
ای ولله ایران! - تسنیم

نقش کریتوس «خدای جنگ» به باتیستا رسید
به گزارش تجارت نیوز، این سریال بر اساس مجموعه بازیهای ویدئویی محبوب «خدای جنگ» ساخته میشود و از آمازون پرایم ویدیو پخش خواهد شد.
اوایل ماه جاری گزارش شده بود که باتیستا برای بازی در نقش «کریتوس» در حال مذاکره است چرا که هرست، بازیگر «نجات سرباز رایان» و صدا پیشه نقش ثور در بازی ویدئویی «خدای جنگ: رگناروک»، که در ژانویه ۲۰۲۶ برای این نقش انتخاب شده بود، در جریان تصویربرداری دچار پارگی عضله دوسر بازو شد و به جراحی نیاز پیدا کرد؛ مصدومیتی که میتوانست ازسرگیری تولید را تا سال ۲۰۲۷ به تعویق بیندازد.
پس از آن، آمازون و سونی که بهعنوان تهیهکنندگان مشترک پروژه فعالیت میکنند، تصمیم به تغییر بازیگر این نقش گرفتند. سریال «خدای جنگ» برای دو فصل سفارش گرفته و قرار است فیلمبرداری این دو فصل پشت سر هم انجام شود. تولید از فوریه در ونکوور آغاز شده بود و با قطعی شدن حضور باتیستا، انتظار میرود تصویربرداری طی هفتههای آینده از سر گرفته شود.
تمامی صحنههایی که پیشتر با حضور هرست تصویربرداری شدهاند نیز باید دوباره ضبط شوند. باتیستا از نظر فیزیکی نیز گزینهای مناسب برای این نقش محسوب میشود؛ چرا که «کریتوس» در بازیهای «خدای جنگ» به اندام عضلانی و قدرت بدنی چشمگیرش شناخته میشود و باتیستا نیز در طول دوران فعالیت حرفهای خود همواره از آمادگی جسمانی بالایی برخوردار بوده است.
همین موضوع به او اجازه میدهد بدون نیاز به ماهها تمرین و آمادهسازی، در مدت کوتاهی برای نقش آماده شود.
منبع: ایسنا
بابک زمانی؛ داستانهای نورولوژیست در فغان از جنگ
عصر ایران؛ مهرداد خدیر - خبررسانی نشستهای بخارا و از جمله شبهای آن یا عصر یکشنبهها در معرفی تولیدات و رخدادهای تازه فرهنگی را کانال تلگرامی خودشان انجام میدهد و ما اگر مطلبی یا گزارشی داشته باشیم دربارۀ مراسم است و بعد از برگزاری اما در این فقره زودتر خبر میدهیم و 8 نکته هم دربارۀ این نشست:
ابتدا اصل خبر که چنین است: هفدهمین نشست از سلسله نشستهای «عصر یکشنبههای بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»- مجموعه داستانهای بابک زمانی- اختصاص دارد؛ کتابی که انتشارات سهامی عام منتشر کرده است. (ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ در خانۀ کتاب "دبا"- میدان نیاوران).
اما چرا فراتر از خبر به این نشست پرداختهام:
اول. فضای مجازی و شبکههای اجتماعی ما را ازکتاب بینیاز نمیکند. هیچکس به صرف مشاهدۀ چهار تا فیلم وایرال شده در این فضا دانا نشده است. کار به جایی رسیده که تا میگویی احمد شاملو بلافاصله تحت تأثیر این فضا میگویند: سخنرانی دربارۀ فردوسی در دانشگاه برکلی و بعد متوجه میشوی آن بندۀ خدا نه دو بیت شعر فردوسی از بردارد نه از شاملو و فقط از اینستاگرام یاد گرفته دو گانۀ شاملو - فردسی بسازد.
به آقای غنینژاد هم در حاشیۀ اکران فیلم "مست عشق" گفتم: خیال نکنید چهار تا فحش به شریعتی و مصدق اعتبار افزوده میآورد. کافی است از اینهایی که از شما امضا میگیرند بپرسید: چند تا یادداشت شما را در دنیای اقتصاد و تجارت فردا خواندهاند. از واکنش او دریافتم اتفاقا چون آنها را نخوانده و ندیدهاند به این فضا روی آورده. دوستی هم میگفت وقتی در یک برنامه تصویری مدام میپرسیده چند تا بازدید داشتیم میزبان به طعنه گفته: آقای دکتر! پولش گیر من میآید. شما ذوق میکنی؟!
