران اظهار کرد: در آستانه ورود به سومین سال فعالیت دولت چهاردهم هستیم اما بیش از یک سال از دو سال گذشته را درگیر جنگ بودیم. در جنگ ۱۲ روزه و به ویژه در جنگ ۴۰ روزه دشمن علاوه بر زیرساخت‌های پل، فرودگاه و تاب‌آوری مردم را [ ]

 ملاحظات اطلاع‌رسانی

ملاحظات اطلاع‌رسانی

آرمان امروز :نشست تخصصی «بن‌بست اطلاع‌رسانی» با حضور نمایندگانی از دولت‌های دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم برگزار شد. در این نشست به این موضوع پرداخته شد که چرا در سال‌های اخیر با وجود برخورداری از نهادهای رسمی نتوانسته‌اند تحولات اجتماعی را به موقع تشخیص داده و پاسخگو باشند. نشست «بن‌بست اطلاع‌رسانی» با محوریت بررسی چالش‌های اطلاع‌رسانی [ ]

 انقلاب خاموش در صنعت الفین

انقلاب خاموش در صنعت الفین

سال‌ها، یک اصل نانوشته بر صنعت الفین حکم می‌راند: هر که خوراک ارزان‌تری در اختیار دارد، دست برتر را دارد. اما این قاعده دیرپا، آرام‌آرام در حال فروپاشی است. خوراک امروز دیگر صرفا ماده اولیه نیست؛ دارایی راهبردی است و انعطاف‌پذیری، تنوع سبد خوراک، تاب‌آوری و سرعت انطباق با تحولات بازار، گاه از قیمت آن تعیین‌کننده‌تر شده‌اند.

 انگلیس کاردار رژیم صهیونیستی را احضار کرد

انگلیس کاردار رژیم صهیونیستی را احضار کرد

وزارت امور خارجه انگلیس با احضار کاردار رژیم صهیونیستی، اعتراض خود را به برگزاری مناقصه برای پروژه شهرک‌سازی E۱ اعلام و از دولت بنیامین نتانیاهو خواست فوراً از اجرای این طرح عقب‌نشینی کند.

 معمای خوانندگی «ایرج» در فیلم‌فارسی

معمای خوانندگی «ایرج» در فیلم‌فارسی

آرمان امروز :    ۲۳ سال پیش، در مردادماه سال ۱۳۸۲، خبرنگار موسیقی ایسنا به منزل ایرج رفت و به گپ‌وگفت با او پرداخت. آن زمان، ایرج به نکاتی پرداخت که شاید امروز پس از دو دهه همچنان موضوعیت داشته باشند. ایرج از خطر فراموشی موسیقی اصیل ایرانی گفته بود که امروز حتی زنگ خطر [ ]

 آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

تصویری قدیمی از یک آرایشگر زن را در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان و در دوره قاجار می‌بینید.

 اینجا کسی برای مذاکره غش نمی‌کند | آخرین خبر

اینجا کسی برای مذاکره غش نمی‌کند | آخرین خبر

فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست علی ملکی| محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایران با آمریکا، نطق پیش از دستور روز گذشته خود در صد و هشتادمین جلسه علنی مجلس را در یکی از نقاط زمانی حساس این روزها انجام داد؛ یک روز

 عدم محدودیت ایمیدرو برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ معادن

عدم محدودیت ایمیدرو برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ معادن

رئیس هیات عامل سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران (ایمیدرو) اعلام کرد: این سازمان با هدف توسعه معادن در نقاط مختلف کشور به ویژه استان‌های با ظرفیت معدنی بالا، هیچ محدودیتی برای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها ندارد.