قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۴/۲۲

بقایی: تفاهم اسلام آباد وارد بحران شده است/ خونخواهی رهبر شهید یک اصل جدی است

بقایی خاطرنشان کرد: ما در دفاع از خودمان تردید نمی‌کنیم و هر بخشی از هر کشوری برای تعرض به ایران مورد استفاده قرار بگیرد، قاعدتاً مشمول اقدامات دفاعی ایران خ...
 بقایی: تفاهم اسلام آباد وارد بحران شده است/ خونخواهی رهبر شهید یک اصل جدی است



1
 توافق ایران و عمان می‌تواند به تنهایی منجر به بازگشایی تنگه‌هرمز شود؟
۲ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

توافق ایران و عمان می‌تواند به تنهایی منجر به بازگشایی تنگه‌هرمز شود؟

کد خبر: 787317 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۱۵:۳۰:۰۱ اعتمادآنلاین |

خروج از بحران کنونی تنها از مسیر احیای تفاهم ۱۴ ماده‌ای اسلام‌آباد و شکل‌گیری مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن امکان‌پذیر است، زیرا مذاکرات غیرمستقیم در مرحله اجرا با ابهام و اختلاف روبه‌رو می‌شوند. این در‌حالی است که امریکا تلاش دارد با استفاده از تحریم‌ها و فشار اقتصادی در میز مذاکره امتیاز بیشتری کسب کند، اما ادامه این روند بدون راه‌حل سیاسی، هزینه‌های بیشتری برای همه طرف‌ها چالش‌های جدی ایجاد خواهد کرد.

به گزارش اعتماد، ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و کارشناس مسائل بین‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره مواضع امریکا در برابر توافق احتمالی ایران و عمان بر سر «نقشه جدید تردد» در تنگه هرمز و همچنین شروط تهران برای بازگشایی این شاهراه گفت: توافق ایران و عمان به‌ تنهایی به معنای بازگشایی تنگه هرمز نخواهد بود، زیرا این توافق تنها بخشی از یکی از بندهای «یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای» میان ایران و امریکا است، از همین رو اگر قرار باشد عبور و مرور در تنگه هرمز برای همه کشورها به وضعیت عادی بازگردد، امریکا باید به دیگر شروط و مطالبات اعلامی ایران که سه‌شنبه توسط محمدباقر قالیباف، رییس مجلس کشورمان رسانه‌ای شد نیز پاسخ دهد. بنابراین، مساله اصلی پذیرش یا عدم پذیرش توافق ایران و عمان ازسوی واشنگتن نیست، بلکه باید دید آیا زمینه برای یک «مذاکره جامع و مستقیم» میان ایران و امریکا فراهم خواهد شد یا نه. احیای تفاهم اسلام‌آباد تنها راه خروج از بحران است

دلفی با اشاره به محدودیت‌های میانجیگران باتوجه به خطوط قرمز ایران گفت: در شرایط فعلی، اگر گفت‌وگویی میان تهران و واشنگتن جریان داشته باشد، از طریق واسطه‌هاست؛ اما تجربه نشان داده مذاکرات غیرمستقیم، حتی وقتی به توافق می‌رسد، در مرحله اجرا و تفسیر مفاد با مشکل روبه‌رو خواهد شد.  او به مذاکرات پیشین در عمان و پاکستان اشاره و خاطرنشان کرد: این تجربه‌ها نتوانستند مانع بازگشت بحران و درگیری شوند. این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید داشت: «مذاکره‌ای می‌تواند به نتیجه برسد که مذاکره مستقیم است؛ دو‌طرف باید بر سر میز گفت‌وگو بنشینند، مواضع خود را بی‌واسطه مطرح کنند و به جمع‌بندی مشترک برسند.»  دلفی ادامه داد: هر چند در شرایط فعلی از فضای جنگی و تبادل حملات فاصله گرفته‌ایم، «فشار و محاصره اقتصادی» همچنان می‌تواند کشور را با مشکلات جدی مواجه کند. ایران ممکن است بتواند بخشی از نیازهای خود را از راه‌های جایگزین تامین کند، اما هزینه این مسیر درنهایت به مصرف‌کننده ایرانی تحمیل می‌شود،از همین رو برای کاهش فشار، باید از موضعی روشن با امریکا و دیگر طرف‌های اعمال‌کننده تحریم مذاکره کرد تا «یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای» به مرحله اجرا برسد، چراکه این یادداشت بخش قابل‌توجهی از مطالبات ایران را دربرمی‌گیرد و می‌تواند «فصل‌الخطاب روابط ایران و امریکا» باشد؛ بالاخص آنکه پس از انقلاب، سندی با این سطح از گستردگی و فراگیری میان دو طرف مورد توافق قرار نگرفته است.  دلفی در پایان افزود: امریکا بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای تاکید دارد و ایران نیز اعلام کرده که به دنبال ساخت چنین سلاحی نیست. از این رو، دوطرف باید این موضوع و دیگر مطالبات متقابل را در مذاکره مستقیم حل‌ و فصل کنند تا اجرای یادداشت تفاهم، به کاهش مشکلات ایران و تنش‌های منطقه‌ای کمک کند. ترامپ با بازی رسانه‌ای به دنبال انحراف افکار عمومی است

دلفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره انتشار اخبار ضد و نقیض از پیشرفت رایزنی‌های ایران و امریکا و ادعاهای ترامپ درباره مذاکره با ایران و سپس عقب‌نشینی رییس‌جمهوری این کشور از موضع خود گفت: آنچه می‌تواند مبنای گفت‌وگو و رسیدن به نتیجه میان تهران و واشنگتن باشد، «یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای» است؛ سندی که باید در قالب «مذاکره مستقیم» درباره بندهای مختلف آن بررسی و نهایی شود. ‌از منظر دلفی توافقی پایدار خواهد بود که هیچ‌یک از دو‌طرف خود را بازنده تلقی نکنند و هر دو بتوانند از آن برداشت پیروزی و تامین منافع داشته باشند.‌ به گفته این دیپلمات پیشین، «بازی‌های رسانه‌ای» ترامپ و تلاش او برای جهت‌دهی روزانه به افکار عمومی، نباید ایران را از پیگیری موضوع اصلی دور کند. این کارشناس مسائل سیاست خارجی در ادامه تاکید کرد: وقتی ایران بر مذاکره مستقیم تاکید ندارد و مسیر گفت‌وگو از کانال واسطه‌ها دنبال می‌شود، زمینه برای طرح ادعاهای متفاوت درباره وجود یا نبود مذاکره فراهم می‌شود. او گفت: «در مذاکرات غیرمستقیم، طرف‌های واسطه ازجمله عمان با امریکا در تماس هستند و طبیعی است که واشنگتن بتواند از محتوای گفت‌وگوها مطلع شود؛ در چنین فضایی، تفکیک کامل مذاکره با واسطه از مذاکره با امریکا دشوار می‌شود.»  دلفی همچنین با اشاره به مواضع غیرقابل پیش‌بینی ترامپ این راهبرد را نوعی بازی تبلیغاتی قلمداد کرد و افزود: رسانه‌های اصلی جهان عمدتا دراختیار غرب و امریکا هستند و توان رسانه‌ای ایران برای اثرگذاری متقابل بر این فضا محدودتر است. از این رو، ایران نباید به اندازه‌ای درگیر فضاسازی‌های رسانه‌ای شود که از هدف اصلی، یعنی «تامین منافع ملی»، فاصله بگیرد. او در پایان این بخش خاطرنشان کرد: «مذاکره مستقیم راه‌حل بسیاری از این ابهام‌ها و مشکلات است.»  به بیانی دیگر مذاکره مستقیم به معنای عقب‌نشینی نیست؛ همان‌گونه که دفاع در میدان نظامی شکل خاص خود را دارد، پیگیری منافع کشور در عرصه سیاسی نیز شکل دیگری از مبارزه است. ترامپ از تحریم‌ها برای تحت‌فشار قرار دادن تهران استفاده می‌کند

