
فریاد مامِ وطن از نای ملکالشعرای بهار؛ بازخوانی مؤلفههای هویت و تجدد

1

ماجرای توهم توطئه داریوش چیست؟
آیا توهم توطئه داریوش آینه ای برای دیدن عادتهای فکری جامعه است یا روایتی که با نادیده گرفتن نقش قدرت و سیاست انگشت اتهام را به سمت مردم گرفته است؟
به گزارش عصر ایران به نقل از پایگاه خبری تاریخ نویس، آهنگ توهم توطئه از داریوش اقبالی در مرداد ۱۴۰۵ منتشر شد و خیلی زود فراتر از یک ترانه موسیقی به موضوعی سیاسی و اجتماعی تبدیل شد.
دلیلش هم روشن است ترانه درباره یکی از قدیمیترین و حساسترین عادت های ذهنی و فرهنگی ایرانیان حرف میزند؛ اینکه بسیاری از اتفاقات را پشت پرده قدرتهای خارجی دشمنان یا توطئه دیگران جست وجو کنیم و سهم خودمان را در شکل گیری وضعیت موجود کمتر ببینیم در متن ترانه داریوش از جامعه ای میگوید که دوست و دشمن را به سادگی جابه جا میکند برای هر اشتباهی دنبال مقصر بیرونی میگردد و حتی موفقیت دیگری را با سوءظن نگاه میکند.
اما جنجال اصلی از جایی آغاز شد که بعضی مخاطبان احساس کردند این آینه بیش از اندازه به سمت مردم گرفته شده است. منتقدان گفتند در شرایطی که مردم ایران دهه ها با سرکوب فساد بحران اقتصادی زندان و خشونت سیاسی روبه رو بوده اند سخن گفتن از «توهم» و دشمن سازی ممکن است به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای سیاسی باشد.
از نگاه این گروه مشکل فقط ذهنیت مردم نیست ساختارهای قدرت و تصمیم های حکومت ها نقش تعیین کننده ای در وضعیت امروز ایران داشته اند و نمیتوان مسئولیت آنها را در کنار خطاهای فرهنگی جامعه هم وزن قرار داد برخی منتقدان حتی زبان ترانه را سرزنش آمیز و از بالا به پایین دانستند و گفتند داریوش به جای همدردی با مردم آنها را در جایگاه متهم نشانده است.
در مقابل مدافعان ترانه برداشت دیگری دارند. آنها میگویند نقد یک جامعه لزوماً به معنای سرزنش آن نیست. اتفاقاً اگر جامعه ای قرار است از چرخه استبداد و خشونت سیاسی بیرون بیاید باید بتواند علاوه بر نقد حکومت رفتارها و عادتهای خودش را هم نقد کند بی اعتمادی دو قطبی یا با من یا علیه من تخریب مخالف نپذیرفتن اشتباه و مقصر دانستن همیشگی دیگران.
از این منظر ترانه تا زمانی که این الگوهای رفتاری باقی بمانند بخشی از مشکلات جامعه ممکن است دوباره تولید شوند. بعضی طرفداران نیز معتقدند همین پیام باعث شده گروه های سیاسی مختلف هر کدام بخشی از خودشان را در ترانه ببینند.
خود داریوش هم پس از بالا گرفتن انتقادها توضیح داد که توهم توطئه قرار نیست جامعه را محکوم کند و تأکید کرد که نقد الگوهای فرهنگی و اجتماعی به معنای انکار نقش دولتها و قدرتهای خارجی نیست او گفت جامعه ایران سالها زیر فشار بوده و طبیعی است که از این تجربه آسیب دیده باشد اما خطر زمانی ایجاد میشود که همان الگوهای دشمن سازی و حذف صدای متفاوت در میان خود مردم نیز بازتولید شود.
به این ترتیب شاید بتوان جنجال «توهم توطئه» را نه فقط اختلاف بر سر یک آهنگ بلکه اختلاف بر سر یک سؤال قدیمی دانست در توضیح وضعیت امروز ایران سهم «قدرت» بیشتر است یا سهم فرهنگ و رفتار جامعه؟ پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ادعای دو مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان بر سر تنگه هرمز شکست خورد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : ژاپن میراث ناملموس را به اقتصاد خلاق پیوند زد بیشتر بخوانید: یک ترانه در دنیای وارونه!/ دفاع وزیر فرهنگ سابق جمهوری اسلامی از داریوش اقبالی و حمله سلطنت طلبان به او کویتی پور: من از نوجوانی با صدای داریوش بزرگ شده ام الان هم با صدای داریوش نفس می گیرم (فیلم) دهن کجی سریال بازنده به داریوش خواننده با مجوز صداوسیما داریوش: در کولهپشتی سربازان خارجی آزادی پیدا نمیشود (فیلم) تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران

بازیگران سریال «کوری» در اکران مردمی پردیس کورش (عکس)
اکران مردمی قسمت هفتم سریال «کوری» با حضور بازیگران و عوامل این سریال و استقبال مخاطبان در پردیس سینمایی کوروش برگزار شد.
«کوری» به کارگردانی سجاد پهلوانزاده و تهیهکنندگی کاظم دانشی، یک سریال جنایی و معمایی است که با فضایی پرتنش و داستانی رازآلود، مخاطبان را درگیر ماجرای یک پرونده پیچیده میکند. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر ادعای دو مقام آمریکایی: مذاکرات ایران و عمان بر سر تنگه هرمز شکست خورد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : آخر هفته چه نمایشگاهی برویم؟ تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران

بیوگرافی بهنام بانی؛ زندگی، مسیر هنری و بهترین آهنگهای او
رخلاف بسیاری از خوانندگان پاپ که فعالیت حرفهای خود را با انتشار آلبوم آغاز میکنند، مسیر بانی بیشتر بر انتشار تکآهنگ و حضور پررنگ در فضای موسیقی دیجیتال استوار بوده است.
