قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۰۶

روزنامه شهرداری تهران: ایران باید به منافع اوکراین در منطقه حمله کند

یک کارشناس مسائل بین‌الملل درمورد چرایی حمله اوکراین به کشتی ایرانی و شیطنت نظامی زلینسکی که به شهادت یک ملوان ایرانی منجر شد اظهار نظر کرد
 روزنامه شهرداری تهران: ایران باید به منافع اوکراین در منطقه حمله کند



۶ دقیقه قبل / سایت نورنیوز

توهم محدودیت

نورنیوز-گروه سیاسی: این محدودیت ممکن است در قلمرو جغرافیایی، نوع تسلیحات، اهداف عملیاتی، سطح تخریب، مدت‌زمان درگیری یا میزان درگیری مستقیم قدرت‌های بزرگ مشاهده شود. از این منظر جنگ محدود نه به معنای کم‌اهمیت بودن پیامدهای انسانی و سیاسی آن بلکه به معنای وجود نوعی محاسبه برای جلوگیری از گسترش بحران به جنگی فراگیر است.

یکی از دلایل اهمیت جنگ‌های محدود در تغییر نظم کنونی، هزینه بالای جنگ تمام‌عیار است. تجربه تاریخی نشان داده است که جنگ‌های گسترده می‌توانند پیامدهایی پیش‌بینی‌ناپذیر برای دولت‌ها، جوامع و نظم منطقه‌ای داشته باشند. افزایش هزینه‌های نظامی، فرسایش مشروعیت داخلی، بحران‌های اقتصادی، بی‌ثباتی سیاسی و خطر مداخله بازیگران خارجی از جمله عواملی هستند که دولت‌ها را به سمت کنترل دامنه منازعه سوق می‌دهند. در چنین شرایطی، بازیگران ممکن است به‌جای ورود مستقیم به جنگ گسترده از ابزارهایی مانند فشار دیپلماتیک، تحریم اقتصادی، عملیات محدود نظامی، حملات سایبری حمایت از متحدان محلی یا عملیات اطلاعاتی استفاده کنند. در قلب این الگو، منطق بازدارندگی قرار دارد. بازدارندگی بر این فرض استوار است که یک بازیگر می‌تواند با نمایش توانایی و اراده خود طرف مقابل را از انجام اقدامی خاص منصرف کند. بازدارندگی الزاماً به معنای استفاده از زور نیست؛ بلکه  به معنای ایجاد این تصور است که هزینه اقدام خصمانه از منافع آن بیشتر خواهد بود. در بحران‌های منطقه‌ای، بازدارندگی می‌تواند چند سطح داشته باشد: بازدارندگی نظامی برای جلوگیری از حمله مستقیم، بازدارندگی سیاسی برای مهار تشدید بحران، بازدارندگی اقتصادی برای افزایش هزینه تصمیمات پرخطر، و بازدارندگی روانی برای تأثیرگذاری بر محاسبات رهبران و افکار عمومی.

با این وجود، بازدارندگی همواره دقیق و قابل پیش‌بینی عمل نمی‌کند و یکی از مهم‌ترین خطرات در جنگ‌های محدود خطای محاسباتی است. بازیگران ممکن است توان، اراده یا خطوط قرمز طرف مقابل را اشتباه ارزیابی کنند. همچنین ممکن است اقداماتی که از دید یک طرف محدود و کنترل‌شده تلقی می‌شود، از دید طرف دیگر تجاوز آشکار یا تهدیدی راهبردی محسوب شود. این تفاوت در ادراک می‌تواند زمینه‌ساز تشدید ناخواسته بحران شود. بنابراین، جنگ محدود همواره حامل یک تناقض است: از یک سو با هدف کنترل بحران طراحی می‌شود، اما از سوی دیگر ممکن است به دلیل سوءبرداشت، فشار افکار عمومی، رقابت‌های داخلی یا واکنش‌های زنجیره‌ای از کنترل خارج شود.در بحران‌های منطقه‌ای، نقش بازیگران غیردولتی نیز اهمیت زیادی دارد. در گذشته، جنگ‌ها عمدتاً میان دولت‌ها تعریف می‌شدند، اما در دهه‌های اخیر گروه‌های مسلح، شبکه‌های فراملی، عامل نیابتی نقش مهمی در شکل‌دهی به منازعات ایفا کرده‌اند. حضور این بازیگران جنگ محدود را پیچیده‌تر می‌کند؛ زیرا همه طرف‌ها به یک اندازه تابع منطق دولت‌ها، الزامات دیپلماتیک یا قواعد رسمی جنگ نیستند. یک بازیگر غیردولتی ممکن است با اقدامی محدود، بحرانی گسترده ایجاد کند یا دولت‌ها را در برابر انتخاب‌های دشوار قرار دهد. از این رو مدیریت جنگ محدود در محیطی که بازیگران متعدد و اهداف متنوع وجود دارند بسیار دشوارتر از مدیریت یک منازعه دوجانبه کلاسیک است. افزون بر این، فناوری‌های نوین نیز مرزهای جنگ محدود را تغییر داده‌اند. حملات سایبری، پهپادها، جنگ اطلاعاتی، عملیات روانی و سامانه‌های دقیق دوربرد این امکان را فراهم کرده‌اند که بازیگران بدون ورود به جنگ گسترده هزینه‌هایی قابل توجه بر رقیب تحمیل کنند. این ابزارها می‌توانند جذاب باشند زیرا ظاهراً امکان انکارپذیری، کنترل خسارت و کاهش تلفات مستقیم را فراهم می‌کنند. اما همین ویژگی‌ها می‌توانند آستانه استفاده از زور را پایین بیاورند. هنگامی که ابزارهای کم‌هزینه‌تر و کم‌ریسک‌تر در دسترس قرار می‌گیرند احتمال استفاده مکرر از آن‌ها نیز افزایش می‌یابد و این امر می‌تواند محیط امنیتی را بی‌ثبات‌تر کند.جنگ‌های محدود معمولاً در خلأ رخ نمی‌دهند بلکه در متن رقابت‌های ژئوپلیتیکی گسترده‌تر معنا پیدا می‌کنند. یک بحران محلی ممکن است به سرعت به صحنه‌ای برای رقابت قدرت‌های منطقه‌ای یا جهانی تبدیل شود. در این وضعیت، هر بازیگر می‌کوشد بدون پرداخت هزینه جنگ مستقیم نفوذ خود را افزایش دهد، متحدانش را تقویت کند یا موقعیت رقیب را تضعیف سازد. این امر باعث می‌شود مرز میان بحران محلی و رقابت بین‌المللی مبهم شود. گاهی یک درگیری محدود در منطقه‌ای خاص، پیام‌هایی فراتر از همان جغرافیا ارسال می‌کند و در معادلات امنیتی مناطق دیگر نیز اثر می‌گذارد.

