
عکسی کمتر دیده شده از اکبر عبدی و محمدرضا شجریان

پوران درخشنده با مستند «نازول» در راه جشنواره مونته نگرو
به گزارش شهرآرانیوز؛ مستند «نازول» به نویسندگی و کارگردانی یوسف قناتی و تهیهکنندگی پوران درخشنده، بهعنوان نماینده سینمای ایران در بخش مسابقه اصلی سیونهمین جشنواره فیلم هرتسگ نووی مونتهنگرو حضور خواهد داشت.
«نازول» در میان ۲۴ مستند منتخب بخش مسابقه اصلی این جشنواره قرار گرفته و با ۲۳ فیلم دیگر از کشورهای مختلف جهان برای کسب جایزه میموزای طلایی (Golden Mimosa) رقابت خواهد کرد. در این دوره، تنها چهار فیلم از قاره آسیا در بخش مسابقه مستند حضور دارند و «نازول» بهعنوان نماینده سینمای ایران، از معدود آثار آسیایی حاضر در این بخش به شمار میرود.
ولادیمیر پروویچ، انتخابگر بخش مستند جشنواره، با اشاره به قدرت مجموعه آثار امسال، این دوره را از نظر کیفیت انتخابها بسیار قوی توصیف کرده و بر تنوع موضوعی و رویکردهای خلاقانه فیلمهای منتخب در پرداختن به مسائل جهان امروز تأکید کرده است.
جشنواره فیلم هرتسگ نووی، مهمترین جشنواره فیلم مونتهنگرو و از رویدادهای مهم سینمایی منطقه بالکان و جنوب شرقی اروپا به شمار میرود و از ۲۲ تا ۲۸ آگوست ۲۰۲۶ در شهر ساحلی هرتسگ نووی برگزار خواهد شد. این جشنواره در کنار بخشهای رقابتی، برنامههایی در حوزه سینمای اروپا، مستند، فیلمهای دانشجویی، تلویزیون و رویدادهای صنعت سینما برگزار میکند.
جشنواره فیلم هرتسگ نووی همچنین در مارس ۲۰۲۶ بهطور رسمی از سوی FIAPF، فدراسیون بینالمللی انجمنهای تهیهکنندگان فیلم، اعتباربخشی شد و در شبکه جشنوارههای معتبر سینمایی جهان قرار گرفت.
در ادامه حتما بخوانید پوران درخشنده تهیهکننده مستند «نازول» شد + خلاصه داستان
بر اساس برنامه رسمی جشنواره، «نازول» روز سهشنبه ۲۵ آگوست، ساعت ۲۱ در خانه ایوو آندریچ، نویسنده و برنده نوبل ادبیات، نخستین نمایش جهانی خود را تجربه خواهد کرد. برنامه رسمی بخش مستند نیز این محل را بهعنوان محل برگزاری مسابقه مستند معرفی کرده است.
«نازول» روایتی از زندگی کودکی خوشصدا و علاقهمند به خوانندگی است که در یکی از روستاهای محروم کشور زندگی میکند. این اثر با نگاهی انسانی و اجتماعی، تجربه زیسته و ظرفیتهای امیدبخش این کودک را در بستر زندگی محلی به تصویر میکشد.
بخشی از قربانیان «سینما رکس» بعد از فاجعه به وجود آمدهاند
به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، مستند «سینه ما رِکس» ساخته میترا مهتریان، چهارشنبه، ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ همزمان با سالگرد فاجعه سینما رِکس آبادان و به یاد قربانیان آن، با حضور میترا مهتریان کارگردان اثر و آنتونیا شرکا منتقد سینما در سالن فردوس موزه سینمای ایران تحلیل و بررسی شد و مدیریت نشست را بهناز شیربانی روزنامهنگار بر عهده داشت. این برنامه با همکاری انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند و فیلمخانه ملی ایران در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد.
در ابتدای نشست، بهناز شیربانی با عرض خیر مقدم به حضار گفت: «سلام به مردم عزیز و صبور آبادان. ۲۸ مرداد ماه در تاریخ سرزمین ما، روز عجیب و تراژیکی است. در روزی که فاجعه سینما رکس اتفاق افتاد، کنار هم جمع شدیم و خاطرهای که میترا مهتریان روایت کرد را تماشا کردیم. در این فیلم، یک شهر عزادار است و این اتفاقی است که در آبادان رخ داده و همه ما با دیدن این فیلم در غم مردم آبادان شریک میشویم حتی ما که کسی را در فاجعه سینما رکس از دست ندادهایم هم با این غم همراه هستیم.
میترا مهتریان، دغدغه خودش را از ساخت مستند «سینه ما رِکس»، توجه به قربانیان مستقیم و غیرمستقیم فاجعه سینما رکس آبادان عنوان کرد: شاید بحث طولانی بودن فیلم عذابآور باشد و مخاطب را اذیت کند ولی فقط به این فکر کنیم که ما فقط لازم بود ۹۶ دقیقه را تحمل کنیم در صورتی که خانواده قربانیان، ۴۷ سال است که این زخم را تحمل میکنند و ۴۷ سال است که راجع به آن حرف نزدند و از این زخم نگفتند. راجع به قربانیان فاجعه هم باید بگویم که فقط بحث کشتهشدگان در میان نیست و بخشی از قربانیان بعد از فاجعه به وجود آمدهاند. مثل آقای زارعی که اینجا حضور دارند، کسی است که برای اولین بار پس از فاجعه وارد سینما رکس شده است واز قربانیان این حادثه است، چرا که رنج و زخمی را دیده که تا سالها حتی خانواده خودش باورش نمیکرده اند. و این قربانیان شامل افراد دیگری میشود که میتوان به برادر حسین تکبعلی زاده اشاره کرد. من بیشتر قصد داشتم سراغ قربانیان این حادثه بروم و حتی کسانی که عزیز از دست ندادهاند ولی به طور غیرمستقیم قربانیان این ماجرا هستند. باید بگویم که طولانی بودن فیلم را قبول دارم و عمدی بوده است. شاید حتی دوست داشتم طولانیتر بشود و مخاطب را بیازارد و به این فکر کند که این مردم ۴۷ سال چگونه سکوت کردند و اینقدر دربارهاش حرف نزدند.
