
«منظور از حدیث «تمام زمین برای ماست» چیست؟/ تبیین جایگاه ولایت در مالکیت زمین»

علت بزرگداشت و برگزاری مراسم در روز نهم ربیعالاول + منابع دقیق و معتبر
امروزه ضمن برداشتهایی غیر مستند از واژه تبرّی، اعمالی در جامعه اسلامی اتفاق میافتد که بی شکّ مقبول امامان شیعه نیست و با سیرهی متعالی آنان در تضادّ است.
تبرّی یعنی؟
«تبری به دوری و جدا شدن از چیزی گفته میشود که در نزدیک شدن به آن کراهت است.»
و «ابراز برائت خداوند از کافران به معنای دور ساختن آنها از رحمتش میباشد.»
چرا تبری؟
اگر تبری از دشمنان خدا وجود نداشته باشد، مرزهای دوستی و دشمنی به هم میریزد و حق و باطل در هم میآمیزد. اگر ظالم، مطرود نگردد، اگر گمراهی نکوهیده نشود، اگر بد کاران مورد عداوت قرار نگیرند، تباهی نهادینه میشود؛ فساد مقبول میگردد و تبه کاران بیپروا میشوند.
برائت یعنی؛ حق و دیگر هیچ، برائت یعنی دشمنی با دشمنان خدا.
تبری نجستن از دشمنان، عامل همگرایی، تقلید، تشبه و هضم شدن در فرهنگ دشمن میشود.
مرزهای اعتقادی را باید توانمندتر از مرزهای جغرافیایی، پاس داشت.
در این باره، آیات و روایات فراوانی وارد شده است هم چون: جامعهای نخواهی یافت که به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول، دوستی کنند. بیتردید چنین کسانی تبری قلبی ندارند.
امام رضا (علیه السلام) میفرمایند:
کمال و نهایت دین در ولایت ما و برائت از دشمنان ماست.
دیگر اینکه شخصی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: همانا شخصی است که محبت شما را در دل دارد، اما در برائت از دشمنان شما ضعیف است.
امام صادق علیه السلام در پاسخ فرمودند: دروغ میگوید کسی که گمان میکند دوستدار ماست، اما از دشمنان ما برائت نمیجوید.
بیشتر بخوانید برکات و اعمال مخصوص ماه ربیع الاول بشارت خروج از ماه صفر و دقالباب هفت درب مسجد ربیعالاول نویددهنده رخدادهای فرخنده در اسلام علت نامگذاری ماه ربیعالاول چیست؟ وقايع ماه ربيع الاول چیست؟
تبرّی، بدون شناخت؟!
تبرّی دو مرحله دارد:
۱- شناخت حق و باطل
۲- دوری جستن و فاصله گرفتن از باطل
وقتی حارث بن حوط در جنگ به علی (علیه السلام) میگوید: از نظر من طلحه و زبیر و عایشه بر حق هستن.
حضرت علی (علیه السلام) میفرماید:ای حارث به راستی تو حق را نشناختی تا بتوانی اهلش را بشناسی و همین طور باطل را نشناختی تا اهلش را بشناسی»
شیوههای تبری
الف) قلبی
قلب انسان کانون تمایلات، مهرورزیها و کینهتوزیها و محل بروز گرایشهاست؛ از این رو تبری قلبی نقشی سرنوشت ساز در زندگی انسانها دارد. باید به دشمنان خداوند متعال دل نبست و از آنان نفرت داشت باید به دشمنان اولیای خداوند مهر نورزید و از آنان در دل بغض داشت.
ب) زبانی
باید با زبان از دشمنان خداوند و از دشمنان اولیای او تبری جست. البته نه با فحش و رکیک گویی و یاوه پردازی که دین ما با هرزه گویی و هرزه گرایی سر ستیز دارد.
قرآن کریم میگوید: معبودهای مشرکان را دشنام نگویید، چون ممکن است که آنها هم از روی جهل، خدا را که معبود شماست، دشنام گویند. گفتهاند که مسلمانان بتهای مشرکان را دشنام میدادند، خدا آنان را از این کار نهی کرد؛ مبادا که آنها خدا را از روی جهالت، ناسزا گویند.
دشنام در اثر نبودن منطق و در اثر زبونی است؛ پس لازم است افراد، تا آن جا که میتوانند، طرف مقابل خود را با منطقی شایسته و بیانی استوار، قانع سازند.
ج) عملی
ما باید هم در دل و هم در زبان و هم در عمل، تبری داشته باشیم.
تبری در عمل جلوههای گوناگونی دارد:
یکی از آنها نداشتن تشبه به کفار است. این که تشبه به کفار را ناروا دانستهاند، برای تبری عملی و حفظ هویت دینی است. سید کاظم یزدی (ره) زمانی که فرهنگ غرب هجوم آورده بود، کلاه ایتالیایی را حرام کرد.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) درباره تشبه، جمله زیبایی دارند که بسیار درس آموز است. حضرت میفرمایند: اگر شما بردبار نیستید، خود را شبیه بردباران سازید. شیوه بردباران را پیشه کنید؛ و بعد فرمودند: اندک است کسی که به جامعهای شباهت پیدا کند، مگر این که به زودی از آنان میشود.
یکی دیگر از نمونههای عملی نداشتن تبری است. نجس دانستن مشرکان از دیگر تبلورهای برائت عملی است.
مجاز نبودن ازدواج با آنان نیز این مرز جدایی را مستحکمتر میکند.
مباح نبودن ذبیحه آنان، علاوه بر پاسداری از مرزهای اعتقادی، از توان اقتصادی آنان میکاهد.
دو گزارش از خسارتهایی که نتیجه جهالتها است
قبل از پرداختن به حدیث معروف رفع القلم، لازم است دو جریان را برای شما عزیزان نقل کنیم، تا هدف نویسندگان این مقاله کمی روشن شود.
حقیقت این است که ما فقط و فقط به خاطر خشنودی دل فاطمه زهرا (سلام ا... علیها) اقدام به تهیه این مقاله کردیم و دلیل پرداختن به این موضوع هم زیانهایی است که از روی جهالت به مکتب اسلام وارد شده است و موجب میشود بعضی از دوستداران فاطمه زهرا (سلام ا... علیها) در دیگر کشورها یا در نقاطی که اکثریت با اهل سنت است، سختیهای فراوان را تحمل کنند.
گزارش اول:
شما عمرکشون کنید ماهم ...
آیت الله مظاهری میفرماید: «من کفایه و مکاسب را پیش آیت الله مرعشی گذراندم. یک روز ایشان تعریف میکردند:
پدرم از علمای نجف بود. شاگردی سنی مذهب داشت. بالاخره این شاگرد پس از اتمام درسش به محل سکونتش برگشت. او اهل کرمانشاه بود. بعدها که پدرم عازم ایران بود در کرمانشاه توقف کرد. پدرم گفت: قافله ما غروب رسید کرمانشاه. وحشت کرده بودم، چون آن زمان وضع کرمانشاه و کردستان روی قاعده شیعه و سنی گری خیلی بد بود. اتفاقا آن شاگرد سنی را دیدم. مرا با خود به خانه اش برد. خیلی هم پذیرایی کرد. آخر شب بهم گفت: آقا ما جلسهای داریم شما هم بیایید برویم. پدر میگوید: مرا بردند آن جلسه. دیدم آن سیبیل گندهها دارند میآیند. تعجب کردم چه خبراست؟ ترسیده بودم. یک وقت دیدم یک جوانی زیر غل و زنجیر آوردند. یک سفره چرمی هم پهن کردند، اورا نشاندند روی سفره، یک کسی با یک ضربت گردن آن جوان را زد. غل و زنجیر را باز کردند، او هی دست وپا میزد، آنها هم قاه قاه میخندیدند.
پدرم گفت: من بیهوش شدم. کم کم مرا بهوش آوردند. گمان کرده بودند منم شیعه هستم و میخواستند مرا نیز بکشند. شاگردم بهشان گفت: نه بابا ایشان استاد من است، ایشان از آن سنیهای داغ است.
بالاخره مرا نجات داد. در خانه بهم گفت: اقا من سنیام، اما مرید شما هستم. نمیخواستم ناراحتتان کنم. اما شما را بردم آنجا تا یک پیام به علمای نجف بدهید و آن اینکه شما عمرکشون راه بیندازید ما هم اینجور میکنیم. ما رسممان این است، یک شیعه را یک جا پیدا کنیم زندانی اش میکنیم تا شب چهارشنبه. در آن شب جمع میشویم برای رضایت خدا، قربة الی الله آن شیعه را میآوریم و این بلا را که دیدی به سرش میآوریم.
گزارش دوم:
بی بصیرتی ما، کشته شدن دیگران
گاهی افراد بدون توجه به شرایط کنونی محیط خود و دیگران بی پروا شروع به لعن کردن میکنند. اینگونه رفتارهای عوامانه باعث به خطر افتادن جان بسیاری از افراد شده است. داستان زیر فقط یک نمونه از آنها را بیان میکند.
سال ۱۳۲۸ هـ. ق، به روایت مجله «درة النجف»
عرض حال یکی از پیشوایان جعفری مذهبان بخارا به مقام منیع ریاست روحانی اسلام در نجف اشرف (سلام الله علی من دفن فیها)
بسم الله الرحمن الرحیم
«به عرض حضور مبارک حجت الاسلام و المسلمین آیت الله فی العالمین (متعنا الله بطول بقائه) میرساند:
... لابد اخبارات اینجانب به سمع مبارک رسیده است که اهل عامه (اهل سنت) حکم به کفر و امر به قتل و غارت ما دادند، طائفه مردان و زنان و اطفال صغار را کشتند، حتی زن حامله را در میان عام شکمش را دریده و جنین هشت ماهه را بیرون آورده و پاره پاره نمودهاند بعضی از دخترها را به کنیزی بردند؛ و دکاکین و خانههای ما را غارت نمودند، در میان کوچه و بازار دشنام دادند و تهمتها بستند، الی الان هم فارق از بلیه نیستیم، بعد از این هم معلوم نیست که حال ما چگونه خواهد شد، سبب این گونه صدمات به ما از بی تقیه گی مصنفان و مولفان و نویسندگان چاپ خانهها میباشد. توقع از ارباب نوع، این که امر بفرمایند تا لعن و طعنه را از کتب بردارند و بعد چیزی که باعث بر این گونه صدمات و ابتلائات میشود، ننویسند.»
