
سلمان فارسی الگویی ماندگار برای حکمرانی اسلامی و ولایتمداری است

چرا امام حسن عسکری(ع) به سامرا آمدند و ایشان چگونه به شهادت رسیدند؟
به گزارش خبرنگار جماران، بنا بر نقل مشهور، امام حسن عسکری علیه السلام در هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری، با توطئه معتمد عباسی -که همواره از محبوبیت و نفوذ معنوی آن حضرت در جامعه نگران بود- در شهر سامرا مسموم شدند و به شهادت رسیدند.[۱]
حضور اجباری امام عسکری(ع) در سامرا
امام حسن عسکری علیه السلام در چهار سالگى، بنا به درخواست متوکل عباسى (دهمین خلیفه عباسیان) به همراه پدر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام و سایر خانواده شان راهى سامرا (مرکز خلافت عباسیان، در شمال غربى عراق) شدند.[۲]
امام عسکری(ع) پس از شهادت پدرشان، در سال ۲۵۴ هجرى قمرى به مقام امامت شیعیان نایل آمدند. آن حضرت و خانواده و خاندان پدرشان در ظاهر به دعوت متوکل در سامرا سکونت داشتند، ولى در حقیقت حضورشان در سامرا اجبارى و تبعیدگونه بود تا آن حضرت را از نزدیک در مراقبت و نظارت خویش داشته باشند.
مرگ طبیعی یا شهادت؟
شیخ طبرسی می گوید: بسیاری از دانشمندان ما گفته اند: امام حسن عسکری علیه السلام بر اثر مسمومیت به شهادت رسیدند، چنان که پدرشان و جدشان و همه امامان علیهم السلام با شهادت از دنیا رفته اند.[۳] ابراهیم کفعمی نیز می گوید: او را «معتمد» مسموم کرد.[۴] و محمد بن جریر بن رستم، از دانشمندان شیعی در قرن چهارم معتقد است که امام عسکری علیه السلام در اثر مسمومیت به درجه شهادت رسیدند.[۵]
یکی از نشانه های شهادت امام علیه السلام به وسیله دربار عباسی، تحرک ها و تلاش های فوق العاده ای بود که معتمد عباسی در روزهای مسمومیت و شهادت امام علیه السلام، برای عادی جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.
ابن صباغ مالکی از دانشمندان اهل سنت، از قول عبیدالله بن خاقان، یکی از درباریان عباسی (که نسبت به امام عسکری علیه السلام احترام و تکریم داشت) می نویسد: «... هنگام درگذشت ابومحمد حسن بن علی عسکری علیه السلام، معتمد خلیفه عباسی، حال مخصوصی پیدا کرد که ما از آن شگفت زده شدیم و فکر نمی کردیم چنین حالی در او (که خلیفه وقت بود و قدرت را در دست داشت) دیده شود. وقتی «ابومحمد» (امام عسکری) رنجور شد، پنج نفر از اطرافیان خاص خلیفه که همه از فقیهان درباری بودند، به خانه او گسیل شدند. معتمد به آنان دستور داد در خانه ابومحمد بمانند و هر چه روی می دهد به او گزارش کنند، نیز عده ای را به عنوان پرستار فرستاد تا ملازم او باشند، و همچنین به قاضی بن بختیار فرمان داد ده نفر از معتمدین را انتخاب کند و به خانه ابومحمد بفرستد و آنان هر صبح و شام نزد او بروند و حال او را زیر نظر بگیرند. دو یا سه روز بعد به خلیفه خبر دادند حال ابومحمد سخت تر شده و بعید است بهتر شود. خلیفه دستور داد شب و روز ملازم خانه او باشند و آنان پیوسته ملازم خانه آن بزرگوار بودند، تا پس از چند روزی رحلت فرمود. وقتی خبر رحلت آن حضرت پخش شد، سامرا سراپا فریاد و ناله شد و بازارها تعطیل و مغازه ها بسته شد. بنی هاشم، دیوانیان، امرای لشکر، قاضیان شهر، شعرا و سایر مردم برای شرکت در مراسم تشییع حرکت کردند. سامرا در آن روز یادآور صحنه قیامت بود! وقتی جنازه آمادۀ دفن شد، خلیفه برادر خود، «عیسی بن متوکل»، را فرستاد تا بر جنازه آن حضرت نماز بگزارد. هنگامی که جنازه را برای نماز روی زمین گذاشتند، عیسی نزدیک رفت و صورت آن حضرت را باز کرد و به علویان و عباسیان و قاضیان و نویسندگان و شهود نشان داد و (برای رفع تهمت خلیفه) گفت: این «ابومحمد عسکری» است که به مرگ طبیعی درگذشته است و فلان و فلان از خدمتگزاران خلیفه نیز شاهد بوده اند!! بعد روی جنازه را پوشاند و بر او نماز خواند، و فرمان داد برای دفن ببرند...».[۶]
این گزارش نشان می دهد که امام عسکری علیه السلام در جامعه چه موقعیتی داشته و حکومت عباسی چرا نگران بوده است و نیز روشن می کند که خلیفه از برملا شدن مسمومیت و قتل امام تا چه حد وحشت داشته است، و لذا با زمینه سازی قبلی کوشیده است شهادت امام را مرگ طبیعی قلمداد کند!
