قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۴/۲۶

دفاع مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم از خاتمی؛ پیش از هر تصمیم نظامی، تصاویر یک مادر گرسنه، کارگر بیکار و دانش‌آموز بی‌کتاب را پیشِ چشم داشته باشید

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در بیانیه ای تاکید کرد: از همه جریان‌های سیاسی، احزاب، اصحاب رسانه، و نخبگان دانشگاهی می‌خواهیم که با پرهیز از دوقطبی‌سازی، و با پذیرش نقدهای سازنده، زمینه‌ساز تحقق آرامش و آبادانی کشور شوند.
 دفاع مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم از خاتمی؛ پیش از هر تصمیم نظامی، تصاویر یک مادر گرسنه، کارگر بیکار و دانش‌آموز بی‌کتاب را پیشِ چشم داشته باشید



۸ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

تحلیل زیدآبادی از حمله تندروهای به صلح شرافتمندانه خاتمی

رویداد۲۴| احمد زیدآبادی در کانال تلگرامی خود نوشت: «حمایت سیدمحمد خاتمی از صلح شرافتمندانه به مذاق محافل تندرو خوش نیامده است. برخی از آنها می‌پرسند منظور از صلح شرافتمندانه چیست؟

آقای خاتمی خودش آن را توضیح داده است. صلح شرافتمندانه یعنی احیا و اجرای کامل تفاهم‌نامه‌ای که‌ بین رؤسای جمهور ایران و آمریکا رسما امضا شده است.

جایگزین این تفاهم‌نامه سه چیز است. اول، آغاز دوبارهٔ جنگ که هزینه‌ها و نتایج مترتب بر آن آشکار است. دوم، ادامهٔ وضعیت موجود و تداوم محاصرهٔ اقتصادی کشور که عواقبش نیاز به توضیح ندارد. سوم، تن دادن به فرمولی یک‌جانبه که به لغو تحریم‌ها منجر نشود.

کدامیک از این سه جایگزین به کام تندروها شیرین می‌آید که اجرای تفاهم‌نامه را به عنوان مبنای صلح شرافتمندانه نفی می‌کنند؟»


۱۲ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

کالبدشکافی انتقادی گفتمان اصلاح‌طلبی؛ با نظر به موضع اخیر خاتمی - تسنیم

سیاسی

به‌گزارش خبرگزاری تسنیم، درک پویایی راهبردی جامعه ایران، مستلزم عبور از لایه‌های سطحیِ سیاست‌زده و ورود به ساحت تحلیل‌های عمیق جامعه‌شناختی است. پدیده «جامعه پرمسئله»، برخلاف تلقی جریانات مصلحت‌گرا که آن را نشانه بن‌بست می‌پندارند، بازتابی از حیات عقلانی و پویایی درونی یک اجتماع پس از انقلاب است. تفاوت بنیادین میان یک «جامعه پویا» و «جامعه بسته» در همین جسارتِ پرسشگری نهفته است؛ چرا که در جوامع استبدادی یا مستعمره، ایستایی فکری با پاسخ‌های کلیشه‌ای و مرجعیت‌های صلب (نظیر کتب مرجع دهه‌های گذشته که دیگر توان پاسخگویی به مسائل نوپدید را ندارند) پوشانده می‌شود. کدام جنگ؟ کدام صلح؟/ تحریف‌شناسی سخنان سید محمد خاتمی

 جامعه پساانقلابی ایران، به دلیل هویت آرمان‌خواه خود، مدام در حال زایش مسئله است. اما در این میان، وظیفه نخبگان فراتر از پاسخ‌گویی صرف، اعمال «صیانت علمی» برای تمایز بخشیدن میان مسائل حقیقی و مسائل کاذب است. صیانت علمی نه یک عمل انتزاعی، بلکه به معنای ورزیده کردن افکار عمومی و قوی‌سازی ادراکی جامعه است تا فضا برای طرح پرسش‌های غیرواقعی که تنها با هدف تشویش اذهان عمومی تولید می‌شوند، «سخت» و پرهزینه گردد. این مواجهه، مسئولیت نخبگانی را از واکنش انفعالی به سمت هدایتگری فکری سوق می‌دهد.