این مستندساز، راجع به احساسات مردم آبادان نسبت به سینماگر نامآشنای سینمای ایران بهروز وثوقی بازیگر، تصریح کرد: من یک سال و شش ماه در آبادان زندگی کردم و پژوهش فیلم را خودم به تنهایی انجام دادم. من به هر شکل هوایی یا زمینی خودم را به آبادان میرساندم و حداقل ۱۵ روز در هر ماه را به زندگی و تحقیق در آبادان اختصاص میدادم. تمام مردم آبادان عشق و علاقه عجیبی به بهروز وثوقی نشان میدادند. توانستم با بهروز وثوقی ارتباط برقرار کنم و خوشبختانه از تماشای فیلم استقبال کردند به طوری که برای من پیغامی فرستادند و گفتند که این فاجعه برای او تکاندهنده بوده چون از سینما رکس آبادان خاطره شیرینی به علت برگزاری اکران افتتاحیه «رضا موتوری» در این سینما داشته است. در ادامه، برنامهریزی صورت گرفت که یک روز، مستند «سینه ما رِکس» در آبادان به نمایش دربیاید و با بهروز وثوقی به شکل آنلاین ارتباط بگیریم. متأسفانه این اتفاق نیفتاد. به هر حال، این فیلم برای بهروز وثوقی خیلی تکاندهنده بود و او را بسیار ناراحت کرد.
آنتونیا شرکا در ادامه گفت: آنچه که میترا مهتریان راجع به اسم فیلم «سینه ما رِکس» به من گفتند، برای من جالب بود که در فیلم، از روی عمد کلمه «سینما» جدا جدا نوشته شده است که به معنی «سینه ما» باشد و به گفته این فیلمساز، روایت لوکیشنی که وجود ندارد و سینمایی که ۴۷ سال پیش از بین رفته است، در سینه تک تک افرادی که آنجا زندگی میکنند سینه به سینه گشته و روایتش همچنان پا برجاست و این کلید ورود به این مستند است. ما در رابطه با چیزی که دیگر نیست و حتی ترس این وجود دارد که از خاطرهها برود، به آن مکان سر میزنیم و تحقیقی را انجام میدهیم و با مردمی که برای آن دوران بودند، ارتباط میگیریم و آنها بدون وجود آن مکان، روایت را نقل میکنند. به صورتی که یکی از برادران میگوید که میخواهد نسلهای بعد این روایت را بدانند و ماجرا با مرگ او از بین نرود و صحنه آخر فیلم هم در ارتباط با همین موضوع است.
این منتقد سینما، راجع به ویژگیهای سینمایی این مستند گفت: از نظر من، این فیلم هم یک مستندسازی و یک تاریخ شفاهی است که میترا مهتریان پیشتر در حوزه تاریخ شفاهی سابقه فعالیت داشته بنابراین به خوبی توانستهاند این شفاهی بودن روایت را در سراسر فیلم بگنجانند و هم به موقع توانستهاند آن را دراماتیزه کنند که فقط جنبه یک روایت تاریخی مستند را نداشته باشد بلکه به مرور و هر قدر که فیلم جلو میرود و با آن فیلمها و عکسهای آرشیوی و فیلمبرداری خودشان، مخاطب را درگیر موضوع میکند و این فرصت را پیدا کنیم که روایتها را نه آنگونه که در خبرها آمده، دنبال کنیم بلکه بتوانیم آن را طبق زیست شخصیتها بشنویم. همچنین، این اثر نقش تراپی را دارد چون بعضی فیلمها خاصیت درمانی برای کاراکترها دارد. حضور تیم فیلمبرداری ممکن است به خانوادهها کمک کرده باشد که یکبار دیگر حتی با شخصیت حسین که سعی میکرده این خاطره تلخ و دلخراش را پس بزند، با آن روبرو شود. گروه فیلمبرداری توانسته این برادران را دور هم جمع کند تا آنها را به جایی برساند که با هم در یک سینما گرد هم آیند و شاید بتواند التیامی بر دردهای آنها باشد. وقتی یک چیزی در ذهن شماست و آن را به علت تلخ بودن پس میزنید، وقتی دربارهاش حرف بزنید، تجسم پیدا میکند و تبدیل به یک چیز بیرونی میشود؛ آنجاست که آدم میبیند میتواند به قضیه طور دیگری نگاه کند بلکه این حوادث و تاریخ تکرار نشود.
او تلاش اثر برای کشف حقیقت را ستود و عنوان کرد: به نظر میرسد که فیلم در پی کشف حقایق پنهان پشت یک جنایت تاریخی است یعنی همین موضوع که آیا تماشاگران در سالن قبل از آتشسوزی مُرده بودند؟ جزو موارد معدودی است که در جایی مطرح میشود. اینها آنچه است که این فیلم سعی میکند به این جنبه ماجرا نگاه کند و یک بازخوانی از حقیقت منجمدشده از سوی رسانههای گروهی در این سالها داشته باشد بدون اینکه لزوما به نتیجه مشخصی برسد. میتوان طور دیگر به موضوع نگاه کرد و شاید اصلا حقیقت ماجرا این نباشد و همه آنچه که گفته شد، همه حقیقت نباشد و حقیقت زوایای پنهان دیگری داشته باشد که تا به حال به آن پرداخته نشده است. این مستند این توانایی را دارد که از یک مرثیهسرایی برای یک جنایت ملی به مستندی برای کشف حقیقت ارتقا پیدا کند که از طریق مشارکت با خانواده قربانیان و شاهدان صورت میگیرد و میتواند واقعهای مربوط به ۴۷ سال قبل را به زمان حال وصل کند. به این صورت نه تنها برای آنها که تجربهاش کردند، یک تجسم کنونی باشد بلکه حتی پیوندی بین حادثهای به تاریخ پیوسته ایجاد کند که سالی یکبار از آن یاد میشود و آدمهایی که در آن شهر زندگی میکنند و هنوز یاد و خاطره این اتفاق را با خود حمل میکنند. فیلم به جای اینکه برای آن اتفاق سینه بزند، با روایت کردنش آن را به زمان حال وصل میکند تا بتواند این کارکرد را پیدا کند که همیشه ماه پشت ابر نمیماند و یک اتفاق تاریخی مربوط به ۴۷ سال قبل هنوز میتواند محل بحث با نگاهی امروزی باشد و باز تکرار میکنم تا بلکه این حوادث دیگر تکرار نشود. مخصوصا در دنیای امروز که امکانات بیشتری برای ثبت حقایق وجود دارد.
