
«مرد عنکبوتی: روزی نو» در آستانه یک افتتاحیه تاریخی؛ پیشبینی فروش ۴۶۵ میلیون دلاری

کدام فیلم را آخر هفته از تلویزیون ببینیم؟ - تسنیم
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهای پایانی این هفته که با سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) و آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) همزمان شده است، شبکههای مختلف سیما مجموعهای متنوع از فیلمهای سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن را برای مخاطبان تدارک دیدهاند؛ مجموعهای که از آثار مناسبتی و خانوادگی تا فیلمهای اکشن، جنایی، معمایی، تاریخی و علمیتخیلی را دربرمیگیرد.
در میان این آثار، چند فیلم تازه نیز برای نخستین بار از قاب تلویزیون پخش میشوند و میتوانند برای مخاطبانی که به دنبال تماشای فیلمهای کمتر دیدهشده هستند، جذابتر باشند. در کنار آنها، چند اثر شناختهشده نیز در جدول پخش قرار گرفتهاند که فرصت دوبارهای برای تماشای آنها فراهم میکنند.
شبکه یک؛ «تی 34» و یک روایت جنگی پرهیجان
شبکه یک جمعه 30 مرداد ساعت 16، فیلم سینمایی «تی 34» به کارگردانی آلکسی سیدورووا را روی آنتن میبرد؛ فیلمی جنگی که بخش قابل توجهی از جذابیت خود را از طراحی نبردهای تانکی و فضای پرتنش جنگ جهانی دوم میگیرد.
داستان درباره گروهی از سربازان شوروی است که در پشت خطوط دشمن گرفتار شدهاند و با یک تانک آسیبدیده تلاش میکنند از محاصره نیروهای آلمانی فرار کنند. محدودیت مهمات و سوخت، درگیری با دشمن و فشار روانی شرایط، اعضای گروه را در موقعیتی دشوار قرار میدهد.
چرا ببینیم؟
«تی 34» برای علاقهمندان به فیلمهای جنگی و اکشن انتخاب مناسبی است و علاوه بر صحنههای نبرد، بر رفاقت، فداکاری و تصمیمگیری در شرایط بحرانی تمرکز دارد.
شبکه دو؛ از یک قصه احساسی تا «انتظار»
شبکه دو صبح جمعه ساعت 8 فیلم «گرانبهای من» را پخش میکند؛ داستانی انسانی درباره مردی که پس از مرگ یکی از همکارانش با دختر ششساله او مواجه میشود؛ دختری که ناشنوا و نابیناست.
این فیلم در ابتدا از یک موقعیت ساده و حتی تا حدی حسابگرانه آغاز میشود، اما مواجهه شخصیت اصلی با کودک، مسیر داستان را تغییر میدهد و او را با مسئولیتی فراتر از آنچه تصور میکرد روبهرو میکند.
در ادامه، ساعت 17، فیلم تلویزیونی جدید «انتظار» به کارگردانی امید سبیلی روی آنتن میرود. قصه درباره مردی است که برای برآورده کردن آخرین آرزوی مادر پیرش تلاش میکند فرزندان خانواده را دوباره دور هم جمع کند.
«انتظار» از آن دسته آثار خانوادگی است که ظرفیت همذاتپنداری بالایی دارد؛ اختلاف میان اعضای خانواده، گذشت، بازگشت به روابط فراموششده و اهمیت حضور خانواده در روزهای سخت، محور اصلی آن را شکل میدهد. قرار گرفتن این فیلم در چنین مناسبت مذهبی نیز به فضای عاطفی و خانوادگی آن کمک میکند.
شبکه سه؛ از فوتبال تا هیولاهای ناشناخته
شبکه سه یکی از متنوعترین جدولهای این هفته را دارد. پنجشنبه ساعت 10 فیلم «مربی» پخش میشود؛ داستان فوتبالیستی که پس از ناکامی در تیم ملی، فرصت تازهای برای بازگشت پیدا میکند و این بار در قامت مربی یک تیم ضعیف قرار میگیرد.
داستان «مربی» در ظاهر ورزشی است، اما مضمون اصلی آن درباره شکست و دوباره شروع کردن است. یورا باید تیمی را که بازیکنانش انگیزه و توان چندانی ندارند، به یک مجموعه منسجم تبدیل کند. بنابراین فیلم برای مخاطبانی که به داستانهای انگیزشی و ورزشی علاقه دارند، گزینه قابل توجهی است.