با این نگاه هر خبری دربارۀ کتاب مغتنم است تا ما را از این سیاهچال ابتذال فرهنگی نجات دهد. همین امروز یکی از بستگان باز ویدیوی غنینژاد را فرستاد و این بار دربارۀ دکتر مصدق و گفتم: به جای مطالعۀ سه جلد "خواب آشفتۀ نفت" به قلم ادیب و حقوقدان و شاعر و مورخ و نویسندهای در اندازه و آوازۀ دکتر محمد علی موحد ویدیوی این آقا را فرستادهای؟ بهتر نیست دربارۀ ایده خصوصیسازی بانکها هم توضیح دهند و مصدق و شریعتی را به اهل آن بسپارند؟
دوم. عنوان کتاب هم دلیل دیگر است: فغان زِ جنگ. از این منظر هم اهمیت دارد چون تلویزیون جبهۀ پایداری -که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشهور است- رسما جنگ را تبلیغ و تقدیس میکند. در حالی که پیشتر با توصیف جنگ به دفاع یا مقاومت یا تحمیلی خواندن جنگها از جنگ هشتساله و جنگ 12 روزه میگفتیم ولی تلویزیون پایداری حتی تعبیر جنگ 40 روزه را هم کمتر به کار میبرد و بر استمرار آن اصرار دارد و به عدد 172 رسیده است.
فغان ز جنگ، البته مجموعه داستان است و کاری به جنگ 40 روزه ندارد اما دربارۀ جنگ هشت ساله و جنگ 12 روزه است و روزگاری که هنوز آشکارا جنگ را تبلیغ و ترویج و تقدیس نمیکردند. واقعا هم فغان زِ جنگ.
سوم. نویسندۀ کتاب، نورولوژیست است. درست است که میگویند پزشکان چندان علاقه و نسبتی با ادبیات ندارند ولی وقتی پزشکی سراغ ادبیات رفته موفق بوده و تا صحبت پزشکان اهل ادبیات یا فعالان رشتههای پزشکی و نویسندگی میشود همچنان به یاد بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و آثار جاودانهشان ( ملکوت و عزاداران بَیَل) میافتیم.
دکتر بابک زمانی هم که در آستانۀ 70 سالگی قرار دارد استاد بازنشستۀ دانشگاه علوم پزشکی و از سرآمدان نورولوژی است و در معرفی او: بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته (کثیری از نورولوژیستهای امروز ایران مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بودهاند). تا جایی که مرجع نوروسونولوژی ایران شناخته میشود.
او در راهاندازی انجمن نورولوژی و انجمن سکتۀ مغزی نقش پررنگی داشته و در سال 95 برنامۀ ملی درمان سکتۀ مغزی حاد با کمک او آغاز شد و به بیماران بسیاری در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است. این هم دلیل دیگر که به دنبال خدمت به مفهوم عام آن بوده و بر گردن خیلیها حق دارد.
چهارم. درهمۀ این سالها در کنار طبابت، بهطور جدی نویسندگی میکرده و به قول خودش قبل از طبابت، نویسنده بوده است. در حالی که برخی از پزشکان مشغله زیاد را دلیل کتاب نخواندن ذکر میکنند او نه تنها میخوانده که مینوشته. البته اگر برخی از پزشکان اهل مطالعه کتب غیر تخصصی نیستند به عکس، آنها که اهل خواندناند بسیار حرفهای و دقیق دنبال میکنند (و حالا که صحبت از نویسندگی یک نورولوژیست شد از کتابخوانی یک اورولوژیست هم بگویم که نشده دیداری داشته باشیم و او- دکتر مجید علی عسگری- از کتاب تازهای نگوید که در دست دارد و اغلب آنها را البته من نخواندهام!)