ضمنا باید توجه کرد که این حوادث در زمانی رخ داده است که خطر فتنه گری و لجن پراکنی رسانههای جمعی تحت تسخیر غرب و وارثان خاندان امیّه عربستان وجود نداشته! و فقط خبر برگزاری چنین جلساتی انتقال مییافته است.
۹ ربیع یا ۲۶ ذی الحجة؟
بسیاری از بزرگان شیعه براین اتفاق نظر دارند که تاریخ قتل خلیفه دوم ۲۶ یا ۲۹ ذی الحجة سال ۲۳ هـ. ق است.
شیخ مفید در کتاب «مسار الشیعه» آورده است:
«در روز بیست و ششم ذی الحجة سال ۲۳ هجری عمر بن خطاب مجروح گردید و در بیست ونهم ماه درگذشت.»
هم چنین ابن ادریس حلی در کتاب معروفی به نام سرائر آورده است:
«باید دانست که قتل خلیفه دوم در ۲۶ ذی الحجة سال ۲۳ هـ. ق واقع شده است و این مطلبی است که صاحبان کتابهای «قره»، «معجم»، «طبقات»، «مسار الشیعه»، و سید بن طاووس بر آن تصریح نمودهاند بلکه اجماع شیعه و اهل تسنن نیز براین است.»
سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال نوشته است: در رابطه با روز نهم ربیع الاول، روایتی عظیم الشان نقل شده است و برخی از برادران امامی غیر عربما در این روز بسیار اظهار خوشحالی نموده و قائلند که این روز، روز هلاکت شخصی است که به خدا و رسول (صلی ا... علیه و اله) اهانت کرده و دشمنی میورزید.
ولی من با وجود تفحص در کتب، تاکنون روایتی موافق با این روایت نیافتهام.
حدیث رفع القلم
تاریخ ۹ ربیع برای قتل خلیفه دوم، از حدیث مشهور رفع القلم سرچشمه میگیرد.
در مورد نهم ربیع الاول روایتی که علامه مجلسی رحمه الله علیه نقل فرمودهاند ذکر میکنیم:
" روایت شده که محمد بن ابی العلاء همدانی و یحیی بن محمد جریح بغدادی گفتهاند که روزی ما در باب قتل ابن خطاب منازعه کردیم و رفتیم در شهر قم به نزد احمد بن اسحاق قمی که از اصحاب امام هادی (علیه السلام) بود. وقتی درب خانه وی را کوبیدیم دختری عراقیهای بیرون آمد سراغ احمد را از او گرفتیم. گفت: او امروز مشغول اعمال عید است و آن روز نهم ربیع الاول بود.
گفتم: سبحان الله عیدهای مومنان چهارتاست: عید فطر -اضحی-غدیر و جمعه.
دختر گفت: احمد بن اسحاق از امام علی النقی روایت میکند امروز روز عید است و بهترین عیدها نزد اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان به حساب میآید. ماگفتیم اجازه بگیر تا به نزد او بیاییم ... گفت: الان از غسل عید فارغ شدم.
گفتیم: مگر امروز عید است؟
گفت: بلی و ما را به داخل خانه خود آورد و بر روی کرسی نشانید و چنین گفت: روزی با جمعی از برادران خود به حضور مولای خود امام هادی (علیه السلام) مشرف شدیم در سامرا در مثل این روز (نهم ربیع) که شما به نزد من آمدهاید... دیدیم آن حضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پیش خود گذاشته
است؛ و به دست مبارک خود عود در آن مجمره میاندازد و مجلس خود را مزین گردانیده است و بر غلامان و خدمتگزاران خود جامههای فاخر پوشانیده. عرض کردیم: یابن رسول الله آیا برای اهل بیت علیهم السلام امروز شادمانی تازه رخ داده است؟
حضرت فرمود: کدام روز حرمتش از این روز نزد اهل بیت عظیمتر است؟ به درستی که خبر داد مرا پدرم که حذیفه بن یمان در روز نهم ربیع الاول خدمت جدم حضرت رسول خدا رسید.
حذیفه گفت: حضرت علی و حسنین علیهم السلام را دیدم که با حضرت رسول غذا میل میفرمودند و آن حضرت به روی ایشان تبسم مینمود و به حسنین علیهم السلام میفرمود:
بخورید! گوارا باد از برای شما برکت و سعادت این روز به درستی که این روز روزی است که حق تعالی در این روز دشمن خود و دشمن شما را هلاک میفرماید ودر این روز دعای مادر شما را مستجاب میگرداند.
بخورید! که این روز روزی ایست که حق تعالی در این روز اعمال محبان و شیعیان شما را قبول میفرماید.
بخورید! که این روز ظاهر میشود درستی گفته خدا که میفرماید: " فَتِلکَ بُیوتُهُم خاوِیَهٌ بِما ظَلَمُوا ". [ این است خانههای ایشان که خالی گردیده به سبب ستمهایشان]بخورید! که این روزی است که که در این روز شوکت دشمنان جد شما و یاری کننده دشمن شما شکسته میشود…
حذیفه گفت که من عرض کردم: یا رسول الله آیا در میان امت تو کسی خواهد بود که این حرمتها و قداستها را بشکند.
حضرت فرمود:ای حذیفه بتی از منافقان بر ایشان سر کرده خواهد شد و در میان ایشان ادعای ریاست خواهد کرد و مردم را به سوی خود دعوت خواهد کرد و تازیانه ظلم و ستم را بر دوش خود کشیده و مردم را از راه خدا منع خواهد کرد. کتاب خدا را تحریف خواهد نمود. سنت مرا تغییر خواهد داد و میراث فرزند مرا متصرف خواهد شد، خود را پیشوای مردم خواهد خواند. بر وصی من علی بن ابیطالب علیه السلام امتیاز طلبی خواهد کرد و اموال خدا را به ناحق بر خود حلال و در غیر طاعت خدا صرف خواهد کرد و من و برادر من و وزیر من علی علیه السلام را به دروغ گویی متهم و دختر مرا از حق خود محروم خواهد کرد. پس دخترم او را نفرین خواهد کرد و حق تعالی نفرین او را در این روز مستجاب خواهد نمود.
حذیفه عرض کرد: یا رسول الله چرا دعا نمیکنید حق تعالی او را در حیات شما هلاک گرداند؟ حضرت فرمود:ای حذیفه دوست ندارم جرات کنم بر قضای خدا و از اوتغییر امری را طلب نمایم که در علم او گذشته است. ولیکن از حق تعالی استدعا نمودم فضیلت دهد از سائر روزها آن روزی را که در آن روز او به جهنم میرود تا آن که احترام آن روز در میان دوستان و شیعیان اهل بیت من سنت گردد پس حق تعالی وحی کرد به سوی من که:ای محمد در علم سابق من گذشته است که دچار آید تو و اهل بیت تو را محنتهای دنیا و بلاها و ستمهای منافقان و غضب کنندگان از بندگان من. آن منافقانی که تو برای آنها خیرخواهی کردی ولی به تو خیانت کردند. تو به ایشان راستی کردی و آنها با تو مکر کردند. تو با آنها صاف بودی و آنها دشمنی تو را به دل گرفتند و تو خشنودشان ساختی ولی تو را تکذیب کردند و تو آنها را برگزیدی ولی تو را در گرفتاریها تنها گذاشتند و سوگند یاد میکنم به حول و قوه و پادشاهی خود که البته به روی کسی که غصب کند حق علی علیه السلام را که وصی توست بعد از تو هزار درب از پستترین طبقههای جهنم را بگشایم که آن را فیلوق میگویند و او و اصحاب او را در قعر جهنم جای دهم
به درستی امر کردهام ملائکه هفت آسمان خود را که برای شیعیان و محبان دین شما عید بگرداند در این روز ... و امر کردهام ملائکه نویسندگان اعمال را تا سه روز قلم از جرائم مردم بردارند و ننویسند گناهان ایشان را برای احترام کرامت تو و وصی تو.ای محمد! این روز را عید گردانیدم برای تو و اهل بیت تو و برای هر که تابع ایشان است از مومنان و شیعیان و سوگند یاد میکنم به عزت جلال علو منزلت و مکان خود کسی که این روز را عید کند از برای من. ثواب آنها که دور عرش احاطه کردهاند به او عطا کنم...
حذیفه گفت: پس رسول خدا برخواست و به خانهام سلمه رفت و من برگشتم ... تا آنکه بعداز رسول خدا دیدم که چه فتنهها برانگیخت. پس حق تعالی دعای دختر پیغمبر خود را در حق آن منافق مستجاب گردانید و قتل او را بر دست کشنده او جاری ساخت. من به خدمت حضرت امیرالمومنین رسیدم تا آن حضرت را تهنیت و مبارک باد گویم که آن منافق کشته شد و به عذاب حقتعالی واصل گردید. چون حضرت مرا دید فرمود:ای حدیفه: آیا به یاد داری آن روزی را که آمدی به نزد سید من رسول خدا من و دو سبط او حسنین علیهم السلام نزد او بودیم و با او غذا میخوردیم ایشان تو را بر فضیلت این روز آگاه ساخت. عرض کردم: بلیای برادر رسول خدا.
حضرت فرمود: به خدا سوگند این روز روزی است که حقتعالی در آن دیده آل رسول را روشن گردانید و من برای این روز هفتاد و دونام میدانم. حذیفه عرض کرد: یا امیرالمومنین! میخواهم این نامها را از شما بشنوم.
حضرت فرمود: روز غدیر ثانی است، روز عافیت است، روز برکت است، روز عید الله الاکبر است، روز مستجاب شدن دعا است، روز موقف اعظم است، روز توبه است، روز فطر دوم است، روز عید اهل بیت است، این روز روز استراحت مؤمنان است، روز زایل شدن کرب و غم است ...
حذیفه گوید: سپس از خدمت امیرالمومنین برخواستم.
