قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۱۴۰۵/۰۴/۲۱

گزارش شبکه «ان‌بی‌سی» از جزئیات مرگ سناتور گراهام

یک شبکه خبری به جزئیات مرگ سناتور ضدایرانی آمریکا اشاره کرد.
 گزارش شبکه «ان‌بی‌سی» از جزئیات مرگ سناتور گراهام



۳ ساعت قبل / سایت مشرق

ترامپ و نسخه قدیمی فشار اقتصادی علیه ایران؛ کارشناسان چه می‌گویند؟

به گزارش مشرق، شش ماه پس از آغاز جنگ جهل روزه، سیاست آمریکا در قبال ایران بیش از آنکه نشانه یک راهبرد تازه باشد، نشانه بازگشت واشنگتن به همان مسیری است که دهه‌ها آن را آزموده و نتوانسته تهران را به پذیرش خواسته‌های خود وادار کند. دولت دونالد ترامپ جنگ را با این تصور آغاز کرد که فشار نظامی می‌تواند در مدت کوتاهی ایران را به تسلیم وادار کند؛ اما اکنون، پس از ناکامی در دستیابی به اهداف اعلام‌شده، بار دیگر تحریم و فشار اقتصادی به محور سیاست آمریکا تبدیل شده است.

این تغییر مسیر را می‌توان یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بن‌بست راهبردی واشنگتن در برابر ایران دانست. در آغاز جنگ چهل‌روزه، ادبیات دولت ترامپ بر پیروزی سریع و تحمیل اراده آمریکا متمرکز بود. قرار بود توان نظامی ایران در مدت کوتاهی تضعیف شود و تهران در برابر فشار نظامی چاره‌ای جز پذیرش خواسته‌های واشنگتن نداشته باشد. اما طولانی‌شدن درگیری و استمرار مقاومت ایران نشان داد که معادله آن‌گونه که در واشنگتن محاسبه شده بود، پیش نرفته است.

اکنون ترامپ از آغاز «شدیدترین عملیات اقتصادی» علیه ایران سخن می‌گوید؛ سیاستی که قرار است با فشار بر شبکه‌های مالی، شرکت‌ها، دولت‌ها، مسیرهای انتقال نفت، ارز و حتی ثبت کشتی‌ها، اقتصاد ایران را بیش از گذشته تحت فشار قرار دهد.

اما پرسش اساسی این است: اگر فشار نظامی نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند، چرا واشنگتن تصور می‌کند تکرار سیاست اقتصادی چند دهه گذشته می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت ایجاد کند؟

بازگشت به سیاستی که قبلا آزموده شده است

گزارش شبکه چینی CGTN درباره راهبرد جدید ترامپ دقیقا بر همین تردید تمرکز دارد. این رسانه ضمن بررسی «جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران»، تأکید می‌کند که بسیاری از اقدامات جدید آمریکا در واقع ادامه همان سیاست‌هایی است که طی سال‌های گذشته اجرا شده‌اند.

ایران طی چند دهه تحریم، شبکه‌های مختلفی برای مقابله با محدودیت‌های مالی و تجاری ایجاد کرده است. بنابراین تحریم جدید الزاماً به معنای ایجاد یک ابزار جدید نیست؛ بلکه در بسیاری موارد افزایش شدت استفاده از ابزاری قدیمی است.

حتی اگر این فشارها بتوانند هزینه‌هایی بر اقتصاد ایران تحمیل کنند، مسئله اصلی برای آمریکا همچنان پابرجاست: تحریم زمانی از نظر سیاسی موفق تلقی می‌شود که بتواند رفتار طرف مقابل را تغییر دهد. تاکنون شواهد روشنی وجود ندارد که نشان دهد افزایش فشار اقتصادی به تنهایی می‌تواند تهران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار کند.

رابرت مالی، نماینده پیشین آمریکا در امور ایران، نیز دقیقاً نسبت به همین منطق هشدار داده است. او گفته است تصور اینکه «اگر فشار اقتصادی جواب نداد، فشار اقتصادی بیشتر حتماً جواب می‌دهد» می‌تواند فریبنده و مغالطه‌آمیز باشد.

