
اعلام برندگان نهمین دوره جشن کتاب سال سینمایی ایران/ نمایشگاه و فروش کتابهای سینمایی در خانه سینما

«اودیسه» نولان در خانه سینما بررسی میشود
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی خانه سینما، سلسله نشستهای نقد و بررسی «سینمای جهان» به همت انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی ایران با همکاری خانه سینما برگزار میشود.
این برنامه روز چهارشنبه ۴ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ با نمایش بخشهایی از فیلم سینمایی «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان در سالن سیف الله داد خانه سینما آغاز میشود.
همراه با نمایش بخشهایی از فیلم، بهمن نامور مطلق از منظر اسطوره شناختی و شهرام مکری از منظر زیبایی شناختی تصویر درباره این فیلم صحبت خواهند کرد.
دبیر این سلسله نشستها میثم یزدی استادیار گروه سینما و نمایش دانشگاه هنر و معماری است و حضور در این نشست برای علاقهمندان آزاد است. انتهای پیام/
بابک زمانی؛ داستانهای نورولوژیست در فغان از جنگ
عصر ایران؛ مهرداد خدیر - خبررسانی نشستهای بخارا و از جمله شبهای آن یا عصر یکشنبهها در معرفی تولیدات و رخدادهای تازه فرهنگی را کانال تلگرامی خودشان انجام میدهد و ما اگر مطلبی یا گزارشی داشته باشیم دربارۀ مراسم است و بعد از برگزاری اما در این فقره زودتر خبر میدهیم و 8 نکته هم دربارۀ این نشست:
ابتدا اصل خبر که چنین است: هفدهمین نشست از سلسله نشستهای «عصر یکشنبههای بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»- مجموعه داستانهای بابک زمانی- اختصاص دارد؛ کتابی که انتشارات سهامی عام منتشر کرده است. (ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ در خانۀ کتاب "دبا"- میدان نیاوران).
اما چرا فراتر از خبر به این نشست پرداختهام:
اول. فضای مجازی و شبکههای اجتماعی ما را ازکتاب بینیاز نمیکند. هیچکس به صرف مشاهدۀ چهار تا فیلم وایرال شده در این فضا دانا نشده است. کار به جایی رسیده که تا میگویی احمد شاملو بلافاصله تحت تأثیر این فضا میگویند: سخنرانی دربارۀ فردوسی در دانشگاه برکلی و بعد متوجه میشوی آن بندۀ خدا نه دو بیت شعر فردوسی از بردارد نه از شاملو و فقط از اینستاگرام یاد گرفته دو گانۀ شاملو - فردسی بسازد.
به آقای غنینژاد هم در حاشیۀ اکران فیلم "مست عشق" گفتم: خیال نکنید چهار تا فحش به شریعتی و مصدق اعتبار افزوده میآورد. کافی است از اینهایی که از شما امضا میگیرند بپرسید: چند تا یادداشت شما را در دنیای اقتصاد و تجارت فردا خواندهاند. از واکنش او دریافتم اتفاقا چون آنها را نخوانده و ندیدهاند به این فضا روی آورده. دوستی هم میگفت وقتی در یک برنامه تصویری مدام میپرسیده چند تا بازدید داشتیم میزبان به طعنه گفته: آقای دکتر! پولش گیر من میآید. شما ذوق میکنی؟!
با این نگاه هر خبری دربارۀ کتاب مغتنم است تا ما را از این سیاهچال ابتذال فرهنگی نجات دهد. همین امروز یکی از بستگان باز ویدیوی غنینژاد را فرستاد و این بار دربارۀ دکتر مصدق و گفتم: به جای مطالعۀ سه جلد "خواب آشفتۀ نفت" به قلم ادیب و حقوقدان و شاعر و مورخ و نویسندهای در اندازه و آوازۀ دکتر محمد علی موحد ویدیوی این آقا را فرستادهای؟ بهتر نیست دربارۀ ایده خصوصیسازی بانکها هم توضیح دهند و مصدق و شریعتی را به اهل آن بسپارند؟
دوم. عنوان کتاب هم دلیل دیگر است: فغان زِ جنگ. از این منظر هم اهمیت دارد چون تلویزیون جبهۀ پایداری -که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشهور است- رسما جنگ را تبلیغ و تقدیس میکند. در حالی که پیشتر با توصیف جنگ به دفاع یا مقاومت یا تحمیلی خواندن جنگها از جنگ هشتساله و جنگ 12 روزه میگفتیم ولی تلویزیون پایداری حتی تعبیر جنگ 40 روزه را هم کمتر به کار میبرد و بر استمرار آن اصرار دارد و به عدد 172 رسیده است.