در این مطلب، زندگی بهنام بانی، تاریخ و محل تولد، تحصیلات، شروع فعالیت موسیقی، همکاری او با حامد برادران، مسیر رسیدن به شهرت، نخستین کنسرت، آثار شاخص و وضعیت فعالیتهای موسیقی او را بررسی میکنیم. اطلاعات مربوط به آهنگ های منتشرشده نیز با تکیه بر فهرستهای رسمی پلتفرمهای موسیقی بررسی شده است. برای نمونه، ماهان موزیک ، موزیکدل و اسپاتیفای، در حال حاضر آهنگ های مانند «کجای این شهری»، «شب عشق»، «ستاره میشی»، «بی معرفت»، «زخم کاری»، «ماه عسل» و «بارون» را در سایت خود ثبت کرده است. بهنام بانی کیست ؟
بهنام بانی خواننده ایرانی موسیقی پاپ است که در ۱۱ مهر ۱۳۶۶ متولد شده است. درباره محل تولد او در منابع فارسی اختلاف وجود دارد؛ برخی منابع او را متولد تهران معرفی کردهاند، در حالی که منابع دیگری محل تولدش را دامغان ثبت کردهاند. نسبت خانوادگی او با دامغان و سالهای تحصیلش در شاهرود در منابع مختلف تکرار شده، اما برای پرهیز از ارائه اطلاعات متناقض بهعنوان واقعیت قطعی، محل تولد را بهتر است با ذکر همین اختلاف گزارش کرد.
بانی از کودکی به موسیقی علاقه داشت. طبق اطلاعات منتشرشده درباره زندگی او، پدرش نوازنده آکاردئون بود و همین موضوع نقش مهمی در آشنایی زودهنگام او با موسیقی داشت. بانی از حدود ۱۰ سالگی تمرین موسیقی را آغاز کرد و بعدها آموزش جدیتری را نزد استادان موسیقی دنبال کرد.
او در رشته مهندسی عمران تحصیل کرد و دوران دانشگاه را در شاهرود گذراند. مسیر تحصیلی بانی در حالی شکل گرفت که علاقه اصلی او همچنان موسیقی بود؛ ترکیبی که بعدها باعث شد فعالیت هنری را بهصورت جدی دنبال کند. تولد و دوران کودکی بهنام بانی
بهنام بانی متولد ۱۱ مهر ۱۳۶۶ است. علاقه او به خوانندگی از سالهای کودکی شکل گرفت و خودش نیز در روایتهایی از دوران کودکی به نقش پدرش در این مسیر اشاره کرده است.
یکی از نکات جالب درباره دوران کودکی بانی، فعالیت او در قرائت قرآن و گروه سرود مدرسه است. بر اساس منابع منتشرشده، او در هشتسالگی در مراسم مدرسه قرآن قرائت میکرد. این تجربه را میتوان یکی از نخستین موقعیتهایی دانست که صدای او در جمع شنیده شد.
آموزش موسیقی نیز برای او از سالهای نوجوانی جدیتر شد. نام محمد نوری در منابع مربوط به زندگی هنری بانی بهعنوان یکی از استادانی که او نزدشان آموزش دیده، آمده است. تحصیلات بهنام بانی
رشته دانشگاهی بهنام بانی مهندسی عمران بود. او تحصیلات دانشگاهی خود را در شاهرود آغاز کرد و در همان دوره، موسیقی را کنار نگذاشت.
انتخاب رشته عمران به این معنا نبود که علاقه او به خوانندگی کمرنگ شده باشد. در روایتهایی که از سالهای دانشگاه او منتشر شده، بانی از علاقه جدی خود به خوانندگی و اجرای موسیقی صحبت کرده است. نخستین تجربههای جدیتر صحنهای او نیز به همین سالها برمیگردد. شروع فعالیت موسیقی بهنام بانی
مسیر حرفهای بهنام بانی خیلی زود به یک موفقیت بزرگ ختم نشد. او از حدود ۱۹سالگی با گروه موسیقی روژان همکاری کرد؛ دورهای که همزمان با سالهای دانشجویی او در شاهرود بود.
در آن زمان مهدی یغمایی خواننده اصلی گروه روژان بود. پس از جدایی یغمایی، بانی به خواننده اصلی گروه تبدیل شد و با روژان در اجراهای مختلف روی صحنه رفت. همین اجراها تجربه مهمی برای خوانندهای بود که بعدها سالنهای بزرگ را پر کرد.
این بخش از زندگی حرفهای بانی اهمیت زیادی دارد؛ چون نشان میدهد مسیر او مستقیماً از انتشار یک آهنگ موفق به شهرت نرسید. سالها تمرین، اجراهای کوچکتر و فعالیت در گروه موسیقی، پیشزمینه ورود او به بازار حرفهای موسیقی پاپ بود. همکاری بهنام بانی با حامد برادران
یکی از نقاط مهم در مسیر حرفهای بهنام بانی، همکاری او با حامد برادران بود. این همکاری به انتشار مجموعهای از قطعات پاپ منجر شد که نقش مهمی در شناختهشدن بانی نزد مخاطبان موسیقی داشتند.
قطعاتی مانند «علاقه خاص»، «من یه دیوونم» و «عاشقم کرده» از آثار مهم این دوره هستند. «علاقه خاص» بهعنوان یکی از قطعاتی که نام بانی را به شکل گستردهتری مطرح کرد شناخته میشود و «من یه دیوونم» نیز استقبال زیادی به دست آورد. منابع فارسی، «عاشقم کرده» را یکی از قطعات مؤثر در تثبیت جایگاه او در موسیقی پاپ معرفی کردهاند.