اما ساعت 15، فضای شبکه سه کاملاً تغییر میکند و «پروژه 749» روی آنتن میرود؛ یک فیلم علمیتخیلی و هیجانی که سراغ موجودی ناشناخته و آزمایشهای علمی میرود.
داستان از یک حفاری عمیق در معدنی در چین آغاز میشود؛ جایی که موجودی عجیب کشف شده و تماس با آن پیامدهایی غیرمنتظره به همراه دارد. سالها بعد، نوجوانی با قابلیتهای فراانسانی به مرکز ماجرا تبدیل میشود و دانشمندان از او برای مقابله با موجودی استفاده میکنند که هر لحظه بزرگتر و خطرناکتر میشود.
«پروژه 749» انتخابی متفاوت برای تلویزیون است؛ بهخصوص برای مخاطبانی که فیلمهای علمیتخیلی، هیولاها، آزمایشهای مخفی و روایتهای آخرالزمانی را دنبال میکنند.
جمعه ساعت 10 نیز «آبی روشن» به کارگردانی بابک خواجهپاشا پخش میشود؛ فیلمی که در بستر یک جستوجو و سفر، مضامین اخلاقی و معنوی را دنبال میکند. حضور مهران احمدی، مهران غفوریان، سارا حاتمی و مرتضی امینیتبار از نکات قابل توجه این فیلم است.
در ادامه، ساعت 14:30، «سقوط در یخ» فضای متفاوتی ایجاد میکند؛ داستانی جنایی و پرتعلیق درباره پولهای سرقتشدهای که پس از سقوط یک هواپیما در دریاچهای یخزده پنهان میشوند. پیدا شدن پولها توسط مردی منزوی، آغاز تعقیب و گریزی خطرناک است.
این فیلم برای مخاطب علاقهمند به تعلیق، بقا، جنایت و تعقیبوگریز میتواند یکی از گزینههای اصلی جمعه باشد. جدول پخش جدید تلویزیون؛ از سریال آقاخانی تا "مرد سههزار چهره"
شبکه چهار؛ آخر هفتهای برای علاقهمندان به معما
شبکه چهار پنجشنبه ساعت 20:30 فیلم جدید «88» را پخش میکند. داستان با یک کمپین انتخاباتی آغاز میشود، اما بررسی حسابهای مالی، شخصیت اصلی را به اطلاعاتی مشکوک و شبکهای مرتبط با اندیشههای نژادپرستانه میرساند.
این فیلم بیشتر از آنکه یک سرگرمی صرف باشد، مخاطب را وارد فضای سیاسی، اجتماعی و معمایی میکند و برای کسانی که فیلمهای مبتنی بر کشف حقیقت و افشای پشت پرده را میپسندند، جذاب است.
اما مهمترین پیشنهاد شبکه چهار در جمعه شب، «تحقیقات جنایی پنجشنبهها» است که ساعت 20:30 پخش میشود. حضور هلن میرن، پیرس براسنان و بن کینگزلی در این فیلم، توجه علاقهمندان به آثار معمایی را جلب خواهد کرد.
ماجرا درباره گروهی از ساکنان یک خانه سالمندان است که خود را در قامت کارآگاه قرار میدهند و درباره پروندههای جنایی تحقیق میکنند. ترکیب شخصیتهای سالخورده با یک پرونده قتل، ظرفیت ایجاد فضایی همزمان معمایی و سرگرمکننده را فراهم کرده است.
شبکه نمایش؛ انتخابهای جدیتر برای شبهای آخر هفته
شبکه نمایش در این هفته یکی از متنوعترین ترکیبها را دارد. پنجشنبه ساعت 21، «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی پخش میشود؛ اثری تاریخی ـ مذهبی که زندگی حضرت سلیمان(ع) و چالشهای او در مسیر ساختن حکومتی آرمانی را روایت میکند.
در ادامه، ساعت 23، فیلم جدید «بازی سرنوشت» قرار دارد؛ داستان زنی هتلدار که تحت فشار یک مأمور اطلاعاتی فاسد مجبور میشود وارد نقشه سرقت یک شیء ارزشمند شود.
جمعه نیز شبکه نمایش از ساعت 17 با فیلم «گرگ» سراغ طبیعت سرد و خشن سیبری میرود. ساعت 19، «شرق» داستان یک سرباز هلندی در اندونزی را روایت میکند که میان وظیفه نظامی و وجدان شخصی گرفتار میشود.