البته این نماز جنبه تشریفاتی داشت و طرحی بود که رژیم حاکم برای لوث کردن ماجرای شهادت امام ریخته بود و چنان که در میان دانشمندان شیعه مشهور است، امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) به طور خصوصی بر جنازه پدر بزرگوارشان نماز گزاردند.[۷]
پانویس
موسوعة الإمام العسکری علیه السلام، ج۱، ص۱۳۴-۱۳۵.
منتهى الآمال، شیخ عباس قمی، ج ۲، ص ۳۹۳.
اعلام الوری، الطبعة الثالثة، دارالکتب الاسلامیة، ص ۳۶۷.
الانوار البهیة، شیخ عباس قمی، مشهد، کتابفروشی جعفری، ص ۱۶۲.
دلائل الامامة، نجف، منشورات المکتبة الحیدریة، ۱۳۸۳ ه.ق، ص ۲۲۳.
الفصول المهمة، چاپ قدیم، ص ۳۰۷-۳۰۸. این قضیه را مرحوم شیخ مفید در ارشاد و فتال نیشابوری در روضة الواعظین و طبرسی در اعلام الوری و علی بن عیسی الاربلی از قول احمد پسر عبیدالله بن خاقان نقل کرده اند.
کمال الدین، شیخ صدوق، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، (التابعة) لجماعة المدرسین، بقم المشرفة، ۱۴۰۵ ه.ق، باب ۴۳، ص ۴۷۵؛ مجلسی، بحارالانوار، الطبعة الثانیة، تهران، المکتبة الاسلامیة، ۱۳۹۵ ه.ق، ج ۵۰، ص ۳۳۲.
منابع
سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی.
روزشمار تاریخ اسلام، سید تقى واردى، جلد سوم، ماه ربیعالاول.
با امام حسن عسکری (ع) بهتر و بشتر آشنا شوید
امام حسن عسکری(ع)، یازدهمین پیشوای شیعیان، در هشتم ربیعالثانی سال 232 قمری متولد شدند، و این امام بزرگوار، مدت زیادی از عمر مبارک خود را در زندانهای خلیفه عباسی گذراندند، که در ادامه این مطلب در برنا ، خلاصهای از زندگی این امام همام را بخوانید. ولادت امام حسن عسکری(ع)
تاریخ تولد آن حضرت در ربیع الثانی، روز هشتم سال 232 در مدینه چشم به جهان گشودند و 28 سال زندگی کردند. ابن خلّکان تولد ایشان را روز پنجشنبه یکی از ماههای سال 231 دانسته و قول دیگری را نیز که ششم ربیع الآخر سال 232 میباشد، نقل کرده است.
مادر امام حسن عسکری (ع)
مادر بزرگوار حضرت، پاکترین، پارساترین، پاکدامن ترین و والاترین بانوی زمان خود بودند و راویان، ایشان را از بانوان عارفه و صالحه برشمردهاند. نام مادر امام را حُدَیث یا حدیثه گفتهاند. برخی منابع مهم نام وی را حدیث یا سلیل که ممکن است لقب او باشد، ذکر کردهاند. در تعلیقه کتاب «کمال الدین» شیخ صدوق چنین آمده است: «المشهور اسمها حُدَیث مصغراً أو سلیل». کنیه، القاب و ویژگی ظاهری امام حسن عسکری(ع)
کنیه ایشان «ابومحمد» بود. در بعضی منابع کنیههای ابوالحسن، ابوالحجه، ابوالقائم نیز به کار رفته است.
القاب حضرت آینه صفات برجسته و گرایشهای والای ایشان است، این القاب عبارتند از:
خالص: ایشان از هر آلایش و پلیدی پاک بودند.
هادی: ایشان نماد هدایت و نشانه ی راهیابی و حرکت در صراط مستقیم برای عالمیان بودند.
عسکری: سامرا یک منطقه ی نظامی به شمار می رفت و امام را به خاطر اقامت در آنجا (یا محله ای از آنجا) «عسکری» لقب دادند. لازم به ذکر است همانطور که مورخان تصریح کرده اند اگر در جایی لقب «عسکری» به تنهایی بکار رود مراد امام حسن عسکری است نه پدرشان.
زکی: ایشان شریف ترین و پاک نهادترین انسان روزگار خود بودند جان و دل خود را پاک کرده در راه اعمال نیک پرورش داده بودند.
خاص: خداوند ایشان را با فضائل و اجابت دعا، ویژه و خاص خود گردانیده بود.
صامت: ایشان خاموش بودند و جز به یاد خدا، تعلیم و حکمت گویی، لب نمی گشودند.