شرکا، کنتراست بین آب و آتش در اثر را بدینصورت تشریح کرد: جایی در فیلم گفته میشود که آنزمان، آبادان بعد از تهران بیشترین تعداد سینما را داشته است. اینکه فیلم انتخاب کرده در حین گفتن جزئیات دلخراش آن فاجعه به شکل ناتورالیستی مثل اشاره به بوی چربی و سوختن گوشت انسان، عکسهایی از بعد از فاجعه میبینیم و ما در حالی که داریم صندلیهای سوخته و به هم ریخته را نگاه میکنیم، این کنتراست به وجود آمده میتواند جذاب باشد و همچنین، کنتراستی که بین آب و آتش نشان میدهد.
خیلی از تصاویر مستند کنار رود کارون را نشان میدهد مثل صحنه غروب یا بازی کردن بچهها کنار آب. وقتی این صحنهها با گرمای شدید آن سرزمین و آن آتشسوزی ترکیب میشود، تضادی را ایجاد میکند که در دلش، این خطوط پررنگی که در جنوب ایران هست را تداعی میکند. خیلی جالب است که جنوب ایران، بستر غریبی است برای اینکه موضوع فیلمهای داستانی کارگردانانی همچون امیر نادری باشد. جنوب ایران به لحاظ بصری و مناظری که دارد، تضادهای رنگ و نور و سایهای دارد که در هیچ کجای ایران وجود ندارد و هم اینکه یک قدمت ادبیاتی و سینمایی دارد که هر کسی آنجا پا میگذارد، انگار خود محیط راهنمایش برای گفتن روایتها میشود و خیلی حرفها برای گفتن دارد. حالا بماند که بعد از این حادثه، جنگ تحمیلی عراق و ایران رخ داد و اوجش در آن منطقه بود. انگار این مستند دوباره یادمان میاندازد که این سرزمین، رازهای زیادی در دل خود دارد و هر هنرمندی که به آنجا پا میگذارد، خود آن خطه الهامبخش میشود و حتی اگر به موضوعی فکر نکرده باشد، این ارتباط با مردم و مناظر آنجا، انگیزهای برای کشف جنبه دیگری از ماجراها میدهد.
مهتریان، راجع به الهامبخشی خطه آبادان در حین تصویربرداری مستند «سینه ما رِکس» گفت: حدود ۹۰ درصد از فیلمبرداری اثر را خودم انجام دادم و ۱۰۰ درصد نماهای لایی زمانی بوده است که تنهایی برای پژوهش میرفتم. بخشی از تصاویر با اوزمو گرفته شده است که برخی اعتقاد داشتند که خانمها با اوزمو خوب نمیتوانند کار کنند و شاید اعوجاج در برخی صحنهها ایجاد کرده باشد. واقعا این خاک به آدم میگفت که چه باید ارائه داد یعنی همان آببازی بچهها کنار گاومیش ها یا نخلستانِ در مِه قرار گرفته، انگار که نشانی از مبهم بودن ماجرا باشد و من میخواستم دقیقا آن را با این تصاویر القا کنم.
این فیلمساز در سخنان پایانی، راجع به مبهم بودن زوایای فاجعه سینما رِکس آبادان عنوان کرد: مبهم بودن از این جهت که در دادگاه مشخص میشود که حسین تکبعلی زاده دروغ گفته است و میگوید در جلسات قبلی، دروغ گفتهام چون میخواستم قهرمان باشم. این دروغ گفتن ها ادامهدار بود و حسین تکبعلی زاده تا سالها دیوانه این ماجرا شده بود چون قضیه قرار نبود اینقدر پیچیده و مبهم برای خودش باشد. برای خود من هنوز خیلی از مسائل حل نشده باقی ماند. چیزی که حسین تکبعلی زاده تعریف میکند با آنچه که آقای زارعی میگوید مطابقت دارد. او اولین نفری بود که وارد سینما بعد از آتشسوزی شد. او معتقد است که آب به اندازه کافی ریخته بودند ولی قبل از اینکه آتشسوزی بشود، همه فوت کرده بودند. تکبعلی زاده در سینما از همکارش میپرسد شما نفت ریختهاید چون هنوز آتشی شعله نکشیده بود و او، این حرف را بعدا به برادرش زده بود. دوستش تکان نمیخورد و میافتد. در نهایت، ۴ نفر از آن سینما بیرون میآیند که همه در راهرو بودهاند و یکی از آنها حسین تکبعلی زاده است بنابراین این ماجرا، ابهامات زیادی دارد.