پس محمد و یحیی [راویان این حدیث]گفتند:، چون این حدیث را از احمد بن اسحاق شنیدیم هر یک برخواستیم و سر او را بوسیدیم و گفتیم: حمد و شکر میکنیم خداوندی را که برانگیخت تو را از برای ما تا فضیلت این روز را به ما برسانی پس به خانههای خود برگشتیم و این روز را عید گرفتیم.
حدیث رفع القلم بهانهای برای گناه
در بخشی از این حدیث آمده که خداوند در این روز هیچ گناهی را برای بندگان ثبت نمیکند، و شیعیان برای انجام هر گناهی دستشان باز است.
وقتی ما به بررسی منبع حدیث و هم چنین راویان و اسناد روایت آن حدیث پرداختیم، دریافتیم که نام بسیاری از راویان در کتب حدیثی ذکر نشده است و افراد قابل اعتمادی نیستند.
از طرفی متن خود روایت با آیات قرآن تناقض آشکاری دارد.
مثلا در ابتدای حدیث آمده است:
«و أَمَرتُ الکِرامَ الکاتبین أن یَرفعوا القلمَ عن الخلقِ کلّهم ثلاثة أیامٍ من ذلک الیوم و لاأَکتبُ علیهم شیئاً من خطایاهم کرامة لک و لوصیک. { به فرشتگان نویسندهی اعمال، دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همهی مردم بردارند و چیزی از گناهان آنان را ننویسند..
اشکالات وارد بر حدیث:
۱- مخالفت با قوانین و سنن الهی
خداوند در سوره زلزال میفرماید: «فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره { پس هرکس به اندازهی ذرهای خوبی کند آن را خواهد دید و هرکس به اندازهی ذرهای شر انجام دهد آنرا میبیند. }»
۲- تناقض با دیگر سخنان أئمه
در حالیکه آن بزرگواران در دیگر سخنانشان این طور میفرمایند: «ما من نکبةٍ تصیب العبد الا بذنب. { هیچ زشتی به بنده نمیرسد مگر به خاطر گناه. }»
و یا اینکه میفرمایند: «لاتنال ولایتنا الا بالعمل و الورع. { به ولایت ما نتوان رسید جز با اعمال نیک و پرهیزکاری و دوری از گناه. }»
۳- اختلافهای زیادی بین نقلهای مختلف این روایت وجود دارد از جمله اینکه اسحاق در کتاب «مختصر» به نقل روایت امام هادی (علیه السلام) میپردازد ولی در کتاب «انوار نعمانیه» آن را از امام حسن عسکری (علیه السلام) روایت میکند.
اگر این حرف هم روایت بود ...
طی استفتایی که از آیت ا... مکارم شیرازی شده است ایشان سند این حدیث را غیر قابل قبول خواندند.
در مورد حدیث رفع القلم که ذیلا به آن اشاره مى شود:
«وَ اَمَرْتُ الْکِرامَ الْکاتِبینَ اَنْ یَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِمْ ثَلاثَةَ اَیّام مِنْ ذلِکَ الْیَوْمِ، وَ لا اَکْتُبُ عَلَیْهِمْ شَیْئَاً مِنْ خَطا یا هُمْ کَرامَةً لَکَ وَ لِوَصِیِّکَ»
شما در بخش گناهان اعلام کردهاید که از لحاظ سند مشکل دارد میخواستم در خواست کنم در صورت امکان بیشتر و با مدارک توضیح بفرمایید، چون متاسفانه بعضی از دوستان اینجانب به شدت درگیر این ماجرا هستند و معتقد به آن!
این مسأله از واضحات است که هر حدیثی بر خلاف قرآن باشد غیر قابل قبول است بنابراین اگر حدیثی اجازه ارتکاب گناهان را بدهد باید آن را کنار انداخت خود امامان این دستور را به ما دادهاند.
شخصیت ابولولو
داستانهایی خرافی در مورد این شخصیت نقل میکنند. از جمله:
«ابولولو به حضرت علی (علیه السلام) میگوید: میخواهم خلیفه را بکشم و حضرت او را تشویق میکنند. او نیز این کار را میکند و خلیفه را در آسیاب میکشد و همانجا میگذارد و به حضرت پناهنده میشود. حضرت او را مخفی میکنند سپس از سکویی که روی آن نشسته بودند بر سکویی دیگر مینشینند وقتی ماموران میآیند و در مورد ابولولو از حضرت سوال میکنند؛ حضرت میفرمایند: من از وقتی روی این سکو نشستهام او را ندیدم»
در همان شب علی (علیه السلام) ابولولو را سوار بر اسب به کاشان میفرستد و نامهای را به او میدهد تا آن را به رئیس شهر کاشان بدهد و در نامه مینویسند: که هنگامیکه نامه من به تو رسید دخترت را به عقد ابولولو درآور ...
آن دختر به نام صفیه در همان شب از ابولولو آبستن میشود و صبح آن شب بچهای یک ساله به دنیا میآورد. بدین ترتیب وقتی ماموران خلیفه به کاشان میرسند به او شک نمیکنند و فکر میکنند که او یک ابولولویِ دیگری است.»
واضح است که اینگونه داستانها کار دشمن است. تا اسلام را دینی خرافی جلوه دهد؛ و اگر به سند بعضی از این داستانها مراجعه شود خواهیم دید که ساخته شده چند قرن اخیر هستند.
آیا او پیرو علی بود؟
به دو دلیل میگویند ابولولو شیعه بوده است:
۱- حدیث رفع القلم: میگویند، چون در این روایت با عبارت «رحمة الله علی قاتله» برای وی طلب رحمت شده است پس او شیعه است.
همانطور که ذکر شد این حدیث از جهت سند و متن روایت صحیح نمیباشد. پس این دلیل پذیرفته نیست.
۲- استناد به دو حدیثی که در دو کتاب «الهدایة الکبری» و «مشارق انوار الیقین» از قول امام علی (علیه السلام) نقل شده است.
متن حدیث: (خطاب به عمر بن خطاب) تو را میبینم که در دنیا به جراحت ابن عبدأمّ معمّر (ابولولو) به جهت ظلمی که بر او نموده بودی کشته میشوی پس او توفیق کشتن تو را پیدا میکند و به خدا قسم بر خلاف میل تو داخل بهشت میشود.»
دراین باره باید گفت: نویسندهی کتاب اول شخصی است به نام «حسین بن حمدان خصیبی جنبلانی (۳۵۸ هـ. ق) است. اکثر قریب به اتفاق دانشمندان علم رجال شیعه این شخص را فاسد و غیر معتبر معرفی کردند و حتی اگر روایات او صحیح السند باشد به او اعتماد نمیکنند.
نویسنده کتاب دوم نیز معروف به غلوّ و بزرگنمایی است و تقریبا تمامی شیعیان بعد از او، کتابش را قبول ندارند.
نهم ربیع، مرگ کدام عمر؟ کاشان قبر کیست؟
به اعتقاد برخی از محققان آن چه موجب شده روز نهم ربیع به روز کشته شدن عمر بن خطاب مشهور شود قتل عمر بن سعد فرمانده ظالم لشکر یزید در این روز به دست مختار ثقفی بوده است، که به خاطرشباهت نامها بعدها مردم به اشتباه افتادند.
نکتهی قابل توجه آن است که قتل خلیفهی دوم در ماه ذی حجّة (بنا به قول شیخ اعظم مفید در مسار الشیعه) بوده و ارتباطی با تاریخ نهم ربیع ندارد... افزون بر آن همگی منابع بر این تصریح دارند که ابولؤلؤ پس از کشتن چند نفر در مسجد النبی (ص) خودزنی کرده و کشته شده است. بنابر این نباید آمدن او به کاشان یا نقطهای دیگر وجهی داشته باشد. بنابر این مصادر نباید آمدن او به کاشان یا نقطهای دیگر وجهی داشته باشد. قاضی نور الله شوشتری (رحمة الله علیه) در کتاب مصائب النواصب ج ۲، ص ۳۴۲ (در ردّ بر کتابی که شخصی سنی مذهب بر ضد شیعه مینویسد و به مسئلهی مراسم نهم ربیع میپردازد) مینویسد که این کار مورد تأیید علما نبوده و در زمان ما این عمل در کاشان متروک شده است.
آیا لعن در مجلس خصوصی هم اشکال دارد؟
حال نباید گفت که مگر لعن بین دو نفر هم ایراد دارد؟! و آیا لعن در مجلس خصوصی هم ایراد دارد؟!
در این دهکهی جهانی چه کسی به ما تضمین میدهد که با این وسائل گستردهی ارتباطی، گفتهای و یا قطعهی فیلمی ولو با نیت خیر به بیرون نشر پیدا نکند.
وقتی خصوصیترین مسائل اشخاص بزرگ در قالب کلیپ صوتی و تصویری در اینترنت منتشر میشود دیگر پخش این گونه مسائل به آسانی امکانم پذیر است و تنها کسی میتواند این خطر را حس نکند که از عصر ارتباطات هیچ نداند!
علاوه بر این اگر کسی انکار کند بی موالاتی ما در تبری آشکار موجب ریختن خون شیعیان و آزار دیدن آنها در دیگر مناطق نمیشود باید تجدید نظری در اطلاعات خود پیرامون مسائل منطقه خصوصاً شیعیان جهان بکند.
ما دشنام نمیدهیم
امام رضا (علیه السلام) احادیثی را که نسبت به دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) صریحاً دشنام دادهاند، ساخته و پرداختهی مخالفانشان میدانند
«..ای ابن ابی محمود! محالفین ما سه نوع خبر در فضائل ما جعل کردهاند:
۱- غلو
۲- کوتاهی در حق ما
۳- تصریح به بدی های دشمنان ما و دشنام به آنها
وقتی مردم اخبار غلو آن دسته را میشنوند، ما را تکفیر میکنند و میگویند: شیعه قائل به ربوبیّت ائمه خود میباشد؛ و وقتی کوتاهی در حق ما را میشنوند، به آن معتقد میشوند؛ و وقتی بدیهای دشمنان ما و دشنام به ایشان را میشنوند ما را دشنام میدهند. حال آنکه خداوند میفرماید: «لا تسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدواً بغیر علم { به کسانی که غیر از خدا را میپرستند دشنام ندهید، زیرا که آنها در عوض به خدا دشنام میدهند آن هم بی اندازه و جاهلانه }»ای ابی محمود! وقتی مردم به چپ و راست میروند تو ملازم طریقهی ما باش، زیرا هرکس با ما همراه باشد، ما با او همراه خواهیم بود، و هرکس از ما جدا شود ما نیز از او جدا خواهیم شد ....»
