قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۰۲

شروع پخش یک سریال جنایی جدید در نمایش خانگی

سریال «اعتراف می‌کنم» از دوشنبه ۱۲ مرداد در شبکه نمایش خانگی منتشر می‌شود.
 شروع پخش یک سریال جنایی جدید در نمایش خانگی

سریال «اعتراف می‌کنم» از دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ در شبکه نمایش خانگی منتشر می‌شود.

این سریال جایگزین «بیست و یک» به کارگردانی بهنام بهزادی خواهد بود.

رضا فتح‌اللهی‌پور و نیما حسنی‌نسب تهیه‌کنندگان این مجموعه اپیزودیک هستند که در هر قسمت یک پرونده جنایی را واکاوی می‌کند.

پدیدآورنده و مجری طرح نیز نیما حسنی‌نسب از نویسندگان و منتقدان سینما است.

این مجموعه در ژانر جنایی و ۱۰ قسمت به‌طور هفتگی از شبکه نمایش خانگی پخش خواهد شد.

بازیگران مجموعه «اعتراف می‌کنم» مهدی هاشمی، پوریا پورسرخ، علیرضا ثانی‌فر، بهار کاتوزی، با معرفی روژان رضوانیان، و با حضور محمدرضا مالکی هستند.

بازیگران مهمان مجموعه «اعتراف می‌کنم» عبارتند از لیلا زارع، مانیا علیجانی، مریم سعادت، حامد بهداد، ستاره پسیانی، بابک حمیدیان، شبنم دادخواه، آزاده صمدی، پاشا رستمی، روح‌الله حق‌گو، علی مصفا. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر صحنه‌ای باورنکردنی؛ راننده تریلی، کامیون در حال سقوط را نجات داد خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خشونت پلیس آمریکا و کشتن یک سیاه‌پوست بی‌خانمان تماشاخانه زرتشت؛ ۴۷ سال پیامبری اهورامزدا و قیام علیه کرپان‌های دیو پرست کاشفان قاره آمریکا فاتحان جام آمریکا / از استعمار تا زمین سبز فوتبال فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۲۰ ساعت قبل / خبرگزاری ایلنا

فضای «اعتراف می‌کنم» را از سریال نتفلیکس کپی کردیم اما قصه‌ها جدید هستند/ تصمیمی برای ساخت فصل‌های بعدی سریال نگرفتیم

رضا فتح‌اللهی‌پور تهیه‌کننده سریال «اعتراف می‌کنم» که این روزها از پلتفرم فیلم‌نت در حال پخش است، در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، اظهار کرد: اولین آیتم جذاب سریال «اعتراف می‌کنم» برای من این بود که با ۶ کارگردان کار اولی و یک کریتور (طراح) همکاری کنم، همیشه دوست داشتم از کسانی که راهی برای ورود به سینما پیدا نمی‌کنند اما استعداد دارند حمایت کنم. قطعاً این کار با ریسک‌هایی همراه است اما من ریسکش را پذیرفتم و خوشبختانه آنچه که مدنظر داشتیم شکل گرفت و سریال «اعتراف می‌کنم» ساخته شد در حالیکه بسیاری از همکاران به من می‌گفتند که این کار را انجام نده چون ممکن است تجربه موفقی نباشد و منجر به شکست اثر شود. 

فتح‌اللهی‌پور درباره الگو گرفتن از تولید سریال‌های خارجی در ساخت «اعتراف می‌کنم» گفت: در ساخت این سریال ما از روند و پروسه ساخت سریال‌های خارجی الگو گرفتیم، به هر حال این ریسک وجود دارد که شما با کارگردان‌های مختلف یک سریال را بسازید و به لحاظ ساختار اثر انسجام نداشته باشد. در کشورهایی که صنعت سریال‌سازی با قدرت جریان دارد مطمئناً حمایت کمپانی‌ها و سرمایه‌گذارها بسیار جدی است اما در کشور ما این شرایط وجود ندارد و من خودم ریسک شکست مالی را پذیرفتم و خوشحالم که این ریسک نتیجه داد و با اثر باکیفیت و جالب توجهی روبرو هستیم و سریال «اعتراف می‌کنم» ثابت می‌کند که اگر به جوانان مستعد اعتماد کنید قطعاً نتیجه خواهید گرفت و فقط باید به آن‌ها مهلت دهیم. 