با این حال، آسیب‌شناسی جریان مدعی اصلاح‌طلبی نشان می‌دهد که این جریان به جای هدایتگری، به نوعی سیاست‌ورزی «نظرسنجی‌محور» و «هویت مبتنی بر غر و لند» دچار شده است. برای این جریان، نقد نه ابزاری برای تکامل، بلکه بخشی از کالبد هویتی است؛ به طوری که گویی موجودیت سیاسی آن‌ها در گرو «غرولند دائمی» تعریف می‌شود (من غر می‌زنم، پس هستم). این رویکرد انفعالی موجب شده تا نقش «آوانگارد» و پیشرو بودن جای خود را به دنباله‌روی از ذائقه عمومی و نوسانات رسانه‌ای بدهد. پیامدِ مستقیم زوال مرجعیت فکری در این احزاب، پناه بردن به «اجاره کردن چهره‌های رسانه‌ای» و استفاده از سلبریتی‌ها به عنوان «دالان انتقال پیام» است تا خلأ عمیق فکری خود را پشت زرق‌وبرق‌های مجازی پنهان کنند. در چنین اتمسفری، سیاست‌مدار از جایگاه تبیین‌گر استراتژیک به یک «گزارشگر رسانه‌ای» تنزل می‌یابد که تنها وظیفه‌اش بازتولید چهره خود در بزنگاه‌های انتخاباتی از طریق موج‌سواری بر احساسات است.

این انحطاط تحلیلی در نقدِ دوگانه «صلح شرافتمندانه» و «مقاومت راهبردی» به اوج می‌رسد. جریانی که «صلح را به مثابه خیر برتر» و جنگ را شر مطلق می‌انگارد، آگاهانه تفاوت میان «تجاوز» و «دفاع» را نادیده می‌گیرد. بازخوانی تجربه‌های اخیر نشان می‌دهد که گره زدن معیشت ملت به تفاهم‌نامه‌های بین‌المللی که در آن‌ها مفادی مضحک (نظیر تعهد به عدم حمله نظامی در حالی که طرف مقابل اساساً متجاوزِ اصلی است) گنجانده شده، نه خرد دیپلماتیک بلکه یک خطای محاسباتی فاحش است. وارونه‌نماییِ امتیازات ناچیز، همچون وعده‌های واهیِ 300 میلیارد دلاری یا اسقاطیه‌های ناچیز وزارت خزانه‌داری  آمریکا ، و بازنمایی آن‌ها به عنوان «فتوحات عظیم»، تنها برای توجیه عقب‌نشینی‌های راهبردی صورت می‌گیرد.

 واقعیت عینی تاریخ ثابت کرده است که صلح پایدار نه از مسیر التماس دیپلماتیک و « فشار  علیه راهبرد بسته نگاه داشتن تنگه‌»، بلکه از طریق افزایش «تاب‌آوری داخلی» و اتخاذ «رویکرد تهاجمی» در دفاع از منافع ملی حاصل می‌شود. مقاومت، ضامن صلح است؛ چرا که دشمن تنها زمانی به صلح تن می‌دهد که هزینه تعرض را فراتر از حد توان خود ببیند.

پیچیده‌ترین لایه رفتارشناسی این جریان، در پارادوکس «اپوزیسیون در قدرت» نهفته است؛ پدیده‌ای که بیانگر وجود نوعی «نفاق سیاسی» بوده و مختص جوامع دینی است. گذشته این جریان نشان می‌دهد با اشغال همزمان مناصب حاکمیتی و ایفای نقش منتقد ساختار، شش هدف راهبردی را دنبال می‌کرد:

1. انحصارگری در فضای انتقادی برای ممانعت از شکل‌گیری نقد واقعی؛

2. فرار از پاسخگویی بابت کارنامه‌های اجرایی ضعیف (علیرغم در اختیار داشتن صدها میلیارد دلار درآمد ارزی در دوران مسئولیت)؛

3. مسدود کردن راه تنفس منتقدان اصیل؛

 4. فریب نسل جوان با ژست‌های اعتراضی؛

5. پروژه‌بگیری فکری به جای ایمان به متن و آرمان؛

6. موج‌سواری بر گسست‌های اجتماعی.