در این میان، دیپلماسی نقش اساسی در جلوگیری از گسترش جنگ‌های محدود دارد. کانال‌های ارتباطی رسمی و غیررسمی، میانجی‌گری، مذاکرات پشت‌پرده، توافق‌های موقت، سازوکارهای کاهش تنش و حتی پیام‌های غیرعلنی می‌توانند مانع از سوءبرداشت و تشدید بحران شوند. تاریخ روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که حتی در شدیدترین رقابت‌ها، وجود کانال‌های ارتباطی می‌تواند از تبدیل تنش‌های محدود به جنگ‌های فراگیر جلوگیری کند. دیپلماسی در چنین شرایطی صرفاً ابزار صلح‌آرمانی نیست، بلکه بخشی از مدیریت واقع‌گرایانه بحران است.

نمی‌توان پیامدهای انسانی جنگ‌های محدود را نادیده گرفت. محدود بودن جنگ از منظر راهبردی، الزاماً به معنای محدود بودن رنج انسانی نیست. حتی عملیات‌هایی که از دید طراحان نظامی محدود تلقی می‌شوند، ممکن است برای جوامع محلی و غیرنظامیان پیامدهایی عمیق، طولانی و ویرانگر داشته باشند. آوارگی، تخریب زیرساخت‌ها، اختلال در آموزش و سلامت، گسترش فقر، آسیب‌های روانی و فروپاشی اعتماد اجتماعی از جمله نتایجی هستند که می‌توانند سال‌ها پس از پایان درگیری ادامه یابند. بنابراین، هر تحلیل واقع‌بینانه از جنگ محدود باید میان محاسبات راهبردی دولت‌ها و تجربه انسانی جوامع درگیر تمایز قائل شود.

جنگ محدود را می‌توان یکی از اشکال غالب منازعه در جهان معاصر دانست؛ شکلی از درگیری که میان صلح کامل و جنگ تمام‌عیار قرار دارد. این وضعیت خاکستری، هم برای سیاست‌گذاران و هم برای تحلیلگران چالش‌برانگیز است. از یک سو، جنگ محدود ممکن است به‌عنوان ابزاری برای مدیریت رقابت و جلوگیری از انفجار بزرگ‌تر به کار رود؛ از سوی دیگر، همین منطق می‌تواند به عادی‌سازی خشونت، تداوم بحران و فرسایش نظم منطقه‌ای منجر شود. بنابراین، پرسش اصلی در مواجهه با جنگ‌های محدود این نیست که آیا آن‌ها واقعاً محدود هستند یا نه، بلکه این است که چه کسانی حدود آن را تعیین می‌کنند، این حدود تا چه اندازه پایدار است، و هزینه واقعی آن را چه کسانی می‌پردازند.