صاحب تفسیر اطیب البیان ذیل همین آیه (لاتسبّوا ...) میگوید: سبّ اعداء دین، اگر موجب سبّ آنها به مقدسات دین شود، حرام است و این باعث شود ما در گناه آنها شریک شویم.
لعن با چه نیتی؟
امام صادق علیه السلام خطاب به عبد الاعلی میگوید: پذیرش ولایت ما فقط به تصدیق و قبول نیست بلکه از شرایط ولایت ما پنهان سازی و نگهداری آن از نااهلان است، به دوستان ما سلام برسان و بگو: خدایش رحمت دهد آن بندهای را که محبت مردم (مخالفین) را جلب کند...
سپس فرمود: به خدا هزینهی کسی به جنگ ما برخاسته از کسی که آن چه را ما نمیخواهیم از قول ما بگوید بیشتر نیست.
ما واقعاً باید از خودمان بپرسیم چرا ما لعن میکنیم؟! آیا برای بغض و کینهی شخصی است یا نه به دستور ائمهی معصومین و به خاطر خدا؟
اگر به خاطر کینهی شخصی و هوای نفس است که هیچ ارزشی ندارد، چون عملی که برای خدا نباشد هیچ ارزشی ندارد، یا نه، چون میخواهیم به خدا و رسول و خاندانش اظهار ارادت و اطاعت کنیم این کار را میکنیم، اگر این طور است همین ائمهی معصومین و در حال حاضر فقیه جامع الشرایط که مشروعیت از امام عصر (ع) و مقبولیت از مردم میگیرد، مصلحت را تشخیص داده که کسی حق ندارد به مقدسات اهل سنت توهین کند حتی در جمعهای خصوصی چند نفره چه برسد به ایام نهم ربیع و ..
جاهل مقدس و عالم بی تقوا
در طول تاریخ اسلام همواره دو گروه بودند که خسارتهای جدی به اسلام وارد کردهاند ...
امام صادق (علیه السلام) دراین باره میفرمایند: دو گروه کمر مرا شکستند؛ یکی فرد جاهل مقدس نما که با جهلش باعث میشود مردم به دین عمل نکنند و دیگری عالم بی تقوا که بی تقوایی اش مردم را از هر چه علم است بی زار میکند.»
ما نیز باید با بصیرت کامل تبرّی بجوییم.
سلام، در برابر دشنام
امام صادق (علیه السلام) به یکی از یاران میفرماید:
«شنیدهام اگر کسی پیش رویت به علی (علیه السلام) دشنام گوید و تو قدرت داشته باشی با او برخورد شدیدی میکنی؟
او گفت: آری فدایت شوم. من و خانوادهام این گونهایم. امام (علیه السلام) فرمود: این کار را نکن. به خدا قسم بارها شده که کسی به علی (علیه السلام) دشنام میداد در حالیکه بین من و او فقط به اندازهی ستونی فاصله بود. ولی من خودم را پشت آن ستون پنهان میکردم و گاه نمازم که تمام میشد، از کنار او میگذشتم و به او سلام میکردم.»
آنکه تقیه ندارد، دین ندارد
تقیه در تاریخ پرفراز و نشیب شیعه، نقش کلیدی داشته است. از آنجا که تشیع در جهان اسلام همیشه در اقلیت بوده چارهای نداشته مگر اینکه به تقیه پناه ببرد تا جان و مال شیعیان را از دست غارتگران نجات داده و اصل اسلام را محافظت نماید.
از این رو رعایت تقیه را از جمله وظایف خود میداند و ترک آن را گناه نابخشودنی میداند.
علاوه براین گاهی اوقات اهل بیت نه به خاطر ترس بلکه برای مدارا و تحمل دیگران تقیه میکردند و یارانشان را به رعایت آن توصیه مینمودند. گواه براین مطلب آن است که بعضی از یاران معروف امام برای شناساندن دین به مردم که اکثریت سنی بودهاند تقیه میکردند در حالیکه مردم آنان را به تشیع میشناختند.
امام سجاد (علیه السلام) میفرماید: «خدا همهی گناهان مومن را میآمرزد و در دنیا و آخرت او را از گناه پاک میکند. مگر دو گناه؛ ترک تقیه و ضایع کردن حقوق برادران ایمانی.»
«هم چنین امام صادق (علیه السلام) تقیه را دین خودش و پدرانش میداند و کسی را که تقیه ندارد بی دین میشمارد.»
تاثیر این گناه نابخشودنی به اندازهای است که شیعه را از مولای خود جدا میکند.
امام رضا (علیه السلام) نیز گرامیترین مردم در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجّل الله فرجه) را، عمل کننده به تقیه دانستند و هرکس قبل از قیام حضرت حجت (عجّل الله فرجه) تقیه را ترک نکند از ما نیست.»
هر راست نشاید گفت
لزومی ندارد ما هر چه را که به آن معتقدیم و میدانیم به رخ دیگران بکشیم خصوصاً زمانی که مفسده دارد "هر راست نشاید گفت" با این که معتقدیم "جز راست نباید گفت" یعنی امروز دهکدهی جهانی اجازهی مخفی کردن اندیشهها را نمیدهد؛ لذا بی فایده است که حقایق را از سر تقیّه انکار کنیم ضمن این که بحمدالله با نهضت مقدّس امام خمینی (ره) و سکّانداری خلف صالحش ایت ا... خامنهای و اقتدار دولت امام زمان (عجل ا... فرجه) در ایران، دیگر حداقل در ایران اسلامی تقیهی خوفی نداریم، ولی بایستی غافل نشد که ما تا قیام حضرتش مأمور به تقیهی مداراتی (اگر خوفی نباشد) هستیم، چون اگر ما در این جا احساس راحتی میکنیم معلوم نیست با ندانم کاریهای ما جان شیعیان مظلوم عراق و افغانستان و عربستان و دیگر کشورهای غیرشیعی به خطر نیفتد، این جاست که به اهمیت فتوای پیشوای حکیم و خلف صالح خمینی بزرگ ایت ا... خامنهای مبنی بر ممنوعیت توهین به همسران پیامبر (ص) و اساساً هر گونه توهین به مقدّسات اهل سنت پی میبریم و کیست که نداند امروز اظهار لعن به مقدسات آنها در نزد اهل سنت مصداق توهین دارد؟!
در این شرایط وقت این حرف هاست؟
یکی از علمای قم، منظومهای فقهی منتشر کرد. نسخهای نزد آیت الله بروجردی فرستاد.
در یکی از ابیات به خلفا توهین شده بود. آیت الله بروجردی گفتند: در این شرایط وقت این حرف هاست؟ آن هم به صورت مکتوب در این اثر شیعی؟
ایشان دستور دادند که این شعر حذف شود و با هزینهی خودشان اصلاح شود.
گوینده شهادتین مانند پیرو مذهب جعفری محترم است
استفتاء جمعی از مومنین از آیت الله وحید خراسانی
سوال: باسمه تعالی؛ ما جمعی هستیم ساکن در محلی که اهل سنت زندگی میکنند. آنها ما را کافر میدانند. آیا ما هم میتوانیم مقابله به مثل کرده و با آنها معامله کفار کنیم؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم
هرکس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم الانبیاء (صلی الله علیه و آله)، بدهد مسلمان است، و جان وعرض { آبرو } و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری میباشد، محترم است. وظیفه شرعی شما آن است که با گوینده شهادتین هرچند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید، و اگر آنها با شما به ناحق رفتار کردند، شما از صراط مستقیم و عدل منحرف نشوید. حتی اگر کسی از آنان مریض شد به عیادت او بروید. اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه او حاضر شوید؛ و اگر حاجتی به شما داشت او را برآورید و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود: «ولایجرمنکم شنئان قوم علی الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی» دشمنی با گروه دیگر وادارتان نکند که عدالت نورزید، عدالت ورزید که به تقوی نزدیکتر است. }
و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود: «ولاتقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا [ و به کسی که اظهار اسلام میکند نگویید مسلمان نیستی.]»
والسلام علیکم و رحمة الله.
نظر ایت ا... بهجت در رابطه با مسائل شیعه و سنی
آیتالله مهدی هادوی تهرانی، میفرماید:
ایشان [ ایت الله بهجت]در عین عشق به اهل بیت (علیهم السلام)، از حامیان تقریب مذاهب اسلامی بودند. کلامشان در این زمینه، شبیه آیتالله بروجردی، قهرمان صحنه تقریب بین مذاهب بود. آن تعبیر این بود که میفرمودند:" مسائل شیعه و سنی مربوط به گذشتههای تاریخی است و نباید این مسائل، باعث اختلاف شیعه و سنی شود، بلکه باید فضایل اهل بیت و مرجعیت علمی اهل بیت (ع) را مطرح کنیم که همیشگی و ماندگار است"
خاطرهای از مرحوم ایت ا... بهجت
بهار سال ۱۳۷۳، بنده و پدرم (آقای احمد توکلی) و آقای مهندس محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش دولت نهم، به محضر مرحوم آیت ا... بهجت مشرف شدیم. پدرم از ایشان پرسید: بنده در دانشگاه ناتینگهام انگلستان درس میخوانم. آنجا دانشجویان عرب که همه سنی هستند، از دانشگاه، فضایی برای اقامهی نماز جماعت خواستهاند و دانشگاه نیز جایی را به آنها اختصاص داده است. بنده نماز اول وقت را پشت سر آنان به جماعت میخوانم. آیا اعاده نماز واجب است؟
مرحوم آیتالله بهجت فرمودند: «نه تنها اعاده نماز واجب نیست، بلکه نماز خواندن پشت سر آنها، ثوابش از شمشیر زدن در رکاب رسول خدا در صف اول جنگ احد بیشتر است».
