
استانها
به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، تاریخ همواره نشان داده است که لحظه های دشوار، نه پایان راه که آغازی برای بازآفرینی نهادها و رویه ها بوده اند. آنگاه که جنگ شهرها را به ویرانه بدل می کند، یا بحران های اقتصادی ستون های تولید را می لرزاند، یا تحولات فناورانه، بازار کار را یک شبه دگرگون می سازد، در چنین گذرگاه های سرنوشت سازی، جوامعی که به بازاندیشی در نظام مهارت آموزی روی می آورند، نه تنها از گرداب بحران می رهند، بلکه از دل آن، بنیانی استوارتر برای آینده می ریزند.
تجربه چندین کشور در نیم قرن اخیر، این حقیقت را به روشنی آشکار ساخته است که هر رشدی ارزشمند نیست؛ رشدی که در آن کیفیت قربانی کمیت شود، در بحران، نه راهگشا که خود به معضلی تازه بدل می گردد.
آلمان پس از جنگ جهانی دوم، شاید گویاترین نمونه این مدعا باشد. در سال هایی که کارخانه ها خاکستر شده و نسل جوان در ناامیدی فرو رفته بود، این کشور به جای بازسازی صرف بناهای ویران، زیرساختی نهادی را پی ریزی کرد که امروز از آن به عنوان «نظام دوگانه آموزش مهارتی» یاد می شود.
در این الگو، کارآموز نه در کلاس های انتزاعی، که در دل کارگاه های واقعی صنعت، مهارت می آموزد و همزمان با آموزش، دستمزد دریافت می کند. این پیوند عمیق میان بنگاه های تولیدی و مراکز آموزشی، نسلی از استادکاران را پرورش داد که نه تنها موتور بازسازی اقتصادی را روشن کردند، بلکه آلمان را در بحران مالی 2008 نیز به عنوان پایدارترین اقتصاد اروپا حفظ کردند.
صدراعظم پیشین این کشور، هلموت کول، بارها تأکید داشت که آنچه آلمان را قدرتمند ساخت، ذخایر معدنی یا کارخانه های بزرگ نبود، بلکه مهارت نیروی انسانی بود که در کارگاه های کوچک و بزرگ، نسل به نسل منتقل شده بود. این همان رشدی است که شتاب ندارد، اما ریشه دارد.
ژاپن اما مسیری دیگر پیمود. پس از شکست سنگین در جنگ، این سرزمین نیازمند بازسازی زیربنایی صنعت خود بود. در دهه 1960، با اجرای «طرح افزایش درآمد ملی»، تقاضا برای مهندسان و تکنسین های کارآزموده به شدت افزایش یافت. پاسخ ژاپن به این نیاز، تأسیس «مدارس عالی تخصصی» بود که از میان دانش آموزان دوره راهنمایی، استعدادها را شناسایی و در یک دوره پنج ساله، کارشناسانی توانمند برای صنایع …