وی افزود: البته جدا از کارگردان‌ها که کار اولی بودند دیگر عوامل سریال افراد باتجربه و کارکشته هستند مثل آقای نجفی که مدیر فیلمبرداری اثر است یا نیما حسنی نسب که طراح این مجموعه به حساب می‌آید و دیگر عوامل همگی حرفه‌ای هستند و حضور این افراد هم به انسجام لازم برای این سریال کمک کرد. برخی مواقع در ساخت یک سریال یا فیلم سینمایی از یک بازیگر باتجربه استفاده می‌شود و با خیال راحت از بازیگران شناخته‌نشده در کنار این فرد باتجربه استفاده می‌کنند چون او می‌تواند به خوبی دیگر افراد گروه بازیگران را مثل یک کاپیتان مدیریت کند اما اگر همه بازیگران افراد کم‌تجربه باشند کار بسیار سخت می‌شود. 

این تهیه‌کننده درباره قصه‌هایی که در سریال «اعتراف می‌کنم» روایت می‌شوند، گفت: تقریباً الگوهای اصلی ما سریال «Criminal» است که از نتفلیکس پخش شد. جالب است بگویم که این سریال هم در آرشیو فیلم‌نت وجود دارد و پس از پخش «اعتراف می‌کنم» بازدید آن افزایش پیدا کرده چون مخاطبان به سراغ این اثر می‌روند و این دو را با هم مقایسه می‌کنند. اگر آن سریال را دیده باشید دکور «اعتراف می‌کنم» هیچ فرقی با آن ندارد و ما قصد داشتیم که اگر قرار است کپی کنیم حتماً باید به اثر اصلی وفادار باشیم و دقیقاً دکورمان هم شبیه آن باشد. اگر قرار باشد شما فقط یک ایده را از یک مجموعه بگیرید موضوع فرق می‌کند اما ما کلیت قصه را از آن سریال گرفتیم و آن را ایرانیزه کردیم. 

وی افزود: ۵ کشور این سریال را ساخته‌اند و قصه‌های آن را بومی منطقه خود کرده‌اند. برای ما هم جذاب بود که سراغ این اثر برویم و دقیقاً همان را بسازیم و به نظرمان آمد که در مدل ایرانی شده «Criminal» اگر نیروی انتظامی پیگیر پرونده‌ها باشد منطقی‌تر است و به همین اثر نیروی انتظامی را انتخاب کردیم و خوشبختانه ناجی هنر هم همیشه با ما همکاری داشت و کمترین دخالتی در این سریال صورت نگرفت. در سریال «اعتراف می‌کنم» فضا و دکورها بازسازی شده‌اند ولی قصه‌ها فرق دارند و قصه و شخصیت‌ها را برای بومی کردن اثر در نظر گرفتیم تا سریال بتواند مخاطب را با خود همراه کند. 

فتح‌اللهی‌پور در ادامه تأکید کرد: در بسیاری از سریال‌هایی که از شبکه‌های خارجی پخش می‌شوند شاهد هستیم که نمرات قسمت‌های مختلف این سریال‌ها در سایت‌هایی مثل IMDB برخی مواقع ۷ یا ۸ است و برخی قسمت‌ها هم نمره‌شان به بالای ۹ می‌رسد که نگاه کارگردان و شکل کارگردانی او تفاوت‌ها را نشان می‌دهد. در سریال «اعتراف می‌کنم» ما با کارگردان‌های مختلفی کار کردیم که هر کدوم سلیقه، نگاه و ذوق فیلمسازی خودشان را دنبال کردند و این کمک کرد تا اثر از یکنواختی خارج شود. شاید اگر کل سریال با یک کارگردان ساخته می‌شد تنوع لازم را در «اعتراف می‌کنم» شاهد نبودیم. 

