
گروه اندیشه: فراخوان یکی از چهرههای پرمخاطب شبکههای اجتماعی برای دیدار با دنبالکنندگانش در یکی از مراکز تجاری تهران، به گردهمایی هزاران نوجوان انجامید؛ تجمعی که به دلیل ازدحام جمعیت از کنترل خارج شد و فعالیت این مجموعه را برای ساعاتی مختل کرد. آنچه این رخداد را به موضوعی فراتر از یک خبر شهری تبدیل کرد، صرفاً شمار حاضران نبود، بلکه شگفتی بسیاری از بزرگسالان و حتی ناظران فرهنگی از این واقعیت بود که فرد دعوتکننده، با وجود برخورداری از میلیونها دنبالکننده در فضای مجازی، برای بخش بزرگی از جامعه و رسانههای رسمی چهرهای ناشناخته است. از این رو گردهمایی هزاران نوجوان دهه نودی به دعوت یک چهره مجازی، خبری ساده نیست؛ بلکه نشانهای از یک تحول جهانی و ساختاری در الگوی مرجعیت اجتماعی است. از این رو زهره ساعی استاد مطالعات فرهنگی با نگارش مطلبی در روزنامه ایران، با بررسی گذار از مراجع کلاسیک (نظیر نهادهای رسمی، دانشگاهها و روشنفکران) به عصر «اقتصاد توجه» و «روابط شبهاجتماعی»، نشان میدهد چگونه انحصار رسانههای فراگیر شکسته شده است. او تاکید می کند که امروزه اقتدار فرهنگی نه از جایگاههای رسمی، بلکه از منطق ارتباطات شبکهای، الگوریتمها و قدرت برقراری رابطه تعاملی برمیخیزد. این چندپارگی عرصه عمومی و شکلگیری «قبیلههای دیجیتال»، تحولی جهانی است که فراتر از انکار یا تقلیل آن به سطحینگری، نیازمند فهم زبان نسل آلفا، ارتقای سواد رسانهای و پاسخ به نیاز بنیادین آنان برای دیده شدن و تجربه مشترک است. ضمن این که این اتفاق بار دیگر این پرسش را پیش کشید که مرجعیت اجتماعی و فرهنگی در جامعه امروز چگونه دگرگون شده و نسل آلفا یا دهه نودیها، اعتماد و الهام خود را از چه منابعی کسب میکنند. زهرا ساعی سمت مشاور در امور زنان وزیر امورخارجه ایران را برعهده داشته است. این مطلب را در ادامه می خوانید:
****
گاهی یک رویداد روزمره، بیش از آنکه خبر باشد، نشانه است؛ نشانه تغییری که سالها در حال وقوع بوده اما تنها در لحظهای خاص خود را آشکار میکند. گردهم آمدن هزاران نوجوان دهه نودی به دعوت یک چهره فعال در شبکههای اجتماعی را نیز میتوان از همین جنس دانست. اهمیت این رخداد نه در نام دعوتکننده است و نه حتی در شمار حاضرانش؛ اهمیت آن در این پرسش …