پنجم. دلیل دیگر این که نویسنده از آن دست متخصصان و نویسندگان است که به نقش رسانه واقفاند. نه آن که به دنبال تبلیغ مقابل دوربین تلویزیون باشند بلکه مثل دو وکیل فقید -بهمن کشاورز و نعمت احمدی- که برای روزنامه های مستقل یادداشت حقوقی مینوشتند.
دکتر بابک زمانی را هم با یادداشتهای مستمری که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامههای شرق، اعتماد و هممیهن و مجلههای بخارا، اندیشۀ پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده میشناسیم. از طبیبان پیشگامی که نوشتههای خود را به حوزۀ عمومی میآورد و بهصورت روزمره مینویسد و در فضایی میان طبابت و اجتماع داستان هم نوشته است.
ششم . برخی مشاغل با طیفهای مختلف مردم ارتباط دارند و چون به تعبیر دکتر مهرآیین زندگی هر فرد یک قصه منحصر به فرد است سوژههای متعدد و متنوعی دارند. دربارۀ پزشکان قضیه متنوعتر است چون مردم به آنها اعتماد دارند و اسرار خود را نیز با آنان در میان میگذارند و از این نظر دست پزشک نویسنده یا نویسنده پزشک باز است. خاصه که با مغز بیمار سر و کار دارد.
هفتم. جز خود علی دهباشی که میزبان و برگزار کننده و طبعا یکی از سخنرانان است دو روزنامه نگار شناخته شدۀ حوزه ادبیات ( علی ورامینی و احمد غلامی) به اضافۀ یک کارگردان و تهیه کنندۀ سینما ( محسن امیریوسفی) در زمرۀ سخنراناناند و این آخری نوید ساخت یک فیلم با موضوع این کتاب را میدهد یا به سویههای بصری آن میپردازد. کاش احسان محمدی هم بود یا بیاید چون او نیز جدای روزنامهنگاری و تحصیل و تدریس رسانه و ارتباطات کتاب موفق "جنگ بود" را نوشته است.
هشتم. سرانجام این که کتاب «فغان، ز جنگ» مجموعهای از داستانهای کوتاه و یک داستان نیمهبلند نویسنده است که طی چند دهه نوشته شده است. داستانهای کوتاه او دربارۀ جنگ هشتساله است و داستان نیمهبلند او در بستر جنگ دوازدهروزه پارسال اتفاق افتاده است؛ روایتهایی که به گفتۀ خود او چارهای جز نوشتنشان نداشتهاست. مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده) پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
ثبت رسمی طراشعر ؛ یک جریان تازه در شعر تصویری ایران - تسنیم
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سبک «طراشعر» به نام امین افضلپور، نویسنده، شاعر و نظریهپرداز شعر تصویری ـ گرافیکی معاصر ایران، در دفتر حقوقی و مالکیت فکری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به ثبت رسید؛ ثبت رسمیای که بر اساس آن، اثر «کتاب با عنوان #طراشعر» تحت شماره 11015 ـ 1405 در تاریخ 5 مرداد 1405 به ثبت رسیده است.
بر اساس آگهی منتشرشده در روزنامه رسمی، این ثبت در پی درخواستنامه شماره 50025 ـ 1404 مورخ 27 بهمن 1404 امین افضلپور و به استناد بند 1 ماده 2 قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان مصوب 1348 انجام شده است.
«طراشعر» جریانی است که افضلپور آن را سبک ادبی و جریان نوین شعر تصویری و گرافیکی ایران و جهان معرفی میکند؛ جریانی که به گفته او با هدف بازتعریف رابطه میان شعر، زبان، تصویر، فرم و نشانه شکل گرفته و تلاش دارد شعر را از محدوده صرفاً شنیداری به تجربهای دیداری، چندلایه و گرافیکی ارتقا دهد. تبریک علیاکبر شکارچی به پورناظری/سرافراز بماند ایران و موسیقی ایران!
از شعر و ادبیات تا پیوند زبان و تصویر
امین افضلپور مؤلف 13 کتاب در حوزه شعر و ادبیات است و در کنار فعالیتهای شعری، در زمینه پیوند میان ادبیات، هنرهای دیداری، نشانهشناسی و ساختارهای بصری زبان نیز به پژوهش و نظریهپردازی پرداخته است.