این اظهارنظر از آن جهت اهمیت دارد که انتقاد از سیاست ترامپ صرفاً از سوی مخالفان خارجی آمریکا مطرح نمی‌شود؛ بلکه بخشی از کارشناسان و چهره‌های سیاسی آمریکایی نیز نسبت به کارآمدی این رویکرد تردید دارند.

تحریم بیشتر، الزاما نتیجه بیشتر نیست

لورا روزن، روزنامه‌نگار آمریکایی، نیز تحریم‌های تازه را تا حدی اقدامی برای نشان دادن این دانسته که واشنگتن همچنان در حال انجام کاری است تا مجبور نشود بار دیگر به سمت تشدید نظامی حرکت کند.

اگر این برداشت درست باشد، «جنگ اقتصادی» ترامپ را باید نه یک ابتکار راهبردی، بلکه تلاشی برای مدیریت یک بن‌بست دانست؛ بن‌بستی که در آن آمریکا نمی‌تواند به‌سادگی اهداف نظامی خود را محقق کند و همزمان نمی‌خواهد شکست یا محدودیت‌های خود را بپذیرد.

در چنین شرایطی، فشار اقتصادی ابزار کم‌هزینه‌تری نسبت به جنگ مستقیم به نظر می‌رسد. اما این ابزار نیز بدون هزینه نیست.

جک راید، سناتور دموکرات آمریکا، هشدار داده است که ایران در عرصه انرژی جهان تأثیرگذار است و در برابر فشار شدید سکوت نخواهد کرد. از نگاه او، افزایش فشار بر تهران می‌تواند واکنش‌های منطقه‌ای به دنبال داشته باشد.

این نکته، یکی از تناقض‌های اصلی سیاست ترامپ را آشکار می‌کند. واشنگتن تلاش می‌کند هزینه فشار را بر ایران افزایش دهد، اما ایران نیز می‌تواند بخشی از این هزینه را به آمریکا، متحدان آن و بازار جهانی منتقل کند. در نتیجه، فشار اقتصادی الزاماً یک خیابان یک‌طرفه نیست.

تهدید علیه چین؛ حلقه ضعیف راهبرد ترامپ

یکی از مهم‌ترین مشکلات سیاست جدید ترامپ، مسئله اجرای واقعی آن در سطح بین‌المللی است. واشنگتن تهدید کرده کشورها و نهادهایی که به ایران در حوزه‌های مالی، نفتی و تجاری کمک کنند با مجازات روبه‌رو خواهند شد. اما اجرای چنین سیاستی زمانی امکان‌پذیر است که آمریکا بتواند شرکای اقتصادی بزرگ ایران را نیز وادار به همراهی کند.

آرنولد برنارد، تحلیلگر فرانسوی، در همین زمینه نسبت به امکان اجرای واقعی تحریم‌ها علیه چین ابراز تردید کرده است. او یادآوری می‌کند که آمریکا پیش‌تر نیز تلاش کرده بود برخی پالایشگاه‌های چینی خریدار نفت ایران را هدف قرار دهد، اما واکنش پکن و هزینه‌های احتمالی تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین، اجرای جدی این سیاست را دشوار کرد.

این مسئله اهمیت زیادی دارد. تحریم ایران یک موضوع است و تلاش برای تحمیل آن به چین موضوعی کاملاً متفاوت. اگر واشنگتن برای اجرای سیاست جدید خود مجبور شود بانک‌ها و مؤسسات مالی بزرگ چینی را هدف قرار دهد، مسئله دیگر صرفاً «فشار بر ایران» نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به یک بحران اقتصادی و مالی میان دو قدرت بزرگ جهان تبدیل شود.

به همین دلیل، ادعای «شدیدترین عملیات اقتصادی» زمانی با واقعیت روبه‌رو می‌شود که آمریکا بخواهد تهدیدهای خود را عملی کند.

