
بین الملل
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، تشدید تنشهای نظامی در خلیج فارس و تهدید همزمان دو شاهرگ حیاتی انرژی (هرمز و بابالمندب)، عرضه نفت را با محدودیت مضاعفی روبهرو کرده است. در این میان، ذخایر استراتژیک آمریکا که ابزار اصلی مهار قیمتهای جهانی نفت در بازارهای جهانی انرژی محسوب میشد، با کاهش به رقمی کمتر از 316 میلیون بشکه (کمترین میزان از 1983) و نزدیکی به سطح حداقل بهرهبرداری فنی (250 تا 300 میلیون بشکه)، عملاً امکان آزادسازی مؤثر و پایدار را در هفتههای آینده از دست داده است.
با از بین رفتن این اهرم سنتی و با توجه به تأثیر تاریخی قیمت سوخت بر رفتار رأیدهندگان، تداوم این بحران میتواند حزب جمهوریخواه را در انتخابات میان دورهای کنگره با هزینه سیاسی قابلتوجهی مواجه کند و مسیر عقلانی برای واشنگتن را به سمت کاهش تنش و بازگشت به دیپلماسی سوق دهد.
جهان در بحران خودساخته ترامپ
این روزها جهان در میان یکی از پیچیدهترین بحرانهای انرژی تاریخ مدرن قرار گرفته است. تقابل نظامی ایران و آمریکا در خلیج فارس، تنگه هرمز را به منطقهای پرخطر برای شناورها تبدیل کرده و عبور نفتکشها را به شدت محدود ساخته است. اما آنچه این بحران را از تمام نمونههای پیشین متمایز میکند، ترکیب مرگباری از عواملی مهم و تاثیرگذار است: ذخایر استراتژیک آمریکا در پایینترین سطح 43 سال اخیر قرار دارد، پالایشگاهها با حداکثر ظرفیت خود کار میکنند، چین تحمل تداوم کاهش واردات نفت را ندارد، کشورهای اروپایی هم در آستانه زمستانی سخت به واسطه کمبود گاز قرار دارند، و در نهایت تهدیدات جدی نسبت به ادامه روند انسداد دومین شاهرگ حیاتی انرژی جهان، یعنی تنگه بابالمندب.
در چنین شرایطی، دولت ترامپ که امیدوار است با تکیه بر آزادسازی ذخایر استراتژیک، قیمت بنزین را تحت کنترل نگه دارد، با واقعیت تلخی روبهرو شده است و دیگر ابزاری برای مهار قیمتها باقی نمانده است. بسیاری از ناظران معتقدند بحران جنگ با ایران، برخلاف تصور کاخ سفید، نه تنها به سود آمریکا تمام نخواهد شد، بلکه میتواند حزب جمهوریخواه را در انتخابات میاندورهای کنگره با شکستی سنگین مواجه کند.
در روزهای آغازین مرداد 1405 قیمت نفت برنت در حدود 90 تا100 دلار در هر بشکه در نوسان است. این ارقام در حالی ثبت میشود که بازارهای جهانی همچنان از شوک حملات نظامی به جنوب ایران و تشدید تنش در تنگه هرمز خارج نشدهاند. شواهد نشان میدهد که قیمتها روند صعودی تدریجی خود را ادامه خواهند داد، چرا که نه تنها عرضه با محدودیت جدی مواجه است، بلکه ابزارهای سنتی کنترل قیمت، یعنی ذخایر استراتژیک کشورهای مصرفکننده نیز به نقطه پایان خود نزدیک شدهاند.
درک عمق این بحران نیازمند مروری بر روند تاریخی آن است. در دوران قبل از توافق موقت، زمانی که قیمت نفت به بیش از 110 دلار در هر بشکه رسید، دولت آمریکا با آزادسازی تدریجی ذخایر استراتژیک خود و چین با کاهش چشمگیر واردات، تلاش کردند قیمتها را مهار کنند. با این حال، حتی آن اقدامات نیز نتوانست از افزایش قیمت بنزین در آمریکا به مرز 5 دلار در هر گالن جلوگیری کند. آنچه در آن مقطع به عنوان یک هشدار جدی مطرح شد، اکنون به واقعیتی غیرقابل انکار تبدیل شده است: در شرایط فعلی، دولت آمریکا دیگر ابزار چندانی برای مهار قیمت بنزین در اختیار ندارد و این موضوع، با توجه به نزدیکی انتخابات کنگره، میتواند به بحرانی تمامعیار برای حزب جمهوریخواه تبدیل شود.