بحران‌های منطقه‌ای معاصر اغلب در چارچوبی قابل فهم‌اند که در آن جنگ محدود، بازدارندگی، رقابت نیابتی، فناوری نوین و دیپلماسی هم‌زمان عمل می‌کنند. هیچ‌یک از این عناصر به‌تنهایی توضیح‌دهنده همه ابعاد بحران نیستند، اما در کنار یکدیگر نشان می‌دهند که منازعات جدید تا چه اندازه پیچیده، چندسطحی و شکننده شده‌اند. مدیریت چنین بحران‌هایی نیازمند شناخت دقیق محاسبات راهبردی، حساسیت نسبت به پیامدهای انسانی، و تقویت سازوکارهایی است که بتوانند از عبور درگیری‌های محدود به جنگ‌های گسترده جلوگیری کنند.


۹ دقیقه قبل / سایت برترینها

صلح، ثبات، آزادی؟ چه می‌خواهیم که حال‌مان بهتر شود؟

یلدا آذرپی در عصر ایران نوشت: حواست هست؟ مردادِ سوزانِ امسال هم دارد به آخر می‌رسد. آدم دلش می‌خواهد هرچه در این ماه‌ها گذشته را یک‌جا از ذهنش بتکاند و دور بریزد.برود بنشیند لب حوضِ لاجوردی، پهلوی گلدان‌های شمعدانی. عطر یاس و پیچ امین‌الدوله در هوا باشد و پاها را گذاشته باشد در آب و چند دقیقه... فقط چند دقیقه هیچ کاری نکند. کاش همه‌چیز را از یاد ببرد. نگاهش بیفتد به همان ترکیب‌های قدیمی، به دیوار کوتاه آجری، کاشی‌های کوچکِ فیروزه‌ای، امواج آرام، آسمان آبی، بوی خاکِ نم‌خورده، بوی بارانِ تازه، بوی برگ و گل و دلش غَنج برود از این همه زیبایی.

کاش آن گوشه درخت اناری باشد، کنار دیوار بوته‌های رز و نسترن بالا رفته باشند و سایۀ برگ‌ها افتاده باشد روی آجرهای قدیمی. حُسنِ یوسُف چرا نباشد و صدای آب چرا نیاید؟ کمی صدای پرنده و کمی خش‌خشِ برگ‌ و همه‌چیز همین‌جا باشد، نه جای دیگر. همین‌قدر نزدیک، همین‌قدر آشنا و بیاسایی برای خودت.

همه خسته‌ایم از وضعیتِ این روزها که البته چندی‌ست وخامت قبل را ندارد. جنگ و بن‌بستِ مذاکرات بر اقتصاد و زندگی روزمره سایه انداخته است و در این شرایط، حرف‌زدن از صلح، اقتصاد و امنیت به توصیه‌های ماورائی شبیه است.

ما خیلی خسته‌ایم و دیگر رؤیاهای بزرگ نداریم. معجزه و شق‌القمر نمی‌خواهیم. این روزها اگر از مردم بپرسید چه‌چیز حال تان را بهتر می‌کند، بعید است پاسخشان شباهتی به آرزوهای سال‌های دور داشته باشد.

احتمالاً دیگر نمی‌گویند خانۀ بزرگ‌تر مد نظرم است، ماشین گران‌تر می‌خواهم یا دوست دارم بروم سفر و چند روزی دور از هیاهو باشم. خواسته‌ها کوچک‌تر و بنیادی‌تر شده‌اند. می‌گویند دوست دارم جنگ تمام شود و قیمت‌ها ثبات پیدا کنند. می‌گویند کاش بتوانیم برای چند ماهِ بعدمان برنامه بریزیم و نگران آیندۀ فرزندمان نباشیم. می‌گویند کاش اینترنت قطع نشود. می‌گویند کاش گشت ارشاد برنگردد. می‌گویند کاش بتوانیم آزادانه حرف بزنیم و زندگی کنیم. کاش هر روزی که چشم باز می‌کنیم، خبر بد به گوشمان نرسد.

تغییر حالمان تا حد زیادی به همین‌ها خلاصه می‌شود، ولی همه بفهمی‌نفهمی بی‌اعصابیم و حتی اگر همۀ این‌ها هم از آسمان ببارند بعید می‌دانم بهتر شویم؛ چون از پا درآمده‌ایم. رنجِ روحی داریم. پر از اضطرابیم. خاطرۀ جنگ، تنش‌های انباشته، سوگ و مشکلاتِ پس از سانحه داریم. ما به راهکارهای عملی و حال‌خوب‌کُن نیاز داریم.

نمی‌شود به آدم‌هایی که نگرانِ ارزش پول، امنیت و آینده هستند، توصیه کرد دخیل ببندید، یوگا کنید، کمتر اخبار ببینید و نگاهتان به نیمۀ پر لیوان باشد. حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی، وضعیت معیشتی، امنیت، آزادی، آرامش پایدار و چشم‌اندازی می‌آید که شهروندان از فردای خود دارند. در این شرایط چطور می‌توان از رنجِ جامعه کاست؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا مردم دوباره دلیلی برای آرامش داشته باشند؟