تهدیدهای توخالی یا آغاز یک بحران تازه؟

سفیر سابق آمریکا در اراضی اشغالی نیز تهدیدهای ترامپ را عمدتاً «جوسازی و توخالی» توصیف کرده و گفته است ابزارهای چندانی برای چنین اقدامی وجود ندارد که استفاده از آنها مستلزم تحمل اقدامات تلافی‌جویانه علیه آمریکا نباشد.

او در عین حال تأکید کرده است حتی اگر تهدیدهای واشنگتن جدی باشند، ایران هم آمادگی تحمل هزینه و فشار را دارد و هم ابزارهایی در اختیار دارد که می‌تواند از آنها برای واردکردن هزینه به آمریکا، شرکای آن و اقتصاد جهانی استفاده کند.

این اظهارنظر یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: فشار علیه ایران در خلأ اتفاق نمی‌افتد. ایران صرفاً یک اقتصاد تحت تحریم نیست؛ کشوری با موقعیت مهم انرژی، جغرافیای راهبردی و شبکه‌ای از روابط منطقه‌ای است. هرچه فشار آمریکا افزایش پیدا کند، احتمال واکنش متقابل نیز افزایش خواهد یافت و همین مسئله می‌تواند هزینه‌های سیاست ترامپ را بالا ببرد.

سی ان ان و اعتراف به یک جنگ فرسایشی

شبکه سی ان ان نیز در تحلیل خود درباره راهبرد جدید ترامپ تأکید کرده که موفقیت جنگ اقتصادی علیه ایران به ماه‌ها یا حتی سال‌ها فشار مستمر و همراهی چین، اروپا و کشورهای منطقه نیاز دارد. همین نکته شاید مهم‌ترین تفاوت میان وعده‌های اولیه ترامپ و وضعیت امروز باشد.

جنگی که قرار بود سریع باشد، طولانی شد. فشار نظامی که قرار بود ایران را وادار به تسلیم کند، به بن‌بست رسید. و اکنون سیاستی که قرار بود جایگزین جنگ باشد، خود به یک فرآیند فرسایشی چندساله نیاز دارد. این فاصله میان وعده و واقعیت، مهم‌ترین نقطه ضعف سیاست ترامپ در برابر ایران است.

در ابتدای جنگ، واشنگتن از تغییر سریع معادلات سخن می‌گفت؛ امروز اما برای تحقق اهداف اقتصادی خود از فشار مستمر در ماه‌ها و حتی سال‌های آینده صحبت می‌شود. این تغییر ادبیات، به‌خودی‌خود نشان می‌دهد که محاسبات اولیه آمریکا درباره توان و اراده ایران تا چه اندازه با واقعیت فاصله داشته است.

سیاست جدید یا اعتراف به شکست؟

در نهایت، سیاست اقتصادی جدید ترامپ را نمی‌توان جدا از نتیجه جنگ نظامی تحلیل کرد. اگر آمریکا در دستیابی به اهداف نظامی خود موفق شده بود، اساساً نیازی به اعلام یک «عملیات اقتصادی» گسترده و جدید وجود نداشت. بازگشت به تحریم‌های شدیدتر در شرایط کنونی نشان می‌دهد که ابزار نظامی نتوانسته آن نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن را ایجاد کند.

البته تحریم‌ها می‌توانند برای ایران هزینه‌زا باشند و فشار بیشتری بر اقتصاد و بازار انرژی وارد کنند. اما تحمیل هزینه اقتصادی با دستیابی به پیروزی سیاسی دو مفهوم متفاوت است.

ترامپ اکنون در حال آزمودن نسخه‌ای است که پیش از او نیز دولت‌های متعدد آمریکا علیه ایران به کار گرفته‌اند. تحریم‌های گسترده، فشار حداکثری، تهدید ثانویه و تلاش برای قطع ارتباط ایران با اقتصاد جهانی، همگی بارها تجربه شده‌اند.