این تهیه‌کننده درباره ادامه تولید سریال و ساخت فصل‌های بعدی آن گفت: هنوز برنامه‌ای برای ساخت فصل بعدی سریال نداریم اما اگر قرار بر ادامه باشد شاید تغییراتی اساسی در سریال ایجاد کنیم و کلاً آن را به شکلی دیگری بسازیم و احتمالاً کاراکترها و لوکیشن تغییر خواهد کرد. 

وی در پایان درباره واقعی بودن فضایی که قصه در آن روایت می‌شود و ما به ازای واقعی آن فضا در واقعیت، گفت: جایی به نام «مرکز پرونده‌های راکد» وجود ندارد و ما این جا را خودمان خلق کردیم تا در قصه آزادی عمل بیشتری داشته باشیم و هر چه می‌گوییم به جایی یا کسی بر نخورد و برای سریال حاشیه‌سازی نشود. انتهای پیام/


۵ ساعت قبل / سایت عصرایران

غزاله اکرمی با کلاه و کت جین در اکران کوری (+عکس)

عصر ایران - غزاله اکرمی، بازیگر ایرانی، در اکران مردمی سریال «کوری» در کنار جمعی از هنرمندان حضور پیدا کرد. این مراسم با حضور حدیث میر امینی، مجید نوروزی، یسنا میرطهماسب، سجاد پهلوان‌زاده، ستایش دهقان، پویا نوروزی، سحر لطفی و وحید منتظری برگزار شد.

غزاله اکرمی در این مراسم با استایلی متفاوت ظاهر شد. او یک بلوز مشکی را زیر کت کوتاه جین سرمه‌ای پوشیده بود؛ کتی که با سرشانه‌هایی با حال‌وهوای نظامی، یقه ایستاده، نوارهای سفید تزئینی و دکمه‌های فلزی بزرگ نقره‌ای طراحی شده بود.

این بازیگر شلوار جین سرمه‌ای بلند و گشاد را نیز با کت خود هماهنگ کرده بود. خط دوخت سفید و جزئیات فلزی روی شلوار، هماهنگی بیشتری با طراحی کت ایجاد کرده بود.

کلاه لبه‌دار تخت سرمه‌ای‌رنگ با نگین‌های کوچک سفید و تور، از دیگر بخش‌های قابل توجه استایل غزاله اکرمی بود. او همچنین یک کیف دستی کوچک و تخت به رنگ نقره‌ای متالیک و صندل پاشنه‌بلند جلوباز نقره‌ای به همراه داشت.

لاک ناخن قرمز روشن نیز از جزئیات ظاهری این بازیگر در این مراسم بود که در کنار رنگ‌های سرمه‌ای، مشکی و نقره‌ای پوشش او قرار گرفته بود.

غزاله اکرمی متولد ۶ شهریور ۱۳۷۵ در تهران است و فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی سینما محسوب می‌شود. او فعالیت حرفه‌ای خود در بازیگری را با سریال «آرام می‌گیریم» آغاز کرد و در ادامه در مجموعه‌هایی مانند «هست و نیست» و «سلام آقای مدیر» حضور داشت.

اکرمی با بازی در سریال‌های «رحیل» و «سوجان» بیشتر شناخته شد. او در «رحیل» نقش ماهی، دختر مظفرالدین‌شاه، را ایفا کرد و در سریال «سوجان» نیز نقش اصلی را برعهده داشت.