۱- شر جنگ را از سر مردم کم کنیم

هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند تا ابد در اضطرار و آماده‌باش به ‌سر ببرد. جنگ، گذشته از تهدیدِ موشک و انفجار، انبوه ترس‌ها و نگرانی‌هایی است که به خانه‌ها نفوذ می‌کند. جنگ یعنی احتمالِ حمله، تورمِ افسارگسیخته، کسب‌و‌کارِ هدررفته، نگرانی از آینده، مهاجرتِ اجباری، درمانِ رهاشده و ترس از بحران‌های انباشته. همۀ این‌ها ناشی از سیاست‌های کلان است که حالا به شکست مذاکرات، تفاهمِ شکننده و نامعلوم‌بودنِ سرنوشتِ آبراه جنوبی گره خورده است. پس یکی از اقداماتی که می‌تواند مستقیماً بر حالِ روحی و جسمیِ مردم اثر بگذارد، پایانِ جنگ است. مردم برخلاف خواستۀ نمایندگانِ چند درصدی و جناح تندرو به بزن‌بزن و «جنگ تا روز قیامت» نیازی ندارند. بهترین خبر این است که بشنویم جنگ تمام شده است.

۲- اقتصاد را از بندِ غافل‌گیریِ دائمی برهانیم

اقتصادِ بی‌ثبات بر همه‌چیز اثر می‌گذارد. بی‌ثباتی یعنی بر باد رفتنِ چشم‌انداز. وقتی ندانی با حقوقِ ماه آینده چه‌قدر قدرت خرید داری، ندانی اجارۀ سال بعدت چقدر است، ندانی قیمتِ کالاها در فاصلۀ دو خریدت چقدر تغییر می‌کند و ندانی حقوقی در کار است یا نه، زندگی به مدیریتِ بحرانِ روزمره تبدیل می‌شود.

گزارش‌ها از کوچک‌ترشدنِ سبد خرید خانوار و کاهشِ بنیۀ اقتصادی حکایت دارند و وخامت اوضاع به‎حدی است که برخی کالاهای اساسی و درمان‌های ضروری از اولویتِ مردم حذف شده‌اند. به همین دلیل بیش از وعدۀ ثروتمندشدنِ کشور، به ثبات نیاز داریم؛ ثبات ارز، ثبات قیمت‌ها، ثبات قوانین و ثبات سرمایه. بزرگ‌ترین دستاورد اقتصادی، وعدۀ یک‌شبه پولدارشدن و خروج از بحران‌های پیاپی نیست؛ این است که بدانیم پولی در جیب داریم که چند روز دیگر بی‌ارزش‌تر از امروز نیست.

۳- دوباره بتوانیم برای آینده برنامه‌ریزی کنیم

یکی از نشانه‌های خستگی اجتماعی، کوتاه‌شدنِ افقِ زندگی است. آدمی که زمانی برای پنج سالِ آینده برنامه می‌ریخت، حالا شاید نتواند برای چند روز آینده‌اش تصمیم بگیرد. جوانی که باید به ازدواج، تحصیل، اشتغال، خرید خانه یا بچه‌دارشدن بیندیشد، اول باید حساب کند آیا می‌تواند از پس هزینه‌های عادی زندگی برآید یا نه. دست‌ و پای جامعه بسته است و زمانی حالش بهتر می‌شود که آینده دوباره قابل تصور باشد.

۴- از تندروی خسته‌ایم؛ کمی عقلانیت بد نیست

جامعه فقط از جنگِ خارجی خسته نیست؛ از جنگِ دائمی در داخل هم خسته است؛ از اینکه هر اختلاف‌نظر به دشمنی تبدیل شود، هر منتقدی متهم باشد و هر عقب‌نشینی از موضع سیاسی، خیانت تلقی شود. مردم به سیاستمدارانی نیاز دارند که بلد باشند مسئله حل کنند، نه‌ اینکه مدام مسئلۀ نو بسازند. کشوری که همۀ انرژی‌اش را صرفِ تولید دشمن، زدوخورد با مخالف و تنشِ دائمی می‌کند، فرصت زیادی برای ساختنِ زندگی شهروندان ندارد. حالِ مردم زمانی بهتر می‌شود که سیاست از هیجان، درگیری و شعار فاصله بگیرد و به سمتِ عقلانیت، گفت‌و‌گو، اعتماد و مصالحه برود.

۵-آزادی و حق انتخابِ مردم را به رسمیت بشناسیم

آزادی در مباحث سیاسی چُنان بزرگ و انتزاعی است که معنای روزمره‌اش فراموش می‌شود، ولی در زندگی مردم، مفهوم ساده‌ای دارد. آزادی به این معناست که بتوانی خودت باشی، آن‌طور که می‌خواهی لباس بپوشی، موسیقی دلخواهت را گوش کنی، کتاب بخوانی، حرف بزنی، سفر بروی، شغل انتخاب کنی و سبک زندگیِ خودت را داشته باشی، بدون اینکه مدام نگران باشی انتخاب شخصی‌ات تو را با دردسر مواجه کند. جامعه‌ای که شهروندانش مدام مراقب رفتار و گفتارشان هستند، جامعۀ آرامی نیست. آزادی یکی از ارکانِ زندگی سالم است.