این مستندساز، خبر از پایان ساخت دو مستند داد و گفت: ساخت یک مستند را به تازگی بعد از دو سال و شش ماه رفتوآمد به کاشان تمام کردم که پرتره یک خانم ۹۰ ساله است. او یک فعال فرهنگی و خیر فرهنگی است که زجر زیادی در زندگی کشیده و حدود ۲۵ سال ممنوعالخروج و بزرگترین حسرتش، ندیدن بزرگ شدن فرزندانش در خارج از کشور بوده است. این خانم به دلیل عشقی که به ایران داشته، هنوز در ایران مانده است ولی بنا به دلایلی ، من باید فیلم را در پستوی خانه نهان کنم. بعد از اینکه این فیلم راهی کشوی خانه شد، به سراغ ساخت فیلمی دیگر در همدان رفتم که آن هم در فضای تاریخ شفاهی است. این فیلم، بخش علمی و کتابخانهای هم دارد. محلههای همدان هر یک به عنوان خاصی شناخته میشوند و این سوژه فیلم است. ساخت این مستند هم به اتمام رسیده و در مرحله تدوین است. بنابراین این فیلم را در زادگاه خودم ساختم.
میترا مهتریان در سخنان پایانی، درباره ایده اولیه برای ساخت مستند «سینه ما رِکس» عنوان کرد: من به همراه خانواده در تعطیلات نوروز یک سال قبل از آتشسوزی سینما رِکس در آبادان بودیم و در همان مدت، برای برادرم یک ماجرای عشقی پیش آمد. برادرم و آن دختر چند ماه رابطه مکاتبهای شان ادامه داشت و بعد از ماجرای سینما رکس، دیگر از این خانم خبری نشد و آنجا با خودم گفتم نکند خدای نکرده، جزو قربانیان سینما رکس بوده باشد چون دیگر مکاتبهای بین او و برادرم در ماههای منتهی به سینما رِکس صورت نگرفت و الآن، برادر من نوه دارد. ابتدا دوست داشتم این قصه عاشقانه و دراماتیک را در مستند بیاورم که دیدم زنانه میشود. زمانی هم که به دل ماجرا رفتم و پژوهش کردم، وارد دنیای جدیدی شدم که ترجیح دادم اینگونه روایت کنم.
این نشست با پرسش حاضران از سخنرانان درباره ابعاد مختلف مستند «سینه ما رِکس» به پایان رسید. انتهای پیام/
سینما به امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری نیاز دارد
به گزارش ایلنا، متن این بیانیه به شرح زیر است:
مصوبه مجلس شورای اسلامی درباره مجازات و محرومیت دائمی فیلمسازان و فعالان حوزه فرهنگ و هنر نگرانیهایی جدی را در سطح جامعه سینما و اهالی فرهنگ و هنر ایجاد کرده.
البته بدیهی است حمایت از امنیت ملی و مقابله با هرگونه مداخله یا نفوذ بیگانه، ضرورت دارد، اما این ضرورت نباید بهانه و دستاویزی برای ایجاد عناوین مجرمانه مبهم و قابل تفسیر و تعیین مجازاتهای سنگین و مادامالعمر برای فعالیتهای هنری و حرفهای شود.
هنر و سینما عرصه اندیشه، روایت و بیان است و فیلمساز را نباید صرفاً به دلیل ساخت یک اثر یا نوع نگاه خود، از حق فعالیت حرفهای محروم کرد. محرومیت مادامالعمر از شغل و حرفه یا خدمات دولتی مجازاتی بسیار سنگین است که با اصل تناسب جرم و مجازات و نیز حق انتخاب شغل که در اصل ۲۸ قانون اساسی به رسمیت شناخته شده، در تعارض است.
قانونگذار باید توجه داشته باشد در حوزه هنر، مرز میان نقد، روایت، بازنمایی یک واقعیت، تخیل هنری با آنچه ممکن است "سیاهنمایی" یا عناوین مشابه آن تلقی شود، بسیار باریک است و نمیشود با تعابیر کلی و بدون معیارهای روشن آن را جرمانگاری کرد و برایش مجازات در نظر گرفت. قانون باید روشن و دقیق باشد تا هنرمند نگران نباشد چه چیزی در اندیشه و اثرش ممکن است، بعدها، جرم باشد و مستوجب مجازاتی شود که تمام آینده حرفهای او را از بین ببرد.
سینمای ایران در طول دههها با تلاش کارگردانان، نویسندگان، و دیگر دستاندرکاران خود شکل گرفته و بخش مهمی از اعتبار فرهنگی کشور را در جهان به دست آورده است. اختلاف نظر با یک فیلم یا نقد محتوای آن، امری طبیعی است؛ اما پاسخ به یک اثر هنری نباید سلب موقت یا همیشگی امکان آفرینش از هنرمند باشد.
کانون کارگردانان سینمای ایران خواستار آن است که مفاد این مصوبه با دقت و با توجه به اصول قانون اساسی، حقوق شهروندی، حقوق حرفهای هنرمندان و اصل تناسب جرم و مجازات مورد بازنگری قرار گیرد تا اختلاف نظرهای فرهنگی و هنری منتهی به ایجاد محرومیتهای مختلف برای سینماگران و هنرمندان نشود.
سینما برای زنده ماندن، به امنیت نیاز دارد؛ اما امنیت سینما فقط امنیت ساختمانها و تجهیزات نیست. امنیت واقعی سینما، امنیت اندیشه و امکان آفرینش آزاد هنری است.
کانون کارگردانان سینمای ایران انتهای پیام/
کدام فیلم را آخر هفته از تلویزیون ببینیم؟ - تسنیم
فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهای پایانی این هفته که با سالروز شهادت حضرت امام حسن عسکری(ع) و آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) همزمان شده است، شبکههای مختلف سیما مجموعهای متنوع از فیلمهای سینمایی، تلویزیونی و انیمیشن را برای مخاطبان تدارک دیدهاند؛ مجموعهای که از آثار مناسبتی و خانوادگی تا فیلمهای اکشن، جنایی، معمایی، تاریخی و علمیتخیلی را دربرمیگیرد.
در میان این آثار، چند فیلم تازه نیز برای نخستین بار از قاب تلویزیون پخش میشوند و میتوانند برای مخاطبانی که به دنبال تماشای فیلمهای کمتر دیدهشده هستند، جذابتر باشند. در کنار آنها، چند اثر شناختهشده نیز در جدول پخش قرار گرفتهاند که فرصت دوبارهای برای تماشای آنها فراهم میکنند.
