
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، چالشهای اقتصاد مقاومتی در ایران یکی از عمیقترین و چالشبرانگیزترین سوالات است و این مسأله به «شکاف میان نظریه و عمل» (Theory-Practice Gap) اشاره دارد.
به عبارتی چرا دکترین اقتصاد مقاومتی، علیرغم تایید در بالاترین سطوح سیاسی، در سطح میکرو یعنی واحد تولیدکننده و مصرفکننده با چنین مقاومت شدیدی روبرو است؟
برای پاسخ به این سوال، باید از نگاه «نظامهای پیچیده» به کشور نگاه کنیم؛ مشکل اصلی، نبود یک مانع واحد نیست، بلکه وجود «تداخل ساختارهای متضاد» است و به طور کلی پنج عامل اصلی که باعث میشود اقتصاد مقاومتی در ایران دچار چالش باشد.
اولین عامل تضاد میان «ساختار رانتی» و «ساختار رقابتی» است؛ اقتصاد مقاومتی بر پایه «تولید ارزش افزوده» استوار است، اما ساختار اقتصادی ایران بر پایه «توزیع رانت» شکل گرفته است.
در اقتصاد مقاومتی، سود باید حاصل از کارایی و نوآوری باشد. اما در ایران، بخش بزرگی از ثروت در بخشهای توزیعی مانند واردات، بازرگانی و واسطهگری متمرکز است که از رانتهای ارزی یا مجوزهای خاص بهره میبرند در نتیجه این لایههای واسطه، خود به «مقاومت» در برابر اصلاحات تبدیل میشوند!
آنها از هرگونه سیاستی که باعث شفافیت، کاهش واردات یا حذف واسطهها شود، به شدت دفاع میکنند در حالی که این موارد از اصول اقتصاد مقاومتی است و در واقع، «مقاومت ساختار رانتی» در برابر «اقتصاد مقاومتی تولیدمحور» رخ میدهد.
پارادوکس «دولت بزرگ» و «بودجه متمرکز» نیز یکی از عوامل چالش اقتصاد مقاومتی است؛ اقتصاد مقاومتی نیازمند تمرکززدایی و تقویت بخش خصوصی است، اما ساختار سیاسی - اقتصادی ایران، دولت را به عنوان تنها منبع اصلی نقدینگی و توزیع منابع میبیند.
دولت برای تامین هزینههای جاری و حمایتهای اجتماعی، به شدت به درآمدهای دولتی از جمله نفتی و مالیاتی وابسته است و این وابستگی باعث میشود دولت همواره تمایل داشته باشد کنترل شدیدی بر بازارها داشته باشد.
در نتیجه این کنترل بیش از حد، منجر به ایجاد «بازارهای موازی» و «اقتصاد زیرزمینی» میشود و وقتی دولت سعی میکند با ابزارهای دستوری اقتصاد را مدیریت کند، فضای نوآوری و کارآفرینی که ستون اقتصاد مقاومتی است، خفه میشود.
عدم قطعیتِ نهادی و «ریسک سیاستگذاری» …