سراج: ایشان چراغی بودند در تیرگی ها و مردم را به صلاح و تقوا راهنمایی می کردند.
تقی: ایشان پرهیزگارترین انسان زمان خود بودند و بیش از هر کس پاسدار احکام دین و متکی به پروردگار به شمار می رفتند.
ابن الرضا عنوانی است که امام جواد و امام عسکری(ع) هر دو به آن شهرت یافتهاند.
دربارۀ ویژگیهای آن حضرت آوردهاند: رنگش گندمگون، چشمانش درشت و سیاه، رویش زیبا، قامتش معتدل و اندامش متناسب بود. با آن که جوان بود، بزرگان قریش و دانشمندان زمان خود را تحت تاثیر و نفوذ قرار میداد. دوست و دشمن به برتری او در دانش، بردباری، بخشش، پارسایی، پروای الهی و دیگر مکارم اخلاقی باور داشتند.
همسر و فرزند
طبق نقل مشهور، امام عسکری(ع) همسری اختیار نکرد و نسل وی تنها از طریق کنیزی ادامه یافت که مادر حضرت مهدی(ع) است. منابع، نام مادر امام مهدی(ع) را متعدد و مختلف ذکر کردهاند. در منابع آمده است امام حسن عسکری(ع) خادمان و کنیزان متعدد رومی و صقلایی و ترک داشت و شاید این اختلاف در نام مادر امام زمان، از سویی به سبب تعدد کنیزان و از سوی دیگر به منظور پنهان نگاهداشتن تولد امام مهدی(ع) بوده است.
بر اساس غالب منابع شیعه و سنی، تنها فرزند آن حضرت، امام زمان(عج) مسمّا به «محمد» است. درباره فرزندان حضرت، اقوال دیگری هم وجود دارد. برخی او را دارای ۳ پسر و ۳ دختر شمردهاند. خصیبی افزون بر امام مهدی(عج) از دو دختر به نامهای فاطمه و دلاله نام برده، و ابن ابی الثلج افزون بر آن امام، پسری به نام موسی و دو دختر به نامهای فاطمه و عایشه (یا ام موسی) را برشمرده است، اما در برخی کتب انساب، نامهای ذکر شده، خواهران و برادران امام حسن عسکری(ع) هستند، که شاید با فرزندان او خلط شدهاند. در مقابل این منبع مشهور، برخی از عالمان اهل سنت مانند ابن جریر طبری، یحیی بن صاعد و ابن حزم معتقد بودند که امام عسکری(ع) فرزندی نداشته است.
شهادت امام حسن عسکری(ع)
سوابق بازداشت و خطرى که همواره از طرف دستگاه حاکم متوجه جان حضرتش بود و این که حضرت یک شخصیت مخالف سیاسى به حساب مىآمد و نیز رحلت آن حضرت در سنین جوانى، همگى دلیل شهادت آن حضرت میباشد. آن حضرت در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری توسط سمی که از طرف معتمد خلیفه عباسی به زور به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند.
امام حسن عسکری(ع) را نزد طاغوت عباسی «معتمد» آوردند. او که از احترام جمیع طبقات مردم به امام و مقدم داشتن ایشان بر تمام علویان و عباسیان به تنگ آمده بود و از شنیدن فضائل حضرت مالامال از کینه شده بود، تصمیم گرفت ایشان را به شهادت برساند. لذا زهری کشنده به امام خوراند که بر اثر آن، بدن حضرت رنجه گشت و ایشان بستری شدند، اما با همه درد و آلام جسمانی صبورانه کار خود را به خداوند واگذار کردند.
از آنجا که امام یک چهره کاملا شناخته شده در سامرا بود، هنگام رحلتش هالهاى از غم و بهتزدگى فضاى سامرا را فرا گرفت. احمد بن عبید الله در روایتى که قسمتى از آن پیش از این ارائه شد، این صحنه را چنین وصف کرده: وقتى امام عسکرى علیه السّلام رحلت کرد، صداى شیون و فریاد همه جا را فرا گرفت. مردم فریاد مىزدند: ابن الرضا رحلت کرد. آنگاه براى تدفین آماده شدند، بازار به حال تعطیل درآمد. پدر من (وزیر معتمد عباسى)، بنى هاشم، شخصیتهاى نظامى و قضایى و منشیان و مردم به سوى جنازه هجوم آوردند، آن روز در سامرا قیامتى برپا بود.