سپس بعد از مکثی افزودند: «اگر ما شیعیان و امامانمان اینگونه عمل نمیکردیم، پنج شیعه آنروز اکنون صدوپنچاه میلیون شیعه نبود»
این خبر، راویاش خودم ـ که زهیر توکلی باشم ـ هستم و نام شاهدان آن را نیز ذکر کردم.
خبر دیگری باز هم از آیت ا... بهجت نقل میکنم که راویاش حجتالاسلام و المسلمین مصطفی نیکاقبال است. آقای نیکاقبال که از شاگردان و هم صحبتان قدیمی حضرات آیات خوشوقت و آیتالله امجد است و علمیت و وثوقشان مورد تایید قطعی است، در کتاب «معرفت نفس» نقل کردهاند که یکبار خطیبی بر منبر سخن را در معایب خلیفه دوم، بسط داد و شدیداً بر او تاخت. وقتی که از منبر پایین آمد، مرحوم آیتالله بهجت، به ایشان فرمود: "تو مطمئنی که اگر در سقیفهی بنی ساعده بودی، همان کاری را که عمر کرد، نمیکردی؟ "
واجب است که از ادبیات تشنج آفرین پرهیز شود
بخشهایی از بیانات آیت اله سیستانی در جمع علمای شرکت کننده در کنفرانس وحدت در نجف اشرف
«به شما خوشامد میگویم که به نجف آمدید و ... بعد از تعرض به مرقد عسکریین (علیهما السلام) همه شیعیان را به آرامش دعوت کردم و از آنها خواستم که واکنشی نشان ندهند و گفتم که این اقدام از طرف اهل سنت نبوده است. من اطمینان دارم که ریشه تفرقه افکنی در خارج است. من [ در زمان طلبگی]نزد شیخ احمد الراوی که از علمای اهل سنت در سامرا بود درس خواندم و به ذهنم خطور نکرد که ایشان پیرو مذهب دیگری بودند. همچنین به برخی از پزشکان که از اهل سنت بودند مراجعه میکردیم و، چون ما از طلاب علوم دینی بودیم از ما پول ویزیت نمیگرفتند و اصلا فکر نمیکردند که ما شیعه هستیم یا سنی.... باید بر مشترکات تمرکز کنید و دلیلی ندارد به مسائل اختلافی بپردازید. مشارکت کردن در ایجاد تفرقه حتی به اندازه یک کلمه یا نصف کلمه جایز نیست. واجب است که از ادبیات تشنج آفرین پرهیز شود.»
آنها این را میخواهند!
«انسجام اسلامی یعنی عصبیتهای بین المذاهبی مسلمانان نباید تحریک شود.
شما نباید کاری کنید که عصبیت آن مسلمان غیر شیعه علیه شما تحریک شود، او هم متقابلا نباید کاری کند که غیرت و عصبیت شما را علیه خودش تحریک کند. آ نها (دشمنان اسلام) همین را میخواهند... کاری کنند که عصبیتهای شیعه و سنّی را زنده کنند. به آنها تفهیم کنند اینها شیعهاند و اینها صحابه را سبّ میکنند. اینها مقدسین شما را چنین و چنان میکنند. جدایی بیندازند. آنها این را میخواهند. یک عدهای چرا نمیفهمند؟ امام بزرگوار ما که منادی اتحاد بین مسلمین بود، از همهی اینهایی که مدعیاند، ولایتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه، علیهم السلام، بیشتر بود»
آنها در باطل خود متحدند
در عصر کنونی، اگر چشم باز کنیم، میبینیم که تمامی دشمنان اسلام برای نابودی اسلام با یکدیگر متحد شدهاند.
آنان تا جایی پیش رفتند که دکتر مایکل برانت (یکی از اعضای سازمان سیا) در کتاب «نقشهای برای جدایی مکاتب الهی» آورده: «افرادی که با شیعه اختلاف نظر دارند، آنها را علیه شیعه منظم و مستحکم کرده، کافر بودن شیعه گسترش داده شود، آنها را از جامعه جدا نموده و بینشان تفرقه انداخته شود.
سازمان سیا با این برنامهها پیش بینی کرده است که در سال ۲۰۱۰ دیگر مرجعیت جایگاه خود را از دست میدهد و بوسیله خودِ شیعیان کارش به پایان میرسد.»
گلادستون نخست وزیر اسبق بریتانیا میگوید: «مادامی که قرآن در دست مسلمانان است، اروپا نه میتواند بر شرق تسلط یابد و نه احساس امنیت کند.»
هم چنین بن کوربون نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی میگوید: «آنچه که ما را به وحشت انداخته اینست که میترسیم در جهان عرب، محمد تازهای ظهور کند.»
«بالاتر از همهی اینها اتحاد مسیحیت و یهود است. همه میدانیم که مسیحیت، یهود را به قتل حضرت مسیح متهم میکند. به همین خاطر در طول ۲۰ قرن بغض و کینه و عداوت میان آنان حاکم بود، ولی برای ایجاد وحدت میان مسیحیت و یهود در برابر مسلمین، دولت واتیکان طی اعلامیه رسمی از این اصل صرف نظر کرده و یهود را از این جنایت تبرئه میکند.
جالب اینست که این اعلامیه در سال ۱۹۷۳ م همزمان با جنگ اسرائیل با مسلمانان صادر شد، تا بتواند تمام نیروهای یهود و نصاری را در برابر مسلمانان بسیج کند.»
مولود شوم
در قرن ۱۲، محمد بن عبدالوهاب، مروج اصلی افکار وهابیت، مسلمانان را به جرم توسل به انبیاء و اولیاء الهی، مشرک و بت پرست قلمداد کرد و فتوا به تکفیر آنان داد و خونشان را حلال شمرد. قتلشان جایز دانست و اموال آنها را جزء غنایم جنگی به حساب آورد، و با این فتوا هزاران مسلمان بی گناه را به خاک و خون کشید.
محمد بن عبدالوهاب ابتدا تحصیلات خود را در مذهب حنبلی ادامه داد؛ و یکی از علمای حنبلی گردید. اما آرایی را به عنوان حکم قرآن و سنت طرح کرد که خلاف نظریات احمد بن حنبل و خلاف آراء علمای اسلامی از مذاهب اربعه و تشیع بود.
از این رو تمام علمای اسلام فتواهای او را خارج از قرآن و سنت دانستند؛ بنابراین او از مذهب حنبلی منشعب شد و با کمک انگلیس فرقهی جدیدی براساس عقایدش تشکیل داد که پیروان او را که مرکز آنها عربستان سعودی بود، وهابی گویند. آنها همهی گروههای اسلامی، اعم از اهل تسنن و شیعه را مشرک و کافر میشمارند.
محمد بن عبدالوهاب با کمک محمد بن سعود (جد آل سعود) و با همکاری انگلیس به سرزمین سنی نشین طائف حمله کرد. آنها را به فرقه خود فراخواند. مردم طائف وهابی شدن را نمیپذیرفتند، لذا سیصد و نه نفر از آنها را کشتند.
چگونه میشود قلبهای مسلمانان را به یکدیگر پیوند زد؟
سرزمین اسلام، سرزمین یکپارچه و یکرنگ است، گروه ها، فرقهها و نژادها با هر روش و سلیقهای که باشند نمیتوانند از وحدت خود چشم بپوشند. زیرا خدایی که عبادت میکنند یکی است.
همه لا اله الا الله میگویند همه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) راآخرین پیامبر میدانند.
به قیامت معتقدند. همه قرآن را کتاب آسمانی خود میدانند. قبله شان یکی است و....
اینها کافی است که دلهای آنان را به یکدیگر پیوند دهد و احساسات برادری اسلامی را در آنها برانگیزد.
پس چطور میشود چشمها را ببندیم و فقط بر طبل تفرقه بکوبیم؛ و یار دشمنان اسلام باشیم و ادعا کنیم که زنده کنندهی امر اهل بیت هستیم.
اعتصام
منظور از وحدت دنیای اسلام یکی شدن عقاید و مذاهب اسلامی نیست بلکه مقصود، دوری از درگیری است. «و لاتنازعوا فتفشلوا» { اختلاف نکنید و درگیری به وجود نیاورید که شکست خواهید خورد. } مقصود، توجه به دشمن مشترک است. زیرا تنها راه مقابله با دشمنان اسلام وحدت و یکپارچگی امت اسلامی است. مقصود تحریک نکردن است. باید اصول خودمان را داشته باشیم و دیگران را تحریک نکنیم. اگر دیگران را به واکنش وادار کنیم، عواقبش متوجه خودمان است.
وحدت به خاطر اینست که قرآن بر روی همکاری و تعاون و وحدت مسلمین تاکید دارد.
«واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرّقوا» { به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید. }
چنگ زدن به ریسمان الهی وظیفه هر مسلمانی است، اما قرآن فقط به این بسنده نمیکند و میگوید: که این اتصال را همه با هم در قالب جماعت انجام دهید؛ که این با هم بودن و اتحاد خود یک واجب دیگر است.
پینوشتها:
1- مهدی مسائلی – نهم ربیع جهالت ها و خسارت ها
2- سید رضی – نهج البلاغه ( نسخه صبحی صالح)
3- علامه مجلسی – بحارالانوار
4- شیخ کلینی – کافی
5- شیخ صدوق – من لایحضره الفقیه
6- شیخ حرّ عاملی – وسائل الشیعه
7- شیخ مفید – مسارالشیعه
8- شیخ مفید – الجمل
9- علی بن بابویه – فقه الرضا
10- شیخ صدوق – عیون اخبار الرضا
11- شیخ طوسی – تفسیر تبیان
12- شیخ صدوق – معانی الاخبار
13- سید ابن طاووس – اقبال الاعمال
14- راغب اصفهانی – مفردات
15- ابن ابی الحدید – شرح نهج البلاغه
16- استاد ابولفضل بهرام پور – حق با کیست
17- حجت السلام قزوینی – مقاله ای در مورد وحدت
18- استاد رسول جعفریان – صفویه در عرصه دین ، فرهنگ و سیاست
19- استاد رسول جعفریان - تاریخ تشیع در ایران تا طلوع دولت صفوی
پزشکیان کارنامه خوبی در آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت/ رییسجمهور بارها تأکید کرده است فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید/ با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمیتوان بهتنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد
سیدرضا صالحی امیری در گفتوگو با معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رییس جمهور با تشریح عملکرد و برنامههای وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، از ایجاد مشوقهای جدید برای سرمایهگذاری، فعال بودن حدود ۳۸۰۰ پروژه گردشگری، افزایش تسهیلات این حوزه به بیش از ۵۰ همت، برنامه جذب ۲ میلیون گردشگر سلامت با ۶ میلیارد یوروی درآمد تا سال ۱۴۰۷، تمرکز بر جذب گردشگران کشورهای هدف، تقویت گردشگری سلامت، آشتی با ایرانیان خارج از کشور، صیانت از میراث فرهنگی و توسعه اقتصاد صنایع دستی خبر داد.