در این پارادایم، مواضع سیاسی نه از سر اعتقاد، بلکه به مثابه پروژه‌هایی برای «روز مبادا» تعریف می‌شوند تا با ایجاد خط خون کاذب میان مردم و حاکمیت، بقای سیاسی خود را تضمین کنند. این رفتار، به تدریج منجر به یک بحران عمیق در استمرارِ این گفتمان شده است.

امروز این جریان با پدیده «ابتر بودن فکری» و «مرگ بیولوژیک و ایدئولوژیک» دست‌به‌گریبان است. مشاهدات میدانی در دانشگاه‌ها گواهی می‌دهد که بدنه جوان و نخبگانی دیگر پیوندی با دال‌های تهی و تکراری دهه هفتاد ندارند. این جریان، جریانی است که «فرزندانش» به ضدیت با ریشه‌های آن برخاسته‌اند و دچار یک انقطاع نسلیِ بازگشت‌ناپذیر شده است. تقابلِ جاری در فضای سیاسی ایران، تقابل میان «نسل جدید انقلابی» (که دارای رؤیا، آرمان و منطق ایجابی برای آینده است) و «نسل پیر و ایستای اصلاح‌طلبی» است که تنها هنرش تحریک گسست‌ها و «خلق کاذب توده» در آستانه انتخابات است. مواضع خاتمی؛ به نام صلح و به کام جنگ!

 انسداد معرفتی این جریان مانع از زایش فکری شده و آن‌ها را به جای مانده‌ای از تاریخ بدل کرده است که تنها با ابزار «نفاق» و «ترس‌افکنی از رقیب» به حیات خود ادامه می‌دهند .در نهایت، عبور از این فضای غبارآلود مستلزم گذار از «واکنش سریع» به «تبیین ایجابی» و تهاجم فکری است. وظیفه نهادهای پژوهشی و راهبردی، تولید ادبیات اصیل و ایجابی است تا جامعه را در برابر «پروژه‌بگیران فکری» مصونیت ببخشد. نباید اجازه داد منطقِ سازش‌کارانه که حتی «نقض عهد طرف مقابل» را توجیه می‌کند، بر مقدرات فکری کشور حاکم شود. برتری منطق اسلام سیاسی و توانمندی آن در به زانو درآوردن قدرت‌های جهانی، واقعیتی است که باید با ادبیاتی نو و متناسب با چالش‌های معاصر تبیین گردد. جهاد تبیین در این تراز، یعنی پایان دادن به هژمونی پرسش‌های کاذب و جایگزینی آن با تولید محتوای حکیمانه که مسیر اصلی رسیدن به عزت، رفاه و پیشرفت واقعی را بر مدار مقاومت و حکمت سیاسی ترسیم می‌کند.

انتهای پیام/  


۱۲ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

پیمان مکه، بازتعریف روابطی فراتر از مناسبات منطقه‌ای - دیپلماسی ایرانی

نویسنده: ریچل برانسون (Rachel Bronson)، مشاور ارشد بولتن دانشمندان اتمی است. او پیش از این رئیس و مدیرعامل، بر برنامه‌ریزی، ارتباطات و ساعت نمادین روز قیامت نظارت داشته است. برانسون همچنین معاون رئیس مطالعات و عضو ارشد و مدیر مطالعات خاورمیانه در شورای روابط خارجی بوده است.

دیپلماسی ایرانی: زمانی که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان توافقنامه دفاع مشترک مکه را در ۷ اوت امضا کردند، واکنش واشنگتن با تعجب خاموش بود. در اینجا یک توافقنامه به سبک ناتو وجود دارد که تصریح می کند که حمله به یک امضاکننده، حمله به همه است، شامل یک متحد ناتو، و خارج از چارچوب ناتو امضا شده است. با توجه به پاسخ محتاطانه اش، به نظر می رسد که واشینگتن معمار اصلی این ترتیب جدید نبوده است.