شبکه یک؛ «تی 34» و یک روایت جنگی پرهیجان
شبکه یک جمعه 30 مرداد ساعت 16، فیلم سینمایی «تی 34» به کارگردانی آلکسی سیدورووا را روی آنتن میبرد؛ فیلمی جنگی که بخش قابل توجهی از جذابیت خود را از طراحی نبردهای تانکی و فضای پرتنش جنگ جهانی دوم میگیرد.
داستان درباره گروهی از سربازان شوروی است که در پشت خطوط دشمن گرفتار شدهاند و با یک تانک آسیبدیده تلاش میکنند از محاصره نیروهای آلمانی فرار کنند. محدودیت مهمات و سوخت، درگیری با دشمن و فشار روانی شرایط، اعضای گروه را در موقعیتی دشوار قرار میدهد.
چرا ببینیم؟
«تی 34» برای علاقهمندان به فیلمهای جنگی و اکشن انتخاب مناسبی است و علاوه بر صحنههای نبرد، بر رفاقت، فداکاری و تصمیمگیری در شرایط بحرانی تمرکز دارد.
شبکه دو؛ از یک قصه احساسی تا «انتظار»
شبکه دو صبح جمعه ساعت 8 فیلم «گرانبهای من» را پخش میکند؛ داستانی انسانی درباره مردی که پس از مرگ یکی از همکارانش با دختر ششساله او مواجه میشود؛ دختری که ناشنوا و نابیناست.
این فیلم در ابتدا از یک موقعیت ساده و حتی تا حدی حسابگرانه آغاز میشود، اما مواجهه شخصیت اصلی با کودک، مسیر داستان را تغییر میدهد و او را با مسئولیتی فراتر از آنچه تصور میکرد روبهرو میکند.
در ادامه، ساعت 17، فیلم تلویزیونی جدید «انتظار» به کارگردانی امید سبیلی روی آنتن میرود. قصه درباره مردی است که برای برآورده کردن آخرین آرزوی مادر پیرش تلاش میکند فرزندان خانواده را دوباره دور هم جمع کند.
«انتظار» از آن دسته آثار خانوادگی است که ظرفیت همذاتپنداری بالایی دارد؛ اختلاف میان اعضای خانواده، گذشت، بازگشت به روابط فراموششده و اهمیت حضور خانواده در روزهای سخت، محور اصلی آن را شکل میدهد. قرار گرفتن این فیلم در چنین مناسبت مذهبی نیز به فضای عاطفی و خانوادگی آن کمک میکند.
شبکه سه؛ از فوتبال تا هیولاهای ناشناخته
شبکه سه یکی از متنوعترین جدولهای این هفته را دارد. پنجشنبه ساعت 10 فیلم «مربی» پخش میشود؛ داستان فوتبالیستی که پس از ناکامی در تیم ملی، فرصت تازهای برای بازگشت پیدا میکند و این بار در قامت مربی یک تیم ضعیف قرار میگیرد.
داستان «مربی» در ظاهر ورزشی است، اما مضمون اصلی آن درباره شکست و دوباره شروع کردن است. یورا باید تیمی را که بازیکنانش انگیزه و توان چندانی ندارند، به یک مجموعه منسجم تبدیل کند. بنابراین فیلم برای مخاطبانی که به داستانهای انگیزشی و ورزشی علاقه دارند، گزینه قابل توجهی است.
اما ساعت 15، فضای شبکه سه کاملاً تغییر میکند و «پروژه 749» روی آنتن میرود؛ یک فیلم علمیتخیلی و هیجانی که سراغ موجودی ناشناخته و آزمایشهای علمی میرود.
داستان از یک حفاری عمیق در معدنی در چین آغاز میشود؛ جایی که موجودی عجیب کشف شده و تماس با آن پیامدهایی غیرمنتظره به همراه دارد. سالها بعد، نوجوانی با قابلیتهای فراانسانی به مرکز ماجرا تبدیل میشود و دانشمندان از او برای مقابله با موجودی استفاده میکنند که هر لحظه بزرگتر و خطرناکتر میشود.
«پروژه 749» انتخابی متفاوت برای تلویزیون است؛ بهخصوص برای مخاطبانی که فیلمهای علمیتخیلی، هیولاها، آزمایشهای مخفی و روایتهای آخرالزمانی را دنبال میکنند.
جمعه ساعت 10 نیز «آبی روشن» به کارگردانی بابک خواجهپاشا پخش میشود؛ فیلمی که در بستر یک جستوجو و سفر، مضامین اخلاقی و معنوی را دنبال میکند. حضور مهران احمدی، مهران غفوریان، سارا حاتمی و مرتضی امینیتبار از نکات قابل توجه این فیلم است.
در ادامه، ساعت 14:30، «سقوط در یخ» فضای متفاوتی ایجاد میکند؛ داستانی جنایی و پرتعلیق درباره پولهای سرقتشدهای که پس از سقوط یک هواپیما در دریاچهای یخزده پنهان میشوند. پیدا شدن پولها توسط مردی منزوی، آغاز تعقیب و گریزی خطرناک است.
این فیلم برای مخاطب علاقهمند به تعلیق، بقا، جنایت و تعقیبوگریز میتواند یکی از گزینههای اصلی جمعه باشد. جدول پخش جدید تلویزیون؛ از سریال آقاخانی تا "مرد سههزار چهره"
شبکه چهار؛ آخر هفتهای برای علاقهمندان به معما
شبکه چهار پنجشنبه ساعت 20:30 فیلم جدید «88» را پخش میکند. داستان با یک کمپین انتخاباتی آغاز میشود، اما بررسی حسابهای مالی، شخصیت اصلی را به اطلاعاتی مشکوک و شبکهای مرتبط با اندیشههای نژادپرستانه میرساند.