۶- امنیت را از معنای نظامی‌اش بزرگ‌تر ببینیم

امنیت فقط در این خلاصه نمی‌شود که موشک به خانه‌ات نخورد؛ یعنی مطمئن باشی قانون از تو حمایت می‌کند. یعنی شغلت فردا از بین نمی‌رود. یعنی اگر بیمار شدی، درمان از توانت خارج نیست. یعنی نگرانِ آیندۀ فرزندت نباشی. یعنی مجبور نیستی هر شب دربارۀ اتفاق‌های احتمالیِ فردا سناریو بسازی. یعنی احساس نکنی زندگی‌ات در معرضِ تصمیم‌های ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینی است. یکی از مهم‌ترین نیازهای امروز مردم، ثبات و مصونیت در برابر بی‌ثباتی است.

۷- حفظ استقلال بدون انزوا

استقلال ارزشمند است، اما نباید منجر به انزوا شود. هر کشور مستقل باید بتواند از منافعش دفاع کند، همزمان توان مذاکره، تجارت و ارتباط با جهان داشته باشد و برای کاهش تنش بکوشد. نتیجۀ استقلال باید در زندگی مردم ملموس باشد. اقتصاد مستقل باید بتواند با جهان ارتباط برقرار کند و به فناوری و دانش تکیه کند. استقلال فقط وقتی ارزشمند است که به افزایش قدرت مردم منجر شود، ولی اگر معنایش تحمل دائمِ هزینه‌های اقتصادی و سیاسی باشد، طبیعی است که مردم دربارۀ نسبتِ وعده و نتیجه سؤال کنند.

۸- اینترنتِ سریع، ارزان و بدون فیلتر به مردم بدهیم

چرا اینترنتِ آزاد و باکیفیت به مردم نمی‌دهیم؟ در عصر کنونی، اینترنت همه‌چیز است؛ محل کار، دانشگاه، فروشگاه، رسانه و راه ارتباط با این و آن. قطع یا محدودکردنِ اینترنت یعنی سلیقه‌ای عمل‌کردن، یعنی ذی‌نفع‌بودن از انسدادِ تکنولوژی، یعنی قطعِ بخشی از زندگیِ واقعی. مردم باید بدانند در جهان چه می‌گذرد، باید بتوانند با اینترنت کار کنند، کسب‌و‌کارشان را اداره کنند، با دیگران ارتباط داشته باشند و به اطلاعات دسترسی پیدا کنند. در جهانی که ارتباطات روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود، حس جدایی از جهان، اضطراب‌آور است.

۹- اعتماد را احیا کنیم

هیچ‌چیز به‌اندازۀ بی‌اعتمادی جامعه را به ستوه نمی‌آورد. اگر مردم به آمارها، وعده‌ها، سیاست‌ها و به آینده اعتماد نکنند، تصور می‌کنند واقعیت زندگی‌شان با آنچه در تریبون‌های رسمی گفته می‌شود تفاوت دارد. اگر بین مردم و حاکمیت فاصله بیفتد، سرمایۀ اجتماعی و اعتماد عمومی از بین می‌رود. اعتماد با شعار برنمی‌گردد. با صداقت و عملکردِ مسئولانه برمی‌گردد. جامعۀ بالغ لزوماً جامعه‌ای نیست که در آن همه‌چیز خوب باشد؛ جامعه‌ای است که بتواند دربارۀ همه‌چیز صادقانه حرف بزند.

۱۰- توان اقتصادی و حفظ کرامت اجتماعی مهم است

قدرت خرید فقط به پول خلاصه نمی‌شود. توان اقتصادی به افراد جامعه کرامت می‌بخشد. خیلی از خانواده‌ها در شرایط کنونی ناچارند از خوراک، پوشاک، درمان، تفریح و آموزش بگذرند، ولی شهروندِ باکرامت باید بتواند از پسِ هزینه‌های عادی زندگی برآید، بتواند برای تولد فرزندش هدیه بخرد، بتواند گاهی با نزدیکانش بیرون برود، بتواند سالی یک بار سفر کند، بتواند غذای موردعلاقه‌اش را بخورد، بتواند برای خانه‌اش چیزی بخرد. زندگی طبیعی یعنی همین. زندگی فقط زنده‌ماندن نیست. جامعه‌ای که شهروندانش مجبور باشند بین نیازهای اساسی‌شان یکی را انتخاب کنند، دیر یا زود دچار فرسودگی اجتماعی می‌شود. درنتیجه حال بدمان دلایل روشنی دارد و حال خوب با تحقق این اهداف به دست می‌آید.