فغان ز جنگ، البته مجموعه داستان است و کاری به جنگ 40 روزه ندارد اما دربارۀ جنگ هشت ساله و جنگ 12 روزه است و روزگاری که هنوز آشکارا جنگ را تبلیغ و ترویج و تقدیس نمیکردند. واقعا هم فغان زِ جنگ.
سوم. نویسندۀ کتاب، نورولوژیست است. درست است که میگویند پزشکان چندان علاقه و نسبتی با ادبیات ندارند ولی وقتی پزشکی سراغ ادبیات رفته موفق بوده و تا صحبت پزشکان اهل ادبیات یا فعالان رشتههای پزشکی و نویسندگی میشود همچنان به یاد بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و آثار جاودانهشان ( ملکوت و عزاداران بَیَل) میافتیم.
دکتر بابک زمانی هم که در آستانۀ 70 سالگی قرار دارد استاد بازنشستۀ دانشگاه علوم پزشکی و از سرآمدان نورولوژی است و در معرفی او: بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته (کثیری از نورولوژیستهای امروز ایران مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بودهاند). تا جایی که مرجع نوروسونولوژی ایران شناخته میشود.
او در راهاندازی انجمن نورولوژی و انجمن سکتۀ مغزی نقش پررنگی داشته و در سال 95 برنامۀ ملی درمان سکتۀ مغزی حاد با کمک او آغاز شد و به بیماران بسیاری در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است. این هم دلیل دیگر که به دنبال خدمت به مفهوم عام آن بوده و بر گردن خیلیها حق دارد.
چهارم. درهمۀ این سالها در کنار طبابت، بهطور جدی نویسندگی میکرده و به قول خودش قبل از طبابت، نویسنده بوده است. در حالی که برخی از پزشکان مشغله زیاد را دلیل کتاب نخواندن ذکر میکنند او نه تنها میخوانده که مینوشته. البته اگر برخی از پزشکان اهل مطالعه کتب غیر تخصصی نیستند به عکس، آنها که اهل خواندناند بسیار حرفهای و دقیق دنبال میکنند (و حالا که صحبت از نویسندگی یک نورولوژیست شد از کتابخوانی یک اورولوژیست هم بگویم که نشده دیداری داشته باشیم و او- دکتر مجید علی عسگری- از کتاب تازهای نگوید که در دست دارد و اغلب آنها را البته من نخواندهام!)
پنجم. دلیل دیگر این که نویسنده از آن دست متخصصان و نویسندگان است که به نقش رسانه واقفاند. نه آن که به دنبال تبلیغ مقابل دوربین تلویزیون باشند بلکه مثل دو وکیل فقید -بهمن کشاورز و نعمت احمدی- که برای روزنامه های مستقل یادداشت حقوقی مینوشتند.
دکتر بابک زمانی را هم با یادداشتهای مستمری که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامههای شرق، اعتماد و هممیهن و مجلههای بخارا، اندیشۀ پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده میشناسیم. از طبیبان پیشگامی که نوشتههای خود را به حوزۀ عمومی میآورد و بهصورت روزمره مینویسد و در فضایی میان طبابت و اجتماع داستان هم نوشته است.
ششم . برخی مشاغل با طیفهای مختلف مردم ارتباط دارند و چون به تعبیر دکتر مهرآیین زندگی هر فرد یک قصه منحصر به فرد است سوژههای متعدد و متنوعی دارند. دربارۀ پزشکان قضیه متنوعتر است چون مردم به آنها اعتماد دارند و اسرار خود را نیز با آنان در میان میگذارند و از این نظر دست پزشک نویسنده یا نویسنده پزشک باز است. خاصه که با مغز بیمار سر و کار دارد.
هفتم. جز خود علی دهباشی که میزبان و برگزار کننده و طبعا یکی از سخنرانان است دو روزنامه نگار شناخته شدۀ حوزه ادبیات ( علی ورامینی و احمد غلامی) به اضافۀ یک کارگردان و تهیه کنندۀ سینما ( محسن امیریوسفی) در زمرۀ سخنراناناند و این آخری نوید ساخت یک فیلم با موضوع این کتاب را میدهد یا به سویههای بصری آن میپردازد. کاش احسان محمدی هم بود یا بیاید چون او نیز جدای روزنامهنگاری و تحصیل و تدریس رسانه و ارتباطات کتاب موفق "جنگ بود" را نوشته است.
