
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از مهران، کافی است چند دقیقه کنار گیت خروجی مرز مهران بایستی؛ آن وقت میفهمی اربعین فقط یک سفر نیست، یک مهاجرت عاشقانه است. اینجا کسی عجله ندارد، اما همه شتاب دارند. شتاب برای رسیدن به جایی که دلها از ماهها قبل راهیاش شدهاند.
خورشید هنوز گرمای مرداد را تمامقد روی شانههای زائران ننشانده که موج انسانها از هر سو به سمت پایانه شهید سلیمانی روانه میشود. کولههایی که سبک بسته شدهاند، اما بار دلتنگی سالها را حمل میکنند. پرچمهای «یا حسین(ع)» که در باد میرقصند و اشکهایی که پیش از رسیدن به بینالحرمین، از همین مرز جاری میشوند.
.
مهران این روزها دیگر یک شهر نیست؛ نبض تپنده اربعین است. شهری که خیابانهایش بوی اسپند و چای تازهدم میدهد و صدای «خداقوت» خادمان موکبها با «التماس دعا»ی زائران در هم میآمیزد.
اینجا، هر چند ثانیه یک اتوبوس تخلیه میشود و هر چند ثانیه هزاران قدم دیگر به جاده نجف نزدیکتر میشوند. کودکی پرچم کوچکش را محکم گرفته، پیرمردی عصایش را کنار گذاشته تا راحتتر از گیت عبور کند و مادری، دست فرزندش را گرفته و زیر لب زیارت عاشورا میخواند.
در میان این دریای انسان، آمارها هم جان میگیرند؛ 146 هزار و 566 تردد فقط در یک روز، بیش از 123 هزار زائر ایرانی که چهارم مرداد را به نام سفر به کربلا ثبت کردند. اما در مهران، اعداد فقط روی کاغذ معنا دارند؛ آنچه دیده میشود، سیل عاشقانی است که بیوقفه به سمت افق عراق رواناند.
مرز مهران دیگر فقط یک گذرگاه نیست؛ آخرین سلام ایران و نخستین سلام به کربلا است. جایی که خادمان، آخرین بطری آب را به دست زائر میدهند و زائر، آخرین نگاه را به پرچم ایران میاندازد؛ نگاهی که چند کیلومتر آنسوتر، با سلام به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) گره میخورد.
هرچه به اربعین نزدیکتر میشویم، ضرباهنگ مهران تندتر میشود. شب و روز در اینجا تفاوتی ندارد؛ چراغ موکبها خاموش نمیشود، صفها کوتاه نمیشوند و عشق، خسته نمیشود.
مهران این روزها فقط یک مرز نیست؛ دروازهای است که هر قدم در آن، بوی کربلا میدهد.
حیدر نعمتی، فرماندار مهران، در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری تسنیم …






