
خبرگزاری مهر، گروه سیاست: تهران در تبوتاب انقلابی میسوخت که هنوز جوهر قانون اساسیاش خشک نشده بود. در این میان، آیتالله سید محمود طالقانی، سیمایی منحصربهفرد داشت؛ مردی با چهرهای مصمم، پیشینهای از سالها زندان و شکنجه، و نفوذی فوقالعاده میان تودههای مردم و جوانان پرشور. او یک سرمایه اجتماعی بینظیر بود. اما در این میان، یک سازمان بیش از همه، خیمهشببازی رسانهای پیچیدهای را برای سو استفاده از این پیرمرد مجاهد آغاز کرد؛ جریانی که بعدها به نام منافقین شناخته شد.
وقتی میلیونها نفر نماز میخواندند، منافقین روایت میساختند
پنجم مرداد ۱۳۵۸، دانشگاه تهران شاهد واقعهای تاریخی بود. ایده اولیه از سوی خود آیتالله طالقانی مطرح شد، اما این امام خمینی بود که صریحا و رسما حکم اقامه اولین نماز جمعه پس از سقوط دیکتاتوری پهلوی را به نام ایشان صادر کرد. نماز جمعه در اندیشه انقلاب، نماد پیوند سیاست و عبادت و میعادگاه وحدت امت بود. استقبال مردم فراتر از حد تصور بود؛ بیش از یک میلیون مسلمان در کنار هم روی خاک و آسفالت داغ دانشگاه نشستند تا تا اولین نماز جمعه را بخوانند.
اما درست در حاشیه این وحدت بزرگ، در اتاقهای تاریک رسانهای سازمان، یک نبرد پنهان کلید خورد؛ نبردی که هدفش نه تکریم نماز، بلکه تصاحب و مصادره این اجتماع عظیم به نفع یک جریان خاص بود.
آنها با یک راهبرد رسانهای کاملا حرفهای و البته کثیف، دستبهکار شدند. اولین گام، سانسور و حذف بود؛ در هیچیک از گزارشهای سازمان اسمی از ارتباط امام خمینی و آیتالله طالقانی یا حکم صریحی که امام برای ایشان صادر کرده بود به میان نیامد تا نقش رهبری امام کاملا کمرنگ شود. گام دوم، تقطیع و تحریف و حذف بود؛ سازمان مفاهیم عبادی و اصیل نماز جمعه را به صورت گزینشی برش میزد و آنها را به مفاهیم سیاسی و شعارهای انحصارطلبی مدنظر خود گره میزد. و جایی که با مبانی فکری خود همخوانی نداشت را حذف می کرد.
آنها گزارش نماز جمعه را به صورت کاملا هدفمند در صفحه دهم نشریه مجاهد و دقیقا در کنار مقالات تئوریک خود (مانند ضرورت شوراهای کارکنان یا تئوریهای چپگرایانه) قاب میگرفتند تا به مخاطب القا کنند گفتمان طالقانی همان گفتمان سازمان است. همچنین عکسهایی با حالت نگرانی …
