
اکوایران: سالها تصور میشد ورود رایانه، اینترنت و ابزارهای دیجیتال به مدرسه میتواند انقلابی در آموزش ایجاد کند. با این حال، تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد فناوری بهتنهایی معجزه نمیکند؛ نتیجه نهایی به این بستگی دارد که فناوری چگونه، برای چه هدفی و در کنار چه سیاست آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. فناوری چگونه چیزهایی را که دانشآموزان یاد میگیرند، نحوه یادگیری آنها و بهرهوری مدارس را تغییر میدهد. این یکی از سوالاتی است که احتمالا برای والدین و همچنین دانشآموزان به وجود آمده است.
شواهد بهطور فزایندهای نشان میدهند که پاسخ به این پرسش، بسته به ماهیت فناوری و نحوه استفاده از آن متفاوت است. اینجا جایی است که علم اقتصاد بسیار کمککننده است. اگر به منطق اقتصادی پشت فناوریهای مختلف نگاه کنیم، ممکن است بتوانیم پیشبینی کنیم کدام فناوریها آموزش را بهبود خواهند داد و کدامیک چنین اثری نخواهند داشت. همین استدلال اقتصادی است که فناوری را تا این اندازه هیجانانگیز میکند.
در گزارش پیشرو به نتایج مطالعات مختلف در رابطه با نتایج استفاده از فناوری بر یادگیری و فرایند آموزش پرداخته شده است. نقش یادگیری درونزا در آموزش
یادگیری تطبیقی شخصیسازیشده (PAL) و یادگیری به کمک رایانه (CAL)، اگرچه دقیقا یکسان نیستند، منطق مشترکی دارند که میتوان آن را «یادگیری درونزا» نامید.
منطق این است که دانشآموزانی که مطالب پایه را یاد نگرفتهاند، هنگامی که با مطالب پیشرفته مواجه میشوند، سود بسیار کمتری میبرند. برای مثال، دانشآموزانی که هنوز در جمع کردن اعداد دچار سردرگمی هستند، احتمالا از درسهایی درباره کسرها بهره بسیار کمی میبرند. دانشآموزانی که در درک پایهای مطلب خواندهشده مشکل دارند، احتمالا از درسهایی درباره نوشتن مقاله سود چندانی نمیبرند.
کاری که PAL و CAL تلاش میکنند انجام دهند، این است که مهارتهای فعلی هر کودک را تشخیص دهند و برنامه درسیای را که کودک با آن درگیر میشود، شخصیسازی کنند. هدف این است که اطمینان حاصل شود دانشآموزان پیش از رفتن به موضوع بعدی، بر یک موضوع تسلط پیدا کردهاند.
آیا نرمافزارهای PAL یا CAL میتوانند …