اما ساعت 21، یکی از انتخابهای جدیتر این شبکه یعنی «زیر نور ماه» به کارگردانی رضا میرکریمی پخش میشود.
این فیلم داستان طلبهای جوان را روایت میکند که در آستانه پوشیدن لباس روحانیت، درباره جایگاه خود و تأثیرگذاریاش بر مردم دچار تردید است. آشنایی او با بیخانمانها مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
«زیر نور ماه» بیش از آنکه بر حادثه متکی باشد، فیلمی شخصیتمحور و اجتماعی است و با طرح پرسشهایی درباره مسئولیت، معنویت و نسبت فرد با جامعه، همچنان میتواند برای مخاطب قابل تأمل باشد.
جمعه ساعت 23 نیز «به پیش» با بازی جکی چان روی آنتن میرود؛ فیلمی خانوادگی درباره رابطه یک پدر و دختر که در بستر ماجرای یک اسب و پرونده حقوقی شکل میگیرد. ترکیب کمدی، اکشن، روابط خانوادگی و حضور جکی چان، این اثر را به انتخابی مناسب برای تماشای خانوادگی تبدیل کرده است.
شبکه تهران؛ از «داستان سامرا» تا «بعد از غبار»
شبکه تهران پنجشنبه ساعت 13:30 انیمیشن جدید «ماموریت مادر دختری» را پخش میکند؛ اثری درباره مادری و دختری که رؤیای ساخت یک ربات مهربان را دنبال میکنند.
جمعه صبح نیز ساعت 9، «داستان سامرا» پخش میشود؛ انیمیشنی با فضایی مناسبتی که ماجرای مقابله با یک گروه خرابکار و تلاش دانشمندان جوان ایرانی برای خنثی کردن نقشه آنان را روایت میکند.
جمعه ساعت 13:30 نیز «بعد از غبار» به کارگردانی محمود معظمی روی آنتن میرود. داستان معلمی که وارد روستایی محروم میشود و تلاش میکند میان اهالی اتحاد ایجاد کند، در کنار مقابله با فردی سودجو که از باورهای خرافی مردم سوءاستفاده میکند، شکل میگیرد.
شبکه نمایش؛ «زیبای بینظیر» برای یک تماشای آرامتر
پنجشنبه ساعت 17، «زیبای بینظیر» پخش میشود؛ داستان بلا، دختر جوانی که در کتابخانه کار میکند و رؤیای نویسنده شدن دارد، اما از گل و گیاه میترسد. یک باغچه نامرتب و پیرمرد بداخلاق همسایه، او را وارد ماجرایی تازه میکند.
این فیلم در مقایسه با آثار اکشن جدول پخش، فضایی آرامتر و خانوادگیتر دارد و میتواند گزینهای مناسب برای تماشای عصرگاهی باشد.
شبکه افق؛ روایتهایی درباره مقاومت و خانواده
«حصار ضد خرگوش» جمعه ساعت 10 از شبکه افق پخش میشود؛ فیلمی بر اساس داستان واقعی سه دختر بومی استرالیا که از خانوادههای خود جدا میشوند و برای بازگشت به خانه سفری طولانی و طاقتفرسا را آغاز میکنند.
فیلم از این منظر اهمیت دارد که داستان مقاومت و تلاش برای بازگشت به ریشهها را از زاویهای انسانی روایت میکند و مخاطب را با بخشی از تاریخ بومیان استرالیا آشنا میسازد.
ساعت 17 نیز «تولد یک پروانه» پخش خواهد شد؛ فیلمی خانوادگی و احساسی درباره مردی که پس از مرگ همسرش، رابطهاش با پسر نوجوان او تغییر میکند و میان این دو پیوندی تازه شکل میگیرد.
شبکه کودک و امید؛ انتخابهای تازه برای مخاطبان کمسنوسال
شبکه کودک پنجشنبه ساعت 14، انیمیشن جدید «دیپلو داینا» را پخش میکند؛ داستان دایناسوری کوچک که در دنیای کمیک زندگی میکند و برای پیدا کردن والدینش وارد ماجراجویی بزرگی میشود.
