در ازدحام جمعیتی که خیابانهای تهران را پر کرده بود، هر چهره داستانی داشت؛ مادری با کالسکه، پیرمردی با چفیه، جوانی که فقط یک آرزو داشت؛ «خدا ببیند و دشمن.»