بانی در بخش مهمی از فعالیت حرفهای خود ترجیح داد بهجای تمرکز بر انتشار آلبوم، قطعات را به شکل تکآهنگ منتشر کند. این روش با الگوی مصرف موسیقی در پلتفرمهای دیجیتال نیز هماهنگ بود و به او اجازه میداد آثار جدید را در فاصلههای کوتاهتر در اختیار مخاطبان قرار دهد. شهرت بهنام بانی با کدام آهنگ شروع شد؟
اگر بخواهیم از میان آثار اولیه بانی یک نقطه عطف مشخص کنیم، «علاقه خاص» یکی از مهمترین گزینههاست. این قطعه نام او را بیش از گذشته بر سر زبانها انداخت و بعد از آن، انتشار «من یه دیوونم» و «عاشقم کرده» دامنه مخاطبانش را گستردهتر کرد.
در ادامه، آهنگهایی مثل «همه دنیام»، «بسمه»، «اخماتو وا کن»، «چه بخوای چه نخوای» و «قرص قمر» نیز در میان آثار شناختهشده او قرار گرفتند. میکسهای اجرای زنده رسمی بانی نیز نشان میدهند که قطعاتی مانند «اخماتو وا کن»، «قرص قمر»، «فقط برو»، «تویی انتخابم»، «دو تا دل عاشق»، «زخم کاری»، «بارون» و «خوشحالم» در اجراهای او جایگاه پررنگی داشتهاند. اولین کنسرت بهنام بانی
یکی از مهمترین اتفاقهای مسیر حرفهای بانی، برگزاری نخستین کنسرت او در سالن همایشهای برج میلاد تهران بود. طبق گزارش منابع فارسی، تمام ۴۱۰۰ بلیت این کنسرت در کمتر از ۱۵ دقیقه به فروش رسید. این عدد، شاخص قابل توجهی برای سنجش میزان استقبال اولیه از یک خواننده در نخستین کنسرت رسمی او محسوب میشود.
پس از تهران، بانی اجراهایی در شهرهایی از جمله کیش، متلقو، چالوس، رشت و ساری برگزار کرد. در این اجراها قطعات محبوب آن دوره بخش مهمی از برنامه بودند و حامد برادران نیز در مقام رهبر ارکستر با او همکاری داشت. این موفقیت صحنهای با روند انتشار آثار او همزمان شد و باعث شد بانی از یک خواننده موفق در فضای آنلاین به چهرهای فعال در کنسرتهای موسیقی پاپ تبدیل شود. زندگی شخصی و خانواده بهنام بانی
بهنام بانی درباره زندگی شخصی خود معمولاً با احتیاط صحبت کرده و بخش زیادی از تمرکز رسانهای پیرامون او روی فعالیتهای موسیقی بوده است. او یک خواهر بزرگتر از خودش دارد و در گفتوگوهای مختلف از خانواده بهعنوان یکی از عوامل مهم حمایتکننده در مسیر هنریاش یاد کرده است.
پدر بهنام بانی نوازنده آکاردئون بوده و علاقه او به موسیقی نیز تا حد زیادی از فضای خانوادگی تأثیر گرفته است. بانی در سالهای کودکی با موسیقی بیگانه نبود و همین آشنایی زودهنگام، زمینه تمرین و یادگیری جدیتر را برایش فراهم کرد. آیا بهنام بانی ازدواج کرده است؟
درباره وضعیت ازدواج بهنام بانی مطالب مختلفی در فضای مجازی منتشر شده، اما اطلاعات رسمی و قابل اتکایی که ازدواج او را تأیید کند، در دسترس نیست. به همین دلیل نمیتوان شایعات منتشرشده درباره همسر یا ازدواج او را بهعنوان اطلاعات قطعی در یک زندگینامه معتبر مطرح کرد.
این موضوع نمونهای از اطلاعاتی است که هنگام تهیه بیوگرافی چهرههای شناختهشده باید با دقت بیشتری بررسی شود؛ انتشار مطالب تأییدنشده درباره زندگی خصوصی افراد، ارزش اطلاعاتی مقاله را پایین میآورد. سبک موسیقی بهنام بانی چیست؟
بهنام بانی را میتوان در دسته خوانندگان موسیقی پاپ ایرانی قرار داد. بخش عمده آثار او بر ملودیهای ساده و قابلحفظ، تنظیمهای پاپ، ترانههای عاشقانه و ریتمهایی استوار است که برای اجرای زنده نیز ظرفیت بالایی دارند.
در آثار بانی، همکاری با آهنگسازان، تنظیمکنندگان و ترانهسرایان مختلف باعث شده فضای موسیقایی قطعات یکدست نباشد. با این حال، هویت اصلی آثار او همچنان در محدوده پاپ جریان اصلی قرار میگیرد.
یکی از ویژگیهای قابل تشخیص در کارهای بانی، استفاده از ترانههای ساده و زبان محاورهای است. همین ویژگی باعث شده بخشی از ترانههای او سریع در ذهن مخاطب بمانند و برای همخوانی در کنسرت مناسب باشند. مهمترین آهنگ های بهنام بانی
اگر قصد دارید بهترین آهنگ های بهنام بانی را بشنوید، چند قطعه در کارنامه او بیش از سایر آثار مورد توجه مخاطبان قرار گرفتهاند.
۱. علاقه خاص
«علاقه خاص» از قطعاتی است که نقش مهمی در شناختهشدن نام بهنام بانی داشت. فضای عاشقانه، ملودی روان و اجرای احساسی بانی از عواملی هستند که این قطعه را در میان آثار شاخص دوره ابتدایی فعالیت حرفهای او قرار دادهاند.
۲. من یه دیوونم
«من یه دیوونم» یکی دیگر از قطعات شناختهشده بانی است. این آهنگ در دورهای منتشر شد که نام او بهسرعت در میان مخاطبان موسیقی پاپ شناخته میشد و به تثبیت سبک اجرایی او کمک کرد.
