
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، روزهای پایانی منتهی به اربعین حسینی، نفسهای جادهها به شماره افتاده است. در محور غرب استان اصفهان، جادهها دیگر جاده نیستند؛ رگههایی از یک شریان تپندهاند که خون تازهای از عشق به امام حسین (ع) در آن جاری بود.
از همان ساعات ابتدایی روز، مسیر شلوغتر از همیشه بود. ماشینها و اتوبوسهایی با پلاکهای مختلف، هر کدام روایتی از یک سفر عاشقانه را با خود حمل میکردند. آنچه اما این مسیر را از یک جاده معمولی متمایز میکرد، موکبهایی بودند که نه برای رقابت، که برای خدمت، دست در دست هم صف کشیده بودند.
موکبها در میان راه، هر کدام با یک پرچم و یک نیت، سفرههای خود را پهن کرده بودند. از چای و شربت گرفته تا غذاهای گرم و جای خواب، همه چیز در این مسیر برای زائران مهیا بود. گویی هر خادمی با خود میگفته است تو به راهی و من به خدمت؛ ما را به هم رسانده است حسین (ع).
در میان این شلوغیِ پربرکت، توقف کوتاهی در یکی از موکبها داشتیم تا با دو خانواده روبرو شویم که از استان یزد، با ماشین شخصی راهی کربلا شده بودند. از آنان پرسیدیم: با این همه سختی راه، چه چیزی شما را به این سفر کشانده است؟
پاسخشان اما چیزی نبود که بشود در یک جمله خلاصه کرد. پدر خانواده با چشمانی که از شوق میدرخشید، گفت: امسال به دلیل شهادت رهبر شهید، حضورمان در کربلا واجبتر هست. این جمله، تلخترین و در عین حال شیرینترین حقیقت این روزها بود؛ ادای دینی به رهبری که خود، عاشقانهترین زائر اربعین بود.
مادر خانواده اما لبخندی بر لب داشت و ادامه داد: ما خیابانها را هم رها نمیکنیم. به نیابت از رهبر شهیدمان به زیارت اربعین و امام حسین (ع) میرویم. این سفر، یک عهد جدید است.
راست میگفتند. این روزها، خیابانهای ایران و عراق، هر دو، با عشق به حسین (ع) و وفاداری به رهبر شهید گره خورده است. عراقیها با استقبال از پیکر رهبر شهید، او را نخستین زائر اربعین 1405 نامیدند و اینک زائران ایرانی، با نیت او، پا در مسیر میگذارند.
وقتی از آن خانواده خداحافظی کردیم و به راه افتادیم، منظرهای که پیش رویمان بود، چشمان هر رهگذری را خیره میکرد. صفهای طولانی از ماشینها که هر کدام، یک کاروان کوچک از عشق را حمل میکردند.
ساعت به اذان ظهر نزدیک میشد. …