کاش دیگر خبرها را لحظه‌به‌لحظه دنبال نکنیم، صدای آژیر و انفجار نشنویم، قیمتِ هر چیز را چک نکنیم، این‌قدرحساب و کتاب نکنیم. نپرسیم دلار چند شده. نپرسیم کی رفته و کی آمده.... دلم می‌خواهد عصر باشد؛ از آن عصرهای کشدار آخر تابستان که آفتاب دیگر بی‌رمق است و هوا نرم شده. لم بدهی روی تختِ چوبیِ کنار حوض، کتابی در دستت و استکان چای کنارت... نسیم خنکی از لابلای شاخه‌ها بوزد، صورتت را نوازش کند، مجالی بدهد به این حال، به این آسودن و بعد همۀ تلخی‌ها را با خودش ببرد. دلم می‌خواهد عصر باشد؛ عصرِ همان ایرانی که دلمان برایش تنگ شده است.

دلم می‌خواهد شهریور از راه برسد و خنکای پاییز را بیاورد. پنجره را باز کنم، سرگرم کار خودم باشم و صدای باران از حیاط بیاید. آن‌وقت شاید بتوان زیر لب آواز سر داد.. بتوان گفت ببار... بر کوه و دشت و هامون ببار... ببار و گَردِ این روزهای خسته را بشوی... ببار که این سرزمین تشنه است؛ تشنۀ باران، تشنۀ آرامش، تشنۀ روزهای بهتر. ببار به یاد همۀ آن‌هایی که دلشان همین عصر آرام را می‌خواست. بگذار تابستان با گرما و تلخی‌اش تمام شود... پاییز بیاید... باران ببارد... شاید از دل این همه خستگی، جوانه‌ای سبز شود.


۱ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

یک چهارم پهپادهای تهاجمی آمریکا نابود شدند/ پایان دوران جولان پهپادهای آمریکایی در منطقه

 به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو ؛ گزارش اخیر روزنامه واشنگتن‌پست به نقل از سه مقام ارشد آمریکایی، پرده از یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تاکتیکی و تجهیزاتی ارتش ایالات متحده در سال‌های اخیر برداشته است.

از دست دادن نزدیک به یک‌چهارم از ناوگان پهپادهای پیشرفته ام‌کیو- ۹ ریپر در جریان درگیری‌ها با ایران، نشان‌دهنده یک افتضاح تمام‌عیار در برنامه‌ریزی عملیاتی و ارزیابی توانمندی‌های پدافندی رقیب است. این رویداد، معادلات قدرت هوایی در منطقه را دستخوش تغییرات بنیادین کرده و زنگ خطری جدی برای دکترین نظامی واشنگتن به صدا درآورده است.  

نگاهی به  ساختار عملیاتی ام‌کیو- ۹ ریپر

برای درک عمق این فاجعه نظامی، ابتدا باید نگاهی به جایگاه و اهمیت پهپاد ام‌کیو- ۹ ریپر در ارتش آمریکا بیندازیم. این پرنده بدون سرنشین که توسط شرکت جنرال اتمیکس طراحی و ساخته شده است، برای سال‌ها ستون فقرات عملیات‌های شناسایی، نظارت مستمر ( ISR ) و تهاجم دقیق نیروی هوایی ایالات متحده را تشکیل می‌داد.

ریپر با قابلیت پرواز مداوم بیش از  ۲۷ ساعت، به گونه‌ای طراحی شده است که بتواند اهداف متحرک و ثابت را در فواصل طولانی رصد کرده و در صورت نیاز با استفاده از موشک‌های هلفایر یا بمب‌های هدایت‌شونده لیزری آن‌ها را نابود کند.

ساختار عملیاتی این پهپاد بر مبنای حضور پنهان و مداوم در آسمان بنا شده است. پیش از آغاز این درگیری‌ها، ارتش آمریکا در مجموع حدود ۱۸۵ فروند از این پهپادها را در اختیار داشت که از این تعداد، ۱۶۵ فروند در خدمت نیروی هوایی و ۲۰ فروند دیگر در اختیار تفنگداران دریایی بود. ارزش هر یک از این پرنده‌ها با احتساب تسلیحات، موتورهای قدرتمند و سنسورهای فوق‌پیشرفته اپتیکی و راداری نصب‌شده روی آن‌ها، بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون دلار برآورد می‌شود.

این ارقام نشان می‌دهد که ریپر فراتر از یک ابزار جنگی ، یک سرمایه استراتژیک گران‌قیمت محسوب می‌شود که نابودی هر فروند از آن، ضربه‌ای مهلک به عملیات و تدارکات پنتاگون وارد می‌کند.  

افتضاح عملیاتی در جنگ ایران؛ چگونه ریپرها به اهدافی آسان تبدیل شدند؟

آنچه در جریان جنگ با ایران و تمرکز پروازها در اطراف آب‌راه‌های حساسی چون تنگه هرمز رخ داد، یک شکست اطلاعاتی و عملیاتی به معنای واقعی کلمه بود. فرماندهان آمریکایی با تکیه بر تجربیات گذشته خود در محیط‌هایی مانند افغانستان یا عراق که فاقد پدافند هوایی مدرن بودند، ریپرها را با همان الگوهای پروازی سنتی به مسلخ فرستادند.