شرایط سیاسی دوران امام حسن عسکری(ع)
دوره امامت امام عسکری همزمان با سه خلیفه عباسی بود: معتز عباسی(۲۵۲-۲۵۵ق)، مهتدی (۲۵۵-۲۵۶ق) و معتمد (۲۵۶-۲۷۹ق). در دوره زندگی امام عسکری(ع)، دستگاه عباسی به ابزار دستی برای امیران رقیب تبدیل شده بود و بخصوص فرماندهان نظامی ترک نقش مؤثری در نظام حکومتی داشتند. شاید نخستین موضع سیاسی ثبت شده در زندگی امام حسن عسکری(ع) مربوط به زمانی باشد که امام حدود ۲۰ سال داشت و پدرش هنوز زنده بود. ایشان در نامهای به عبدالله بن عبدالله بن طاهر (از امیران صاحب نفوذ در دستگاه عباسی، که از دشمنان مستعین، خلیفه وقت به شمار میآمد)، خلیفه را فردی طغیانگر خواند و ساقط شدن او را از خدا خواست. این ماجرا چند روز پیش از سقوط مستعین بود.
پس از قتل مستعین، دشمن او معتز به قدرت رسید و با توجه به اطلاع احتمالی از موضع امام حسن عسکری(ع) نسبت به خلیفه مقتول، در آغاز حکومتش نسبت به آن حضرت و پدرش (حداقل در ظاهر) رفتار خصومتآمیزی نداشت. پس از شهادت امام هادی و جانشینی امام عسکری نیز شواهد حکایت از آن دارد که با وجود محدودیتهایی که برای فعالیتهای ایشان اعمال میشده، امام از آزادی نسبی برخوردار بوده است. برخی از ملاقاتهای حضرت با شیعیان در اوائل امامت خود، این مسئله را تایید میکند. اما پس از گذشت یک سال، خلیفه به امام بدگمان شد و در سال ۲۵۵ق. ایشان را زندانی کرد. امام در دوره یک ساله خلیفه بعدی (مهتدی) نیز همچنان در زندان بود.
با آغاز خلافت معتمد (۲۵۶ق) که با قیامهای شیعی رو به رو بود، امام از زندان آزاد شد و بار دیگر به سازماندهی اجتماعی و مالی امامیه اهتمام ورزید. این نقش فعال امام، آن هم در پایتخت دولت عباسی، بار دیگر دستگاه خلافت را نگران کرد. در صفر سال ۲۶۰ق امام به دستور معتمد به زندان افتاد و شخص خلیفه روزانه اخبار مربوط به امام را پیگیری میکرد. یک ماه بعد امام از زندان آزاد شد ولی تحتالحفظ به خانه حسن بن سهل (وزیر مامون) در نزدیکی شهر واسط منتقل شد.
ارتباط امام و شیعیان
با توجه به ترکیب جمعیتی مذاهب در جامعهای که اکثریت آن را اهل سنت تشکیل میدادند، و همچنین فشارهای عباسیان بر شیعیان، جامعه شیعه در تقیه به سر میبرد. با این حال امام حسن عسکری(ع) نسبت به اداره امور شیعیان و گردآوری وجوهات اهتمام داشت و وکیلانی به سرزمینهای مختلف میفرستاد.
دیدار با امام
در اثر مراقبتی که نسبت به امام حسن عسکری(ع) وجود داشت، شیعیان برای دیدن او مشکل داشتند و از راههای گوناگون تلاش میکردند؛ برای نمونه هنگامی که خلیفه برای دیدن والی بصره میرفت و امام عسکری(ع) را نیز همراه خویش میبرد، اصحاب امام در طول راه خود را برای دیدن وی آماده میکردند. راوی دیگر نقل میکند در یکی از روزها که قرار بود امام به دارالخلافه برود، ما در عسکر به انتظار دیدار وی جمع شدیم؛ در این حال از طرف آن حضرت توقیعی [یعنی نوشتهای] بدین مضمون به ما رسید: «کسی بر من سلام و حتی اشاره هم به طرف من نکند؛ زیرا در امان نیستید».
نمایندگان امام
محدودیتهای شدید حاکم بر زندگی امام عسکری(ع) سبب شد که حضرت از نمایندگانی جهت ارتباط با شیعیان استفاده کند. در شمار این افراد بهویژه باید از عقید، خادم خاص وی، یاد کرد که امام او را از کودکی بزرگ کرده و حامل بسیاری از نامههای ایشان به شیعیان بود. همچنین فردی با کنیه غریب ابوالادیان که خادم حضرت بوده و ارسال برخی نامهها را به عهده داشته است، اما مشخصاً کسی که در منابع امامی به عنوان باب [نماینده و رابط امام با مردم] شناخته شده، عثمان بن سعید است. عثمان بن سعید پس از وفات امام عسکری(ع) و با ورود به عصر غیبت صغری، به عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان(ع) نیز ایفای نقش کرده است.
نامهنگاری
از راههای ارتباطی شیعیان با امام مکاتبه بود؛ برای نمونه میتوان به نامههای ایشان به علی بن حسین بن بابویه، و نامه به مردم قم و آبه (آوه) اشاره کرد. شیعیان در مسائل و موضوعات مختلف برای ایشان نامه مینوشتند و پاسخ آن را دریافت میکردند.