جمعه نیز «فرمانروای آب» ساعت 14 روی آنتن میرود؛ انیمیشنی ماجراجویانه درباره گروگانگیری یک تیم کارشناسی سازمان ملل و تلاش گروهی از ایرانیان برای پیدا کردن منشأ بحران.
در شبکه امید نیز پنجشنبه ساعت 17 «گوتیا» پخش میشود؛ داستان نوجوانی روستایی که به تیلهبازی علاقه دارد و با حمایت معلم ورزشش، مسیر مسابقات محلی تا رقابتهای کشوری را طی میکند.
جمعه ساعت 17 نیز «مورو در برابر سولو» پخش خواهد شد؛ اثری فانتزی و ماجراجویانه که داستان رویارویی قهرمانی جوان با شخصیتی شرور و جاودانه را دنبال میکند.
دو انتخاب ویژه برای شبکه فراتر
شبکه فراتر پنجشنبه ساعت 13، «داستان اسباببازی 3» را پخش میکند؛ انیمیشنی که در ظاهر داستان اسباببازیهایی است که از بزرگ شدن صاحبشان نگراناند، اما در لایهای عمیقتر درباره کودکی، جدایی و عبور از یک مرحله مهم زندگی حرف میزند.
جمعه ساعت 13 نیز نوبت به شاهکار علمیتخیلی «2001: ادیسه فضایی» ساخته استنلی کوبریک میرسد؛ فیلمی که بیش از نیم قرن پس از ساخت همچنان یکی از مهمترین آثار تاریخ سینمای علمیتخیلی به شمار میرود.
این فیلم برخلاف بسیاری از آثار علمیتخیلی، بیش از آنکه بر حادثه و اکشن تکیه کند، مخاطب را به تأمل درباره تکامل انسان، فناوری، هوش مصنوعی و آینده بشر دعوت میکند. بنابراین اگر مخاطب به سینمای کلاسیک و آثار اندیشهمحور علاقه داشته باشد، این فیلم یکی از متفاوتترین گزینههای آخر هفته است.
کدام فیلم را ببینیم؟
اگر هیجان و اکشن میخواهید، «پروژه 749» و «سقوط در یخ» انتخابهای مناسبتری هستند. برای معما و جنایت، «تحقیقات جنایی پنجشنبهها» و «بازی سرنوشت» پیشنهاد میشوند. اگر دنبال فیلمی اجتماعی و تأملبرانگیز هستید، «زیر نور ماه» و «شرق» ارزش تماشا دارند.
برای یک تماشای خانوادگی نیز «به پیش»، «گرانبهای من» و «داستان اسباببازی 3» گزینههای قابل توجهی هستند و علاقهمندان به آثار مذهبی و مناسبتی میتوانند سراغ «ملک سلیمان»، «داستان سامرا»، «آبی روشن» و «هر شب تنهایی» بروند.
در مجموع، جدول پخش این هفته تلاش کرده است میان فیلمهای تازه، آثار شناختهشده، تولیدات مناسبتی و آثار سرگرمکننده تعادل ایجاد کند؛ بنابراین پنجشنبه و جمعه 29 و 30 مرداد، تقریباً برای هر گروه از مخاطبان، انتخابی در قاب تلویزیون وجود دارد.
انتهای پیام/
هالیوود مروج دنیای بدون خدا و ابرقهرمانان
جوان آنلاین: سالهاست که جریان فکری حاکم بر هالیوود با اتکا به ژانر ابرقهرمانی، سعی در بازتعریف مفاهیم اخلاقی، قدرت و مسئولیت دارد. در سریال جدید اسپایدرمن ۲۰۲۶، ما با نسخهای از پیتر پارکر (شخصیت اصلی و قهرمان سریال) مواجه هستیم که بیش از هر زمان دیگری، نماد استیصال انسان مدرن در برابر نظام تکنو- سرمایهداری است. جریانات تولید محتوا در غرب و بهویژه هالیوود، عمدتاً به دنبال حذف خدا و تعهد به ارزشهای دینی از زندگی نسلهای زد و آلفا هستند. ترویج زندگی تجردمحور و ضدخانواده بودن نیز بخشی از این تلاشهای پیدا و پنهان است که سعی دارد نسلهای تازه را به نیروهای تربیتیافته جهت ایفای نقشهای از پیش تعیینشده در ساختار تفکر سرمایهداری تبدیل کند.