این فیلم بیشتر از آنکه یک سرگرمی صرف باشد، مخاطب را وارد فضای سیاسی، اجتماعی و معمایی میکند و برای کسانی که فیلمهای مبتنی بر کشف حقیقت و افشای پشت پرده را میپسندند، جذاب است.
اما مهمترین پیشنهاد شبکه چهار در جمعه شب، «تحقیقات جنایی پنجشنبهها» است که ساعت 20:30 پخش میشود. حضور هلن میرن، پیرس براسنان و بن کینگزلی در این فیلم، توجه علاقهمندان به آثار معمایی را جلب خواهد کرد.
ماجرا درباره گروهی از ساکنان یک خانه سالمندان است که خود را در قامت کارآگاه قرار میدهند و درباره پروندههای جنایی تحقیق میکنند. ترکیب شخصیتهای سالخورده با یک پرونده قتل، ظرفیت ایجاد فضایی همزمان معمایی و سرگرمکننده را فراهم کرده است.
شبکه نمایش؛ انتخابهای جدیتر برای شبهای آخر هفته
شبکه نمایش در این هفته یکی از متنوعترین ترکیبها را دارد. پنجشنبه ساعت 21، «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی پخش میشود؛ اثری تاریخی ـ مذهبی که زندگی حضرت سلیمان(ع) و چالشهای او در مسیر ساختن حکومتی آرمانی را روایت میکند.
در ادامه، ساعت 23، فیلم جدید «بازی سرنوشت» قرار دارد؛ داستان زنی هتلدار که تحت فشار یک مأمور اطلاعاتی فاسد مجبور میشود وارد نقشه سرقت یک شیء ارزشمند شود.
جمعه نیز شبکه نمایش از ساعت 17 با فیلم «گرگ» سراغ طبیعت سرد و خشن سیبری میرود. ساعت 19، «شرق» داستان یک سرباز هلندی در اندونزی را روایت میکند که میان وظیفه نظامی و وجدان شخصی گرفتار میشود.
اما ساعت 21، یکی از انتخابهای جدیتر این شبکه یعنی «زیر نور ماه» به کارگردانی رضا میرکریمی پخش میشود.
این فیلم داستان طلبهای جوان را روایت میکند که در آستانه پوشیدن لباس روحانیت، درباره جایگاه خود و تأثیرگذاریاش بر مردم دچار تردید است. آشنایی او با بیخانمانها مسیر زندگیاش را تغییر میدهد.
«زیر نور ماه» بیش از آنکه بر حادثه متکی باشد، فیلمی شخصیتمحور و اجتماعی است و با طرح پرسشهایی درباره مسئولیت، معنویت و نسبت فرد با جامعه، همچنان میتواند برای مخاطب قابل تأمل باشد.
جمعه ساعت 23 نیز «به پیش» با بازی جکی چان روی آنتن میرود؛ فیلمی خانوادگی درباره رابطه یک پدر و دختر که در بستر ماجرای یک اسب و پرونده حقوقی شکل میگیرد. ترکیب کمدی، اکشن، روابط خانوادگی و حضور جکی چان، این اثر را به انتخابی مناسب برای تماشای خانوادگی تبدیل کرده است.
شبکه تهران؛ از «داستان سامرا» تا «بعد از غبار»
شبکه تهران پنجشنبه ساعت 13:30 انیمیشن جدید «ماموریت مادر دختری» را پخش میکند؛ اثری درباره مادری و دختری که رؤیای ساخت یک ربات مهربان را دنبال میکنند.
جمعه صبح نیز ساعت 9، «داستان سامرا» پخش میشود؛ انیمیشنی با فضایی مناسبتی که ماجرای مقابله با یک گروه خرابکار و تلاش دانشمندان جوان ایرانی برای خنثی کردن نقشه آنان را روایت میکند.
جمعه ساعت 13:30 نیز «بعد از غبار» به کارگردانی محمود معظمی روی آنتن میرود. داستان معلمی که وارد روستایی محروم میشود و تلاش میکند میان اهالی اتحاد ایجاد کند، در کنار مقابله با فردی سودجو که از باورهای خرافی مردم سوءاستفاده میکند، شکل میگیرد.
شبکه نمایش؛ «زیبای بینظیر» برای یک تماشای آرامتر
پنجشنبه ساعت 17، «زیبای بینظیر» پخش میشود؛ داستان بلا، دختر جوانی که در کتابخانه کار میکند و رؤیای نویسنده شدن دارد، اما از گل و گیاه میترسد. یک باغچه نامرتب و پیرمرد بداخلاق همسایه، او را وارد ماجرایی تازه میکند.
این فیلم در مقایسه با آثار اکشن جدول پخش، فضایی آرامتر و خانوادگیتر دارد و میتواند گزینهای مناسب برای تماشای عصرگاهی باشد.
شبکه افق؛ روایتهایی درباره مقاومت و خانواده
«حصار ضد خرگوش» جمعه ساعت 10 از شبکه افق پخش میشود؛ فیلمی بر اساس داستان واقعی سه دختر بومی استرالیا که از خانوادههای خود جدا میشوند و برای بازگشت به خانه سفری طولانی و طاقتفرسا را آغاز میکنند.
فیلم از این منظر اهمیت دارد که داستان مقاومت و تلاش برای بازگشت به ریشهها را از زاویهای انسانی روایت میکند و مخاطب را با بخشی از تاریخ بومیان استرالیا آشنا میسازد.
ساعت 17 نیز «تولد یک پروانه» پخش خواهد شد؛ فیلمی خانوادگی و احساسی درباره مردی که پس از مرگ همسرش، رابطهاش با پسر نوجوان او تغییر میکند و میان این دو پیوندی تازه شکل میگیرد.
شبکه کودک و امید؛ انتخابهای تازه برای مخاطبان کمسنوسال
شبکه کودک پنجشنبه ساعت 14، انیمیشن جدید «دیپلو داینا» را پخش میکند؛ داستان دایناسوری کوچک که در دنیای کمیک زندگی میکند و برای پیدا کردن والدینش وارد ماجراجویی بزرگی میشود.
