پس از آنکه ولادیمیر پوتین در دیدار با فرماندهان نیروی دریایی روسیه از «ناوگان پشهای» ایران بهعنوان الگویی موفق در میدان نبرد یاد کرد، بار دیگر مفهوم «نبرد نامتقارن» در کانون توجه قرار گرفت. راهبردی که سالها بهعنوان تاکتیک بازیگران ضعیفتر شناخته میشد، امروز بیش از گذشته مورد توجه قدرتهای بزرگ نظامی نیز قرار گرفته است.
پس از آنکه ولادیمیر پوتین در دیدار با فرماندهان نیروی دریایی روسیه از «ناوگان پشهای» ایران بهعنوان الگویی موفق در میدان نبرد یاد کرد، بار دیگر مفهوم «نبرد نامتقارن» در کانون توجه قرار گرفت. راهبردی که سالها بهعنوان تاکتیک بازیگران ضعیفتر شناخته میشد، امروز بیش از گذشته مورد توجه قدرتهای بزرگ نظامی نیز قرار گرفته است. ناوگان پشهای به استفاده از تعداد زیادی قایق تندرو اشاره دارد که با حملات سریع، پراکنده و ازدحامی، هزینه عملیات را برای طرف مقابل افزایش میدهند. اهمیت این راهبرد زمانی بیشتر میشود که در مناطق راهبردی مانند تنگه هرمز، بابالمندب یا دریای سیاه به کار گرفته شود؛ جایی که حتی تهدید محدود علیه مسیرهای کشتیرانی میتواند هزینه بیمه، حملونقل و تجارت جهانی را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
اما نبرد نامتقارن تنها به قایقهای تندرو محدود نیست. استفاده از پهپادها، شناورهای بدون سرنشین و تجهیزات ارزانقیمت برای هدف قرار دادن زیرساختها، در سالهای اخیر به یکی از مهمترین ویژگیهای جنگهای مدرن تبدیل شده است. تجربه جنگ اوکراین، تحولات خاورمیانه و حتی برنامههای نظامی آمریکا و روسیه نشان میدهد که این شیوه از جنگیدن دیگر صرفاً ابزار کشورهای دارای توان نظامی کمتر نیست.
در این بخش از تیتر یک، به این پرسش پرداختهایم که «ناوگان پشهای» دقیقاً چیست، چه نقشی در دکترین نبرد نامتقارن دارد و چرا امروز حتی قدرتهای بزرگ نیز در حال الگوبرداری از راهبردهایی هستند که زمانی تنها به بازیگران کوچکتر نسبت داده میشد.