صالحی امیری گردشگری را مقولهای دانست که به سه مفهوم اساسی «جذابیت، زیرساخت و امنیت» گره خورده است و اظهار کرد: گردشگران جهان به جایی سفر میکنند که جذابیت کافی داشته باشد. این جذابیت میتواند میراث تاریخی و فرهنگی، طبیعی یا دریایی باشد. گردشگری ایران با استاندارد ایدهآل و جهانی فاصله دارد
او با اشاره به وضعیت زیرساختهای گردشگری کشور گفت: ایران در این حوزه پیشرفتهای خوبی داشته است، اما همچنان با استاندارد ایدهآل و جهانی فاصله دارد و به همین دلیل، یکی از اولویتهای جدی دولت پزشکیان، حل مسئله زیرساختهای گردشگری است.
صالحیامیری افزود: در ایران بزرگ، ایران تمدنی و ایران زیبا، حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی و گردشگری و حدود هزار و ۵۰۰ هتل وجود دارد، اما برای رسیدن به استانداردهای جهانی باید سرمایهگذاری و توسعه زیرساختها با سرعت بیشتری دنبال شود. ۳۸۰۰ پروژه گردشگری در حال اجراست
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی همچنین گفت: یکی از اولویتهای جدی که در سال اخیر تعریف و بر آن پایبند بودهایم، ایجاد ساختاری با عنوان مرکز اقتصادی و سرمایهگذاری در وزارت میراث فرهنگی برای توسعه زیرساختهاست و برای این منظور نیز برنامه مدونی تدوین کردهایم.
او افزود: در حال حاضر حدود ۳۸۰۰ پروژه گردشگری در سراسر کشور روی زمین است که ۱۰۰ درصد این پروژهها در اختیار بخش خصوصی قرار دارد. تصمیم دولت این است که در حوزهای که متعلق به بخش خصوصی است، مداخله نکند و تمام تلاش دولت بر سیاستگذاری، ایجاد تسهیلات، صدور مجوز و رفع موانع متمرکز باشد.
صالحیامیری تأکید کرد: رسالت دولت در حوزه گردشگری، سیاستگذاری، حمایت، فراهم کردن تسهیلات، برداشتن موانع، صدور مجوز و نظارت کافی است و دولت پزشکیان این اصل را در گردشگری مورد توجه جدی قرار داده است.
او اضافه کرد: در شرایط فعلی برای حدود ۳۸۰۰ پروژه فعال گردشگری، حدود ۱۳۰۰ همت سرمایهگذاری در کشور وجود دارد و دولت تلاش کرده است بستر لازم را برای حضور و فعالیت بخش خصوصی فراهم کند. پنج مشوق بزرگ برای توسعه زیرساختهای گردشگری
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع با اشاره به سیاستهای دولت برای ایجاد مشوقهای سرمایهگذاری در صنعت گردشگری اظهار کرد: یکی از اصول اساسی در حوزه زیرساخت، ایجاد مشوقهای لازم برای سرمایهگذاری است که در دو سال گذشته اتفاقات مهمی در این زمینه رخ داده است. یکی از اقدامات مهم دولت که در۴۰ سال گذشته سابقه نداشته، ایجاد پنج مشوق بزرگ برای گردشگری در ایران بوده است.
صالحیامیری نخستین مشوق را تخفیف در عوارض شهرداریها عنوان کرد و افزود: در گفتوگو با شهرداریها مقرر شده است برای ایجاد هتل و زیرساختهای گردشگری، تا ۸۰ درصد عوارض تخفیف داده شود. موضوع دیگر، ایجاد مجتمعهای ترکیبی است، به این معنا که در یک بنا میتوان بخشی را تجاری، بخشی را اداری یا مسکونی و طبقات فوقانی را به هتل اختصاص داد. به این ترتیب، یک فضا میتواند کاربردهای تجاری، مسکونی یا اداری و هتلینگ داشته باشد.
او سومین مشوق را معافیت عوارض و گمرک واردات کالاهای مورد نیاز هتلها دانست و توضیح داد: از خودروهایی که قرار است گردشگران را از فرودگاه تحویل بگیرند و برای گردش در ایران و تهران جابهجا کنند تا تجهیزات و تأسیسات، چیلر، موکت نسوز و حدود ۲۰۰ قلم کالای مورد نیاز هتلها، سرمایهگذار میتواند کالاهای مورد نیاز خود را از هر نقطه دنیا بدون عوارض و گمرکی وارد کند؛ امکانی که در گذشته وجود نداشت.
صالحی امیری همچنین به معافیتها و حمایتهای دولت در زمینه آب، برق و گاز اشاره کرد و گفت: این خدمات با شرایط متفاوت و بهعنوان خدماتی محاسبه میشوند و هزینهای که فعالان پرداخت میکنند، در مقایسه با هزینههای معمول، کاهش قابل توجهی خواهد داشت.
او افزود: مجموعه این مشوقها موجب شده کشور با موج جدیدی از تقاضا برای توسعه زیرساختهای گردشگری مواجه شود و مجموعهای از هتلها، دهکدهها و شهرکهای گردشگری در حال ساخت باشد. افزایش تسهیلات گردشگری به بیش از ۵۰ همت
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در ادامه گفتوگو با معاونت ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور به موضوع تسهیلات اشاره کرد و گفت: اکنون هتلهای متعددی وجود دارند که به مرحله ۷۰، ۸۰ یا ۹۰ درصد پیشرفت رسیدهاند و برای تکمیل به سرمایه نیاز دارند. در گذشته منابع تسهیلاتی برای این منظور بسیار ناچیز و محدود بود.
او افزود: در سال ۱۴۰۳ حدود ۲.۵ همت تسهیلات پرداخت کردیم، در سال ۱۴۰۴ حدود ۴۰ همت تسهیلات تخصیص یافت و هدفگذاری امسال، بیش از ۵۰ همت، معادل ۵۰ هزار میلیارد تومان، برای زیرساختهای گردشگری است.
صالحی امیری گفت: برای این حوزه برنامه پنجسالهای ذیل برنامه هفتم توسعه و پیشرفت تدوین کردهایم و در این برنامه مشخص شده است که تا روز آخر برنامه هفتم، یعنی سال ۱۴۰۷، در کدام استان، کدام شهرستان و در سطح ملی، چه پروژه گردشگری توسط چه سرمایهگذاری و با چه حمایتهایی باید به نتیجه برسد.
او افزود: در این برنامه، زمان، مکان، منابع، نیروی انسانی و بهرهبرداری از پروژهها مشخص شده و یک طراحی و اولویتبندی جغرافیایی برای بازارهای هدف گردشگری ایران نیز انجام گرفته است. آسیای میانه و قفقاز؛ اولویت ایران برای جذب گردشگر
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع درباره اولویتبندی بازارهای گردشگری خارجی گفت: نخستین اولویت ما آسیای میانه و قفقاز است، حوزهای که ریشههای فرهنگ و تمدن ایران در آنها همچنان زنده است. در مرحله دوم، حوزه خلیج فارس و کشورهای همسایه این منطقه قرار دارند که در موضوع گردشگری بهشدت فعال هستند. سطح سوم اولویت ما کشورهای بزرگ اسلامی مانند اندونزی، مالزی، مصر و کشورهایی است که ظرفیت جدی برای فرستادن گردشگر به ایران دارند. با وزیر گردشگری مصر مفصل گفتوگو کردهایم و حداقل دو بار با وزیر گردشگری اندونزی دیدار داشتهایم. مجموعه کشورهای جنوب شرق آسیا نیز برای ما اهمیت دارند. موضوع نگرانکننده درباره چینیها
او افزود: چین و روسیه نیز در اولویت چهارم قرار گرفتهاند. امروز بخش بزرگی از ظرفیت گردشگری جهان در چین است. برداشت من این است که چینیها منتظر پایان بحران و جنگ در منطقه هستند تا درباره گردشگری تصمیم بگیرند و در حال حاضر نهتنها توصیهای برای سفر به ایران نمیکنند، بلکه به شکل غیررسمی نوعی سیاست احتیاط و عدم سفر را دنبال میکنند.
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع اظهار کرد: این موضوع نگرانکننده است و از رییسجمهور محترم و همچنین مقامات دولت درخواست کردهایم در گفتوگو با طرف چینی، موضوع توسعه گردشگری را در کنار روابط اقتصادی و سیاسی قرار دهند و این مسئله را پیگیری کنند. روسها نیز به سواحل جنوبی ایران علاقه زیادی دارند. روسیه در گذشته یکی از بازارهای مهم گردشگری ایران بود و ظرفیت خوبی به کشور میفرستاد، اما این ظرفیت پس از جنگ کاهش پیدا کرد؛ هم جنگ روسیه و اوکراین موجب کاهش این ظرفیت شد و هم شرایط ناشی از جنگ و تحولات منطقهای بر آن تأثیر گذاشت.
صالحی امیری ادامه داد: اولویت پنجم ما سایر کشورهای جهان از جمله اروپا، استرالیا و آمریکا هستند. این کشورها همچنان در فهرست بازارهای هدف ما قرار دارند، اما واقعیت این است که در شرایط فعلی اولویت نخست ما نیستند. ایرانیان خارج از کشور؛ ظرفیت بزرگ
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی یکی دیگر از برنامههای مهم دولت چهاردهم را تمرکز بر ایرانیان خارج از کشور دانست و گفت: به جای اینکه تمام سرمایهگذاری خود را روی بازار اروپا متمرکز کنیم، باید به ظرفیت ایرانیان خارج از کشور توجه جدی داشته باشیم؛ چراکه گردشگری ایران به اروپا بهشدت کاهش یافته است.