جمعه نیز «فرمانروای آب» ساعت 14 روی آنتن میرود؛ انیمیشنی ماجراجویانه درباره گروگانگیری یک تیم کارشناسی سازمان ملل و تلاش گروهی از ایرانیان برای پیدا کردن منشأ بحران.
در شبکه امید نیز پنجشنبه ساعت 17 «گوتیا» پخش میشود؛ داستان نوجوانی روستایی که به تیلهبازی علاقه دارد و با حمایت معلم ورزشش، مسیر مسابقات محلی تا رقابتهای کشوری را طی میکند.
جمعه ساعت 17 نیز «مورو در برابر سولو» پخش خواهد شد؛ اثری فانتزی و ماجراجویانه که داستان رویارویی قهرمانی جوان با شخصیتی شرور و جاودانه را دنبال میکند.
دو انتخاب ویژه برای شبکه فراتر
شبکه فراتر پنجشنبه ساعت 13، «داستان اسباببازی 3» را پخش میکند؛ انیمیشنی که در ظاهر داستان اسباببازیهایی است که از بزرگ شدن صاحبشان نگراناند، اما در لایهای عمیقتر درباره کودکی، جدایی و عبور از یک مرحله مهم زندگی حرف میزند.
جمعه ساعت 13 نیز نوبت به شاهکار علمیتخیلی «2001: ادیسه فضایی» ساخته استنلی کوبریک میرسد؛ فیلمی که بیش از نیم قرن پس از ساخت همچنان یکی از مهمترین آثار تاریخ سینمای علمیتخیلی به شمار میرود.
این فیلم برخلاف بسیاری از آثار علمیتخیلی، بیش از آنکه بر حادثه و اکشن تکیه کند، مخاطب را به تأمل درباره تکامل انسان، فناوری، هوش مصنوعی و آینده بشر دعوت میکند. بنابراین اگر مخاطب به سینمای کلاسیک و آثار اندیشهمحور علاقه داشته باشد، این فیلم یکی از متفاوتترین گزینههای آخر هفته است.
کدام فیلم را ببینیم؟
اگر هیجان و اکشن میخواهید، «پروژه 749» و «سقوط در یخ» انتخابهای مناسبتری هستند. برای معما و جنایت، «تحقیقات جنایی پنجشنبهها» و «بازی سرنوشت» پیشنهاد میشوند. اگر دنبال فیلمی اجتماعی و تأملبرانگیز هستید، «زیر نور ماه» و «شرق» ارزش تماشا دارند.
برای یک تماشای خانوادگی نیز «به پیش»، «گرانبهای من» و «داستان اسباببازی 3» گزینههای قابل توجهی هستند و علاقهمندان به آثار مذهبی و مناسبتی میتوانند سراغ «ملک سلیمان»، «داستان سامرا»، «آبی روشن» و «هر شب تنهایی» بروند.
در مجموع، جدول پخش این هفته تلاش کرده است میان فیلمهای تازه، آثار شناختهشده، تولیدات مناسبتی و آثار سرگرمکننده تعادل ایجاد کند؛ بنابراین پنجشنبه و جمعه 29 و 30 مرداد، تقریباً برای هر گروه از مخاطبان، انتخابی در قاب تلویزیون وجود دارد.
انتهای پیام/
هیچوقت فکر نمیکنم که تمام واقعیت در دستان من است
به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، چهلونهمین نشست «شبهای مستند» شامگاه سهشنبه، ۲۷ مردادماه، با نمایش ویژه مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، به کارگردانی ارد عطارپور، برگزار شد. این برنامه با همکاری انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند، مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی و فیلمخانه ملی ایران در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد و اجرای نشست را فخرالدین سیدی، فیلمساز، بر عهده داشت.
در ابتدای نشست، ارد عطارپور درباره روند تحقیقات و فرآیند فیلمبرداری مستند «رویای سیاه» عنوان کرد: فیلمبرداری مستند «رویای سیاه» حدود ۱۱ سال پیش آغاز شد و شش سال طول کشید تا فرآیند ساخت اثر خاتمه یافت. استاد محمدعلی موحد ادیب و مولانا پژوه برجسته محبت کردند و ما را پذیرفتند. این فیلم حاصل جلسات متعددی بود که خدمت ایشان رسیدیم و ایشان درباره ماجرای نفت و آنچه که پیش از ملی شدن نفت، در زمان مصدق و بعد آن رخ داده بود، صحبت کردند. حدود سه سال زمان صرف جمعآوری منابع صوتی، تصویری و مطبوعاتی شد. این فیلم از آنجا که مبتنی بر آرشیو بود، پیدا کردن برخی از این تصاویر آرشیوی خیلی دشوار بود. پیدا کردن صداهای علی رزمآرا و حسین مکی خیلی دشوار بود و جزو فوتیج های گمشدهای بود که ما با تلاش زیاد توانستیم پیدا تا در این فیلم استفاده کنیم که ماحصل آن را اینجا دیدیم.
در ادامه، محمدعلی موحد ادیب و مولانا پژوه برجسته در سخنان کوتاهی گفت: خیلی دلم میخواست چند کلمهای در پایان مطالب شما صحبت میکردم ولی متاسفم که وضع خوبی ندارم. خدا، انشاءالله موفقتان کند. خیلی ممنون.
ناصر زرافشان وکیل، نویسنده و فعال اجتماعی که در این نشست به عنوان تماشاگر حضور داشت، درباره حضور استاد محمدعلی موحد با ۱۰۴ سال سن در نشست خاطرنشان کرد: واقعا نیرو به آدم میدهد که استاد محمدعلی موحد با ۱۰۴ سال سن در این نشست حاضر شد. اینگونه من که در آستانه ۸۱ سالگی هستم، حس میکنم هنوز ۲۰ سال دیگر باید کار کنم و الآن که بلند میشوم و به خانه میروم، فکر کنم که ۴ ساعت دیگر باید فعالیت کنم وقتی دکتر موحد را با این روحیه میبینم.