بنابراین مسئله اصلی این نیست که آیا آمریکا می‌تواند فشار بیشتری ایجاد کند؛ احتمالاً می‌تواند. مسئله این است که آیا این فشار بیشتر می‌تواند همان هدفی را محقق کند که فشارهای نظامی نتوانستند؟ به نظر می‌رسد واشنگتن پس از شش ماه، نه با یک راهبرد تازه، بلکه با نسخه شدیدتر همان سیاست قدیمی بازگشته است؛ سیاستی که دهه‌ها آزموده شده اما نتوانسته ایران را به تسلیم وادار کند.

در این معنا، «جنگ اقتصادی» ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت جدید آمریکا باشد، می‌تواند نشانه محدودشدن گزینه‌های آن در برابر ایران باشد؛ تکرار همان فشاری که قرار بود تهران را تسلیم کند، اما اکنون پس از شکست در میدان نظامی، دوباره به ابزار اصلی واشنگتن تبدیل شده است.


۱ دقیقه قبل / خبرگزاری تسنیم

پاتک تاجیکستان به بحران سوخت روسیه با نفت ایران - تسنیم

بین الملل

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، دولت تاجیکستان در پی تشدید ناپایداری و غیرقابل‌اتکا شدن جریان سنتی واردات سوخت از روسیه، رسماً از ایران درخواست کرد تا 2.55 میلیون تن نفت خام و انواع فرآورده‌های نفتی را در اختیار این کشور قرار دهد.

بر اساس اطلاعات و آمارهای رسمی اعلام‌شده از سوی وزارت ترابری تاجیکستان، این بسته درخواستی شامل 2 میلیون تن نفت خام، 300 هزار تن گازوئیل (دیزل)، 150 هزار تن بنزین و 100 هزار تن سوخت هوایی (سوخت جت) است.

مقامات این وزارتخانه تأکید کرده‌اند که حمل‌ونقل این حجم عظیم از محموله‌های نفتی، به اختصاص حدود 51 هزار واگن مخزن‌دار ریلی نیاز خواهد داشت.

این پیشنهاد مهم و راهبردی، در جریان مذاکرات فشرده روز 24 مرداد در تهران میان «عظیم ابراهیم» وزیر ترابری تاجیکستان و «فرزانه صادق» وزیر راه و شهرسازی ایران مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. با این حال، این پیشنهاد تا این مرحله یک درخواست رسمی است و هنوز به یک قرارداد قطعی خرید تبدیل نشده و دولت تاجیکستان تاکنون جدول زمانی مشخص برای تحویل محموله‌ها، فرمول قیمت‌گذاری یا شرکت‌های تأمین‌کننده را اعلام نکرده است.

سایه سنگین تحریم‌های آمریکا و لفاظی‌های جدید ترامپ

زمان‌بندی ارائه این درخواست از سوی دوشنبه، این مبادله تجاری پیشنهادی را دقیقاً در کانون فضای تشدید فشارهای تحریمی قرار می‌دهد. در تاریخ 29 مرداد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، کشورهایی را که به همکاری و حمایت از ایران ادامه می‌دهند، به پیامدهای سنگین اقتصادی تهدید کرد و وعده «جنگ اقتصادی و انزوای بی‌سابقه» علیه تهران را داد؛ هرچند واشنگتن هنوز تدابیر تنبیهی جدید و مشخصی را در پیوند با این اظهارات ابلاغ نکرده است.

خرید و ترانزیت عمده فرآورده‌های نفتی ایران پیش از این نیز با ریسک تحریم‌های آمریکا مواجه بوده است. بر اساس فرمان اجرایی 13846 آمریکا، مجازات‌هایی علیه اشخاص و مؤسسات مالی درگیر در تراکنش‌های مالی عمده برای خرید، فروش، حمل‌ونقل یا بازاریابی نفت و محصولات نفتی ایران پیش‌بینی شده است. همچنین مجوز موقتی که در ژوئن برای برخی تراکنش‌های مرتبط با نفت خام و محصولات نفتی ایران صادر شده بود، در 7 جولای لغو شد و دوره گذار آن نیز در 17 جولای به پایان رسید.