 

ایران و نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای آن، برخلاف کشورهای پیشین تحت تجاوز آمریکا، از شبکه پدافندی تاکتیکی بهره میبرند که به دلیل پراکندگی و ماهیت پسیو آن، به راحتی قابل کشف نیست.

در چنین شرایطی، ویژگی‌های ذاتی ام‌کیو- ۹ به نقطه ضعف آن تبدیل شد. سرعت پروازی نسبتاً کند این پهپادها و الزام آن‌ها به پرواز در ارتفاع پایین برای انجام ماموریت‌های نظارتی دقیق روی شناورها و پرتابگرها، آن‌ها را به اهدافی فوق‌العاده آسان و در دسترس برای موشک‌های سطح‌به‌هوای ایران تبدیل کرد. از بین رفتن نزدیک به ۲۵ درصد از کل ناوگان این پهپادها، نشان‌دهنده ناتوانی مفرط استراتژیست‌های آمریکایی در تطبیق تاکتیک‌های هوایی با یک میدان نبرد مدرن و پیشرفته است.  

تبعات فاجعه‌بار برای ارتش آمریکا

تبعات این خسارت سنگین برای ارتش آمریکا فراتر از میلیاردها دلار ضرر مالی مستقیم است و زیرساخت‌های عملیاتی آن‌ها را فلج کرده است:

کوری اطلاعاتی و عملیاتی:

از دست رفتن یک‌چهارم ناوگان به معنای کاهش شدید توانایی متجاوزان در انجام ماموریت‌های نظارتی مستمر است. بدون حضور مداوم ریپرها، فرماندهان آمریکایی از رصد تحرکات سریع و شناسایی پرتابگرهای متحرک موشکی در سواحل خلیج فارس عاجز شده‌اند.

 

 

بحران جایگزینی:

با توجه به توقف تولید مدل‌های اصلی ام‌کیو- ۹ و فقدان ذخایر استراتژیک، ارتش آمریکا  به سادگی نمی‌تواند این تلفات را جبران کند. توسعه نسل‌های جدید نیز سال‌ها زمان می‌برد.

 

به خطر افتادن جان خلبانان:

پنتاگون برای پر کردن این خلأ عمیق اطلاعاتی، ناچار به استفاده از جنگنده‌های سرنشین‌دار شده است. این امر هزینه‌های لجستیکی را به شکل سرسام‌آوری افزایش می‌دهد و جان خلبانان آمریکایی را در محیطی که توانایی سرنگونی پیشرفته‌ترین پرنده‌ها را دارد، با خطرات جدی مواجه می‌سازد و ضربه پذیری را بالاتر می برد.

 

   دستاوردهای استراتژیک این شکارهای ارزشمند

در نقطه مقابل، این درگیری و سرنگونی گسترده نمادهای قدرت هوایی آمریکا، مزایای ژئوپلیتیک و نظامی بی‌نظیری را برای جمهوری اسلامی ایران به همراه داشته است:

تثبیت شبکه جدید پدافندی زیر بمباران دشمن:

  ایران به صورت عملی ثابت کرد که می‌تواند از حریم هوایی و آب‌های پیرامونی خود در برابر پیشرفته‌ترین ابزارهای تهاجمی جهان محافظت کند. این موفقیت، ضریب بازدارندگی ایران را به شدت افزایش داده است. نکته حائز اهمیت این است که این تحول پدافندی تحت فشار بمباران دشمن رخ داد و پدافند هوایی دائماً در حال بروزرسانی و ارتقا است.

  گنجینه اطلاعاتی و مهندسی معکوس:

دسترسی به لاشه ده‌ها پهپاد پیشرفته آمریکایی، یک فرصت طلایی تکنولوژیک برای متخصصان نظامی ایران است. بررسی ساختار سنسورها، رادارها، و سیستم‌های رمزنگاری این پرنده‌ها می‌تواند به جهش در برنامه‌های پهپادی و ارتقای سیستم‌های جنگ الکترونیک ایران منجر شود و کدهای ارتباطی ارتش آمریکا را برای همیشه افشا کند که در زمینه همکاری های اطلاعاتی هم بازوی جدیدی برای کشور محسوب میشود.

  تغییر موازنه قدرت روان‌شناختی:

 فرو ریختن ابهت تکنولوژیک آمریکا، اعتماد به نفس نیروهای مسلح ایران و هم‌پیمانان منطقه‌ای آن را در بالاترین سطح ممکن قرار داده است. در کنار این مسله تجربیات ایران در این نبرد، راهگشای نبرد های آینده جهان خواهد بود.

 

در نهایت، افتضاح از دست دادن یک‌چهارم ناوگان ام‌کیو- ۹ ریپر، نقطه پایانی بر دوران سلطه بلامنازع و بدون هزینه پهپادهای آمریکایی در آسمان خاورمیانه است.

 در حالی که واشنگتن در گرداب کمبود تجهیزات و خلأهای عمیق اطلاعاتی دست‌وپا می‌زند، ایران نشان داد که در جنگ‌های مدرن، این تنها تجهیزات گران‌قیمت نیستند که سرنوشت نبرد را تعیین می‌کنند، بلکه هوشمندی در استفاده از پدافندهای بومی و درک صحیح از نقاط ضعف دشمن است که حرف آخر را می‌زند.