این بازیگر علاوه بر بازیگری، در حوزه‌های کارگردانی، برنامه‌ریزی و دستیاری نیز فعالیت داشته است. حضور او در سریال «کوری» نیز بخشی از ادامه فعالیت‌هایش در آثار نمایشی و شبکه نمایش خانگی محسوب می‌شود. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر بزرگانی همچون آقای خاتمی مورد تکریم قرار گیرند / باید تغییرات جدی صورت گیرد/ خدا نیامرزد کسی را که «بگم‌بگم» راه انداخت خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : غزاله اکرمی با کلاه و کت جین در اکران کوری (+عکس) بیشتر بخوانید: استایل روشن و شاداب غزاله اکرمی بازیگر نقش سوجان در برنامه درجام (+عکس) غزاله اکرمی با لباس عروس در تست گریم سریال کوری (+عکس) ساترا همچنان در مسیر توقیف؛ «کوری» جدیدترین قربانی صداوسیما تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۷ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

نقد و بررسی سریال «بدنام» با بازی سینا مهراد

به گزارش شهرآرانیوز، قصه سریال «بدنام» در بنیاد خود پیچیدگی چندانی ندارد و شخصیت‌ها نیز عمدتا بر اساس الگو‌های آشنای ملودرام شکل گرفته‌اند؛ بنابراین آنچه می‌توانست در روایتی فشرده و با تمرکز بر روابط و کشمکش‌های اصلی، به یک درام سرراست و پرکشش تبدیل شود، در این سریال بار‌ها از نو صورت‌بندی می‌شود.

مشکل فقط این نیست که اتفاق‌ها تکرار می‌شوند، بلکه این است که بسیاری از این اتفاق‌ها تغییری اساسی در وضعیت داستان ایجاد نمی‌کنند. بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، روابط متشنج می‌شوند و دوباره به نقطه‌ای نزدیک به وضعیت پیشین بازمی‌گردند و شخصیت‌ها نیز کمتر از آنچه انتظار می‌رود دستخوش تحول می‌شوند.

در نتیجه، حجم روایت به مراتب بزرگ‌تر از خود داستان شده و فاصله میان «آنچه قرار است روایت شود» و «زمانی که صرف روایت آن شده» به یکی از اساسی‌ترین ضعف‌های «بدنام» تبدیل شده است.

به بیان روشن‌تر، سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی ساختار خود را بر اساس یکی از دیرپاترین و فراگیرترین الگو‌های روایی یعنی ژانر «ملودرام» بنا کرده است، گرچه دقیقاً وامدار آن نیست و بهتر است بگوییم «هسته روایی» آن ملودراماتیک است و نویسنده (حامد عنقا) کوشیده آن را با عناصر درام خانوادگی، عاشقانه، رازآلود و حتی گنگستری ترکیب کند، اما نشد آنچه باید می‌شد.

اگر از زوایه ساختار قصه نگاه کنیم می‌‎بینیم مولفه‌های اصلی به شدت ملودرام هستند. روابط عاطفی پرتنش، خانواده، عشق در برابر منفعت و قدرت، راز‌های گذشته، سوء تفاهم، خیانت، رنج و انتخاب‌های عاطفی. اینها همان مصالحی هستند که موتور محرک یک ملودرام را می‌سازند. اما مساله اینجاست که سریال در اجرا و ساخت، مرتب از منطق ملودرام فاصله می‌گیرد و به سمت راز و بحران حرکت می‌کند.

به تعبیر روشن‌‎تر به جای اینکه هر اتفاق بیش از همه پیامد عاطفی و اخلاقی برای شخصیت‌ها داشته باشد، کارکردش به این محدود می‌شود که اطلاعات جدیدی بدهد، راز تازه‌ای بسازد یا مخاطب را به قسمت بعد بکشاند.

اگر خلاصه ۲۰ قسمت پخش شده را بخواهیم مرور کنیم، می‌توان این چند سطر: «یلدا» زنی از جنوب شهر است که ناخواسته درگیر مناسبات پیچیده و مافیایی دو باند قدرت شده و از سر استیصال دست به خودکشی می‌زند. سر بزنگاه «اسماعیل» پسر «حاج ابراهیم، سردسته یکی از باندها» او را از خودکشی منصرف می‌‎کند. در ادامه میان یلدا و اسماعیل عشقی شکل می‌گیرد و پس از مراودات مرسوم و طولانی این نوع آثار، به طور پنهانی با هم ازدواج می‌کنند. از سوی دیگر دوستی دو سرکرده باند (حاج ابراهیم و عماد اعتماد) به هم خورده و در صدد انتقام از هم بر می‌آیند. در این میان راز ازدواج موقت یلدا با عماد و علاقه حاج ابراهیم به او، زندگی مشترک عشاق جوان را با بحران روبه‌رو می‌کند.