پیمان دفاعی متقابل تاریخی سه کشور سنگین وزن منطقه را متحد می کند: عربستان سعودی، بزرگترین تولید کننده نفت جهانی و دارنده ذخایر مالی. ترکیه که دارای دومین ارتش بزرگ در اتحاد ناتو و صنعت تسلیحاتی در حال رشد است. و پاکستان که به عنوان تنها کشور مسلمان مجهز به سلاح هسته ای است و یکی از بزرگترین ارتش های فعال جهان را در اختیار دارد. در تئوری، صنعت تسلیحات ترکیه اکنون مسیری در سطح معاهده برای خرید عربستان سعودی و همچنین یک تولیدکننده مشترک احتمالی در پاکستان خواهد داشت. در همین حال، پرسنل آموزش دیده پاکستان یک شریک خلیج فارس با سرمایه برای افزایش آنها به دست خواهند آورد، و ثروت سعودی به جای قراردادهای موقت، تحت یک چارچوب رسمی به تولیدات دفاعی ترکیه و پاکستان سرازیر می شود. این در ظاهر، یک پیشرفت نفس گیر است.

قابل درک است که تحلیلگران به سرعت در تلاش هستند تا انگیزه محرک پشت این اعلامیه را ارزیابی کنند. آیا این یک واکنش منطقه ای به ایران است؟ پاسخی هدفمند به روابط رو به وخامت ترکیه و اسرائیل؟ یا اینکه این توافق بهتر است به عنوان پیامی به ایالات متحده در مورد شکست این کشور در تضمین امنیت و امنیت متحدان منطقه ای خود درک شود؟ در حالی که همه این انگیزه‌ها نقش مهمی ایفا می‌کنند، امضای مکه منعکس‌کننده چیزی است که حتی بیشتر از آن تأثیرگذار است – مجموعه‌ای از تجدیدنظرهای سیاسی که مورد توجه قرار نگرفته و به سرعت در حال حرکت است که در پهنه وسیعی از قلمرو برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ای و ایجاد اقتصادهای قدرتمند مورد نیاز برای بقا و شکوفایی در قرن بیست و یکم اتفاق می‌افتد.

دو نظریه قدرت

در طول سال گذشته، شبه جزیره عربستان و منطقه اطراف آن به دو ائتلاف سست اما متمایز به رهبری امارات متحده عربی از یک طرف و عربستان سعودی از سوی دیگر تقسیم شده اند. هر بلوک منطقه ای ایده های بسیار متفاوتی در مورد چگونگی واکنش به ایران به ویژه و همچنین تفسیرهایی از روندهای ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آینده دارد. روابط پرتنش فزاینده آنها فراتر از شبه جزیره عربستان تابیده شده و بر رقابت های موجود در جنوب آسیا، شاخ آفریقا و حتی مدیترانه شرقی ترسیم شده است. با اخطارها و احتیاط ها، طرفین شامل اسرائیل، امارات، یونان و هند از یک طرف و عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان از سوی دیگر هستند و مصر و قطر به طور آزمایشی به دومی نزدیک می شوند. در حالی که دو طرف از نظر درک تهدید، استراتژی نظامی یا چشم انداز اقتصادی از لحاظ داخلی منسجم نیستند، منافع آنها به طور فزاینده ای در این حوزه ها همپوشانی دارند و الگوی همسویی ژئوپلیتیک آنها به طور فزاینده ای غیرقابل انکار است.

امارات متحده عربی، اسرائیل، یونان و هند شرط می‌بندند که این قرن به چابکی پاداش خواهد داد: کشورهای کوچک و شبکه‌ای که به جای قلمرو یا جمعیت بر سر فناوری، مجاری انرژی، زیرساخت‌های داده و سرمایه رقابت می‌کنند. ایان برمر و فیراس مکساد این طرف را ائتلاف ابراهیمی می نامند که در توافقنامه ابراهیم ۲۰۲۰ لنگر انداخته است. ملیندا هرینگ و دانیل کیماژ، که به طور گسترده‌تر درباره تغییر ماهیت قدرت دولتی می‌نویسند، اسرائیل و به‌طور مبهم‌تر، امارات متحده عربی را به‌عنوان «اسپارت‌های جدید» توصیف می‌کنند، کشورهایی که اندازه را با «حیله و نیرنگ» جبران می‌کنند.

برای امارات، اسرائیل و شرکای آنها، ایران چیزی بیش از یک تهدید نظامی است. ایران با هدف قرار دادن زیرساخت های منطقه، مدل اقتصادی مبتنی بر انرژی، فناوری و گردشگری را به خطر می اندازد. هر کاری که این طرف انجام می دهد از این باور ناشی می شود، از استقرار باتری های گنبد آهنین اسرائیل به امارات متحده عربی و سرمایه گذاری امارات متحده عربی در برنامه هسته ای غیرنظامی هند تا سرعت بخشیدن به ساخت زیرساخت های فناوری، داده ها و انرژی که این کشورها را به یکدیگر متصل می کند.