شمشیر داموکلس کاهش ذخایر استراتژیک بر سرترامپ
برخلاف تصور عمومی که گمان میکنند آمریکا با آزادسازی ذخایر استراتژیک خود، قدرت مهار قیمتها را در دست دارد، واقعیت صحنهی دیگری را نشان میدهد. بر اساس آخرین گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) تا ژوئیه 2026، ذخیره استراتژیک نفت (SPR) به 316.5 میلیون بشکه رسیده است که پایینترین سطح از سال 1983 محسوب میشود.
نکتهی کلیدی و نگرانکنندهتر این است که این ذخایر در چهار مجموعه غار نمکی در تگزاس و لوئیزیانا ذخیره میشوند. وزارت انرژی آمریکا ادعا میکند که حداقل حجم عملیاتیِ این مخازن حدود 70 میلیون بشکه است. اما تحلیلگران صنعت نفت باور دارند که حداقل عملیاتی بسیار بالاتر و بین 250 تا 300 میلیون بشکه است و نزدیک شدن به آن سطح، برداشت را با مشکلات فنی جدی مواجه میکند. با ذخیره فعلی 316.5 میلیون بشکه، طبق روایت صنعت نفت، تنها 16 تا 66 میلیون بشکه تا آستانه بحرانی کمبود نفت فاصله داریم و با نرخ آزادسازی فعلی، این فاصلهی اندک، چند هفته بیشتر دوام نخواهد آورد.
ناامنی در بابالمندب؛ شوک ثانویه به بازارهای جهانی انرژی
تنگه بابالمندب، با عبور حدود 10 تا 12 درصد از تجارت دریایی جهان و 7.4 تا 10 میلیون بشکه نفت در روز، دومین شاهرگ حیاتی انرژی جهان پس از تنگه هرمز محسوب میشود. برخلاف تنگه هرمز که خط لولههای جایگزین برای آن وجود دارد، بابالمندب هیچ مسیر جایگزینی ندارد.
عربستان سعودی در شرایط فعلی، بخش عمده ای از صادرات نفت خود (حدود 4.7 میلیون بشکه در روز) را از بندر ینبع انجام میدهد و این نفت باید از بابالمندب عبور کند. در صورت بسته شدن این تنگه، عربستان عملاً توانایی صادرات نفت خود به آسیا را دست خواهد داد. این سناریو، برای کشوری که اقتصادش کاملاً به نفت وابسته است، فاجعهای بیسابقه رقم خواهد زد.
قمار باخته ترامپ در آستانه انتخابات
در شرایط کنونی دولت آمریکا در صورت تشدید بحران، عملاً دستش برای کنترل قیمت بنزین بسته است و این دقیقاً همان نقطهای است که میتواند ترامپ و حزب جمهوریخواه را در آستانه برگزاری انتخابات میاندورهای کنگره به دردسر بیندازد. تاریخ نشان داده است که افزایش قیمت سوخت، بیش از هر عامل دیگری، بر نحوهی رأیدهی آمریکاییها تأثیر میگذارد. افزایش شدید قیمت سوخت میتواند هزینه سیاسی قابل توجهی برای دولت مستقر و حزب حاکم به همراه داشته باشد؛ تجربه انتخابات گذشته آمریکا نیز نشان داده است که قیمت بنزین یکی از متغیرهای اثرگذار بر افکار عمومی و رفتار رأیدهندگان در انتخاباتها است.
در بحرانهای پیشین، آزادسازی ذخایر راهبردی یکی از مهمترین ابزارهای کاخ سفید برای مدیریت بازار نفت و کاهش فشار بر مصرفکنندگان بود. اما با قرار گرفتن شاخص ذخایر راهبردی نفت آمریکا در پایینترین سطح چهار دهه اخیر، هزینه سیاسی و اقتصادی هر دور جدید آزادسازی افزایش یافته و دولت آمریکا با محدودیت بیشتری در استفاده از این ابزار مواجه است.» نفت در آستانه انفجار قیمتی؟ آمریکا هر زمان قیمت نفت افزایش مییابد، بحث مذاکره را مطرح میکند
به نظر میرسد افزایش تنش و پیمانشکنی آمریکا در هیچ شرایطی به نفع کشورهای غربی نخواهد بود. دولت ترامپ با اصرار بر سیاستهای تقابلی خود، نه تنها امنیت انرژی آمریکا و متحدانش را به مخاطره انداخته، بلکه پایگاه سیاسی خود را نیز روی بشکهای از باروت نشانده است. شاید تنها راه عقلانی برای واشنگتن، بازگشت فوری به دیپلماسی و کاهش تنش با تهران باشد، پیش از آنکه آتش این قمار، اقتصاد جهانی و آینده سیاسی ترامپ و حزب متبوعش را یکباره به خاکستر بکشاند.
نویسنده: پوریا لوایی، کارشناس مسائل بینالملل
انتهای پیام/