در ادامه حتما بخوانید نقد و بررسی سریال «اعتراف می‌کنم» با بازی پوریا پورسرخ

پس از آشکار شدن حقیقت، اسماعیل یلدا را طرد کرده و درصدد طلاق برمی‌آید. اما یلدا که به بیماری لاعلاجی مبتلاست، با اعلام بارداری، اسماعیل را میان جدایی و ادامه زندگی مشترک و پذیرش مسئولیت پدری مردد می‌کند. هم‌زمان، درگیری باند‌های قدرت شدت می‌گیرد و هرکدام برای حذف دیگری از یلدا به‌عنوان طعمه استفاده می‌کنند.

در ادامه یلدا از بازی قدرت فاصله می‌گیرد و حتی از اسماعیل می‌خواهد که از یکدیگر طلاق بگیرند.

به سادگی می‌توان تکرار این شخصیت ها، مناسبات و داستانک‌ها را در آثار مشابه سینما و سریال‌سازی دید. با این حال ایراد «بدنام» صرفا تکراری بودن این عناصر هم نیست، بلکه مشکل این است که داستانی با استخوان‎بندی ساده و شخصیت‌هایی که تیپ (فاقد عمق و لایه‌های متنوع) هستند، در قالب روایتی بسیار طولانی عرضه شده است.

سریال نه آنقدر شخصیت‌ها را پیچیده می‌‎کند که ظرفیت این زمان روایی را پیدا کنند و نه آنقدر در روابط و تعارضات عمق ایجاد می‌کند که تکرار مکررات به نظر نرسد.

به هر روی کلیشه در ملودرام الزاماً ضعف نیست؛ در اساس کلیشه‌ای که دیگر هیچ امکان تازه‌ای برای احساس، تعارض و شخصیت‌پردازی ایجاد نکند، ضعف است. به طور مشخص در اینجا پیرنگ پیش نمی‌رود، بلکه دور خودش می‌چرخد، انگار که در یک لوپ روایی گرفتار شده باشد.

حاصل، سریالی است که در آن زمان روایت بسیار بیشتر از حجم واقعی داستان است. تا حدی که به نظر می‌رسد پیرنگی با ظرفیت چند قسمت محدود، برای قالبی بسیار طولانی‌تر کش داده شده است.

لازم است اشاره کنم که انتظار تماشای سریالی متفاوت از نظر ساختاری، با داستانی بکر در روایت و پرداخت خلاقانه همین داستان نصفه‌ونیمه، حتی اگر صرفاً با تکیه بر عناصر و موتیف‌های آشنا بخواهد مخاطب را سرگرم کند، از همان قسمت نخست بیهوده به نظر می‌رسد.

این وضعیت در قست‌های بعد بغرنج‌تر می‌شود. چرا که فیلمنامه از شخصیت‌های کامل و دارای عمق برخوردار نیست.

همانگونه که پیش‎تر اشاره شد، درباره گذشته و انگیزه‌های عمده شخصیت‌ها اطلاعات چندانی نداریم و همین فقدان بسیاری از رفتار‌ها و روابط آنها را بی‌پشتوانه و تا حدی تصنعی می‌‎کند. مثلا حاج ابراهیم چرا سال‌هاست که تنها است یا به تجدید فراش فکر نکرده است؟ اسماعیل چرا به «بیتا» که رازدار و متناسب‌تر با سن او است علاقه و کششی ندارد؟ چرا هر سه مرد اصلی داستان به شکلی کم و بیش یکسان دلباخته یلدا هستند و از همه مهم‌تر اگر شخصیت خواهر یلدا (هدیه) را از داستان حذف کنیم چه حفره مهمی در ساختمان قصه پدید خواهد آمد؟

پرسش‌ها و ابهاماتی از این دست در سریال بسیار است. مسئله این پرسش‌ها فقط یافتن پاسخ برای جزئیات فرعی نیست. بلکه آنها نشان می‌دهند که بسیاری از شخصیت‌ها نه از دل نیاز‌های روایی و روان‌شناختی خود، بلکه برای پیش بردن موقعیت‌های داستانی ساخته شده‌اند.

