
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: محور مقاومت پدیدهای نیست که یکشبه زاده شده باشد، بلکه باید ریشههای آن را در دل جامعه، فرهنگ، هویت، مذهب و تاریخ مبارزات ضداستعماری و ضدصهیونیستی منطقه جستجو کرد که در آن ملتهای منطقه بارها زیر چکمه اشغالگری له شدند و هر بار از همان خاک دوباره قد کشیدند.
از روزی که انقلاب اسلامی ایران در ۱۳۵۷ نشان داد که اراده مردمی میتواند قدرتمندترین تکیهگاههای امپریالیسم را فرو بریزد، تا روزی که حزبالله لبنان در تابستان ۲۰۰۶ ارتش «شکستناپذیر» رژیم صهیونی را وادار به عقبنشینی کرد، این محور پیروزیهای خود را نه بر میز مذاکره، بلکه در میدان نبرد رقم زد.
در ۲۰۱۴ حشد شعبی عراق در حالی به مقابله با داعش برخاست که دولت و ارتش رسمی در آستانه فروپاشی بودند و نجف و کربلا تنها چند ده کیلومتر با اشغال فاصله داشتند. انصارالله یمن نیز علیرغم هفت سال محاصره هوایی، دریایی و زمینی که یکی از بدترین بحرانهای انسانی جهان را رقم زد، نه تنها تسلیم نشد، بلکه با موشک و پهپاد وارد معادله بازدارندگی منطقهای شد.
امروزه نیز این محور نه یک ائتلاف تاکتیکی، بلکه یک پروژه هویتی است که از تجربه مقاومت، از خون شهدا و از حافظه جمعی مشترکی تغذیه میکند که هیچ فشار خارجیای قادر به محو آن نخواهد بود. با این پیش زمینه در ادامه یادداشت به نقش محور مقاومت یمن، لبنان و عراق در شرایط پیچیده کنونی خاورمیانه خواهیم پرداخت.
خنجر یمنی در قلب باب المندب
انصارالله یمن که سالهاست زیر سنگینترین محاصرهها و بمبارانها دوام آورده، اکنون با زبانی کاملاً متفاوت یعنی زبان معامله و بازدارنگی فعال وارد میدان شده است. چندی پیش حمله به فرودگاه ابها در جنوب عربستان، روشنترین پیام عملیاتی یمن در این مرحله بود و ترجمان عینی دکترین «فرودگاه در برابر فرودگاه» را نشان داد.
پاسخی مستقیم به حمله ریاض به فرودگاه صنعاء پس از سرپیچی از تعهدات تفاهمنامههای پیشین، که این بار هزینه را به خاک حریف منتقل کرد. در کنار این عملیاتها، برگزاری تظاهرات «بسیج هشدارگونه» در صعده نیز نه یک نمایش سیاسی، بلکه اعلام آمادگی نیروی انسانی برای فازهای بعدی بود. در همین حال تنگه بابالمندب، گلوگاه ۱۸ درصد تجارت دریایی جهان همچنان …