۳. عاشقم کرده
«عاشقم کرده» نیز از آهنگهای محبوب بانی است که در دوره اوجگیری فعالیت حرفهای او منتشر شد. این قطعه نمونه خوبی از فضای عاشقانه حاکم بر بخش قابل توجهی از آثار اوست.
۴. قرص قمر
«قرص قمر» از شناختهشدهترین آهنگهای بهنام بانی محسوب میشود و در اجراهای زنده او نیز جایگاه ویژهای دارد. فضای ریتمیک قطعه باعث شده برای اجرای صحنهای و همخوانی مخاطبان مناسب باشد.
۵. اخماتو وا کن
«اخماتو وا کن» در میان قطعات پرانرژیتر بانی قرار میگیرد. ساختار ریتمیک آهنگ و عبارت تکرارشونده آن، قطعه را برای اجرای زنده مناسب کرده است.
۶. کجای این شهری
«کجای این شهری» یکی از آثار جدیدتر در فهرست قطعات بانی است که در پلتفرمهای استریم موسیقی نیز ثبت شده است. این آهنگ نشان میدهد فعالیت او در انتشار تکآهنگها همچنان ادامه داشته است.
۷. زخم کاری
«زخم کاری» از دیگر قطعات شناختهشده بانی است که در فهرست آثار و اجراهای او دیده میشود. فضای احساسی این آهنگ با بخشی از قطعات عاشقانه کارنامه او تفاوت دارد و روی مضمون جدایی و آسیب عاطفی تمرکز میکند.
۸. بارون
«بارون» نیز یکی از قطعات ثبتشده در فهرست آثار بانی است و در اجراهای زنده او نیز مورد استفاده قرار گرفته است. ترانهها و عوامل تولید آثار بهنام بانی
یکی از نکات مهم درباره کارنامه بانی این است که موفقیت قطعات او حاصل همکاری چند گروه مختلف از عوامل موسیقی بوده است. حامد برادران یکی از مهمترین نامها در این بخش به شمار میرود و در تولید و تنظیم تعدادی از آثار بانی نقش داشته است.
بانی در طول فعالیت حرفهای خود با ترانهسراها و آهنگسازان مختلفی کار کرده است. این همکاریها باعث شده قطعات او از نظر مضمون، تنظیم و فضای موسیقایی تنوع بیشتری پیدا کنند.
در بررسی یک آهنگ پاپ، تنها صدای خواننده تعیینکننده کیفیت اثر نیست. ترانه، ملودی، تنظیم، میکس و مسترینگ و نحوه اجرای خواننده در کنار یکدیگر نتیجه نهایی را شکل میدهند. کارنامه بهنام بانی نیز نمونهای از همین ساختار تولید در موسیقی پاپ معاصر ایران است. حضور بهنام بانی در تلویزیون و سینما
فعالیت بانی فقط به انتشار آهنگ و برگزاری کنسرت محدود نمانده است. او در برخی پروژههای تصویری نیز حضور داشته و در حوزه سینما تجربه بازیگری را پشت سر گذاشته است.
یکی از شناختهشدهترین تجربههای او حضور در فیلم «گشت ارشاد ۳» به کارگردانی سعید سهیلی بود. بانی در این فیلم در کنار بازیگرانی مانند ساعد سهیلی، پولاد کیمیایی و بهنام تشکر حضور داشت.
حضور او در سینما برای یک خواننده پاپ، تجربه متفاوتی نسبت به فعالیت اصلیاش یعنی خوانندگی محسوب میشد. این تجربه نشان داد که بانی در کنار فعالیت موسیقی، علاقهمند به آزمودن حوزههای دیگر سرگرمی نیز بوده است. بهنام بانی در برنامه ماه عسل
یکی از اتفاقهایی که نام بانی را در میان مخاطبان عمومی بیشتر مطرح کرد، ارتباط آثار او با برنامه ماه عسل بود. قطعه «ماه عسل» با صدای او در ارتباط با این برنامه منتشر شد و همین موضوع باعث شد صدای بانی برای طیف گستردهتری از مخاطبان تلویزیونی شنیده شود.
این اتفاق اهمیت زیادی داشت؛ زیرا در سالهایی که تلویزیون همچنان یکی از مهمترین مسیرهای معرفی موسیقی به مخاطب عمومی بود، حضور یک قطعه در یک برنامه پرمخاطب میتوانست دامنه شنیدهشدن آن را به شکل محسوسی افزایش دهد. ترانهسرا، آهنگساز و تنظیم کنندههای آثار بهنام بانی
بخش مهمی از هویت موسیقایی بهنام بانی به همکاری او با حامد برادران برمیگردد. در چندین قطعه شناختهشده بانی، حامد برادران مسئولیت آهنگسازی و تنظیم را بر عهده داشته است. خود بانی نیز در گفتوگویی توضیح داده که در تعدادی از آثار، ابتدا ملودی توسط حامد برادران ساخته میشده، سپس عاطفه حبیبی روی ملودی ترانه مینوشته و در مرحله بعد تنظیم قطعه انجام میشده است.
عاطفه حبیبی نیز یکی از ترانهسراهای مهم در کارنامه بانی است. قطعاتی مانند «علاقه خاص»، «من یه دیوونم» و «همه دنیام» از جمله آثاری هستند که نام او در بخش ترانهسرایی آنها دیده میشود.
در مقابل، «قرص قمر» نمونهای از همکاری متفاوت است؛ فرجام خیراللهی ترانه این قطعه را نوشته و حامد برادران آهنگسازی و تنظیم آن را انجام داده است.
