
استانها
خبرگزاری تسنیم، یادداشت- حسین پایینمحلی، کارشناس ارشد علوم سیاسی| مولای متقیان در نهج البلاغه در بخش کلمات قصار ، دشمنان ودوستان را تقسیم بندی میکنند وبرای دوستان و دشمنان مراتبی تبیین و تعیین میفرمایند. به نحوی که خود دوستان و دشمنان نیز به اقتضای شرایط مختلف باید تدبیر اندیشیده شود و اولویتبندی در نوع رفتار با آنها و جهتگیری مشخص باشد.
پس از حوادث جنگ غدیر (خرداد1404) و به خصوص رمضان (اسفند 1404)که به شهادت قائد شهید امت و تعدادی از فرماندهان و شهروندان بیگناه ملت ایران منجر شد خواست امام سیدمجتبی خامنهای همصدا با ملت، انتقام و قصاص جنایتکاران بوده و هست لذا ما باید همزمان به طرح و نقشهکشی و اقدامات عملیاتی در حوزههای مختلف و افراد گوناگون بپردازیم.
متاسفانه در نظام تصمیمگیری کشور باوجود تاکیدات مکرر قائد شهید امت مبنی بر شناخت دوست و دشمن و اتخاذ تدابیر از پیش و اقدام بهموقع شاهد رفتارهای مقطعی و نقطهای وفاقد جهتگیری کلی در نسبت با دوستان و دشمنان در داخل، منطقه و نظام بین الملل بودیم که ذکر جزئیات ما را از موضوع اصلی دور میکند.
ماهیت اندیشه مدرن غربی دکارتی است که با جمله معروف "من می اندیشم پس هستم" هم انسان غربی را فاعل شناسا معرفی نموده و هم جهان را سوژه کرده و هم از دیگری غیریتسازی کرده، لذا این اندیشه نه تنها با دیگری گفتگو نمیکند بلکه درون خود نیز به دلیل ماهیت نیهیلیستیک به نفی و حذف رقبای درون پارادایمی پرداخته و جنگ جهانی اول و دوم و سرد موید این است. همچنین تقابل با روسیه و چین در دکترین آمریکا وغرب اثبات این ادعاست چه برسد به جمهوری اسلامی که پارادایمی مستقل دارد.
پیشتر اشاره کردیم که آمریکاییها از دکترین " مرد دیوانه" برای دومین بار در 70 سال گذشته استفاده کردند و رژیم کودککش نیز با جمهوری اسلامی وارد جنگ پینگ پونگی شده که طبیعتا آنها نیز دکترین خود را دارند. همواره پلکانی ترور کردند تا ما واکنشی و انفعالی باشیم در حالیکه آمریکاییها با آنها تقسیم کار کردند به نحوی که آنها نیز پس از جنگ رمضان از حرکت کل به جز رفتند. یعنی به جای جنگ تمام عیار نظامی مثل رمضان در یک جنگ ترکیبی به پلنهای مختلفی میپردازند: حک بانکها، ترور، …