سرایت بحران سوخت روسیه به آسیای مرکزی و اضطرار تاجیکستان

انگیزه و محرک اصلی دوشنبه برای ارائه این درخواست بزرگ به تهران، ناشی از یک چالش عینی و فوری است: وابستگی شدید و آسیب‌پذیر به سوخت وارداتی از روسیه. در سال 2025 میلادی، تاجیکستان حدود 1.7 میلیون تن انواع سوخت و روان‌کننده‌ها وارد کرد که بیش از 1.2 میلیون تن از این حجم مستقیماً از روسیه تأمین شد. مقامات تاجیک در ماه جولای اذعان کردند که روسیه تأمین‌کننده 84 درصد از کل فرآورده‌های نفتی وارداتی این کشور بوده است.

با این حال، مدیریت این سطح از وابستگی به تدریج دشوارتر شده است؛ چرا که حملات پهپادی به تأسیسات پالایشگاهی روسیه، تولید سوخت در این کشور را کاهش داده و مسکو را وادار ساخته تا برای صیانت از بازار داخلی خود، محدودیت‌هایی را بر صادرات اعمال کند. کمبود سوخت در روسیه از اوایل تابستان به بازارهای آسیای مرکزی نیز سرایت کرد.

در نتیجه این تحولات، حجم واردات سوخت تاجیکستان در ماه جولای با افتی شدید مواجه شد و دوشنبه را ناچار ساخت تا برای جبران کسری خود، به جستجوی منابع جدید از جمله چین، قزاقستان، ترکمنستان، عراق و ایران بپردازد. هرچند روسیه همچنان در نیمه نخست سال جاری 72.3 درصد از سوخت وارداتی تاجیکستان را تأمین کرده و رایزنی‌های دوشنبه با قزاقستان نیز تا پایان جولای به سطح سران کشورها رسیده بود، اما بحران در داخل تاجیکستان به وضوح احساس شد.

در اوایل ماه جولای، سوخت گازوئیل در برخی جایگاه‌های پایتخت نایاب شد و سایر پمپ‌بنزین‌ها نیز محدودیت‌هایی را برای فروش سوخت اعمال کردند. در 10 جولای، «دلیر جمعه» وزیر انرژی و منابع آب تاجیکستان، اعلام کرد که ذخایر سوختی کشور تنها برای حدود دو ماه کفایت می‌کند و دوشنبه به شدت به دنبال یافتن تأمین‌کنندگان جایگزین است.

ابعاد درخواست فعلی تاجیکستان بسیار قابل‌توجه است؛ حجم 2.55 میلیون تنی درخواستی، حتی از کل واردات سوخت و روان‌کننده‌های تاجیکستان در کل سال 2025 فراتر می‌رود، هرچند که 2 میلیون تن از این بسته پیشنهادی مربوط به نفت خام است و نه سوخت فرآوری‌شده نهایی.

در همین چارچوب، وزارت ترابری تاجیکستان از طرف ایرانی درخواست کرده تا در زمینه سازمان‌دهی قطارهای باری مخزن‌دار ویژه و ایجاد یک «کریدور سبز» برای اولویت‌بخشی به ترانزیت محموله‌های سوختی تاجیکستان در شبکه ریلی ایران همکاری کند. البته به دلیل نبود مرز مشترک زمینی میان ایران و تاجیکستان، نهایی‌سازی توافقات ترانزیتی تکمیلی با کشورهای واسطه نیز ضروری خواهد بود.

تلاش برای احیای پالایشگاه راکد دانگارا با نفت خام ایران

بخش عمده نفت خام در این سبد درخواستی، بر معضل مزمن و قدیمی تاجیکستان در حوزه ظرفیت‌های پالایشگاهی داخلی دست می‌گذارد. بزرگترین پالایشگاه این کشور واقع در منطقه آزاد اقتصادی «دانگارا»، با سرمایه‌گذاری شرکت‌های چینی احداث و در سال 2018 افتتاح شد، اما هرگز به مرحله بهره‌برداری تجاری و پایدار نرسید؛ زیرا تاجیکستان تولید نفت خام بسیار ناچیزی دارد و در تأمین خوراک وارداتی نیز با چالش‌های اساسی روبه‌رو بوده است.