 




 کودتای ۲۸ مرداد، زخمی که ۷۳ سال بعد هنوز بر روابط ایران و آمریکا سایه انداخته است/ این واقعیت است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد/ این امر، خوراک لازم برای روایتی به‌شدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران
۱۳ ساعت قبل / سایت جماران

کودتای ۲۸ مرداد، زخمی که ۷۳ سال بعد هنوز بر روابط ایران و آمریکا سایه انداخته است/ این واقعیت است که ایالات متحده در سیاست ایران مداخله کرد/ این امر، خوراک لازم برای روایتی به‌شدت ضدآمریکایی را فراهم کرد که ایالات متحده را مسئول شکست دموکراسی نوپای ایران

در سال ۱۹۵۳، آمریکا و بریتانیا با طراحی و حمایت از عملیاتی مخفیانه به سرنگونی دولت محمد مصدق کمک کردند؛ نخست‌وزیری که ملی‌کردن صنعت نفت را به نماد استقلال‌طلبی ایران تبدیل کرده بود. این مداخله نه‌تنها مسیر سیاست داخلی ایران را تغییر داد، بلکه به یکی از ماندگارترین سرچشمه‌های بی‌اعتمادی به واشنگتن تبدیل شد؛ رخدادی که برخی مورخان آن را از بدترین تصمیم‌های سیاست خارجی آمریکا می‌دانند.

 محاصره اقتصادی؛ وقتی مذاکره از روی میز کنار می‌رود
۱۶ ساعت قبل / سایت اکوایران

محاصره اقتصادی؛ وقتی مذاکره از روی میز کنار می‌رود

ماه‌ها بود که کارشناسان و رسانه‌ها درباره این سناریو هشدار می‌دادند: اگر مسیر مذاکره میان ایران و آمریکا متوقف شود، فشار واشنگتن از تحریم‌های معمول فراتر خواهد رفت و تلاش برای بستن مسیرهای تنفس اقتصادی ایران آغاز می‌شود. اکنون نشانه‌های این سناریو آشکارتر از گذشته است.

 ملت ایران و عراق نپذیرفتند سرنوشت‌شان را دولت‌های غربی بنویسند
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ملت ایران و عراق نپذیرفتند سرنوشت‌شان را دولت‌های غربی بنویسند

رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: در تاریخ درباره ما خواهند نوشت که ما دو ملت ایران و عراق نپذیرفتیم پاورقی روایت‌های دیگران شویم و سرنوشت مان را در پایتخت‌های دولت‌های غربی ننوشتند.

 سرنوشت رؤیای ۹ تریلیون دلاری ولیعهد سعودی در بیابان | چرا پروژه عظیم «نئوم» به فروپاشی نزدیک شده است؟ | «رقص توهم متقابل» بر پروژه حاکم بود
۳۹ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

سرنوشت رؤیای ۹ تریلیون دلاری ولیعهد سعودی در بیابان | چرا پروژه عظیم «نئوم» به فروپاشی نزدیک شده است؟ | «رقص توهم متقابل» بر پروژه حاکم بود

اقتصادنیوز:رسانه آمریکایی با استناد به تصاویر ماهواره‌ای، اسناد مالی داخلی و گفت‌وگو با کارکنان سابق پروژه «نئوم» گزارش داد ساخت‌وساز در تمام پروژه‌های اصلی این ابرشهر عربستان متوقف شده یا رو به توقف است؛ پروژه‌ای که هزینه نهایی آن در برخی برآوردها به ۸.۸ تریلیون دلار رسیده بود!

 نمی‌توانند دختران جوان خود را کنترل کنند؛ پلیس برخورد کند | انتقاد تند سردار کارگر؛ نسبت دادن این وضعیت به رهبر شهید و رئیس‌جمهور دروغ است
۱۴ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

نمی‌توانند دختران جوان خود را کنترل کنند؛ پلیس برخورد کند | انتقاد تند سردار کارگر؛ نسبت دادن این وضعیت به رهبر شهید و رئیس‌جمهور دروغ است

رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس و مقاومت، با انتقاد از وضعیت حجاب در کشور، بی‌حجابی و ولنگاری موجود را نتیجه ترک فعل دستگاه‌های مسئول دانست و گفت: مسئولان برای انجام ندادن وظایف خود نباید جنگ را بهانه قرار دهند و دستگاه‌های فرهنگی و حاکمیتی باید در این زمینه پاسخگو باشند.

 در جلسه تأمین برق صنایع چه گذشت؟
۱۱ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

در جلسه تأمین برق صنایع چه گذشت؟

رئیس جمهور گفت: تأمین برق صنایع باید با اولویت حفظ تولید و اشتغال دنبال شود زیرا توقف تولید علاوه بر آسیب به بنگاه‌های اقتصادی، می‌تواند آثار مختلفی بر معیشت...