
یادداشت مهمان-محمد نجاری پژوهشگر تئاتر؛ در اغلب آثار نمایشی، اقتباس را معادل برگردانِ وفادارانه یک رمان یا فیلم به صحنه میدانند؛ اما نخستین نکته تأملبرانگیز در موردِ «جای دندان پلنگ» نوشته امیر امیری، این است که نویسنده، اقتباس را نه یک تکنیکِ اجرایی، که جهانبینیِ اصلیِ اثر قرار داده است. در این نگاه، اقتباس دیگر به معنایِ «تغییرِ بسترِ یک روایتِ مشخص» نیست؛ بلکه به معنای «بازچینیِ حافظه جمعی یک سرزمین در قالب یک فرم نمایشی» تعریف میشود. از این منظر، اثر حاضر به جرات یکی از بلندپروازانهترین پروژههای اقتباس چندمنبعی در تئاتر معاصر ایران به شمار میرود؛ اثری که میکوشد از دل اسطوره، تاریخ، ادبیات کهن و حتی ژانرهای عامهپسند سینمایی، مادهای تازه و یکپارچه بیافریند.
۱. اقتباس از اسطوره
داستان بنیادین نمایشنامه، روایت کهن بهرام گور و سوسنک است؛ جایی که عاشق، برای اثبات عشق، پلنگ مادهای را میکشد، اما بعد میفهمد که آبستن بوده است. جفت پلنگ، زخمی بر گردن شکارچی میگذارد و نفرینی ابدی بر نسلهایش مینهد. در اقتباس نمایشی، این اسطوره، دستخوش دو تغییر اساسی میشود:
نخست، تغییر عامل اجرای نفرین: در اسطوره، خود پلنگ نر است که مجازات را اعمال میکند؛ اما در این اقتباس، دیگر عامل بیرونی وجود ندارد. نفرین به مکانیزمی درونی و نسلی بدل میشود که هر بار، خود شخصیتها با تصمیم به جدایی، آن را بازتولید میکنند. اینجا، اقتباس از یک مجازاتِ بیرونی به یک میانکنش روانشناختی تغییر ماهیت داده است.
دوم، تغییر دامنه نفرین: در اسطوره، نفرین تنها دامنگیر یک عاشق خاص میشود؛ اما در اقتباس نمایشی، این نفرین، نه فقط بر یک فرد یا خاندان، که بر پیکره یک سرزمین مینشیند. هر بار که تاریخ این سرزمین دچار رخدادی تروماتیک میشود (حمله، جنگ، استبداد، بمباران)، در واقع «دندان پلنگ» بر تن ایران و ایرانی فرو میرود. بدین ترتیب، اقتباس از اسطوره، به یک تمثیل ملی ارتقا مییابد و این، نشان از درک عمیق نویسنده از ظرفیتهای روانکاوانه اسطورههای کهن برای اقتباس دارد.
۲. اقتباس به درازنای تاریخ بر پهنه جغرافیا
رویکرد تاریخیِ این نمایشنامه، هرگز در دام تاریخگرایی صرف نمیافتد. نویسنده در اقتباس از دورههای …