ابوالقاسم دلفی در پاسخ به پرسش دیگر «اعتماد» درباره راهبرد تازه امریکا یعنی تشدید تحریم‌ها، ادعای اعمال «محاصره زمینی و دریایی» و احتمال شکل‌گیری ائتلاف پهپادی امریکا (ادعایی که توسط برخی رسانه‌ها چون سی‌ان‌ان مطرح شده) علیه کشورمان، گفت: واشنگتن از همه ابزارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی خود استفاده می‌کند تا جنگ و تنش‌های ایجاد شده در خلیج‌فارس را به شکلی پایان دهد تا بتواند آن را «پیروزی» خود معرفی کند. او افزود: هدف اصلی ترامپ را نباید صرفا در نگرانی از کاهش محبوبیت داخلی یا نتایج انتخابات جست‌وجو کرد؛ زیرا او در پایان دوره ریاست‌جمهوری خود قرار دارد و امکان نامزدی مجدد ندارد.از نگاه دلفی، مساله اصلی این است که امریکا با تشدید تحریم‌ها، محدودکردن فروش نفت و کاهش درآمدهای ارزی ایران، می‌کوشد تهران را در مذاکرات سیاسی تحت فشار بگذارد و امتیاز بگیرد. منطقه برای عصر پساامریکایی آماده می‌شود

این دیپلمات پیشین در ادامه تاکید کرد: «نباید اجازه داد کشور به مرحله‌ای برسد که راه‌های صادرات و واردات آن مسدود شود و مذاکره به یک انتخاب اجباری تبدیل شود.»  او گفت که ایران باید پیش از رسیدن به چنین شرایطی، در چارچوب منافع ملی، «مذاکره مستقیم» را انتخاب کند تا بتواند با قدرت و امکان انتخاب بیشتر از مطالبات خود دفاع کند. دلفی درباره احتمال همراهی کشورهای منطقه با ائتلاف‌های ادعایی جدید امریکا نیز گفت: کشورهای منطقه به این جمع‌بندی رسیده‌اند که حضور نظامی واشنگتن الزاما برای آنها امنیت ایجاد نکرده، زیرا درگیری‌های منطقه‌ای به آنها نیز آسیب رسانده است. آنها همچنین می‌دانند که اولویت راهبردی امریکا دیگر خاورمیانه نیست و واشنگتن تمرکز اصلی خود را بر «آسیا-پاسیفیک» و مهار قدرت فزاینده چین قرار داده است. در چنین فضایی، کشورهای منطقه در حال برنامه‌ریزی برای دوران پس از کاهش حضور امریکا و شکل ‌دادن به ائتلاف‌های منطقه‌ای هستند. به گفته دلفی، عربستان‌سعودی به عنوان بازیگر مهم اقتصادی و انرژی منطقه، در پی تعریف ترتیبات تازه‌ای برای حفاظت از منافع و امنیت خود است. ایران باید زمینه را برای همگرایی با همسایگان هموار کند

با این حال دلفی هشدار داد: «اگر ایران در ساز و کارهای منطقه‌ای و گفت‌وگوهای امنیتی حضور نداشته باشد، این ترتیبات می‌تواند

به‌ تدریج علیه ایران شکل بگیرد.»  او تصریح کرد که هیچ ابتکار مهمی در خلیج‌فارس بدون حضور ایران عملی نخواهد بود، اما تهران باید راهی برای کاهش تنش‌ها و توسعه همکاری با کشورهای منطقه پیدا کند. او در ادامه گفت: روابط همسایگی ایران با عربستان‌سعودی، اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس، ترکیه، پاکستان و دیگر همسایگان، روابطی دایمی است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. بنابراین ایران باید در کنار پیگیری مطالبات خود در برابر امریکا، برای ایجاد «اعتماد»، «دوستی» و «آرامش» با همسایگان تلاش کند تا واشنگتن نتواند با کاهش حضور خود، کشورهای منطقه را در یک اجماع علیه ایران بسیج کند.  دلفی در پایان تاکید کرد: ایران باید هرچه سریع‌تر، در چارچوب منافع ملی و توافق‌های موجود با امریکا، مناسبات منطقه‌ای خود را تنظیم کند؛ زیرا مدیریت روابط با همسایگان برای آینده کشور، اکنون بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است. سفر به عراق با هدف هماهنگی ترتیبات امنیتی انجام شد