در مجموع، نامهایی مانند عاطفه حبیبی، فرجام خیراللهی، حمیدرضا یوسفی، نگین مرادی، امیرمسعود میرداماد، مجتبی تیموری و حسام فرحی در میان ترانهسراهای آثار بانی دیده میشوند. در بخش آهنگسازی و تنظیم نیز علاوه بر حامد برادران، نامهایی مانند آصف بایرامزاده، راشا تقیپور، حسام فرحی، میلاد فرهودی و مجتبی تیموری در منابع مربوط به آثار او آمده است.
بهنام بانی مسیر حرفهای خود را از سالهای نوجوانی و جوانی با یادگیری موسیقی و اجرای صحنهای شروع کرد و پیش از رسیدن به شهرت گسترده، تجربه فعالیت گروهی و اجراهای مختلف را پشت سر گذاشت. انتشار «علاقه خاص»، «من یه دیوونم» و «عاشقم کرده» نقطه مهمی در شناختهشدن او بود و بعد از آن، قطعاتی مانند «قرص قمر»، «اخماتو وا کن»، «همه دنیام»، «زخم کاری» و «کجای این شهری» به گسترش کارنامه او کمک کردند. خود بانی نیز در مصاحبهای «علاقه خاص» را نخستین آهنگ هیت خود و «عاشقم کرده» را اثری دانسته که باعث شد افراد بیشتری او را بشناسند.

روایتی از ۲۹ مرداد ۱۳۶۹ و بازگشت نخستین گروه از آزادگان خراسانی به میهن | حکایت پایان چشمبهراهی
به گزارش شهرآرانیوز؛ ۲۹ مرداد ۱۳۶۹ برای شهر یک سهشنبه معمولی نبود. جنگ هشتساله تازه به پایان رسیده بود، اما هزاران خانواده ایرانی هنوز در انتظار بازگشت پدران، پسران و برادران خود بودند. چهار روز پیش از این، در ۲۶ مرداد، نخستین موج آزادگان از مرز خسروی وارد کشور شده بود و خدا میداند چه خردهروایتهای ناگفتهای از تلاقی مردمی که شور داشتند و سربازانی که غربت دیده بودند، شکل گرفته بود.
حالا نوبت مشهد بود؛ شهری که حرم امام رضا (ع) برای بسیاری نقطه آغاز سفر دفاع بود و آنان پس از سالها دوری، میبایست دوباره به آن بازمیگشتند. بر اساس گزارش روزنامه قدس و دیگر جراید استان، ورود نخستین آزادگان خراسانی به مشهد در دو گروه سازماندهی شده بود: گروهی ۶۹ نفره و گروهی ۴۷ نفره. این تعداد، هرچند در قیاس با دهها هزار آزاده سراسر کشور کوچک به نظر میرسید، برای هر خانواده یک جهان بود. قصه آن روزها، قصه بازگشت ۳۴۳۰ جهان یکنفره به آغوش مشهد بود. آغازی بر پایان انتظار
روندی که به بازگشت اسرای ایرانی به وطن انجامید، نتیجه تصمیمی ناگهانی نبود؛ بلکه حاصل مجموعهای از مذاکرات و چانهزنیها در ماههای پس از پایان جنگ ایران و عراق بود. در متن قطعنامه ۵۹۸ که در ۲۹ تیرماه ۱۳۶۷ به تصویب رسید، تبادل اسرا میان دو کشور در بند سوم قرار گرفت با این حال در آن روزها، حتی پس از پذیرش قطعنامه، مسئله اسرا همچنان لاینحل باقی مانده بود.
در این میان، سال ۱۳۶۹ نقطه عطفی تعیینکننده شد. از بهار آن سال، نامهنگاریهایی میان مقامهای عالی ایران و صدام حسین آغاز شد که بهتدریج فضای تازهای برای حل مسائل باقیمانده ایجاد کرد.
ایران در این مکاتبات بر چند اصل پافشاری میکرد: پذیرش دوباره عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر، عقبنشینی کامل عراق به مرزهای بینالمللی و مبادله فوری و همهجانبه اسیران جنگی. سرانجام، در مرداد ۱۳۶۹، بغداد عملا با این چارچوب موافقت کرد و از همانجا روند سیاسی به مرحله اجرایی نزدیک شد. با این اتفاق، همهچیز روی دور تند افتاد و خیلی زود فرزندان دورافتاده مام میهن به آغوش وطن بازگشتند.
در ۲۲ مرداد همان سال، «ستاد رسیدگی به امور آزادگان» برای ساماندهی بازگشت اسرا تشکیل شد؛ اقدامی که نشان میداد ایران خود را برای ورود گسترده آزادگان آماده کرده بود. در روزهای ۲۳ و ۲۴ مرداد، مفاد توافق نهایی در سطح رسانهای و سیاسی آشکارتر شد و روشن گردید که مبادله بزرگ اسرا در آستانه اجرا قرار دارد.
بااینحال، حتی پس از اعلام این خبر از سوی رسانهها، کمتر کسی باور میکرد که این اتفاق بهزودی رخ دهد. تنها دو روز بعد، در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹، نخستین گروه آزادگان ایرانی از مرز خسروی وارد کشور شدند؛ لحظهای که برای هزاران خانواده، پایان سالها انتظار، بیخبری و رنج بود و در حافظه جمعی ما بهعنوان یکی از عاطفیترین و نمادینترین صحنههای پس از جنگ ثبت شد. در جستوجوی گمشده
۲۸ مرداد، تیتر بزرگ جراید این بود: «صلیب سرخ جهانی پیشنهاد تبادل روزانه پنج هزار اسیر را میپذیرد.» این درخواست ایران بود که دکتر سیفا... وحید، رئیس جمعیت هلالاحمر، آن را به کورنلیو سوماروگا، رئیس کمیته صلیب سرخ مستقر در ژنو، اعلام کرده و با آن موافقت شده بود.