سریال اسپایدرمن ۲۰۲۶، آغاز یک روایت گامبهگام از فروپاشی روانی و اجتماعی قهرمانی است که هالیوود میخواهد به جای «ناجی»، او را به «مهرهای کنترلشده» تبدیل کند. در قسمت اول، ما شاهد آن هستیم که کارگردانان با چه ترفندهایی، «خودخواهی» را به پوشش «رابینهودی» و «انزوا» را به پوشش «قدرت» میفروشند.
مزرعه حیوانات و جهش آغشته به خون
یکی از عمیقترین لایههای پنهان در قسمت اول این سریال، اشاره مستقیم به ریشههای ارتشمحور ابرقدرتهاست. روایت با یک فلشبک کوتاه از آزمایشگاههای مخفی دوران جنگ جهانی دوم آغاز میشود؛ جایی که ارتش ایالات متحده با الهام از پروژههای شکستخورده نازیها، بر روی «جهش ژنتیکی» برای ساخت سربازان ایدهآل کار میکند. این سکانس، بیننده را به این حقیقت تلخ رهنمون میکند که ابرقهرمانان غربی، هرچقدر هم ظاهر فریبنده و عدالتخواهانه داشته باشند، در عمق خود، محصولی از «ارتشسالاری» و علم عاری از اخلاق هستند.
اینجاست که استعاره «قلعه حیوانات» در ژانر مارول خود را به زیبایی نشان میدهد. درست مانند مزرعهای که خوکها شورش میکنند، در این سریال نیز پیتر پارکر گمان میکند برای عدالت میجنگد، اما در حقیقت، او تنها یک «حیوان تربیتشده» در باغوحش بزرگ صنایع نظامی است. ذات تکنولوژیک نیش عنکبوت که در این قسمت بازنمایی میشود، انسان امروزی را به موجودی بدل میکند که برای قدرت گرفتن، باید «ژنتیک» خود را به دست آزمونگران جنگی بسپارد. این شبههافکنی عمدی، وفاداری انسان به سرشت الهی خود را خدشهدار میکند و او را به موجودی دچار سوءاستفادههای ساختاری نشان میدهد.
اجتماع اقدام رابینهودی و باور خودخواهانه
در قسمت اول این سریال، پیتر پارکر در قامت یک «دزد شب» ظاهر میشود؛ او دست به دزدیهای کوچک میزند تا نیازمندان را یاری کند. این همان سبک «رابینهودی» است که غرب برای تطهیر چهره سرمایهداری از آن استفاده میکند. اما سؤال اینجاست: وقتی این «ابرقهرمان خودخواه» نه برای اصلاح نظام فاسد، بلکه صرفاً برای التیام موقت دردهای جامعه دست به دزدی میزند، آیا او قهرمان است یا یک «اخلالگر»؟
تحلیل دقیق این سکانسها نشان میدهد که هالیوود در این قسمت به شدت تلاش دارد تا مخاطب را متقاعد کند که «خودخواهی» و «فردگرایی» جوهره اصلی قدرت است. پیتر پارکر در این روایت، تنها به فکر نیاز خود و اطرافیان نزدیکش است و از هرگونه تعهد اجتماعی ماندگار فرار میکند. این دقیقاً همان نقطهای است که نظام سرمایهداری به دنبال تزریق آن به جوامع دیگر است؛ تفکری که میگوید «نجات جهان» یک کار انفرادی است و به هیچ اتحاد و همبستگی جمعی نیاز ندارد.
ترویج «تجرد» و تبلیغ برای زندگی فردی
موضوعی که در اولین قسمت این سریال بهعنوان یک «نکته کلیدی» و به شکلی کاملاً برنامهریزیشده به مخاطب القا میشود، این است که «پیتر پارکر برای اینکه قدرتمندتر شود، باید ازدواج نکند و عشق را کنار بگذارد.» این جمله که بهعنوان یک نصیحت از سوی شخصیتهای مرموز سریال به شخصیت اصلی و قهرمان آن گفته میشود، به واقع یکی از زهرآگینترین پیامهای پنهان این محصول است.