این کارشناس مسائل بین‌الملل در پاسخ به پرسش پایانی درباره چرایی سفر محمدباقر قالیباف به عراق در این بازه زمانی خاطرنشان کرد: عراق به دلیل پیوندهای سیاسی، فرهنگی و دینی و نیز سابقه همکاری‌های امنیتی، جایگاه ویژه‌ای در روابط منطقه‌ای ایران دارد.  او افزود: باتوجه به حضور فعلی امریکا در عراق و اعلام برنامه واشنگتن برای خروج از این کشور، ایران باید روابط خود را با بغداد تقویت کند. به گفته دلفی، اگر امریکا از عراق خارج شود، تداوم و توجیه حضور این بازیگر در دیگر کشورهای منطقه نیز دشوارتر خواهد شد؛ بنابراین، سفر قالیباف می‌تواند در راستای تقویت «روابط گسترده‌تر و پایدارتر» میان تهران و بغداد و هماهنگی درباره ترتیبات امنیتی منطقه باشد.‌ این دیپلمات پیشین تاکید کرد: ایران نباید در سیاست منطقه‌ای خود تنها بر یک کشور تمرکز کند. در کنار عراق، کشورهایی مانند پاکستان، ترکیه، لبنان و سوریه نیز هر یک متناسب با ظرفیت‌ها و شرایط خود می‌توانند در تنظیم روابط منطقه‌ای ایران نقش داشته باشند. از همین رو «توجه یک‌سویه به یک کشور یا یک نوع رابطه، همه منافع ایران را تامین نمی‌کند.» اخبار مرتبط توافق ایران و عمان درباره تنگه‌هرمز می‌تواند بحران در خاورمیانه را مهار کند؟ سخنگوی وزارت خارجه قطر: گفت‌وگوهای بین عمان و ایران به مرحله پیشرفته رسیده است


1
 نظر سید محمد خاتمی در خصوص مذاکرات
۴ ساعت قبل / سایت روزنو

نظر سید محمد خاتمی در خصوص مذاکرات

سید‌محمد خاتمی به تازگی در سخنانی مطرح مواضع خود نسبت به مسائلی از جمله جنگ و مذاکرات را بیان کرده است که با سخنان او با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شد.

به گزارش روز نو برخی مواضع خاتمی را مبتنی بر عقلانیت سیاسی دانستند و برخی نیز دیدگاه او را با در نظر داشتن شرایطی که ایران، آمریکا و منطقه تجربه می‌کند، غیرواقع‌بینانه در نظر گرفتند. اما او چه گفت؟

وحدت سیاسی با ابراز احساسات درباره شهادت رهبری

خاتمی در ویدئویی که از او منتشر شده می‌گوید وقتی رهبر انقلاب به شهادت رسیدند، من هم احساساتم جریحه‌دار شد، اما برای مصالح کشور نباید احساسی تصمیم بگیریم. او با ذکر این سخن گفت: «از چشمان آدم خون می‌بارد؛ اما مسئله مدیریت جامعه نباید بر اساس احساسات باشد».

 این سخن خاتمی را واکنش‌های مثبتی روبه‌رو شد و برخی گفتند که خاتمی با ابراز این سخن خط خود و بلکه جریان میانه‌روی اصلاحات را از اپوزیسیون جدا کرد.

خاتمی به نوعی کوشید نقد‌هایی که مطرح می‌کند را جدای از اپوزیسیون برانداز مطرح کند و خط روشنی میان اصلاح‌طلبی و گفتمان انتقادی با عناد با جمهوری اسلامی برقرار کند.

همین رویکرد باعث شد تا بسیاری در فضای مجازی تصاویر مشترک رهبر شهید انقلاب و سید محمد خاتمی را بازنشر کنند و حتی با انتشار سخنان رهبر شهید انقلاب در دوره دولت هشتم درباره ویژگی‌های مثبت خاتمی را منتشر کنند.

به هر روی به نظر می‌رسد ابراز احساسات خاتمی درباره شهادت رهبر انقلاب فضای سیاسی داخلی را منسجم‌تر نیز کرده است و باعث کم‌رنگ شدن اختلافات سیاسی داخلی می‌شود. این وجه مثبت سخنان اخیر خاتمی بود که بسیاری از کارشناسان و فعالان سیاسی نیز از آن استقبال کردند.