در همین حال، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روی نظریه قدیمی‌تری شرط‌بندی می‌کنند: اینکه جرم و عمق هنوز مهم است و قلمرو، جمعیت، ارتش‌های پایدار، ذخایر انرژی و مشروعیت مذهبی هنوز نام بازی هستند – حتی در شرایطی که این دولت‌ها در کنار رقبای کوچک‌تر خود مدرن می‌شوند. ایران خطرناک است، اما تهدید نیست. برمر و مکساد این بلوک را ائتلاف اسلامی می نامند.

برای گروه تحت رهبری عربستان سعودی یا گروه انبوه و عمیق، رویارویی مستقیم نظامی گستاخانه راه پیش رو نیست. عملیات «خشم حماسی» ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، بسته شدن تنگه هرمز و تهدیدات مجدد علیه کشتیرانی دریای سرخ تأیید کرده است که این عملیات کارساز نیست. بنابراین، ریاض کانال مستقیم خود را با تهران راه اندازی کرده است، حتی در حالی که تهاجم ایران را محکوم می کند، زیرا ایران را به عنوان یک دشمن قابل کنترل تر می بیند. این استراتژی حفاظتی، امارات متحده عربی را خشمگین کرده، اماراتی که بار عمده حملات هواپیماهای بدون سرنشین ایران را متحمل شده است. اما برای ریاض، اسلام آباد و آنکارا، یک ایران شکست خورده تنها خلاء خطرناکی را برای دشمنان ایجاد می کند تا آن را پر کنند، همان‌طور که برای عراق شکست خورده پس از مداخله آمریکا، رخ داد.

«ایرانِ دست و پا شکسته» همچنین می‌تواند به عنوان وزنه تعادلی در برابر آنچه ریاض در حال حاضر به عنوان یک نیروی به همان اندازه بی‌ثبات‌کننده می‌بیند، عمل کند: اهداف حداکثری اسرائیل، که در سپتامبر ۲۰۲۵، زمانی که اسرائیل به یک تیم مذاکره‌کننده حماس در داخل قطر حمله کرد، به نمایش گذاشته شد. ظرف چند روز پس از آن حمله – اولین حمله اسرائیل به یک کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس – عربستان سعودی یک توافق‌نامه دفاعی متقابل استراتژیک با پاکستان امضا کرد. این اقدام، یک رابطه امنیتی دوجانبه را که برای دهه‌ها به طور غیررسمی وجود داشت، رسمیت بخشید. الحاق اخیر ترکیه در مکه را می‌توان به عنوان یک بلوک سازنده بعدی در یک توافق امنیتی رو به گسترش در نظر گرفت.

آنچه در منطقه در حال شکل‌گیری است، به اندازه‌ای جدید است که حتی ناظران نزدیک نیز در مورد نام آن به توافق نرسیده‌اند. اما اگر برچسب‌ها را کنار بگذارید پویایی باقی می‌ماند: یک طرف شرط می‌بندد که اگرچه کوچک است ولی به سرعت می‌تواند طرف بزرگ با عملیات و منطق سنجیده را شکست دهد. طرف دیگر شرط می‌بندد که اندازه و سرعت، اگر مدرنیزه شود، همچنان برنده خواهد شد. خلیج فارس به عرصه‌ای تبدیل شده است که این بحث در آن حل و فصل خواهد شد، نه در یک اتاق سمینار، بلکه در خطوط ریلی، پیمان‌های دفاعی و زیرساخت‌های پشتیبانی که انرژی و تجارت منطقه را برای یک نسل حمل خواهند کرد.