فاز نخست این پالایشگاه ظرفیت فرآوری سالانه حدود 500 هزار تن نفت خام را دارد که در ظرفیت کامل می‌تواند به 1.2 میلیون تن در سال افزایش یابد. عملیات آزمایشی این واحد در اواخر سال 2024 آغاز شد، اما حجم ورودی آن بسیار ناچیز بود؛ به طوری که به گفته مقامات تاجیک، در آن سال تنها 1622 تن نفت خام نیمه‌فرآوری‌شده تحویل پالایشگاه شد که حدود 800 تن بنزین از آن به دست آمد.

ایران سال‌هاست که به عنوان یکی از گزینه‌های اصلی برای تأمین خوراک نفت خام تاجیکستان مدنظر بوده است. در جریان مذاکرات 24 مرداد در تهران، دلیر جمعه، وزیر انرژی تاجیکستان و محسن پاک‌نژاد، وزیر نفت ایران، درباره عرضه نفت خام، گازوئیل و سوخت هوایی به تاجیکستان و همچنین ارائه قیمت‌های ترجیحی گفت‌وگو کردند.

وزارت ترابری تاجیکستان مشخص نکرده که این نفت خام درخواستی تحویل کدام پالایشگاه خواهد شد. در صورتی که تمام 2 میلیون تن نفت درخواستی برای پالایشگاه دانگارا در نظر گرفته شده باشد، این حجم از ظرفیت طراحی‌شده سالانه این مجتمع فراتر خواهد رفت؛ بنابراین روند ارسال محموله‌ها یا باید در یک دوره زمانی بیش از یک سال توزیع شود و یا نیازمند ارتقا و ایجاد ظرفیت‌های فرآوری جدید خواهد بود.

معمای ترانزیت، لجستیک و چالش‌های پیش‌رو

با این همه، تأمین نفت تنها بخشی از معادله پیچیده دوشنبه است. هرگونه معامله بزرگ و کلان نفتی با تهران، مستلزم حل‌وفصل مسائل پیچیده مالی، پوشش‌های بیمه‌ای، ترتیبات لجستیکی و مدیریت مخاطرات ناشی از تحریم‌های یک‌جانبه آمریکاست. هشدارهای اخیر ترامپ بر عدم‌قطعیت‌های موجود می‌افزاید، گرچه چالش‌های تحریمی پیش از بیانیه 20 آگوست نیز وجود داشته است.

روسیه همچنان تأمین‌کننده اصلی و سنتی سوخت تاجیکستان باقی مانده است، اما کمبودهای اخیر هزینه‌های سنگین این وابستگی یک‌طرفه را برای دوشنبه آشکار ساخت. ایران یک منبع استراتژیک برای تأمین نفت خام، محصولات پالایشی و یک مسیر ترانزیتی مطمئن از جنوب به شمار می‌رود، اما اجرایی شدن یک توافق کلان نیازمند رفع موانع لجستیکی و سازوکارهای بانکی است.

از این رو، درخواست فعلی تاجیکستان بیش از آنکه یک چرخش ژئوپلیتیک تمام‌عیار تلقی شود، تلاشی اضطراری از سوی دوشنبه برای حل یک چالش امنیتی-انرژی حیاتی است. اکنون باید دید آیا سازوکارهای انتقال و تأمین مالی این حجم از محموله‌ها میان دو کشور نهایی خواهد شد یا خیر.

انتهای پیام/  


۱۷ دقیقه قبل / سایت نورنیوز

نفیو: فشار اقتصادی بیشتر، ایران را تسلیم نمی‌کند

نورنیوز-گروه بین الملل: ریچارد نفیو، از معماران اصلی تحریم‌های آمریکا علیه ایران در دولت باراک اوباما، با زیر سؤال بردن رویکرد دونالد ترامپ برای تشدید فشار اقتصادی علیه تهران، سیاست ایرانِ او را شکست‌خورده توصیف کرد و گفت: برجسته‌ترین ناکامی ترامپ، «ناتوانی مداوم در فهم یا گوش دادن به ایرانی‌ها، تطبیق راهبرد با اهداف و برنامه‌ریزی برای سناریوهای مختلف» بوده است.