فعالیت های اجتماعی امام حسن عسکری(ع)
امام عسکری(ع)، با وجود همه فشارها و مراقبتهای بی وقفه حکومت عباسی، یک سلسله فعالیتهای سیاسی و اجتماعی و علمی را در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضد اسلامی انجام میداد که میتوان آنها را بدین گونه خلاصه کرد:
1- کوششهای علمی
گرچه امام، به حکم شرایط نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسی برقرار کرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در جامعه نشد، اما در عین حال، با همان فشار و خفقان، شاگردانی تربیت کرد که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان، نقش مؤثری داشتند. شیخ طوسی تعداد شاگردان آن حضرت را متجاوز از صد نفر ثبت کرده است که در میان آنان چهره های روشن، شخیت های برجسته و مردان وارسته ای مانند احمد بن اسحاق اشعری قمی، ابو هاشم داود بن قاسم جعفری، ابو عمرو عثمان بن سعید عَمْری، علی بن جعفر و محمد بن حسن صفّار به چشم می خورند.
2- ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان
در زمان امام حسن عسکری(ع) تشیع در مناطق مختلف و شهرهای متعددی، گسترش یافت و شیعیان در نقاط فراوانی تمرکز یافته بودند. شهرها و مناطقی مانند کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آبه (آوه)، مدائن، خراسان، یمن، ری، آذربایجان، سامّرأ، جرجان و بصره، از پایگاه های شیعیان به شمار میرفتند. در میان این مناطق، به دلایلی، سامرّأ، کوفه بغداد، قم و نیشابور از اهمیت ویژهای برخوردار بودند. گستردگی و پراکندگی مراکز تجمع شیعیان، وجود سازمان ارتباطی منظمی را ایجاب می کرد؛ تا پیوند شیعیان را با حوزه امامت از یک سو و ارتباط آنان را با همدیگر از سوی دیگر، برقرار سازد و از این رهگذر، آنان را از نظر دینی و سیاسی، رهبری و سازماندهی کند. این نیاز، از زمان امام نهم احساس می شد و شبکه ارتباطی وکالت و نصب نمایندگان در مناطق گوناگون، به منظور برقراری چنین برنامه ای، از آن زمان به مورد اجرا گذاشته می شد. این برنامه در زمان امام عسکری علیه السلام نیز ادامه یافت. به گواهی اسناد و شواهد تاریخی، امام عسکری علیه السلام نمایندگانی از میان چهره های درخشان و شخصیت های برجسته شیعه در مناطق متعدد منصوب کرده و با آنان در ارتباط بود و از این طریق، پیروان تشیع را در همه مناطق، زیر نظر داشت. از میان این نمایندگان، می توان از «ابراهیم بن عبده»، نماینده امام در «نیشابور»و«احمد بن اسحاق بن عبدالله قمی اشعری» در قم و«ابراهیم بن مهزیار» در اهواز یاد کرد.
3- فعالیت های سرّی سیاسی
امام به رغم تمامی محدودیت های و مراقبت هایی که از طرف دستگاه خلافت به عمل می آمد، یک سلسله فعالیت های سرّی سیاسی را رهبری می کرد که با گزینش شیوه های بسیار ظریف پنهانگاری، از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار، به دور می ماند.
«عثمان بن سعید عَمْری» که از نزدیک ترین و صمیمی ترین یاران امام بود، زیر پوشش روغن فروشی، فعالیت میکرد و شیعیان و پیروان آن حضرت، اموال و وجوهی را که می خواستند به امام تحویل دهند، به او می رساندند و او آنها را در ظرف ها و مشک های روغن قرار داده، به حضور امام می رساند. «داود بن اسود»، خدمتگزار امام که مأمور هیزم کشی و گرم کردن حمام خانه حضرت عسکری علیه السلام بود، می گوید: «این چوب را بگیر و نزد «عثمان بن سعید» ببر و به او بده». من چوب را گرفته، روانه شدم. در راه به یک نفر سقّا برخوردم. قاطر او، راه مرا بست. سقا از من خواست حیوان را کنار بزنم. من چوب را بلند کردم وبه قاطر زدم. چوب شکست و من وقتی محل شکستگی آن را نگاه کردم، چشمم به نامه ای افتاد که در داخل چوب بود؛ به سرعت چوب را زیر بغل گرفته، برگشتم.
وقتی به در خانه امام رسیدم، «عیسی»، خدمت گزار امام کنار در به استقبالم آمد و گفت: «آقا و سرورت می گوید که چرا قاطر را زدی و چوب را شکستی؟»، گفتم: «نمی دانستم داخل چوب چیست»، امام علیه السلام فرمود: «چرا کاری می کنی که مجبور به عذر خواهی شوی؟ مبادا بعد از این چنین کاری کنی، اگر شنیدی کسی به ما ناسزا هم می گوید، راه خود را بگیر و برو و با او مشاجره نکن. ما، در شهر و دیار بدی به سر می بریم؛ تو فقط کار خود را بکن و بدان که گزارش کارهایت به ما می رسد». این قضیه نشان می دهد که امام، اسناد، نامه ها و نوشته هایی را که سرّی بوده، در میان چوب، جاسازی می کرد و برای «عثمان بن سعید» که شخص بسیار مورد اعتماد و رازداری بوده، میفرستاد و این کار را به عهده مأمور حمام که کارش هیزم آوردن و چوب شکستن و... بود و معمولاً سؤ ظن کسی را جلب نمیکرد، واگذار کرده بود.
4- حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان
یکی دیگر از موضع گیری های امام، حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، به ویژه از یاران خاص و نزدیک آن حضرت، بود. گاهی برخی از یاران امام، از تنگنای مالی، در محضر امام علیه السلام شکوه می کردند و آن حضرت، گرفتاری مالی آنان را برطرف می ساخت و گاهی حتی پیش از آن که اظهار کنند، امام علیه السلام مشکل آنان را برطرف می کرد. این اقدام امام علیه السلام مانع از آن می شد که آنان زیر فشار مالی، جذب دستگاه حکومت عباسی شوند. ابو هاشم جعفری می گوید: «از نظر مالی در مضیقه بودم؛ خواستم وضع خود را طی نامه ای برای امام عسکری علیه السلام بیان کنم؛ ولی خجالت کشیدم و از این کار خودداری کردم. وقتی که وارد منزل شدم، امام صد دینار برای من فرستاد و طی نامه ای نوشت: هر وقت احتیاج داشتی، خجالت نکش و پروا مکن و از ما بخواه که به خواست خدا، به مقصود خود می رسی».
5- تقویت و توجیه سیاسی عناصر مهمّ شیعه
یکی از مهم ترین فعالیت های سیاسی امام، تقویت و توجیه سیاسی رجال مهم شیعه در برابر فشارها و سختی های مبارزات سیاسی، در جهت حمایت از آرمان های بلند تشیع بود. از آن جا که شخصیت های بزرگ شیعه در فشار بیشتری بودند، امام علیه السلام هر یک از آنان را به نحوی دل گرم و راهنمایی می کرد و روحیه آنان را بالا می برد؛ تا میزان تحمل و صبر و آگاهی آنان در برابر فشارها، تنگناها و فقر و تنگدستی ها فزونی یابد و بتوانند مسئولیت های بزرگ اجتماعی و سیاسی و وظایف دینی خود را به خوبی انجام دهند. امام علیه السلام در نامه ای به علی بن حسین بن بابویه قمی، یکی از فقهای بزرگ شیعه، پس از ذکر یک سلسله توصیه ها و رهنمودهای لازم، چنین یاد آوری می کند: «صبر کن و منتظر فرج باش که پیامبر صلی الله علیه وآله فرموده است: «برترین اعمال امت من، انتظار فرج است. شیعیان ما پیوسته در غم و اندوه خواهند بود؛ تا فرزندم ظاهر شود؛ همان کسی که پیامبر بشارت داده که زمین را از قسط و عدل پر خواهد ساخت، همچنان که از ظلم و جور پر شده باشد. ای بزرگمرد و مورد اعتماد و فقیه من! صبر کن و شیعیان مرا به صبر فرمان بده! زمین از آن خداست و هر کسی از بندگانش را که بخواهد، وارث (حاکم) آن قرار می دهد. فرجام نیکو، تنها از آنِ پرهیزگاران است. سلام و رحمت خدا و برکات او بر تو و بر همه شیعیان باد!»
6- استفاده گسترده از آگاهی غیبی
می دانیم که امامان علیهم السلام، در پرتو ارتباط با پروردگار جهان، از آگاهی غیبی برخوردار بودند و در مواردی که اساس حقانیت اسلام یا مصالح عالی امت اسلامی در معرض خطر قرار می گرفت، از این آگاهی به صورت ابزار هدایت، استفاده می کردند. پیشگویی ها و گزارش های غیبی امامان علیهم السلام، بخش مهمی از زندگی نامه آنان را تشکیل می دهد؛ اما چنین به نظر می رسد که: آن حضرت بیش از امامان دیگر آگاهی غیبی خود را آشکار می ساخته است.
بر اساس تحقیق یکی از دانشمندان معاصر، از کرامات و گزارش های غیبی و اقدامات خارق العاده امام عسکری علیه السلام، قطب راوندی در کتاب «خرائج»، چهل مورد، سید بحرانی در «مدینه المعاجز»، صد و سی و چهار مورد، شیخ حر عاملی در «اثبات الهداه»، صد و سی و شش مورد و علامه مجلسی در «بحار الأنوار»، هشتاد و یک مورد را ثبت کرده اند و این، به خوبی روشن گر فزونی بروز کرامات و گزارش های غیبی از ناحیه آن حضرت می باشد.