الگویی برای سراسر منطقه

در حالی که این ادعا که خلیج فارس و منطقه وسیع‌تر در حال تقسیم شدن به دو ائتلاف رقیب است، به هیچ وجه مورد اجماع نیست، اما شواهد این را تأیید می‌کند. در سودان، عربستان سعودی از نیروهای مسلح سودان و امارات متحده عربی از نیروهای پشتیبانی سریع در چیزی که ناظران به طور فزاینده‌ای آن را جنگ نیابتی خلیج فارس نامیده‌اند، حمایت کرده‌اند. در سومالی، عربستان سعودی به ده‌ها کشور مسلمان و عربی پیوسته است که به رسمیت شناختن سومالی‌لند توسط اسرائیل را محکوم کرده‌اند. امارات متحده عربی در این مورد آشکارا سکوت کرده است، که با جاه‌طلبی‌های خود ابوظبی برای ایجاد پایگاه در آنجا مطابقت دارد. در یمن، نیروهای نیابتی دو کشور در ژانویه ۲۰۲۶ به رویارویی مسلحانه مستقیم وارد شدند – آشکارترین مدرک برای این‌که تاکنون دو متحد اسمی آمریکا، در جاهایی، عملاً با ابزارهای دیگر با یکدیگر در جنگ هستند.

این الگو به دیپلماسی انرژی نیز گسترش می‌یابد، جایی که یونان، اسرائیل، هند و امارات متحده عربی از کریدور اقتصادی هند – خاورمیانه – اروپا (IMEC) دولت بایدن و دولت اول ترامپ که در سال ۲۰۲۳ در نشست G20 در دهلی نو رونمایی شد، حمایت کرده‌اند. در همین حال، عربستان سعودی سال گذشته را صرف جلب نظر دمشق به عنوان گره ترجیحی مدیترانه‌ای خود کرده و زیرساخت‌ها، از جمله شبکه‌های فیبر نوری، را از طریق سوریه به جای اسرائیل تغییر مسیر داده است. ترکیه و عربستان سعودی در ماه ژوئن یک توافق راه‌آهن از طریق سوریه و اردن امضا کردند، مسیری که آنکارا آن را برای کاهش نقش منطقه‌ای اسرائیل توصیف کرده است. وزیر تجارت ترکیه آن را ضربه‌ای به محور اسرائیل – هند – امارات متحده عربی خواند – محوری که شامل رقیب قدیمی آن، یونان، معمار کلیدی این کریدور می‌شود. امارات متحده عربی یک سرمایه‌گذار بزرگ در برنامه هسته‌ای غیرنظامی هند است؛ عربستان سعودی از پاکستان حمایت می‌کند. به نظر می‌رسید توافق هسته‌ای اخیر عربستان سعودی تلاشی برای کشاندن ایالات متحده به یک طرف در مقابل طرف دیگر باشد.

پیش از این، در ماه مه، امارات متحده عربی از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک)، یک کارتل نفتی به رهبری عربستان سعودی که بخش قابل توجهی از عرضه جهانی نفت را مدیریت می‌کند، خارج شد. امارات متحده عربی این کار را برای رهایی از محدودیت‌های تولید تحت هدایت عربستان سعودی انجام داد که ابوظبی معتقد است آرمان‌های اقتصادی و سیاسی آن را محدود کرده است. اندکی پس از آن، در ماه ژوئیه، عربستان سعودی اعلام کرد که ۱۳ کشور به آنها در ایجاد یک اتحاد دفاعی دریایی برای تضمین آزادی دریانوردی در دریای سرخ، خلیج عدن و تنگه باب المندب پیوسته‌اند. امارات متحده عربی در میان آنها نبود. یونان، اسرائیل و هند نیز با وجود اینکه همگی منافع دریایی قابل توجهی در آب‌هایی دارند که این اتحاد حول محور حفاظت از آنها سازماندهی شده است، در این اتحاد حضور نداشتند.

این شکاف‌ها به‌ویژه برای هند، که سیاست خارجی آن مدت‌هاست بر چندجانبه‌گرایی استوار است، چالش‌برانگیز بوده است. در ۶ اوت، یک روز قبل از امضای مکه، نارندرا مودی، نخست وزیر هند با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل تماس گرفت. بازخوانی های رسمی با استناد به مشارکت استراتژیک ویژه هند و اسرائیل و "تحولات در غرب آسیا" بود. آنچه روز بعد اتفاق افتاد گویاتر بود: رسانه های ترکیه و پاکستان گزارش دادند که هند فوراً به اسرائیل در مورد ترتیبات دفاعی متقابل برای مقابله با محور جدید نزدیک شده است. وزارت امور خارجه هند مذاکره درباره توافق جدید را تکذیب کرد و این گزارش ها را «اخبار جعلی» خواند. اما این فرض اساسی را انکار نکرد و در عوض گفت که دهلی نو توافق مکه را «از نزدیک دنبال می‌کند». دولت‌ها معمولاً به شایعاتی که بی‌اهمیت می‌دانند، پاسخ رسمی نمی‌دهند.