مهمترین دستاورد نظری او، بنیانگذاری «طراشعر» و تدوین مبانی این جریان در قالب مانیفستی مستقل عنوان شده است. «مانیفست طراشعر» به عنوان نخستین مانیفست شعر تصویری ـ گرافیکی ایران، چارچوب نظری این جریان را ارائه میکند و به تبیین جایگاه حرف، تصویر، فرم، ترکیب و معنا در ساختار جدید شعر میپردازد.
در تعریف طراشعر، این جریان بر حضور همزمان «زبان» و «تصویر» در فرآیند آفرینش شعری تأکید دارد. در این نگاه، شعر تنها مجموعهای از واژهها و آواها نیست، بلکه ساختاری دیداری است که عناصر مختلف آن، از جمله حرف، فرم، چیدمان، فاصله، تصویر و نشانه، در تولید معنا نقش دارند.
در چنین رویکردی، حرف از جایگاه یک عنصر صرفاً نوشتاری خارج میشود و به واحدی مستقل و زیباییشناختی تبدیل میشود؛ عنصری که میتواند دیده شود، هویت بصری پیدا کند و حامل معناهای تازه باشد.
«جانشینی هویتی حروف»؛ وقتی حرف به تصویر تبدیل میشود
یکی از مفاهیم محوری مطرحشده در نظریه طراشعر، «جانشینی هویتی حروف» است. در این فرآیند، حرف ضمن حفظ قابلیت خوانش خود، میتواند در هیأت شیء، اندام، نماد یا تصویر ظاهر شود و همزمان در تولید معنا مشارکت کند.
به این ترتیب، مرز میان نشانه زبانی و عنصر دیداری کاهش مییابد و زبان حضوری ملموستر در صفحه پیدا میکند.
طراشعر همچنین ماده شعر را گسترش میدهد؛ به گونهای که حرف، تصویر، فرم، فضا، سکوت بصری، فاصله و آرایش صفحه نیز به عناصر سازنده شعر تبدیل میشوند. در نتیجه، شعر از یک ساختار صرفاً زبانی به شبکهای چندلایه از روابط میان زبان، تصویر و ادراک تبدیل میشود.
شعر به مثابه یک «رویداد ادراکی»
در بخش دیگری از نظریه طراشعر، تحول اصلی در حوزه هستیشناسی شعر تعریف شده است. بر این اساس، این جریان میکوشد به پرسش «شعر چیست؟» پاسخی تازه ارائه دهد.
در این نگاه، شعر صرفاً یک متن زبانی نیست، بلکه یک «رویداد ادراکی» است که در تعامل میان زبان، تصویر، فضا، زمان و مخاطب تحقق پیدا میکند.
بر این اساس، معنا تنها در واژهها قرار ندارد، بلکه در فرآیند مواجهه و کشف شکل میگیرد. طراشعر با گذار از بازنمایی به حضور، امکان میدهد بخشی از آنچه زبان به آن اشاره میکند، در ساختار خود اثر حاضر شود.
از سوی دیگر، این جریان تنها ساختار شعر را تغییر نمیدهد، بلکه شیوه دریافت آن را نیز دگرگون میکند. در طراشعر، معنا نه پس از خوانش، بلکه از لحظه مواجهه دیداری با اثر آغاز میشود؛ مخاطب پیش از آنکه شعر را بخواند، آن را میبیند و نخستین لایههای معنا در لحظه رؤیت شکل میگیرند.
از «رؤیت» تا «کشف» معنا
در این نظریه، بخشی از تجربه شعر پیش از ترجمه شدن به زبان و از طریق دیدن، فرم، تصویر و ساختار بصری اثر شکل میگیرد؛ فرآیندی که از آن با عنوان «ادراک پیشازبانی» یاد شده است.
در این فرآیند، مخاطب تنها خواننده نیست، بلکه مشاهدهگر و کشفکننده معناست و ادراک شعر از یک مسیر خطی به فرآیندی چندلایه تبدیل میشود:
رؤیت ← ادراک پیشازبانی ← کشف روابط دیداری و حرفی ← خوانش ← تأویل و بازسازی معنا
از این منظر، شعر در طراشعر تنها خوانده نمیشود، بلکه دیده، تجربه و کشف میشود و مخاطب در تحقق معنای اثر نقش فعال پیدا میکند.