این نویسنده راجع به قضاوت بیرحمانه تاریخ اظهار داشت: تاریخ، داور بیرحم و منصفی است. امروز بسیاری از آنچه که حتی در جریان فیلم دیدیم و بسیاری از ابهاماتی که درباره جریانها و آدمهای مختلف درگیر در ملی شدن نفت دیدیم، با آنچه که آرشیو و مطبوعات آن روز میگفت، دیگر کاملا روشن شده است. از نظر من، در جاهایی که ابهام و تاریکی در این فیلم بود، اولا با قرار دادن جنبش ملی کردن نفت ایران در جایگاه طبیعی و واقعی اش و ثانیه با مراجعه به مدارکی که حدود ۳ سال پیش رو شده است، تکلیف خیلی از مسائل روشن میشود. امروز کسی مثل حسین اعلا، احمد قوام و نمایندگان مجلس هفدهم همچون ذوالفقاری از زنجان، فئودالهای شیراز و مازندران و اینکه چه میکردند و چرا مصدق مجبور شد به مردم مراجعه کند تا مجلس را منحل کند؟ سر این موضوع، بحثهای مفصلی صورت گرفته و امروز، تکلیف آن مشخص است.
او افزود: اگر ماجرای ملی کردن نفت آنگونه که بعضی میگویند دعوای شاه و مصدق نیست. به هیچوجه. دعوای داخلی در ایران بر سر اینکه آیا شاه حق دارد نخستوزیر را عزل کند یا نه، نیست. جای طبیعی جنبش ملی کردن نفت که اگر آنجا قرار داده شود، ماهیت آن به درستی شناخته میشود، مبارزه عمومی مستعمرات، نیمه مستعمرات و کشورهای وابستهای است که بعد از جنگ جهانی دوم، یک موج وسیع برای به دست آوردن منابع ملی خودشان به راه انداختند و ایران، اولین آن بود.
عطارپور، درباره نظرش درباره درک و دریافت واقعیت به شکل تمام و کمال اظهار داشت: من فکر میکنم که هرگز نمیتوان واقعیت را تمام و کمال درک کرد یا دریافت. همیشه به آینده موکول میکنم؛ آیندهای که حدی برای آن متصور نیستم چون هزاران وجه برای هر واقعهای وجود دارد که تاریخ به تدریج اینها رو رونمایی میکند و به تدریج متوجه میشوید آنچه که به قطعیت میپنداشتید، ممکن است الآن جای شک و شبهه داشته باشد. این شکلی است که ممکن است بعضی از قهرمانان ملی یک کشور در یک دوره خاص، در دوره دیگری مورد تردید قرار بگیرند.
من هیچوقت فکر نمیکنم که تمام واقعیت در دستان من است و سعی کردم این را در فیلم منتقل کنم که همه واقعیت در دست من نیست و روی هیچکدام از موارد مطرحشده در فیلم نظر قطعی ندارم بلکه حتی وقتی راوی ما، شخص محترم و مسلطی مثل استاد محمدعلی موحد است و میگوید که آنها برای همین کوتا کردند که این قرارداد نفت را ببندند، بلافاصله صحبت مهدی بازرگان عضو هیئت خلع ید و از مخالفان حکومت وقت پخش میشود که از بد نبودن قرارداد کنسرسیوم نفت و از بهتر بودن از قرارداد مورد نظر مصدق سخن میگوید. این گفته بازرگان مربوط به سال ۱۳۵۸ است و من حتی این را هم از فیلم حذف نکردم. من هر فیلمی که میسازم، هرگز فکر نمیکنم تمام آنچه که به دست آوردم، تمام واقعیتی است که میتوان درک کرد و زمان، خیلی اعتقادات، باورها و داوریها را تغییر میدهد.
این مستندساز در سخنان پایانی، درباره نگاه خودش به محمد مصدق و سیاستهای او گفت: اینکه یک رویکرد نه سیخ بسوزد و نه کباب در پیش میگرفت، مسئلهای نسبی است و نمیتوان گفت چه میشد. شاید عدهای فکر میکردند که همان قرارداد ۶۰/۴۰ یا ۵۰/۵۰ یا هر عدد دیگری میتوانست باشد. قبل از این اتفاقات، قرارداد گس گلشاییان بسته شد که در آن اعدادی ذکر شده بود که در آن سهم ایران کمتر بود بنابراین مجلس مخالفت کرد و در دوره رزمآرا هم مذاکرات با کشته شدن رزمآرا به نتیجه نرسید بعد هم که نوبت مصدق بود. اینکه مصدق به برخی اصول پایبند بود، قابل انکار نیست. مثلا اینکه آیا ما حق داشتیم نفت را ملی کنیم وقتی پالایشگاهها و خطوط نفتی ساخته دست انگلیسیها و تجهیز بنادر ایران به دست آنها صورت گرفته است؟ مصدق در جواب میگفت که خسارت میدهیم و در مقاطع مختلف هم این حرف را تکرار کرده است.
از نظر من، مصدق یک سیاستمدار معتدل بود و در مواقعی ناچار به اخذ تصمیمات رادیکال میشد چون تحت فشار اجتماعی و سیاسی بود. امروز، ما خیلی راحت میتوانیم درباره او قضاوت کنیم در حالی که او در شرایط بسیار دشواری بود. انتهای پیام/

ببینید| رهبری آیتالله مجتبی خامنهای حقیقت شگفتانگیزی را آشکار کرد - تسنیم

واقعگرای پرشور

مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز میشوند - تسنیم

ببینید| شکوه و ابهت امام شهید خامنهای(ره) از زبان استاد افشین علا - تسنیم

دزدی هنری در سالزبورگ