پاکستان در داخل ائتلاف گسترده و عمیق قرار دارد. بنابراین، هند، هر چقدر هم که پوشش داده شود، بیشتر به سمت ائتلاف چابک شبکه‌ای متمایل است. همان‌طور که دو گروه سست در نهادها رسمیت می یابند، فضا برای چند همسویی تنگ می شود. این پویایی است که مستحق درمان کاملتر خود در جای دیگر است، اما انکار و تأیید عجولانه خود دهلی نو نشان می دهد که قبلاً آن را احساس کرده است.

بعد چه می‌شود

ایالات متحده سه دهه بعد از عملیات طوفان صحرا، توان خود را صرف ساختن یک معماری امنیتی واقعی در خاورمیانه کرده است. حضور نظامی ایالات متحده، آموزش قابلیت همکاری و اطلاعات مشترک، شرکای خلیج فارس و اسرائیل را به چیزی شبیه به یک موضع دفاعی هماهنگ تبدیل کرده است که به راحتی از آن به عنوان "ناتوی خاورمیانه" یاد می شود. توافقنامه دفاع مشترک مکه یک سوال پریشان‌کننده را ایجاد می کند: آیا این معماری در حال تحقق است یا جایگزین شده است؟

از یک طرف بخوانید، این پروژه واشینگتن است که سرانجام به ثمر نشسته است. این توافق گام بعدی در قابلیت همکاری در سطح منطقه و یک تعهد واقعی دفاعی متقابل است. با این حال، از وجه دیگری نیز آن را بخوانید، این گزینه جانشینی آرام برای آن پروژه است. قابلیت همکاری آرمانی واقعی است، اما در اطراف ریاض، آنکارا، و اسلام آباد ساخته شده، و واشینگتن پس از وقوع آن به جایی این که از قبل طرف مشورت باشد از آن مطلع شده است. هنوز خیلی زود است که بدانیم کدام خوانش صحیح است. اما این فرض که اساس سه دهه سیاست آمریکا در حوزه خلیج فارس که واشنگتن در مرکز هر معماری ظاهر می شد، نادیده گرفته شده و در آن ظاهر نشده است، دیگر نمی تواند بدیهی تلقی شود.

قابلیت همکاری که واشنگتن مدت هاست از آن حمایت می کند، مستلزم اعتماد در میان شرکت کنندگان در ساخت آن است. زمانی که دو مورد از اساسی‌ترین گره‌های معماری – عربستان سعودی و امارات متحده عربی – به‌طور همزمان پرداخت‌های بانکی یکدیگر را مسدود می‌کنند، طرف‌های مقابل را در یمن مسلح می‌کنند و ائتلاف‌های رقیب ایجاد می‌کنند که به وضوح یکدیگر را حذف می‌کنند، حفظ این اعتماد دشوارتر است. واشنگتن با انتخاب بین دو ائتلاف روبه‌رو نیست. در حال کشف این واقعیت است که نزدیکترین شرکای‌اش از شروع به انتخاب چه گزینه‌ای کرده اند.

در هفته‌های آتی، توافقنامه دفاعی مشترک مکه بیشتر به عنوان داستانی درباره ایران، اسرائیل، بازدارندگی و فراتر رفتن از مرزهای یک عضو ناتو تحلیل می‌شود. اما چیزی بزرگتر نیز در حال بازی است. توافق مکه روشن‌ترین مدرکی است که تاکنون نشان می‌دهد شکافی در قلب شبه جزیره عربستان در حال شکل‌گیری است که در حال تعمیق و شکل‌گیری است، در سیستم‌های بانکی نفوذ می‌کند، شبه‌نظامیان نیابتی را شامل می‌شود و در ادامه دشمنی‌های عمیق ژئوپلیتیکی را می‌شکافد. دو ائتلاف بر سر کریدورها، سرمایه، و اکنون که رسماً روی کاغذ به پیمان‌های دفاعی متقابل متعهد هستند، رقابت می‌کنند. این مبارزه برای سهم رهبری در قرن بیست و یکم است.