در همین ارتباط، رابرت مالی، نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور ایران نیز در شبکه اجتماعی ایکس نسبت به این سیاست هشدار داد و نوشت: کمتر چیزی به اندازه این تصور فریبنده و مغالطه‌آمیز است که اگر «فشار اقتصادی» شکست خورده است، «فشار اقتصادی بیشتر» موفق خواهد شد.

مالی افزود: ایران ممکن است تلاش کند این وضعیت را تحمل کند و امیدوار باشد ترامپ بار دیگر تغییر موضع دهد، یا ممکن است واکنش نشان دهد و تلاش کند هزینه‌های این وضعیت را گسترش دهد. این حال دو چیز قطعی است: رهبری ایران تسلیم نخواهد شد و این مردم ایران هستند که رنج خواهند کشید. نفیو: سیاست «تحریم اقتصادی بیشتر» ترامپ شکست خورده است

ریچارد نفیو، معاون پیشین فرستاده ویژه آمریکا در امور ایران در زمان باراک اوباما و معماران اصلی تحریم‌های آمریکا علیه ایران در آن مقطع، در تایید پست رابرت مالی، نوشت: اینکه فکر کنیم چون دستور داده ایم «سیاست فشار اقتصادی بیشتر» اعمال شود پس حتما این سیاست نتیجه می دهد، خطاست.

وی ادامه داد: فشار به ایران از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ «شکست خورد»، تا اینکه دیگر شکست نخورد و ما به برنامه اقدام مشترک (JPOA) رسیدیم.

این مقام پیشین آمریکایی سپس مستقیماً به کارنامه ترامپ در قبال ایران پرداخت و نوشت: یا اینکه ایران برای هر چیزی که ما تازه مجبور شده‌ایم به آن ضربه بزنیم، یک قیمت مشخص برای رفع تحریم‌ها تعیین کند. این دقیقاً جایی است که شکست سیاست ترامپ در دوره اول و دوم علیه ایران بیش از همه آشکار می‌شود: ناتوانی مداوم در خواندن یا شنیدن حرف ایرانی‌ها، ناتوانی در هماهنگ‌کردن راهبرد با میزان جاه‌طلبی، و ناتوانی در برنامه‌ریزی برای سناریوهای احتمالی.

اشاره نفیو به «ترامپ ۱.۰ و ۲.۰» و سیاست ایران در دوره نخست و دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ بازمی‌گردد؛ سیاستی که در دوره نخست با خروج یکجانبه آمریکا از توافق هسته‌ای و آغاز کارزار «فشار حداکثری» همراه شد و در دوره دوم علاوه بر تشدید فشارهای اقتصادی، به رویارویی نظامی مستقیم با ایران نیز گسترش یافت.

در واقع نقد نفیو درباره سیاست فشار اقتصادی بیشتر، یک نقد بسیار بنیادین به تناقض گویی و بی‌برنامه بودن ترامپ در جنگ و صلح با ایران است.

نفیو که بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ مدیر امور ایران در شورای امنیت ملی آمریکا و سپس معاون اصلی هماهنگ‌کننده سیاست تحریم‌ها در وزارت خارجه بود و به‌عنوان کارشناس ارشد تحریم‌ها در تیم مذاکره‌کننده آمریکایی با ایران فعالیت کرده است، خطاب به مالی نوشت: البته من در مورد اینکه سیاست جدید ترامپ حتما موفق نخواهد بود، چندان مطمئن نیستم؛ یا دست‌کم نه در همه موارد. چرخش ترامپ

رئیس‌جمهور آمریکا این هفته با انتشار پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» با وعده «جنگ اقتصادی و انزوای بی‌سابقه» علیه ایران هشدار داد هر کشوری که از طریق نهادهای مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها یا نهادهای دولتی خود «هر نوع راه نجاتی» در اختیار ایران قرار دهد، با پیامدهای اقتصادی سنگین آمریکا روبه‌رو خواهد شد. دولت او این مرحله را بخشی از آنچه «Economic D-Day» علیه ایران خوانده، معرفی کرده است.

