
استانها
خبرگزاری تسنیم ـ مرتضی خسروی، فعال سیاسی و اجتماعی| این پرسش که چرا گروههای تروریستی فعال در مرزهای شرقی کشور، با وجود برخورداری از حمایتهای گسترده مالی، اطلاعاتی و لجستیکی دشمنان خارجی، در جریان جنگ تحمیلی سوم نتوانستند اقدام مؤثر و تعیینکنندهای در سیستان و بلوچستان رقم بزنند، از جمله پرسشهایی است که پاسخ به آن میتواند بخشی از ابعاد پنهان نبرد اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران را روشن سازد.
در ماههای پس از آغاز جنگ، برخی گزارشها و ادعاهای منتشرشده از سوی منابع آمریکایی از رخدادی پرده برداشت که در صورت صحت، میتواند بخشی از این معادله را تبیین کند. بر اساس این روایت، ایران در اوج درگیریها موفق شده است 12 مرکز مخفی وابسته به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) را در چند کشور عربی هدف قرار دهد؛ عملیاتی که بنا بر این ادعا، به کشته شدن تعدادی از افسران و نیروهای ارشد اطلاعاتی این سازمان انجامیده است.
در میان این اهداف، گفته میشود یکی از حملات متوجه جلسهای در شهر دبی بوده؛ نشستی که افسر رابط مسئول هماهنگی و ارتباط با گروههای تروریستی فعال در مرزهای شرقی ایران نیز در آن حضور داشته است. مطابق این روایت، حذف این حلقه ارتباطی، زنجیره فرماندهی و هماهنگی میان حامیان خارجی و گروهکهای تروریستی را با اختلال جدی مواجه کرده و عملاً امکان طراحی و اجرای یک عملیات هماهنگ علیه مرزهای شرقی کشور را از آنان سلب کرده است.
از منظر امنیتی، در نبردهای نیابتی، بیش از آنکه توان رزمی گروههای مسلح تعیینکننده باشد، استمرار ارتباطات اطلاعاتی، فرماندهی، پشتیبانی و هدایت عملیاتی اهمیت دارد. هرگونه اخلال در این شبکه، میتواند حتی سازمانیافتهترین گروههای نیابتی را نیز دچار آشفتگی تصمیمگیری، سردرگمی عملیاتی و ازهمگسیختگی ساختاری کند. از همین منظر، قطع یا تضعیف کانالهای ارتباطی، گاه اثری بهمراتب عمیقتر از یک عملیات نظامی مستقیم بر جای میگذارد.
شواهد میدانی نیز نشان میدهد که این گروهکها همچنان با نوعی سردرگمی عملیاتی مواجه هستند. علاوه بر آن، اشراف اطلاعاتی و آمادگی مستمر دستگاههای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ایران، فضای تحرک را برای این جریانها بهشدت محدود کرده است؛ بهگونهای که نهتنها از اجرای …