چرا باید تجرد به اسپایدرمن قدرت بیشتری بدهد؟ پاسخ این سؤال را باید در بحران هویت خانواده در غرب جستوجو کرد. هالیوود با این شبههافکنی، در تلاش است تا «پیوندهای عاطفی و خانوادگی» را بهعنوان «ضعف» و «بار اضافی» به تصویر بکشد. برخلاف نظام فکری اسلام و انقلاب اسلامی که خانواده را کانون اصلی قدرت و آرامش میداند، این سریال سعی دارد القا کند که هر انسان برای اینکه «عملکرد بهتری» در عرصه اجتماعی داشته باشد، باید از زندگی خانوادگی و فرزندآوری دست بشوید. این یک فریب بزرگ است؛ چراکه نتیجه این ترویج تجرد، ایجاد نسلی از جوانانی است که نه تنها افسرده و تنها هستند، بلکه هیچ انگیزهای هم برای فداکاری عمیق و ماندگار (مثل دفاع از وطن یا تربیت نسل آینده) ندارند. قهرمانی که برای قدرت یافتن، از عشق میگریزد، قهرمان پوچ نظامهای سکولار است.
شبههافکنی در وفاداری
در نقاط اوج قسمت اول، وقتی تهدیدهای بزرگ شهری ایجاد میشود، ما شاهد یک تناقض رفتاری در سیستم پلیس و نهادهای امنیتی هستیم. اسپایدرمن از یک سو به این نهادها حمله میکند (چون آنها را فاسد میداند) و از سوی دیگر، پنهانی برای آنها کار میکند. این یک «شبههافکنی» بسیار هوشمندانه و خطرناک در زمینه «وفاداری» است. این روایت به جوانان میگوید که «وفاداری به یک نهاد یا کشور معنایی ندارد»؛ بلکه میتوان هم با سیستم کار کرد و هم آن را نقد کرد و به آن خیانت ورزید.
در نگاه انقلاب اسلامی، نقد اصلاحی و وفاداری به نظام، دو مفهوم جداییناپذیرند، اما این سریال سعی دارد تا با رواج «بیاعتمادی سازمانیافته» به اصطلاح «سوءاستفاده از وفاداری» دامن بزند. این همان استراتژی جنگ نرمی است که میخواهد اقتدار نهادها را در ذهن مخاطب از بین ببرد و او را به یک موجود سرگردان و بدون تکیهگاه بدل کند که تنها به یک «شخصیت فانتزی» (یعنی همان ابرقهرمان تنها) وابسته باشد.
قهرمان مزدور نظام غرب
قسمت ابتدایی سریال اسپایدرمن ۲۰۲۶، یک نمونه بارز از «برنامهسازی ایدئولوژیک هالیوود» است. در این قسمت، مارول به شکل زیرکانهای عناصر «تکنوکراسی جنگی» (جهش ژنتیکی جنگ جهانی دوم)، «فردگرایی مفرط» (رابینهود خودخواه) و «ترویج زندگی مجردانه» (تجرد برای قدرت) را درهم آمیخته است تا بتواند یک نسخه اصلاحشده و البته منفعل از اسپایدرمن را به نسل زد و آلفا ارائه دهد. این سریال مخاطب را به سمت «خودشیفتگی» و «انزوای عاطفی» سوق میدهد تا او را از اتحادهای اجتماعی و خانوادگی (که نیروی حقیقی مقاومت در برابر تهاجمات هستند) دور کند.
مخاطبان باید این نوع محصولات را با نگاه انتقادی ببینند، نه سرگرمی بیضرر، چراکه این آثار محمولهای از «دروغ بزرگ ابرقهرمانان» هستند. آنها به جای ارائه یک الگوی مقاومت مبتنی بر ایمان و ایثار، قهرمان خود را به یک برده تکنولوژی و یک فرد دربند تنهایی تبدیل میکنند. راه نجات از این تصویرسازی غلط، بازگشت به الگوهای اصیل دینی و مقاومتی خودمان است که «قدرت» را در «پیوند خانواده» و «ایثار اجتماعی» تعریف میکند؛ نه در یک نیش جهشیافته یک عنکبوت در آزمایشگاهی جنگی!
از اعتیاد تا درام خانوادگی؛ مستند چک وارد رقابت اسکار 2027 شد
نورنیوز-گروه فرهنگی: سینمای جمهوری چک فیلم مستند «اگر کبوترها به طلا تبدیل میشدند» ساخته پپا لیوبویاتسکی را به عنوان نماینده خود در رقابت اسکار انتخاب کرده است. این فیلم که روایتی صمیمی و شخصی دارد، زندگی برادر و دو پسرعموی کارگردان را طی پنج سال دنبال میکند؛ سه نفری که اعتیاد بهتدریج روابط، خانهها و احساس امنیت آنها را از بین میبرد.