به نظر می رسد علت این امر، شرایط نامساعد و جوّ پر اختناقی بود که امام یازدهم علیه السلام و پدرش امام هادی علیه السلام در آن زندگی می کردند؛ زیرا از وقتی که امام هادی علیه السلام از سر اجبار به سامّرا منتقل شد، به شدّت تحت مراقبت و نظارت بود. از این رو، امکان معرفی فرزندش «حسن» به عموم شیعیان، به عنوان امام بعدی، وجود نداشت و اصولاً این کار، حیات او را از ناحیه حکومت وقت، در معرض خطر جدی قرار می داد. به همین جهت، کار معرفی امام عسکری علیه السلام به شیعیان و گواه گرفتن آنان در این باب، در ماه های پایانی عمر امام هادی علیه السلام صورت گرفت؛ به طوری که هنگام رحلت آن حضرت، هنوز بسیاری از شیعیان از امامت حضرت حسن عسکری علیه السلام آگاهی نداشتند.
عامل دیگری که در این زمینه مؤثر بود، اعتقاد گروهی از شیعیان به امامت «محمد بن علی»، برادر حضرت عسکری علیه السلام، در زمان حیات امام هادی علیه السلام بوده است. این گروه بر اساس همین پندار او را در محضر امام هادی علیه السلام احترام می کردند؛ ولی حضرت با این پندار مبارزه می کرد و آنان را به امامت فرزندش حسن علیه السلام راهنمایی می نمود.
پس از شهادت حضرت هادی علیه السلام گروهی از خیانت کاران و نادانان، مانند «ابن ماهویه»، این پندار را دستاویز قرار داده، به اغوای مردم و منحرف ساختن افکار از امامت حضرت عسکری علیه السلام پرداختند.
این عوامل دست به دست هم داده، موجب شک و تردید گروهی از شیعیان در امامت آن حضرت، در آغاز کار شده بود؛ چنان که برخی از آنان در صدد آزمایش امام علیه السلام بر آمدند و برخی دیگر در این زمینه با امام علیه السلام مکاتبه کردند. این تزلزل ها و تردیدها به حدّی بود که امام علیه السلام در پاسخ گروهی از شیعیان در این زمینه، با آزردگی و رنجش فراوانی نوشت: «هیچ یک از پدرانم، مانند من، گرفتار شک و تزلزل شیعیان در امر امامت نشده اند...».
7- آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت
از آن جا که غایب شدن امام و رهبر هر جمعیتی، یک حادثه غیر طبیعی و نامأنوس است و باور کردن آن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن، برای اغلب مردم دشوار می باشد، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام به تدریج مردم را با این موضوع آشنا ساخته، افکار را برای پذیرش آن آماده می کردند.
این تلاش در عصر امام هادی و امام عسکری(ع) که زمان غیبت نزدیک می شد، به صورت محسوس تری به چشم می خورد؛ چنان که امام هادی علیه السلام اقدامات خود را توسط نمایندگان انجام می داد و خودش کمتر با افراد تماس میگرفت.
این معنا در زمان امام عسکری(ع)، جلوه بیشتری یافت؛ زیرا امام از یک طرف با وجود تأکید بر تولد حضرت مهدی(عج)، او را تنها به شیعیان خاصّ و بسیار نزدیک نشان می داد و از طرف دیگر، تماس مستقیم شیعیان با خود آن حضرت، روز برزو محدودتر و کمتر می شد؛ به طوری که حتی در خود شهر سامرّأ به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می داد و بدین ترتیب، آنان را برای تحمل اوضاع و شرایط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با امام علیه السلام، آمده می ساخت و این همان روشی است که بعدها امام دوازدهم(ع) در زمان غیبت صغرا در پیش گرفت و شیعیان را به تدریج برای دوران غیبت کبرا آماده ساخت.
منابع: 1- مجله پرسمان، شماره 110
2- دانشنامه مجازی مکتب اهلبیت
3- دانشنامه اسلامی موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت(ع) (ویکی اهلبیت)
4- دانشنامه فقه و اصول و علوم حوزوی (ویکی فقه)
باشگاه الوحده: محمد قربانی در آستانه جدایی است/ رقم فسخ ۱.۱ میلیون دلار است
اقتصاد۲۴-باشگاه الوحده امارات درباره جدایی محمد قربانی هافبک ایرانی این تیم سخن به میان آورد.
احمد العتیبه مسئول نقل و انتقالات باشگاه الوحده تاکید کرد که قربانی در آستانه جدایی از این تیم است.
او گفت:ما از دو باشگاه بزرگ ایرانی پیشنهاد های رسمی برای جذب قربانی داشته ایم. خود بازیکن نیز در صورتی که باشگاهها با مدیریت الوحده به توافق نهایی برسند، آماده تجربهای تازه است.
او همچنین اعلام کرد مبلغ رضایتنامه موردنیاز برای موافقت با جدایی این بازیکن ایرانی ، ۱.۱ میلیون دلار است.
تراکتور و پرسپولیس دو باشگاهی هستند که به جذب قربانی علاقه دارند.