ائتلاف گسترده و عمیق در حال ایجاد تعهد سخت تر و الزام آورتر است. ائتلاف چابک شبکه‌ای، در حال حاضر، این کار را نکرده است. این که آیا این قدرت را منعکس می کند (سیگنالی مبنی بر اینکه کشورهای چابک برای حرکت با یکدیگر به معاهدات رسمی نیاز ندارند) یا افشای آن تنها با گسترش رقابت مشخص خواهد شد. اما دولت های درگیر منتظرند تا دریابند کدام نظریه قدرت به طور انتزاعی پیروز می شود. آنها شروع به ساختن پاسخ به زبان یک معاهده کرده اند.

منبع: شیکاگو کانسیل ان گلوبال افرز / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی




 پشت پرده تماس‌های پاکستان با ایران و آمریکا/ مذاکرات آغاز می‌شود؟
۱۵ ساعت قبل / سایت اکوایران

پشت پرده تماس‌های پاکستان با ایران و آمریکا/ مذاکرات آغاز می‌شود؟

از تلاش پاکستان برای حفظ کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن و بررسی راه‌های کاهش تنش و بازگشت دو طرف به میز مذاکره خبر داده است.

 آزمون‌های بورد، تضمین‌کننده استانداردهای پزشکی و اطمینان مردم از کیفیت درمان است
۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

آزمون‌های بورد، تضمین‌کننده استانداردهای پزشکی و اطمینان مردم از کیفیت درمان است

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حاشیه بازدید از محل طراحی سؤالات آزمون بورد تخصصی و فوق‌تخصصی، با اشاره به حضور حدود ۲۷۰ استاد از ۲۴ رشته فوق‌تخصصی در فرآیند طراحی سؤالات، گفت: آزمون‌های بورد از مهم‌ترین آزمون‌های حوزه پزشکی است و طراحی سؤالات استاندارد و دقیق، نقش مهمی در تثبیت استانداردهای پزشکی و اطمینان از توانمندی پزشکان برای ارائه خدمت به مردم دارد.

 سوریه، گرفتار میان خشم ترکیه و اسرائیل/ آینده این سه کشور چیست؟
۲ ساعت قبل / سایت اکوایران

سوریه، گرفتار میان خشم ترکیه و اسرائیل/ آینده این سه کشور چیست؟

تماس رئیس موساد با وزیر خارجه دولت موقت سوریه درباره حضور نظامی ترکیه و حمله چند روز بعد اسرائیل به ابوالظهور، نشانه‌های تشدید رقابت آنکارا و تل‌آویو در سوریه را آشکار کرده است؛ رقابتی که هنوز به جنگ نرسیده، اما یک اشتباه محاسباتی یا کشته شدن نخستین نظامی ترک می‌تواند معادله را به‌کلی تغییر دهد.

 گلایه همسر معاون اول پزشکیان از حجم کار او /  عارف کمتر از ۳ ساعت در روز می‌خوابد
۱۷ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

گلایه همسر معاون اول پزشکیان از حجم کار او / عارف کمتر از ۳ ساعت در روز می‌خوابد

همسر معاون اول پزشکیان از حجم کار او گلایه کرد.

 تقویت و جانمایی سامانه‌های پدافندی در نقاط حساس کرج
۱۱ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

تقویت و جانمایی سامانه‌های پدافندی در نقاط حساس کرج

معاون فرمانداری کرج از تقویت سامانه‌های پدافندی نقاط حساس این شهرستان خبر داد و گفت: کرج در تأمین امنیت پایتخت نیز نقش مهمی دارد.

 عمان: عبور امن از تنگه هرمز، بخشی جدایی‌ناپذیر از ثبات و امنیت منطقه است
۱۷ ساعت قبل / سایت جهان صنعت نیوز

عمان: عبور امن از تنگه هرمز، بخشی جدایی‌ناپذیر از ثبات و امنیت منطقه است

وزیر امور خارجه عمان امروز (پنجشنبه) تأکید کرد که عبور امن از تنگه هرمز جدا از امنیت و شکوفائی کل منطقه نیست.