
روایتِ دو وداع؛ از خردادِ داغ تا تیرِ شهادت/ دلنوشته دختر شهید شادمانی - تسنیم

2

نامیرا | آخرین تقریظ در شبستان مصلی - تسنیم
ویژه نامهها
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-زینب امیدی: هیچ چیز در این مراسم مرا به یاد یک خداحافظی ساده نمیاندازد. جهان کدام مردم را به خاطر دارد که در غم فقدان رهبرشان با چشمانی اشکبار با دلهایی سرشار از اندوه؛ اما چنین استوار و محکم او را بدرقه کرده باشند.
شبستان مصلی را خیلی از ما با نمایشگاههای کتابش به خاطر داریم. سالهای سال همین راهروها میزبان مهمانی ویژه بودند، مهمانی کتاب خوان که ساعتها وقت میگذاشت تا از تازهترین انتشارات کشور بازدید کند؛ پای صحبت ناشران و غرفهداران بنشیند و با اهالی قلم صمیمانه گفتگو کند.
اما امروز در همین شبستان جای رهبر کتابخوانمان بیش از هر زمان دیگری خالیست. راهروهای مصلی گامهای مردی را تا همیشه در حافظه خود حفظ خواهند کرد که ساعتهای طولانی برای دیدن و بررسی کتابهای تازه منتشر شده وقت میگذاشت. با ناشران خوش و بش میکرد و فضایی لبریز از گفتگوهای صمیمانه با اهالی فرهنگ و قلم رقم میزد.
خیلیها بودن در کنار رهبرشان را به هر چیز دیگری ترجیح دادهاند، انگار میخواهند حتی ثانیههای آخر را هم از دست ندهند؛ همان جایی نفس بکشند که ساعات دیگر رهبرشان برای همیشه از آنجا تهران را ترک خواهد کرد.
.
در این مصلی حتی شبستانها هم برای نبودنش گریه میکنند، انگار تا همین امروز هم لحظه شماری میکردند تا دوباره انتشاراتیها در خنکای اردیبهشتهای بهاری بیایند و در غرفههای ساخته شده کتابهایی که او دوست داشت را جوری چیدمان کنند تا نظرش جلب شود، اما...
به این فکر میکنم که کتابها هم مدال میگیرند کتابهایی که تقریض رهبر شهید بر گردنشان آویزان است. تقریضهایی که نقشه راه هستند و جملاتی که نور کلماتش مسیر را برای گمراهان روشن میکند. مثل این جمله در اول یکی از کتابهای مزین به دست خط رهبر شهید که برای پسرش سید مجتبی نوشته: «این کتاب ارزشمند را به نور چشم عزیزم مجتبی حسینی هدیه میدهم که خداوند اسلام و مسلمین را به وسیله او منتفع سازد».
و من هر بار که به تقریضهای رهبر در کتابهای منتخب فکر میکنم به نظرم میرسد این بار تقریض دیگری نوشته شده است، اما نه بر صفحههای یک کتاب؛ بلکه بر صفحهای تاریخ... نامیرا| روایت دلنوشتهها نامیرا | مصلی، به وقت وداع نامیرا | دیدار؛ بدون کارت دعوت
* خردهروایتهایی از وداع با رهبر شهید، به مناسبت چهلمین روز تشییع و تدفین پیکر مطهر رهبر شهید حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی حسینی خامنهای
انتهای پیام/

خاطرات رهبر شهید از عمل به توصیه آموزنده شهید بهشتی - تسنیم
حوزه امام و رهبری
به گزارش گروه امام و رهبری خبرگزاری تسنیم، زیست پربار و الهامبخش رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) سرشار از لحظهها و رخدادهای ژرف و شگرفی است که تأمل در آنها انسان را به معرفت تازهای درباره آن حکیم شهید، رهنمون میسازد، در این راستا بازخوانی خاطرهها و تاریخ شفاهی زندگی امام شهید امّت، حائز نقش و اهمیت بسزایی است. کودتای 28 مرداد و خط بطلان رهبر شهید بر یک انگاره تاریخی نادرست
حضرت آیتالله خامنهای(ره) رهبر شهید انقلاب اسلامی در بخشی از خاطرات خود، روایت جالبی را از عمل به توصیه آموزنده شهید بهشتی نقل میفرمایند. درست در مقطعی که جلسات تفسیر قرآن رهبر شهید در مسجد کرامت مشهد به دستور ساواک لغو شده و ایشان ممنوعالتفسیر شدهاند. شهید خامنهای (ره) در اینباره نقل میکنند: «ما با مرحوم آیتالله بهشتی خیلی صمیمیت زیادی داشتیم، مشهد آمده بودند و نشسته بودیم به چارهجویی؛ من گفتم اگرچه این جلسات را که تعطیل کردند، به نظرمان خیلی مهم نیامده، گفتیم خب تعطیل کردند یک جلسه دیگر شروع کردیم و اینها، اما حقیقت این است که من میبینم اینها دست و بالم را چیدهاند، من دیگر هیچ کاری در مشهد نمیتوانم انجام دهم...»
امام شهید امت روایت خود در باب عمل به توصیه آموزنده شهید بهشتی را اینگونه تکمیل میکنند: «جمله ایشان [شهید بهشتی] این بود، به این مضمون بود که بسیار برای من آموزنده و جالب بود و همان توصیه را هم عملی کردم. ایشان گفتند ادامه بده. یعنی این جلسات که تعطیل شد یک نوع دیگری باز جلسه درست کن، به قدری درست کن که دستگاه خسته شود، یعنی رژیم احساس کند که تو ضربهناپذیر هستی و هرچه جلسات را تعطیل میکنند، باز جلسه تازهای راه بیفتد... به هر حال این جلسات بسیار جلسات مبارکی بود که ادامه هم داشت تا سال 53 که من را گرفتند.»
انتهای پیام/