شش «انقلاب» در ساختار طراشعر
در نظریه طراشعر، برای این جریان چند تحول بنیادین تعریف شده است. نخست، «انقلاب در جایگاه حرف» است؛ به این معنا که حرف تنها کوچکترین واحد نوشتاری یا نشانهای برای تولید صدا نیست و میتواند به عنصری مستقل و زیباییشناختی تبدیل شود.
دومین تحول، «انقلاب در معنا» است. در اینجا معنا تنها از مسیر واژه و جمله شکل نمیگیرد، بلکه از تعامل میان حرف، تصویر، فرم، نشانه و ساختار بصری ایجاد میشود.
سومین تحول به «فرم و ترکیب» مربوط است. در طراشعر، ترکیب تنها حاصل پیوند واژهها نیست و میتواند میان حرف، تصویر، شیء، نماد، رنگ و فضا شکل بگیرد. صفحه، فاصلهها، فضای سفید، جایگاه عناصر و مسیر حرکت نگاه نیز در معماری شعر نقش دارند.
چهارمین تحول، «انقلاب در زبان» عنوان شده است. طراشعر در نظریه خود چهار مرحله برای تحول زبان شعری پیشنهاد میکند: زبان شنیداری، زبان دیداری، زبان تجسمی و زبان عینی.
بر اساس این نگاه، طراشعر مرحله چهارم، یعنی «زبان عینی» را مطرح میکند؛ مرحلهای که در آن زبان تنها شنیده یا خوانده نمیشود، بلکه بخشی از ساختار آن در تجربه ادراکی مخاطب کیفیتی دیداری و عینی پیدا میکند.
پنجمین تحول به «انقلاب در آرایههای ادبی» مربوط است. در این بخش، مفاهیمی همچون جانشینی هویتی حروف، جناس سهوجهی، مراعات نظیر تصویری، استعاره دیداری و ترکیبسازی دیداری مطرح شدهاند.
و در نهایت، «انقلاب در رابطه مخاطب و اثر» مطرح میشود؛ جایی که مخاطب دیگر تنها دریافتکننده معنا نیست، بلکه در فرآیند کشف و شکلگیری معنا مشارکت میکند و میان حرف، تصویر، فرم و نشانهها حرکت میکند تا تجربه شعری را کامل سازد.
طراشعر در مرز ادبیات، هنر و فناوری
طراشعر خود را محدود به شعر دیداری، شعر کانکریت، تایپوگرافی یا هنر گرافیک نمیداند، بلکه تلاشی برای شکلدهی به یک مدیوم مستقل در مرز میان ادبیات، هنرهای تجسمی، نشانهشناسی و فناوریهای نوین معرفی شده است.
تفاوت بنیادین آن با رویکردهای صرفاً تصویری، در این تعریف است که تصویر تنها در کنار متن قرار نمیگیرد، بلکه وارد ساختار درونی زبان میشود. حرف، تصویر، فرم و معنا در یک نظام واحد با یکدیگر تعامل میکنند و ساختاری چندلایه از تجربه شعری شکل میدهند.
در این نگرش، شعر از یک متن خطی به یک میدان ادراکی تبدیل میشود؛ میدانی که در آن زبان، تصویر، نشانه، فضا، زمان و نگاه مخاطب همزمان در ساخت معنا حضور دارند.
به این ترتیب، ثبت رسمی «طراشعر» به نام امین افضلپور، در کنار انتشار مانیفست مستقل این جریان، گامی در جهت معرفی این سبک به عنوان رویکردی تازه در شعر تصویری ـ گرافیکی معاصر ایران عنوان شده است؛ رویکردی که میکوشد رابطه میان حرف، تصویر، فرم، نشانه و ادراک را از نو تعریف کند و شعر را از صرف شنیدن و خواندن، به سوی تجربهای دیداری، ادراکی و گرافیکی حرکت دهد.
انتهای پیام/

نقشی را بهاجبار نپذیرفتم

برگزاری همایش ملی بزرگداشت بیهقی در سال آینده

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی

فعالان تئاتر در بحران نگرانکنندهای هستند

