
اقتصادی
خبرگزاری تسنیم - در روزگار عادی، مدیریت یک مزیت رقابتی است؛ اما در شرایط جنگی و پساجنگی، مدیریت به یک دارایی راهبردی و مؤلفهای از امنیت ملی تبدیل میشود. در چنین شرایطی، صنعت آب و برق تنها یک ارائهدهنده خدمات عمومی نیست، بلکه ستون اصلی تابآوری کشور، استمرار زندگی مردم، پایداری تولید، حفظ سلامت عمومی و اقتدار ملی است.
تجربه بحرانها نشان داده است که بسیاری از آسیبهای سازمانی، به دلیل کمبود تجهیزات یا منابع نیست ، بلکه به علت گرفتار شدن مدیران در تلههای مدیریتی بشرح ذیل است؛ تلههایی که سرعت واکنش، کیفیت تصمیمگیری و انسجام سازمان را کاهش میدهند.
1) تله کنترل افراطی :
در شرایط بحران، وسوسه کنترل همه امور افزایش مییابد، اما تمرکز همه تصمیمها در یک نقطه، سرعت عملیات را کاهش میدهد. سازمانهای موفق، اختیار را به مدیران میدانی واگذار میکنند و با حفظ فرماندهی واحد، تصمیمگیری را چابک میسازند.
2) تله تصمیمگیری احساسی بحران :
فضای هیجان، شایعه و فشار اجتماعی را تشدید میکند. مدیر حرفهای باید تصمیمهای خود را بر پایه اطلاعات معتبر، تحلیل کارشناسی و ارزیابی پیامدها اتخاذ کند، نه بر اساس فشار لحظهای یا فضای رسانهای.
3) تله قهرمانگرایی :
هیچ مدیری بهتنهایی قادر به اداره بحرانهای پیچیده آب و برق نیست. عبور از بحران نیازمند اتکا به سرمایه انسانی، اعتماد به مدیران میانی، استفاده از ظرفیت نخبگان و تشکیل تیمهای تخصصی است.
4) تله جلسات طولانی و کماثر :
در شرایط اضطراری، زمان ارزشمندترین سرمایه است. هر جلسه باید به تصمیم، مسئول اجرا، زمانبندی و اقدام عملی منتهی شود؛ در غیر این صورت، خود به بخشی از بحران تبدیل خواهد شد.
5) تله پنهان کردن واقعیتها :
در شرایط جنگی و پساجنگی، شفافیت هوشمندانه، اعتماد سازمانی و اجتماعی را تقویت میکند. گزارش دقیق، اطلاعرسانی مسئولانه و انتقال واقعیتها به سطوح تصمیمگیری، زمینه تصمیمهای صحیح و بهنگام را فراهم میآورد.
6) تله اتکای صرف به تجربه گذشته :
بحرانهای امروز با گذشته تفاوت دارند. تغییرات …