مدیرعامل تراکتور: بهترین جو تاریخ دیدارهای تراکتور و پرسپولیس را رقم میزنیم
سید حجت کریمی در گفتوگو با رسانه رسمی باشگاه تراکتور با اشاره به حساسیت و اهمیت این دیدار، اظهار داشت: مسابقه تراکتور و پرسپولیس همواره یکی از مهمترین و پرمخاطبترین دیدارهای فوتبال ایران بوده و طبیعی است که برای برگزاری چنین مسابقهای باید همه جوانب در نظر گرفته شود. ما تمام تلاش خود را به کار خواهیم گرفت تا فضایی کاملاً سالم، آرام و در شأن هواداران دو تیم ایجاد شود.
وی ادامه داد: من قول میدهم تمام تلاشمان را به کار ببندیم تا فضایی کاملاً سالم برای این مسابقه و برای همیشه در دیدارهای تراکتور و پرسپولیس ایجاد شود. انشاءالله با کمک بازیکنان، مربیان و تماشاگران فهیم تراکتور، بهترین جوِ تاریخ بازیهای تراکتور و پرسپولیس را در ورزشگاه یادگار امام (ره) رقم خواهیم زد.
مدیرعامل تراکتور با تأکید بر اطمینان خود نسبت به برگزاری آرام این دیدار، تصریح کرد: من شرافت کاری و تجربهام در این دوره مدیریت فوتبال را گرو میگذارم و مطمئنم غیر از این نخواهد شد. هواداران تراکتور نشان دادهاند که در کنار حمایت پرشور از تیم محبوبشان، میتوانند میزبان شایستهای برای مهمترین مسابقات فوتبال ایران باشند.
کریمی با بیان اینکه فضای اجتماعی و فوتبالی کشور نسبت به گذشته تغییر کرده است، گفت: امروز مردم آگاهتر و متحدتر از گذشته هستند. مسائلی که در سالهای قبل وجود داشت و گاهی خصومتهایی بیدلیل شکل میگرفت و بیش از اندازه نیز بزرگ میشد، دیگر نباید جایی در فوتبال داشته باشد.
وی افزود: دیدار تراکتور و پرسپولیس باید صرفاً یک رقابت ورزشی بزرگ و جذاب باشد؛ مسابقهای که در ورزشگاهی مملو از تماشاگر برگزار شود و شور و هیجان فوتبال را به جامعه بازگرداند. اطمینان دارم برگزاری این دیدار در حضور هواداران، میتواند یکی از زیباترین صحنههای فوتبال ایران را رقم بزند.
مدیرعامل باشگاه تراکتور درباره محرومیت هواداران از حضور در ورزشگاه نیز اظهار داشت: اگر هدف از تصمیمات مربوط به برگزاری مسابقات بدون حضور تماشاگر، بهبود شرایط ورزشگاهها و فوتبال بوده است، باید پذیرفت که چنین تصمیماتی در عمل نتیجه مطلوبی نداشته و صرفاً به کاهش حضور هواداران و سرد شدن فضای مسابقات منجر شده است.
کریمی همچنین از همکاری مسئولان استانی و نهادهای امنیتی قدردانی کرد و گفت: در این زمینه رایزنیهای لازم با مسئولان استانی و امنیتی انجام شده و جا دارد از همکاری و همراهی آنان تشکر کنم. امیدوارم فدراسیون فوتبال نیز با نگاه مثبت، تصمیم جدیدی در این خصوص اتخاذ کند.
وی افزود: حتی اگر بازی رفت در تهران برگزار میشد، باز هم ترجیح من این بود که مسابقه با حضور تماشاگران برگزار شود؛ چراکه با آغاز لیگ، شور و نشاط دوباره به فضای جامعه بازگشته و برگزاری مسابقات بدون تماشاگر، با این جریان مثبت در تضاد است.
مدیرعامل تراکتور در پایان گفت: از مدیران باشگاه پرسپولیس و مسئولان فدراسیون فوتبال درخواست میکنم این موضوع را فراتر از یک رقابت ساده باشگاهی ببینند و به تأثیر آن بر کلیت فوتبال ایران توجه کنند. تراکتور، پرسپولیس، استقلال و سپاهان رقبای دیرینه فوتبال ایران هستند و مسابقات میان این تیمها باید با حضور حداکثری هواداران و در فضایی سالم، محترمانه و شبیه یک جشن بزرگ فوتبالی برگزار شود.
کریمی خاطرنشان کرد: فوتبال ایران، بهویژه در شرایط جدید و پس از یک دوره سخت، بیش از هر زمان دیگری به شور، نشاط و حضور مردم در ورزشگاهها نیاز دارد. امیدوارم محرومیتهای سلبی لغو شود و در تصمیمگیریها، رویکردی در پیش گرفته شود که به جای خالی شدن ورزشگاهها، زمینه حضور پرشور هواداران و شکوه دوباره فوتبال ایران را فراهم کند.
انتهای پیام/