دفاع تمام‌قد از تفاهمنامه

او در ادامه از مسعود پزشکیان تقدیر می‌کند و می‌گوید که دستش را می‌بوسم که شجاعانه و فداکارانه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را امضا کرد. خاتمی از این رهگذر وارد تحلیل تفاهم‌نامه دو جانبه ایران و آمریکا می‌شود و این تفاهم‌نامه را بی‌نظیر می‌داند. او در سخنان اخیرش می‌گوید: «بعد از جنگ‌جهانی دوم هیچ سندی که به امضای رئیس جمهور آمریکا رسیده باشد اینقدر امتیاز به طرف مقابل نداده است».

خاتمی می‌گوید که ایران در موضعی عزتمندانه این تفاهم‌نامه را امضا کرده است و از شورای عالی امنیت ملی و رهبر انقلاب به دلیل تأیید تفاهم‌نامه تقدیر کرد. او در ادامه به منتقدان روند مذاکرات انتقاد می‌کند و می‌گوید که برخی می‌گویند حیات‌مان در جنگ است و هر گامی که به سوی رفع جنگ و برداشتن محدودیت برای ایران و باز شدن راه به سوی آینده باشد را باید تأیید کرد.

او چند روز قبل نیز در دیدار با اهالی رسانه درباره تفاهم‌نامه اسلام‌آباد گفته بود: «به نظر کارشناسان و تحلیلگران، در همه تفاهم‌ها و قرارداد‌هایی که آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم تاکنون داشته است، به اندازه این تفاهم‌نامه به نفع رقیب در آن ملاحظه نشده و آمریکا این چنین صریح و مکرر تعهد نداده است.

 البته در بعضی موارد امکان تفسیر و تعبیر متفاوت هست، ولی همین تفاهم‌نامه اگر به طور جدی مبنا قرار گیرد و رعایت شود، به نظر من ایران از یکی از پیچ‌های خطرناک به سوی دنیایی بهتر عبور می‌کند.

در هر تفاهم و توافقی امتیازاتی داده و امتیازاتی گرفته می‌شود. باید دید ادعا‌های رقیب چه بوده و ما چه می‌خواسته‌ایم و کدامیک بیشتر به دست آورده‌ایم. وقتی پایه امتیاز‌ها معلوم شد دیگر کار را با دیپلماسی سنجیده و مذاکره باید پیش برد. البته از طرف هیچ یک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یکطرف آشکارتر و بزرگتر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».

تفاهمنامه در میدان عمل

خاتمی در سخنانش بر یک کلیدواژه تأکید می‌کند؛ آنکه تفاهم‌نامه نباید نقض شود. ایراد این موضع خاتمی آن است که او در محاسباتش بار مسئولیت را بر دوش مسئولان داخلی می‌اندازد.

 خاتمی مدام می‌گوید که این تفاهم باید اجرا شود. او از واژه «بی‌نظیر» برای تفاهم‌نامه استفاده می‌کند و بعد از این سخن می‌گوید که برخی نیرو‌های داخلی حیات‌شان در جنگ است.

با کنار هم گذاشتن این دو موضوع می‌توان دریافت که خاتمی به نوعی می‌خواهد چنین القا کند که اگر تفاهم‌نامه با شکست مواجه شود، مقصر برخی نیرو‌های داخلی‌اند.

 شاید بخش اول حرف خاتمی مبنی بر مناسب بودن تفاهم‌نامه را با تبصره‌هایی بشود پذیرفت، اما اصل مسئله این است که در میدان عمل، تفاهم‌نامه تا اینجای کار قابلیت اجرا ندارد و غیرقابل اجرا شدن تفاهم‌نامه به دلیل نقض آمریکا بوده است. خاتمی بدعهدی آمریکا را به کلی نادیده می‌گیرد.

او نمی‌گوید که اتفاقا هیچ شخصیت تصمیم‌سازی در ایران مانع اجرای تفاهم‌نامه نشدند و اگر مخالفت‌هایی هم با مذاکرات یا امضای تفاهم‌نامه رخ داد، تأثیری در روند دیپلماتیک میان ایران و آمریکا نداشت.