آکادمی فیلم و تلویزیون چک اعلام کرده است که کارگردان در این مستند تلاش میکند بدون احساساتی شدن، دلایل سقوط این سه نفر و تاثیر آن بر تمام اعضای خانواده را بررسی کند.
لیوبویاتسکی برای روایت این داستان از ساختاری متفاوت بهره برده و تصاویر روزمره، خاطرات بازسازیشده، عکسهای زنده، یادداشتهای شخصی را در کنار یکدیگر قرار داده است.
«اگر کبوترها به طلا تبدیل میشدند» نخستین نمایش جهانی خود را در ماه فوریه و در جشنواره بینالمللی فیلم برلین تجربه کرد و در آنجا جایزه بهترین مستند بلند را به دست آورد.
تایوان نیز فیلم «داستانی مهآلود» ساخته چن یو-سون را وارد رقابت کرد، اثری که به یکی از دورههای تاریک تاریخ معاصر تایوان میپردازد. «داستانی مهآلود» با نگاهی به دوره موسوم به ترور سفید در تایوان، بخشی از تاریخ سیاسی این کشور را در قالب یک درام سینمایی روایت میکند.
در همین حال، لتونی نیز فیلم «اولیا» ساخته ویستورس کایریس را به عنوان نماینده خود در شاخه بهترین فیلم بینالمللی اسکار ۲۰۲۷ انتخاب کرده است.
«اولیا» داستان دختری نوجوان در لتونی سال ۱۹۶۴ را روایت میکند که نزدیک به دو متر قد دارد؛ ویژگیای که باعث نگرانی خانوادهاش شده است. او برای پیوستن به یک تیم معتبر بسکتبال به شهر ریگا فرستاده میشود و مسیر زندگیاش در مواجهه با جامعه و شرایط تازه تغییر میکند.
با آغاز فرایند معرفی فیلم از سوی کشورها برای رقابت اسکار ۲۰۲۷ در شاخه بهترین فیلم بینالمللی، اتریش فیلم «رُز» ساخته مارکوس شلاینزر، کوزوو فیلم «دوا» به کارگردانی بلرتا باشولی، لیتوانی فیلم «چگونه در زمان جنگ طلاق بگیریم» به کارگردانی آندریوس بلاژویچیوس، اسلواکی فیلم «سیل» به کارگردانی مارتین گوندا، ترکیه«مثل درختی بیشاخ و برگ» به کارگردانی تونچ داووت و سوئیس مستند فلسطینی «چه کسی هنوز زنده است» ساخته نیکلاس وادیموف را به آکادمی اسکار معرفی کردهاند.
از نود و نهمین مراسم اسکار، قوانین مربوط به فرآیند ارسال آثار تغییر کرد و به فیلمهای غیرانگلیسی زبان اجازه داده شد در صورتی که در یک جشنواره بینالمللی فیلم جایزهای را کسب کنند، در این مراسم شرکت کنند. این جشنوارهها و جوایز ویژه آنها عبارتند از: برلین (خرس طلایی)، بوسان (جایزه بهترین فیلم)، کن (نخل طلا)، ساندنس (جایزه بزرگ هیات داوران سینمای جهان)، تورنتو (جایزه پلتفرم) و ونیز (شیر طلایی).
بر این اساس تاکنون فیلم «نامههای زرد» (برنده خرس طلایی جشنواره برلین) ساخته ایلکر چاتاک، «فیورد» (برنده نخل طلای کن) به کارگردانی کریستین مونجیو و همچنین فیلم «شرم و پول» (برنده جایزه بزرگ جشنواره ساندنس) به کارگردانی ویسار مورینا در شاخه بهترین فیلم بینالمللی نود ونهمین دوره جوایز سینمایی اسکار حضور خواهند داشت.
آخرین مهلت معرفی فیلم از سوی کشورها برای شرکت در رقابت اسکار (شاخه بهترین فیلم بینالمللی) ۳۰ سپتامبر (۸ مهرماه) اعلام شده و فهرست ۱۵ نامزد اولیه این شاخه نیز روز ۱۵ دسامبر (۲۴ آذر) و نامزدهای نهایی اسکار هم روز ۲۱ ژانویه (اول بهمن) اعلام خواهد شد.