او افزود: بین ۷ تا ۹ میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی میکنند و شورایعالی ایرانیان تشکیل شده است. ما نیز بهعنوان یکی از وزرای عضو این شورا، مسئولیت کمیسیون گردشگری و ایرانشناسی را برعهده داریم و جلسات ثابت این کمیسیون را برگزار میکنیم.
صالحی امیری افزود: هماهنگی دستگاهی خوبی در این زمینه شکل گرفته و افق جدیدی برای جهش در روابط با ایرانیان خارج از کشور تعریف کردهایم. هرچند جنگ در این مرحله تا حدودی این روند را متوقف کرد. اگر به شرایط ثبات بازگردیم، یکی از بزرگترین ظرفیتهای گردشگری ایران قطعاً ایرانیان خارج از کشور خواهند بود. ما باید با ایرانیان آشتی کنیم، آنها را به خانه خودشان دعوت کنیم و روابط پرنقشونگار و غیرعاطفی را کنار بگذاریم.
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بیان کرد: باید باور کنیم همه ایرانیان دلبسته و وابسته به ایران هستند و میتوانیم همه دور مفهوم ارزشمند و مقدسی به نام ایران جمع شویم. برای این کار به تسامح، تعامل و ایجاد امنیت روانی نیاز داریم. ایرانیان باید احساس امنیت کنند که میتوانند به ایران بیایند و این لازمه رفتار ماست. رییسجمهور بارها تأکید کرده است فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید
صالحیامیری با اشاره به تأکید رییسجمهور بر باز بودن فضا برای ایرانیان خارج از کشور گفت: در دولت پزشکیان، رییسجمهور بارها تأکید کرده است که فضا را برای ایرانیان باز کنید و محدودیت ایجاد نکنید. ما نیز بهصورت مستمر این پیام را منتقل میکنیم.
او تاکید کرد: در مسئله ارتباط ایرانیان خارج از کشور با داخل، اعتماد متقابل یک عنصر تعیینکننده است. ما اعتماد کردهایم و آنها نیز باید اعتماد کنند. اگر ایرانیان اعتماد نکنند، بستر گردشگری مورد نظر ما شکل نخواهد گرفت. چرا ایرانیان ما در آمریکا، کانادا، استرالیا، اروپا و آسیا نباید هر سال یک یا دو بار برای دیدار خانوادههای خود به ایران بیایند؟ چرا باید خانوادههای ایرانی برای دیدار با خانوادههای خود به استانبول، دبی یا نقاط دیگر بروند؟ اینها بحثهای جدی است که به آنها پرداختهایم.
صالحیامیری ادامه داد: دلیل این فاصله آن است که عوامل رانشی ما در گذشته بیشتر از عوامل کششی بوده است. راهی جز این نداریم که زمینههای نقار، شکاف و فاصله با ایرانیان خارج از کشور را پر کنیم. ۴۰ سال زمان کافی بود که پیامها را منتقل کنیم و پیامهای آنها را بشنویم. امروز باید حاشیهها را از فضای ذهنی ایرانیان خارج کنیم و به آنها امنیت بدهیم؛ اینکه اگر وارد فرودگاه امام خمینی شدند، با مشکل مواجه نشوند، پاسپورتشان جعل نشود، به مراکز امنیتی و انتظامی هدایت نشوند و بدون مشکل نزد خانوادههای خود بروند. هر نقطهای از ایران که بخواهند بروند، باید احساس کنند خانه خودشان است.
ما در یک معدن طلایی قرار گرفتهایم، اما در آن را بستهایم و دیگران را از آن محروم کردهایم
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع گفت: این مسئله به اعتماد بازمیگردد و ما بر همین موضوع تمرکز کردهایم. جلسات آن نیز در حال برگزاری است و برداشت من این است که دولت پزشکیان در پایان دوره خود یکی از کارنامههای خوبش را در زمینه آشتی با ایرانیان خارج از کشور خواهد داشت.
صالحیامیری در ادامه گردشگری را یک ظرفیت بزرگ اقتصادی دانست و گفت: هر گردشگر هنگام ورود به ایران بهطور میانگین ۱۲۷۰ دلار هزینه میکند. تفاوت ارز حاصل از گردشگری با سایر صادرات در این است که در صادرات نفت، کالاهای صنعتی و پتروشیمی صادر میشود و در مقابل ارز وارد کشور میشود، اما در گردشگری، هزینههای مربوط به اقامت، هتل، تغذیه، خرید، هدایا و خدمات مختلف در داخل کشور انجام میشود و ارز وارد اقتصاد داخلی میشود. حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان به ایران میآیند
او گردشگری سلامت را یکی دیگر از ظرفیتهای مهم کشور عنوان کرد و افزود: حدود یک میلیون نفر در سال برای درمان به ایران میآیند. سه دلیل مهم برای این موضوع وجود دارد؛ نخست پزشکان بسیار حاذق ایران، دوم بیمارستانها و تجهیزات پزشکی مناسب در سراسر کشور و سوم، ارزان بودن خدمات درمانی. میانگین هزینه بیمارستانی، درمان و جراحی در ایران یکسوم تا یکپنجم منطقه و حدود یکدهم اروپا است و همین مسئله موجب گرایش جدی به گردشگری سلامت شده است.
صالحی امیری همچنین بیان کرد: هدفگذاری ما در برنامه تا سال ۱۴۰۷، جذب دو میلیون گردشگر در حوزه سلامت با درآمد ۶ میلیارد یورو است و معتقدم این هدف بزرگ اما قابل تحقق است. با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمیتوان بهتنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد
او گردشگری را علاوهبر یک ظرفیت اقتصادی، ابزار مهم دیپلماسی فرهنگی دانست و بیان کرد: اگر قرار است تصویر زیبای ایران را به جهانیان نشان دهیم، مسیر آن گردشگری است. با سخنرانی، تبلیغات، پوستر و حتی فیلم نمیتوان بهتنهایی تصویر واقعی ایران را منتقل کرد. باید گردشگر به ایران بیاید، فضای داخل کشور را ببیند، خودش با دوربین عکس و فیلم بگیرد و برای خانواده و اطرافیانش از این تجربه توضیح دهد.
صالحیامیری افزود: ما باید این تصویر را در دنیا منعکس کنیم، نه با سخنرانی، بلکه با ایجاد فضای ذهنی امن برای گردشگران، بهگونهای که بدانند ایران هم زیباست، هم امن است و هم همه جهانیان را با کرامت و مهماننوازی میپذیرد. قدمهای بزرگی در این مسیر برداشتهایم و امیدواریم با عبور از جنگ تحمیلی، وارد فضای جدیدی از گردشگری در منطقه شویم. در معدن طلا قرار گرفتهایم اما در آن را بستهایم
وزیر میراث فرهنگی در ادامه سخنان خود بر ضرورت توجه به نسل جوان و معرفی تمدن ایران تأکید کرد و گفت: مخاطب این سخن نسلهای قبل نیستند، بلکه نسل جوان و نسلهای خلاق و نوظهور هستند. اگر واقعیت تمدنی، فرهنگی و میراثی ایران برای نسل جوان تبیین شود، فرزندان ما به ایران عشق میورزند و به آن دلبسته خواهند بود. ما توان معرفی ایران را نداریم. ما در یک معدن طلایی قرار گرفتهایم، اما در آن را بستهایم و دیگران را از آن محروم کردهایم.
او با اشاره به ظرفیتهای تاریخی کشور اظهار کرد: ایران حدود یک میلیون اثر تاریخی دارد و یکی از ۱۰ قدرت نخست تمدنی جهان است. ایران ۲۷ اثر میراث ناملموس را در جهان ثبت کرده و در این حوزه اکنون رتبه چهارم جهان را دارد. در حوزه آثار ملموس و طبیعی، محدودیت ثبت در یونسکو وجود دارد و سالانه امکان ثبت یک اثر بیشتر وجود ندارد، اما تاکنون ۵۸ اثر را بهصورت موقت در فهرست یونسکو ثبت کردهایم و هیچ کشوری در دنیا چنین ظرفیتی ندارد.
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تأکید کرد: فرزندان ما باید در مدرسه این موارد را بخوانند و بدانند در چه سرزمینی زندگی میکنند. دانشگاهها باید واحدهایی درباره تمدن ایرانی داشته باشند و در فضای مجازی نیز باید محتوای بیشتری درباره تمدن ایران تولید شود. چرا جوان ما صبح که گوشی خود را باز میکند، با یک اثر تمدنی مواجه نشود؟ چرا فرزند ما در مدرسه، دانشگاه، مترو و خیابان، آثار تمدنی ایران را نبیند؟ این ضعف ماست که نتوانستهایم ظرفیتهای خود را معرفی کنیم.
او بیان کرد: من نام ایران را «سرزمین ناشناخته» گذاشتهام؛ ایران سرزمین رمزها و رازهاست. هر جای این جغرافیا که به بهانه انتقال گاز، آب، فاضلاب یا هر زیرساخت دیگری حفاری میکنید، از دل آن آثار تاریخی بیرون میآید.
او، ایران را یک موزه باز و میراث و تمدن را بزرگترین قدرت نرم کشور دانست و گفت: ما تاکنون به این سرمایه بزرگ توجه کافی نکردهایم. ما حق مداخله در میراث ایران را نداریم
صالحی امیری درباره برنامههای دولت در حوزه میراث فرهنگی گفت: از میان حدود ۴۳ هزار اثری که تاکنون ثبت کردهایم و در کنار حدود یک میلیون اثر تاریخی کشور، همچنین آثار جهانی و میراث ناملموس، سه هدف اصلی را دنبال میکنیم که نخستین آنها صیانت از این میراث است. در دولت پزشکیان اراده ملی برای تمرکز بر میراث فرهنگی شکل گرفته است؛ چراکه این تمدن، بزرگترین سرمایه ماندگار ایران است که میلیونها سال قبل از ما وجود داشته و میلیونها سال پس از ما نیز با ایرانیان همراه خواهد بود.
