در اقتصادی که هر روز با موجی از نااطمینانی، تغییر سیاستها و شوکهای بیرونی مواجه است، افق تصمیمگیری نیز کوتاهتر شده است. بنگاهها برای چند ماه آینده برنامهریزی میکنند، خانوارها درگیر تأمین هزینههای جاری هستند و سیاستگذاران بیش از آنکه به توسعه بلندمدت بیندیشند، به مهار بحرانهای روزمره مشغولاند. نتیجه این وضعیت، اقتصادی است که حرکت میکند، اما کمتر پیشرفت میکند؛ سرمایهگذاری کاهش مییابد، بهرهوری افت میکند و انگیزه ساختن آینده جای خود را به تلاش برای عبور از امروز میدهد. این یادداشت بررسی میکند که چگونه فرسایش افق برنامهریزی، به یکی از مهمترین هزینههای پنهان اقتصاد ایران تبدیل شده و چرا بازگشت به برنامهریزی بلندمدت، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی برای خروج از چرخه بیثباتی است.