پس از آن، مسئول ستاد رسیدگی به امور آزادگان اعلام کرد که پس از تبادل و انتقال اسرا، قرنطینه بهداشتی و معاینات پزشکی در اولویت قرار داشت و تلاش میشد مدت قرنطینه به حداقل برسد. هنگام این گفتوگو، دو هزار نفر از افراد آزادشده در قرنطینه بودند. البته امید به آزادی، تحمل این فراق کوتاه از خانواده را دشوار میکرد و به همین دلیل، از وابستگان آزادگان خواسته میشد تا پایان دوره مراقبت بهداشتی صبر کنند. نخستین برنامهای که برای گروه اول آزادگان در نظر گرفته شد، زیارت مرقد امامخمینی (ره) بود. آنان از باختران راهی تهران شدند و سپس به سوی شهرهای خود حرکت کردند.
در آن روزها، که با سالروز شهادت چهارمین امام شیعیان نیز همزمان شده بود، امامجمعه مشهد در مسجد گوهرشاد از ورود آزادگان به این شهر خبر داد. او از مردم خواست خود را برای ورود این عزیزان آماده کنند، مقدم آنان را گرامی بدارند و با خانوادههایشان با نهایت احترام برخورد کنند.
با شنیدن این خبر مشهد برای استقبال از آزادگان سرافراز و مقاوم مهیا شد. هلالاحمر مشهد به جراید اعلام کرد که ستادهای ویژهای برای این منظور در همه شهرستانها مستقر شده بودند و خود را برای برگزاری مراسم آماده میکردند. شهر در انتظار حضور افرادی بود که چند سال از عمر خود را در چهاردیواری اردوگاهها گذرانده بودند.
مسیرهای حرکت آزادگان آذینبندی شد و برای خانوادههای آنان نیز تدارک ویژهای دیده شد. ستاد استقبال از آزادگان در استانداری خراسان، با کمی تأخیر، در ۲۸ مردادماه تشکیل شد. شمارههای تلفن ۹۰۰۳۰ و ۹۲۰۳۰ نیز اعلام شد تا خانوادههای آزادگان جنگ تحمیلی بتوانند سرنوشت عزیزان گمشده و دور از دسترسشان را از طریق این شمارهها پیگیری کنند. هر بار که تلفن زنگ میخورد، امیدی تازه در دل خانوادهای جوانه میزد؛ شاید آنسوی خط، خبری از اسیری بود که سالها چشمانتظار بازگشتش بودند. نخستین نامها در روزنامهها
اسامی نخستین گروه از آزادگان خراسانی در جراید منتشر شد تا خانوادههایی که سالها رنج دوری را تاب آورده بودند یا از عزیز مفقودالاثرشان بیخبر مانده بودند، با شتاب چشم بر سطرهای نامها بدوزند؛ شاید نگاهشان بر نامی آشنا ثابت بماند و اگر نه، دل به فهرستهای بعدی بسپارند.
خوشا به حال خانوادههای رجبعلی ایمانی، حسین آستانه، علی اژدی، پرویز تیموری، محمد تنژن، محمدجواد تقوینظریان، امامقلی جعفری، فیروز جبرائیلی، سعید ارمی، علیرضا اخوان مهدوی و هادی الگوری که نام عزیزانشان در سرآغاز فهرست اسرای خراسانی جنگ ثبت شده بود. این اسامی، به همراه ۵۹ نام دیگر، فهرست نخستین آزادشدگان خراسانی از زندانهای رژیم بعث را تشکیل میدادند؛ نامهایی که در صفحه نخست جراید خراسانی ماندگار شدند. این گروه ۶۹نفره از شهرهای بجنورد، قوچان، مشهد، بشرویه، تربتحیدریه، سبزوار و دیگر شهرهای خراسان بودند.
پیش از آن، ارتش اعلام کرده بود که با ایجاد یک مسیر هوایی، انتقال فرزندان میهن به شهرهایشان را تسهیل و تسریع میکند. در مجموع، ۴۰ فروند هواپیمای ارتش این نقش را بر عهده گرفتند تا هرچه زودتر دستان منتظر را به آغوش یکدیگر برسانند. مشهد نیز، به دلیل فاصلهاش از غرب کشور، مقصد یکی از این هواپیماهای ارتش بود تا فرزندان این زادبوم را زودتر به آغوش خانوادههایشان بازگرداند.
ستاد استقبال اعلام کرد که آزادگان پس از برگزاری مراسم استقبال رسمی در فرودگاه، به سوی مرقد مطهر امامهشتم (ع) حرکت میکردند تا نخستین زیارت خود را پس از بازگشت تجربه کنند. همچنین تنها پنج نفر از افراد درجه اول خانواده آزادگان، که کارت دعوت دریافت کرده بودند، اجازه داشتند وارد سالن فرودگاه شوند. سایر اعضای خانواده و مردم نیز میتوانستند در میدان فرودگاه و ورودی آن تجمع کنند. عطر گل محمدی، خوشآمدی
۲۹ مرداد ۱۳۶۹ همان روز خاصی بود که همزمان با ورود سومین گروه آزادگان به کشور، نخستین گروه آزادگان خراسانی نیز قدم به مشهد گذاشتند. خبر آزادی آنان بهسرعت در شهر پیچید و مردم از ساعتها قبل به سوی فرودگاه رفتند تا از نزدیک شاهد ورود عزیزانی باشند که سالها در اسارت به سر برده بودند. در مسیر فرودگاه تا شهر، جمعیت زیادی حضور داشت و شور و شوق استقبال در همهجا دیده میشد. ساعت ۱۵، سالن انتظار فرودگاه مشهد روزی را تجربه کرد که دیگر تکرار نشد.
