
عصر ایران؛ مهرداد خدیر - در فضای خوف و رجا دربارۀ سرگرفتن جنگی دیگر و در هوای گرم و طاقتفرسای تابستان و بیبرقی و خاموشی در برخی مناطق و مهمتر از همه رنج مردم جنوب که آماج حملات کینهتوزانه قرار گرفتهاند، نوشتن دربارۀ دعوای فردوسیپور و قلعهنویی و نقش احتمالی این دومی در توقیف تارنمای "فوتبال 360" با مدیریت و اجرای اولی شاید از سرِ سیری تلقی شود و ناسازگار با انتظار از نگاه سیاسی.
واقعیت اما این است که در دل این ماجرا نکات سیاسی نهفته و فراتر از اختلاف یک مجری با یک سرمربی است و اگر قضیه مهم نبود رییس جمهوری به آن ورود نمیکرد. (این اصطلاح ورود کردن هم زیبا نیست و لی اینجا چارهای نیست چون نمیدانیم فرمان داده یا در حیطه اختیارات او هست یا نه و اگر تصمیمی اتخاذ شده در یکی از کمیتههای زیر مجموعهٔ نهادی عالی باشد شاید رییس جمهوری در مقام رییس آن بتواند اقدام کند کما اینکه در ماههای اخیر دیدهایم نقش رییس از دبیر بیشتر به چشم آمده است.)
نخست روشن کنم شیفتهٔ فردوسیپور و دست کم عادلِ متأخر نیستم زیرا این حجم از پرداختن به حاشیهها چه در نودِ صدا و سیما و چه در فوتبال ۳۶۰ اطلاعات چندانی به مخاطب نمیافزاید و چه بسا لذت تماشا را بستاند. تصور کنید وقتی غرق لذت از تماشای فیلمی در سالن تاریک سینما هستید و برای قهرمان تیرخورده اشک میریزید یکی درِ گوش شما بگوید: ناراحت نباش رفیق! اینها خون نیست، سُس گوجه فرنگی است! اگرچه راست میگوید ولی لذت تماشا را از آدم میگیرد. بی سبب نبود زندهیاد دکتر صدر آن قدر گُل کرد چون با نگاه سینمایی سراغ زیباییها و خلاقیتهای آن میرفت و با بیننده همرسانی میکرد و در حاشیههای زرد پرسه نمیزد.
جدای این دایرهٔ واژگان عادل همچنان گسترده نیست و اول شرط هر اجرا و گویندگی فارسیدانی است و واژهشناسی که با خواندن و رمان و شعر حاصل میآید نه با فوتبال زیاد دیدن.
عادت کردهایم و موارد جانبی سایه انداخته اما به لحاظ حرفهای صدای مناسبی هم برای گزارشگری ندارد و کلمات را جویدهجویده ادا میکند و واژگان انگلیسی را بیتوجیه وارد گفتار فارسیزبانان کرده و اصطلاحات زشتی چون کامبک زدن (به جای بازگشت) در این زمره است و بچه مرشد سابق هم یاد گرفت و در دوران مرشدی مثل نقل و نبات کلمات …