چرخش دوباره ترامپ به سمت تشدید تحریم‌ها در حالی صورت می‌گیرد که به اذعان کارشناسان آمریکایی، جنگ تجاوزکارانه او علیه ایران تاکنون نتوانسته به هدف اعلامی واشنگتن برای وادار کردن تهران به عقب‌نشینی از مواضع خود منجر شود و خود ترامپ نیز تحت فشار فزاینده داخلی برای پایان دادن به جنگ قرار دارد.

در همین راستا، خبرگزاری آمریکایی «آسوشیتدپرس» این رویکرد را عملاً بازگشت به کارزار «فشار حداکثری» دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ توصیف کرده است؛ سیاستی که این بار پس از ماه‌ها عملیات نظامی و در شرایطی دنبال می‌شود که بخش اعظم بخش‌های انرژی، مالی و حمل‌ونقل ایران از پیش تحت تحریم‌های آمریکا قرار دارند. از این منظر، به باور این رسانه آمریکایی بازگشت واشنگتن از میدان نظامی به نسخه قدیمی تشدید فشار اقتصادی، بیش از آنکه یک راهبرد کاملاً تازه باشد، نوعی فرار به جلو در برابر بن‌بست ایجادشده در جنگ به شمار می‌رود.

 




 غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین
۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین

نظم قدیمی خاورمیانه مانند امپراتوری‌های بریتانیا و فرانسه پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، در حال محو شدن است.

 فوری؛ فرودگاه بن‌گوریون تل‌آویو تعطیل شد | ۱۰۰ هزار مسافر سرگردان شدند
۲۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

فوری؛ فرودگاه بن‌گوریون تل‌آویو تعطیل شد | ۱۰۰ هزار مسافر سرگردان شدند

اعتصاب کارکنان، فرودگاه بن‌گوریون را تعطیل و ۱۰۰ هزار مسافر را سرگردان کرد. وزیر رژیم صهیونیستی کارگران را به گروگان‌گیری متهم کرد و خواستار مجازات آن‌ها شد.

 پاسخ قاطع چین به تحریم‌های ترامپ علیه ایران
۲۳ ساعت قبل / سایت تابناک

پاسخ قاطع چین به تحریم‌های ترامپ علیه ایران

چین بزرگترین واردکننده نفت ایران است و به گمان ناظران، سیاست فشار اقتصادی جدید ترامپ به طور مشخص ۳ کشور را که بیشترین مراودات تجاری با ایران را دارند هدف قرا...

 هیچکس نمی‌داند چه کسی ایران را رهبری می‌کند |  ما در ایران بسیار فعال بودیم...
۷ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

هیچکس نمی‌داند چه کسی ایران را رهبری می‌کند | ما در ایران بسیار فعال بودیم...

کابوس تسلط منطقه‌ای تهران، رئیس‌جمهور آمریکا را به تناقض‌گویی بی‌سابقه‌ای واداشته است.

 روس‌اتم: به ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران ادامه می‌دهیم
۱۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

روس‌اتم: به ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران ادامه می‌دهیم

مدیرعامل شرکت روس‌اتم تأکید کرد این شرکت روسی با وجود محدودیت‌ها و تحریم‌های در حال گسترش علیه آن، به ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای در ایران، مصر، مجارستان و هند ادامه می‌دهد.

 تاکید بغداد و برن بر کاهش تنش‌های منطقه‌ای و بازگشت ایران و آمریکا به میز مذاکرات
۳ ساعت قبل / سایت تابناک

تاکید بغداد و برن بر کاهش تنش‌های منطقه‌ای و بازگشت ایران و آمریکا به میز مذاکرات

وزیران خارجه عراق و سوئیس در تماسی تلفنی بر اهمیت آغاز ابتکار‌های بین المللی برای کمک به توقف درگیری و بازگشت دوباره ایران و آمریکا به میز مذاکرات تاکید کردن...