صداها و نواها، اشکهای پیدرپی و آغوشهای طولانی، با آن حجم از دلتنگی که سالها روی هم تلنبار شده بود، یکباره به اوج رسید و سالن فرودگاه شهید هاشمینژاد را برای همه تنگ و نفسگیر کرد. اسیران با دو فروند هواپیما از باختران به مشهد آمدند و در دو گروه ۶۹نفره و ۴۷نفره وارد شهر شدند.
هنگام ورود، بسیاری از خانوادهها اشک شوق ریختند و حال بعضی از آنان از شدت خوشحالی دگرگون شد. مردم با حلقههای گل از آزادگان استقبال کردند و کاروان آزادشدگان را تا حرم رضوی همراهی کردند. در طول مسیر، شعار «عطر گل محمدی، خوش آمدی، خوش آمدی» از میان جمعیت شنیده میشد و برخی نیز برای شکرگزاری قربانی کردند. خردهروایتهایی از آزادگان
پس از ورود به شهر، آزادشدگان به سوی حرم امامرضا (ع) برده شدند. در محدوده صحن امامخمینی، جمعیت آنقدر زیاد بود که بسیاری از مردم آنان را بر دوش میگرفتند و به سمت حرم میبردند. این صحنه برای خانوادهها و مردم، لحظهای سرشار از اشک و شادی بود؛ لحظهای که سالها انتظار به دیدار رسید.
در میان بازگشتگان، محمد شعبانی، که در سال ۱۳۶۱ در عملیات رمضان اسیر شده بود، از شبی یاد میکرد که رادیو بغداد خبر مهمی را برای اسیران اعلام کرد و پس از آن، خبر پذیرش شرایط ایران از سوی صدام منتشر شد. او هشت سال در اردوگاه موصل به سر برده بود و از سختیها و بدرفتاریهای آن دوران سخن میگفت.
غلامرضا ایزدی، اهل نیشابور، نیز که در سال ۱۳۵۹ در عملیات ثامنالائمه (ع) اسیر شده بود، از رفتارهای غیرانسانی عراقیها حرف میزد. عباسعلی افشین نیز از نخستین آزادگانی بود که مصاحبهاش در مطبوعات استان منتشر شد. او تنها ۲۵ سال داشت، اما هشت سال اسارت را پشت سر گذاشته بود. خودش بازگشت به وطن را به پیوستن قطرهای جداشده به اقیانوس تشبیه میکرد. او میگفت هنگام دیدار، بعضی از اعضای خانوادهاش، بهویژه دو خواهر کوچکترش، را نشناخته بود؛ زیرا یکی از آنها زمانی که او اسیر شده بود هنوز به دنیا نیامده بود و دیگری تنها سه سال داشت.
خانوادههای اسرا نیز از این بازگشت بسیار خوشحال بودند. مادر اسدیان میگفت شنیدن خبر آزادی پسرش پس از هفت سال، روح تازهای در او دمیده بود. خواهر یکی دیگر از اسیران از برآوردهشدن انتظار دهساله خانوادهشان سخن میگفت و همسر یکی از اسیران نیز از روزهایی یاد میکرد که فرزندانش مدام سراغ پدرشان را میگرفتند. پدر عباسقلی افشین نیز شادی خود را از بازگشت پسرش پس از نُه سال، وصفناشدنی میدانست.
این بازگشت برای مشهد فقط یک مراسم استقبال نبود؛ روزی بود که شهر، اشک و شادی خانوادهها را در کنار هم دید و به رنج سالهای اسارت، با دیدار و بازگشت پاسخ داد.
در ادامه حتما بخوانید روایتهای ناگفته آزادگان خراسان رضوی از اسارت استخراج میشود امیدهایی که بازگشتند
ایران و عراق توافق کردند که شمار اسرای آزادشده دو طرف به هشتهزار نفر در روز برسد؛ به این ترتیب که سههزار نفر از طریق هوایی و بقیه از مرز زمینی به کشور بازگردند. جرج بیشاپ، سخنگوی صلیب سرخ، اعلام کرد: «کمیته بینالمللی صلیب سرخ ۱۷ هزار اسیر جنگی ایرانی و ۵۰ هزار اسیر جنگی عراقی را ثبتنام کرده، اما تخمین میزند که ممکن است حدود ۱۵ هزار اسیر جنگی ایرانی دیگر و ۲۰ هزار اسیر جنگی عراقی دیگر نیز وجود داشته باشد.»
گذشت زمان و بازگشت ۳۹ هزار و ۴۱۷ نفر از اسرای ایرانی در هفتاد مرحله نشان داد که عراق تا توانسته بود درباره اسرای ایرانی مخفیکاری کرده بود. فهرست دوم آزادگان خراسانی، گروهی ۱۹نفره بود که در رأس آن نام محمدباقر سلیمانیان، محمدکمال سرویها، غلامرضا نظرپور، مجید ملائینکویی و علی میانی از مشهد میدرخشید. سومین گروه آزادگان خراسانی، گروهی ۲۴۴نفره بود.
جراید اول شهریور نیز خبر رسیدن ۲۸۴ آزاده خراسانی به مشهد و فهرست ۱۱۵نفره چهارمین گروه آزادگان خراسانی را منتشر کردند. پنجم شهریور، آخرین گروه از آزادگان ثبتنامشده وارد کشور شدند؛ گروهی ۱۱۲نفره که در میان استقبال پرشور مردم و مسئولان به فرودگاه مشهد رسیدند. با ورود این گروه، هنوز پرسش بسیاری از مادران و پدران درباره سرنوشت فرزندانشان بیپاسخ مانده بود. امیدی فروخورده جای انتظار را گرفته بود؛ امیدی که هر لحظه ممکن بود با استیلای ناامیدی تاب از جان خسته آنان بستاند.