هشتم. سرانجام این که کتاب «فغان، ز جنگ» مجموعهای از داستانهای کوتاه و یک داستان نیمهبلند نویسنده است که طی چند دهه نوشته شده است. داستانهای کوتاه او دربارۀ جنگ هشتساله است و داستان نیمهبلند او در بستر جنگ دوازدهروزه پارسال اتفاق افتاده است؛ روایتهایی که به گفتۀ خود او چارهای جز نوشتنشان نداشتهاست. مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده) پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
یادگارهای اکبر عبدی در موزه اردبیل ماندگار شد
نورنیوز-گروه فرهنگی: خانواده زندهیاد اکبر عبدی در اقدامی فرهنگی، بخشی از وسایل شخصی و یادگاریهای این هنرمند فقید را به «موزه عمارت شهرداری اردبیل» اهدا کردند و شهردار این شهر نیز قول داد فرهنگسرایی به نام آن بازیگر بزرگ سینمای ایران نامگذاری شود.
در این دیدار که روز گذشته صورت گرفت، محمود صفری شهردار اردبیل با قدردانی از خانواده بزرگوار مرحوم عبدی بر اهمیت حفظ میراث هنرمندان بزرگ به عنوان میراث فرهنگی تاریخی شهر تاکید کرد.
وی افزود: شهرداری اردبیل در پی تکریم جایگاه این هنرمند ماندگار، لایحهای را جهت نامگذاری یکی از فرهنگسراهای جدیدالاحداث شهر به نام اکبر عبدی به شورای شهر تقدیم خواهد کرد.
وی ادامه داد: با حرکت فرهنگی خانواده آن هنرمند نامدار، بخشی از میراث هنری ایشان در زادگاهش به نمایش گذاشته شده و برای نسلهای آینده ماندگار خواهد بود.
در این مراسم، فرهاد قائمیان بازیگر سینما، به همراه میرمحمد سید هاشمی،پ رئیس شورای شهر، حبیب فتحی عضو شورا، کیوان حسنزاده معاون معماری و شهرسازی شهرداری و ابراهیم نیرومند از هنرمندان اردبیل حضور داشتند و در پایان، با تجلیل از خدمات بینظیر مرحوم اکبر عبدی به هنر ایران، بر ضرورت حمایت از میراث فرهنگی و هنری او تأکید شد.
اکبر عبدی آقاباقر متولد چهار شهریور ۱۳۳۹ در تهران بود که از سال ۱۳۵۸ با دریافت مدرک دیپلم با نمایشهای آماتوری فعالیت هنریاش را آغاز کرد و سال ۱۳۶۱ به تلویزیون راه یافت و دارنده نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود.
مرحوم عبدی که با مجموعه تلویزیونی «باز مدرسم دیر شد» در سال ۱۳۶۲ شناخته شد، در سال ۱۳۶۳ با فیلم «جنجال بزرگ» بازی در سینما را آغاز کرد و پس از آن در فیلمهای «مردی که موش شد»، «اجاره نشینها»، «گراند سینما» و «ای ایران» توانست قابلیتهای خود را در نقشهای کمدی ثابت کند.
نوع چهره عبدی و بازیهای او به قدری در زمینه کمدی منحصر بهفرد بود که حتی در فیلم «مادر» در نقش معلول و در فیلم سفر «جادویی» در ۲ نقش میانسالی و کودکیاش ظاهر شد و توانست در میان مخاطبان سینمایی به محبوبیت دست پیدا کند و این امر حتی در فیلمهای «دلشدگان» و «آقای شانس» هم مشهود بود.
این بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون عصر جمعه، دوم مرداد به دلیل ایست قلبی در بیمارستانی در تهران دار فانی را وداع گفت و پیکرش صبح یکشنبه، چهارم مرداد از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد.
موزه عمارت شهرداری اردبیل با تجهیز به غرفهها، اقلام و اشیای تاریخی کمنظیر و تازه جمعآوری شده، از گردشگران و مسافران نوروزی استقبال میکند و بازدید رایگان و تنوع بخشهای دیدنی آن، توجه مخاطبان و مردم را جلب کرده است.

مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز میشوند - تسنیم

ماجرای یافتههای جدید در «کاخ جهاننما» چیست؟

غفلت از دین؛ دومین اشتباه بزرگ مصدق که زمینهساز کودتای 28 مرداد شد - تسنیم

عطر خوشبوی شهدا در شمال ایران جایی حوالی زادگاه نیمایوشیج - تسنیم

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