نادیده گرفتن مسئولیت آمریکا در نقض تفاهمنامه

از طرفی همین حالا که خاتمی این سخنان را مطرح می‌کند نشانه‌هایی از احتمال شروع دوباره جنگ به نظر می‌رسد و آرایش نظامی آمریکا در منطقه به هیچ وجه حکایت از تمایل آمریکا برای رسیدن به توافق با ایران ندارد.

 حتما تیم مذاکره و شخص پزشکیان با هدایت و نظر رهبری به عملکرد مناسبی داشتند، اما مسئله این است که مبنای آمریکا تعامل و رسیدن به توافقی واقعی نیست.

دولت حسن روحانی که به شدت مورد حمایت خاتمی بود نیز مسیر مذاکره با گروه ۱+۵ و به ویژه آمریکا طی کرد و برجام نیز با وجود مخالفت‌هایی در ایران امضا و حدود دو سال نیز اجرا شد، اما در نهایت دونالد ترامپ از برجام خارج شد.

اصلاح‌طلبان در همه سال‌های بعد از خروج ترامپ از برجام مثل همین مواضع اخیر خاتمی، مسئولیت را به جای آنکه بر دوش آمریکا بیندازند، نیرو‌های داخلی مخالف برجام را مقصر دانسته‌اند. همین رویکرد در بیانیه اخیر جبهه اصلاحات و حالا در سخنان خاتمی نیز مشاهده می‌شود. به نظر می‌رسد نگاه خاتمی به آمریکا بسیار خوش‌بینانه است و واقعیت‌هایی که در عرصه عمل وجود دارد را نادیده می‌گیرد.

حتما نیت هر کسی که می‌خواهد سایه جنگ از سر کشور برداشته شود خیر است و آن کسی که جنایت آمریکا را محکوم می‌کند و در عین حال خواهان پایان جنگ و برقراری ثابت در منطقه و ایران است، سعی می‌کند دلسوزانه سخن بگوید که خاتمی نیز همین رویکرد را دارد، اما در راهبرد دچار اشتباه می‌شوند، زیرا طبیعی است هیچکس از جنگ استقبال نمی‌کند، اما وقتی اقتضای سیاست، جنگ است اگر از صرف مذاکره سخن گفته شود، حتما خسارت به وجود می‌آمد.

بالا بردن انتظار عمومی

سید محمد خاتمی یکی از ظرفیت‌های مهم سیاسی کشور است و هنوز هم جبهه اصلاحات او را لیدر خود می‌داند.

خاتمی نشان داده است در هر انتخابات هم ظرفیت قابل قبولی را می‌تواند پای صندوق‌های رأی بیاورد و به جز یک دوره انتخابات مجلس، هیچگاه هم انتخابات را تحریم نکرده یا حتی خودش از شرکت در انتخابات انصراف نداده است. خاتمی همواره کوشیده که خط خود را از نیرو‌های تندروی اصلاحات که بعضا شبیه اپوزیسیون موضع می‌گیرند، جدا کند و توانسته تعادلی در میان اصلاح‌طلبان برقرار کند، اما به نظر می‌رسد در حوزه سیاست خارجی دچار خوش‌بینی زیادی است.

این سخنان اگر صرفا از موضع یک شهروند عادی مطرح می‌شد می‌توانست اشکالی نداشته باشد، اما وقتی خاتمی طرح موضوع می‌کند، خواسته یا ناخواسته بر بالابردن انتظارات اجتماعی از مذاکرات ایران و آمریکا دامن می‌زند؛ به بیان دیگر وقتی خاتمی یا هر اصلاح‌طلب سرشناس دیگری و البته جبهه اصلاحات ایران به دفعات القا می‌کنند که نیرو‌های داخلیِ مخالف مذاکرات مانع اجرای تفاهم‌نامه‌اند، یک شکاف سیاسی میان مردم و تصمیم‌سازان ایجاد می‌شود که گویی آمریکا در نقض تفاهم‌نامه بی‌تقصیر بوده است و اگر جنگ هنوز ادامه دارد بر گردن نیرو‌های داخلی و مسئولان است. این، نتیجه آدرس غلطی است که بعضا اصلاح‌طلبان به جامعه می‌دهند.