وزیر میراث فرهنگی تأکید کرد: ما در میراث، یک شعار داریم؛ «ما حق مداخله در میراث ایران را نداریم.» ما فقط امانتدار هستیم و باید از این میراث صیانت، مرمت و حفاظت و آن را به نسل بعد منتقل کنیم. هدفگذاری برای ایجاد ۱۰۰ هزار شغل
صالحیامیری صنایع دستی را یکی دیگر از ظرفیتهای مهم اما مغفول کشور دانست و گفت: صنایع دستی ظرفیت بسیار بزرگی در جامعه ایران است، اما به دلیل سایه سنگین نفت، فولاد، پتروشیمی و مس بر اقتصاد کشور، فرصت کافی برای توسعه آن فراهم نشده است. در جهان درباره گردش مالی صنایع دستی آمارهای مختلفی وجود دارد، اما یکی از آمارهای جدی، گردش مالی حدود هزار و ۸۰۰ میلیارد دلار است.
او هدفگذاری ایران در عرصه صنایع دستی در برنامه تا سال ۱۴۰۷ را ۵۰۰ میلیون یورو صادرات عنوان کرد و گفت: این هدف شامل سالانه، ایجاد ۱۰۰ هزار شغل و رشد ۸ درصدی در برنامه هفتم و برنامه پنجساله ماست. صنایع دستی فقط یک کالای تولیدی نیست. کسی که خاتمکاری، میناکاری یا سایر هنرهای سنتی را انجام میدهد، هنرمند است.
او با اشاره به ماهیت خانوادگی صنایع دستی افزود: مادر خانواده همراه فرزندان و پدر خانواده همراه فرزندان میتوانند در گوشهای از خانه تولید داشته باشند. این فعالیت به شبکه بزرگ و تجهیزات پیچیده نیاز ندارد و با حداقل امکانات میتوان تولید کرد.
صالحی امیری هویتمحور بودن صنایع دستی را یکی از ویژگیهای مهم آن دانست و افزود: فرش هویت ایران است، خاتم هویت فرهنگی ماست، میناکاری هویت ماست و بافتهای داری، نمدها، قالیچهها و سایر محصولات صنایع دستی در سراسر کشور، بخشی از هویت ایرانی را نمایندگی میکنند. صنایع دستی علاوه بر ارزش فرهنگی، ارزش اقتصادی نیز دارد؛ تولید سرمایه میکند، اشتغال خانواده را تأمین میکند و اشتغال به معنای امنیت خانواده است.
او با اشاره به تمرکز صنایع دستی در روستاها و شهرهای کوچک اظهار کرد: اکنون حدود ۶۷۰ هزار هنرمند در قالب ۳۴ هزار کارگاه کوچک در سراسر کشور فعالیت میکنند.
صالحیامیری صنایع دستی را نوعی دیپلماسی فرهنگی دانست و اظهار کرد: ما فقط یک شیء صادر نمیکنیم، بلکه در دل صنایع دستی، فرهنگ و هویت خود را صادر میکنیم. اگر قرار است روستاها بمانند، مهاجرت معکوس شکل بگیرد و روستاها تخلیه نشوند، باید از روستاییانی که کارگاه صنایع دستی دارند حمایت کنیم.
او شعار این حوزه را «هر روستا یک بومگردی، یک کارگاه صنایع دستی» عنوان کرد و گفت: گردشگری غذا نیز در ایران هنوز فعال نشده است. جشنواره غذا باید در همه شهرها شکل بگیرد و ما میتوانیم یکی از قطبهای گردشگری غذا در دنیا باشیم. بازارچههای صنایع دستی برای حذف واسطهها
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی درباره بازار داخلی صنایع دستی نیز گفت: ایده ما ایجاد بازارچه است و هدفگذاری کردهایم که هر شهر یک بازارچه داشته باشد. امروز تولیدکننده محصول خود را به دلال با نصف قیمت میفروشد و دلال با دو برابر قیمت آن را در بازار عرضه میکند. برای اینکه دستمزد واقعی به تولیدکننده بازگردد، ایجاد بازارچه ضروری است.
به گفته صالحیامیری، اکنون در بیشتر شهرهای کشور، بازارچههای صنایع دستی در حال ایجاد هستند. در بخش بازاریابی خارجی نیز، تمرکز بر ۱۰ کشور هدف است؛ کشورهایی که ایرانیان در آنها حضور دارند و گرایش به صنایع دستی ایران وجود دارد. هدف این است که کالا در این کشورها دپو شود و از طریق شبکههای بینالمللی مانند آمازون و سایر شبکهها بازاریابی بینالمللی عرضه شود. اگر بازاریابی داخلی و صادرات خارجی صنایع دستی بهدرستی تقویت شود، این حوزه میتواند یکی از عوامل اصلی اشتغال، امنیت خانواده و اقتصاد خانوادهها باشد. امنیت؛ حلقه سوم گردشگری
صالحی امیری در ادامه این گفتوگو، به سومین مفهوم اساسی گردشگری، یعنی امنیت، اشاره کرد و گفت: گردشگری تابعی از امنیت است. این مسئله مختص ایران نیست و در همه دنیا، زمانی که کشوری دچار بحران میشود، ناامنی تولید میشود و گردشگر به آن کشور سفر نمیکند. روسیه نیز در جریان جنگ با اوکراین با چنین چالشی مواجه شد و این طبیعت جنگ است که ناامنی تولید میکند. وضعیت گردشگری ایران از زمان جنگ
وزیر میراث فرهنگی با اشاره به آثار جنگ بر صنعت گردشگری ایران گفت: ما حدود ۲۳ هزار مرکز اقامتی داریم و حدود یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در این صنعت اشتغال دارند. حدود ۸۰۰ موزه و هزاران کارگاه صنایع دستی نیز وجود دارد که رونق آنها به حضور گردشگر وابسته است. میانگین سطح اشغال هتلهای ما در نوروز به حدود ۹ درصد رسید که بسیار نگرانکننده و خسارتبار است؛ چراکه وقتی سطح اشغال هتل به زیر ۵۰ درصد میرسد، فعالیت اقتصادی آن دیگر بهصرفه نیست.
او افزود: چهار استان جنوبی کشور که از بزرگترین ظرفیتهای گردشگری برخوردارند، در نوروز تقریباً تعطیل بودند. همچنین ۱۴۹ اثر در جریان جنگ تخریب شد و خسارتهای قابل توجهی به زیرساختها و بناهای تاریخی وارد شد. رییسجمهور شخصاً در این زمینه مداخله کردند و در جلسهای که در دفتر وزیر برگزار شد، درخواست جامعه گردشگری را مطرح کردیم، از جمله استمهال مالیات، بیمه، چکها و اقساط بانکی. خوشبختانه این درخواست مورد موافقت قرار گرفته و امیدواریم در آینده نزدیک ابلاغ شود. پزشکیان؛ پرچمدار رفاه ملی و ضرورت وفاق
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به عملکرد رییسجمهور گفت: صادقانه عرض میکنم که آقای دکتر پزشکیان به شعارهای خود باور دارند. ایشان این مسیر را مبتنی بر جمعآوری رأی انتخاب نکردند. من بهعنوان کسی که از نزدیک در صحنه و در همه روزها و ساعات حضور داشتهام، شهادت میدهم که ایشان بر اساس مبانی فکری و قرآنی و نهجالبلاغه این مسیر را انتخاب کردند.
او افزود: اینکه چه میزان از این مبانی تحقق پیدا کرده، بحث دیگری است، اما من معتقدم ما در مسیر رفاه قرار گرفتیم و جنگ نیز به تقویت انسجام و رفاه ملی کمک کرد. کسانی که به رییسجمهور یک ملت توهین میکنند بدانند بدون انسجام نمیتوان کشور را اداره کرد
صالحی امیری با تأکید بر ضرورت حفظ انسجام ملی اظهار کرد: همواره صداهای انسجامشکن در کشور بلند بوده و امروز نیز با آن مواجه هستیم. کسانی که به رییسجمهور یک ملت در خیابان توهین میکنند، کسانی که در تلویزیون ادبیات توهینآمیز نسبت به مقامات کشور به کار میبرند و کسانی که هیچ باوری به این معنا ندارند، باید بدانند بدون انسجام نمیتوان کشور را اداره کرد.
صالحیامیری افزود: کسانی که در زمین دشمنبازی و با شعارهای رادیکال، افراطی و بعضاً ساختارشکنانه فعالیت میکنند، نباید موجب انحراف تحلیلی شوند. جامعه ایران صرفا همان چند نفری نیست که شعار میدهند؛ جامعه ایران بسیار بزرگ است و در جوهر خود رادیکال نیست، هرچند رادیکالیزم در ایران پس از انقلاب، از فرقان تا امروز، هویت و سابقه داشته و همچنان اعلام موجودیت میکند.
او با اشاره به برخی مواضع و شعارهای مطرحشده در فضای سیاسی کشور گفت: اینکه کسی در یک تریبون رسمی و در زمانی که کشور درگیر جنگ است، رسماً درباره حمله به ترامپ و ترور او در ترکیه سخن بگوید، چه معنایی دارد؟ این اقدامات جز اینکه بخواهد نظام سیاسی را تحت فشار دشمن قرار دهد، چه نتیجهای دارد؟
وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع ادامه داد: برخی افراد نیز شعارهایی درباره حمله پهپادی به ترامپ و دیگران مطرح میکنند؛ شعارهایی که تحقق آنها ناممکن است، اما هزینههایی را به نظام تحمیل میکند و امروز خسارت آنها را میبینیم. دهها بار گفتهام که تا امروز پزشکیان پرچمدار رفاه ملی است و بقیه هم باید به این باور برسند. اگر بناست در این سرزمین فرزندان شما با امنیت و آرامش زندگی کنند، باید با وفاق زندگی کنیم.

فعالان تئاتر در بحران نگرانکنندهای هستند

نقشی را بهاجبار نپذیرفتم

فرصت 29.5 تریلیون دلاری معادن آفریقا

آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»

پولشویی و خانههای لوکس + فایل صوتی