معاوناول رئیسجمهور اعلام کرد که مسئولان در تلاش بودند برای آزادگانی که ثبتنام نشده بودند نیز زمینه مبادله را فراهم کنند. با ادامه این تلاشها، اعلام اسامی همچنان ادامه یافت و این بار نوبت به ثبتنامنشدههای صلیب سرخ رسید تا وارد میهن شوند. روزها میگذشتند و تجلیل از آزادگان سرافراز در خراسان همچنان ادامه داشت.
این جمله، تیتر ثابت یکی از اخبار روزنامهها بود. در کنار آن، اسامی گروهی دیگر از آزادگان تازهثبتنامشده خراسانی نیز به چاپ میرسید تا امید را در دل خانوادههای منتظر زنده نگه دارد و گاهبهگاه، انتظار بیانتها را به پایانی خوش بدل کند.
نوزدهم شهریور، اسامی دوازدهمین گروه از آزادگان به چاپ رسید و چشم شصت خانواده را به دیدن نام فرزندشان روشن کرد. اندکی بعد، اسامی بلندبالای چهاردهمین و پانزدهمین گروه نیز در ۲۲ شهریور از راه رسید و انتشار فهرستها تا گروه بیستودوم ادامه یافت. سرانجام، در ۲۴ شهریورماه، معاون سیاسی استاندار خراسان شمار آزادگان بازگشته را ۳۴۳۰ نفر اعلام کرد. از این تعداد، تقریبا نیمی ثبتنامشده و نیمی نیز آزادگانی بودند که نامشان پیشتر در فهرستهای صلیب سرخ ثبت نشده بود.
یکی از اقداماتی که بیدرنگ برای آزادگان انجام شد، تعویض شناسنامههایی بود که هنوز مهر شاهنشاهی داشتند. اداره ثبتاحوال خراسان در نامهای به استانداری اعلام کرد که برای ایجاد تسهیلات بیشتر برای آزادگان، نشانی آنان در اختیار اداره قرار گیرد تا با اعزام اکیپهای سیار به درِ منازلشان، تعویض شناسنامه با سرعت انجام شود. همچنین اعلام شد که تعویض شناسنامه این افراد بدون نوبت صورت خواهد گرفت.

روایت مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران از خدمات اجتماعی و درمانی حسین رسایی در مشهد
به گزارش شهرآرانیوز، حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا نوراللهیان، امروز (۲۹ مرداد ۱۴۰۵) در آیین رونمایی از کتاب «یاران راستین» با اشاره به پیشینه خانوادگی حسین رسایی افزود: دکتر حسین رسایی فرزند پدری بود که یک عمر خادم افتخاری کشیک دوم حرم مطهر امام رضا (ع) بود. خدمات اجتماعی و درمانی مرحوم رسایی
مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با اشاره به نقش خانواده رسایی در فعالیتهای اجتماعی و خیریه گفت: این خانواده و مؤسسهای که مرحوم رسایی در آن فعالیت داشت، همچنان پابرجاست.
وی با اشاره به خاطرات حسین رسایی از فعالیتهای فرهنگی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی اظهار کرد: آقای رسایی خاطرات فراوانی از حسینیه ارشاد و برنامههای متنوع آن، از جمله تئاترهای مذهبی پیش از انقلاب داشت. او همچنین از ارتباط و تعامل خود با شخصیتهایی همچون شهید بهشتی و شهید رجایی خاطراتی نقل میکرد.
نوراللهیان افزود: در سالهای آغازین انقلاب حسین رسایی به همراه پدر و مادر گرامی و همسر خود به مشهد مأموریت یافت و به این شهر آمد و بخش مهمی از عمر خود را در این خطه سپری کرد. کارهای بزرگی با دست، فکر و اندیشه او در استان خراسان به منصه ظهور رسید که فهرست بخشی از آنها نیز در کتاب «یاران راستین» آمده است.
وی یکی از نمونههای فعالیتهای مرحوم رسایی را اقدامات درمانی و خیریه دانست و گفت: آقای رسایی در یکی از دارالشفاهای مشهد، به عنوان عضو مؤثر هیئت امنا فعالیت داشت؛ مرکزی که در آن زمان بزرگترین مرکز دیالیز شرق ایران بود و ۴۹ دستگاه دیالیز از آلمان و کشورهای مختلف با کمکهای مردمی تهیه و وارد شد.
مشاور رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ادامه داد: با توجه به نیاز بیماران در شهرستانهای مختلف، بخشی از تجهیزات موجود به شهرستانهایی که بیماران آنها ناچار بودند برای انجام دیالیز به مشهد مراجعه کنند، اهدا شد تا خدمات درمانی در محل زندگی بیماران نیز فراهم شود.
در ادامه حتما بخوانید کتاب «یاران راستین» گامی ارزشمند در ثبت خاطرات شفاهی است | انجام ۷۲۹ مصاحبه تاریخ شفاهی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
وی در پایان، انتشار کتاب «یاران راستین» را اقدامی ارزشمند در ثبت تاریخ شفاهی و معرفی شخصیتهای اثرگذار دانست و گفت: درباره مرحوم رسایی احساس میکنم اقدامی که کتابخانه ملی ایران با همت ریاست این مجموعه و دستاندرکارانی که در مشهد مصاحبهها را انجام دادند و سپس پینوشتها و مطالب تکمیلی به آن افزوده شد، گام نخست و مهمی برای معرفی یک چهره مردمی و یک معلم دلسوز است.
نوراللهیان خاطرنشان کرد: این کتاب میتواند برای هر مخاطب، تاریخ و شناسنامهای روشن و مبارک از زندگی و خدمات مرحوم حسین رسایی باشد. از همه دستاندرکاران تهیه و انتشار این اثر تشکر میکنم و امیدوارم این مسیر برای ثبت و معرفی دیگر چهرههای اثرگذار نیز ادامه پیدا کند.