شباهت شخصیت‌ها با تجربه‌های پیشین بازیگران هم خودش بحث مفصلی است که تنها به چند مورد از آنها اشاره می‌کنم. شخصیت حاج ابراهیم گویی بازتعریفی از پدر لاابالی فیلم «پیر پسر» است، به ویژه آنکه گریم و شیوه بازی حسن پورشیرازی در «بدنام» تا حد زیادی همان شمایل و اجرایی را تداعی می‌کند. عماد اعتماد با بازی امیر آقایی نیز از نظر تیپ شخصیتی و گریم و حتی جنس بازی انگار از دل آثاری، چون «آقازاده» بیرون آمده است. شخصیت اسماعیل با بازی سینا مهراد هم شباهت‌های قابل توجهی با تیپ‌هایی دارد که او را پیش‌تر در آثاری، چون «از یاد رفته» دیده‌ایم. در نتیجه، به جای آنکه با شخصیت‌هایی تازه و متمایز روبه‌رو باشیم، با چهره‌هایی مواجه هستیم که گویی پیش‌تر آنها را در نقش‌های دیگری دیده‌ایم و این بار با نام و موقعیتی تازه به این داستان بازگردانده شده‌اند. می‌‎ماند ستایش رجایی‌نیا که در نقش «یلدا افروز» بازی کرده است. او علی‌رغم تلاشی که برای جان بخشیدن به این شخصیت به کار می‌بندد، نه تنها در اندازه‌ای ظاهر نمی‌‎شود که بتواند ضعف‌های فیلمنامه و ساختاری سریال را پوشش دهد، بلکه حتی در بازنمایی وجوه مختلف شخصیت یلدا نیز چندان موفق نیست. دختری رنج‌کشیده، سختکوش و عاشق که قرار است یکی از محور‌های اصلی عاطفی داستان باشد، اما در بازی رجایی‌نیا کمتر به شخصیتی با جهان درونی و عواطف قابل لمس تبدیل می‌شود.

در نتیجه، یلدا نیز بیش از آنکه حضوری مستقل و به‌یادماندنی پیدا کند، در حد همان شمایل آشنای دختر جوانِ رنج‌کشیده و عاشق باقی می‌ماند.

منبع: فیلمزی




 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۱۵ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 قاتل نامرئی قصه عشقی !
۵ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

قاتل نامرئی قصه عشقی !

آرمان امروز : نمایش شنیدنی «چرک‌نویس‌های یک قاتل» به کارگردانی ایوب آقاخانی در ۵ قسمت تولید و پخش شده است. به گزارش خبرنگار مهر، ادوگاوا رامپو نام مستعار تارو هیرای (۱۸۹۴-۱۹۶۵) است که عموماً به عنوان بزرگترین نویسنده‌ ژاپنی ژانر تعلیق و معمایی شناخته می‌شود. او رمان‌نویس و نویسنده‌ داستان کوتاه پرکاری بود. نام مستعار [ ]

 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۵ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.

 بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ
۱۲ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

اختصاص نشست عصر یکشنبۀ بخارا به کتاب «فعان ز جنگ» بهانه ای برای این یادآوری است که وقتی پزشکی می‌نویسد اولا در کار خود هم ذوقی دارد و ثانیا در رشتۀ تخصصی خود...

 وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه
۱ ساعت قبل / روزنامه شرق

وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه

‌زخم نفت، مدرنیزاسیون تحمیلی، رانده‌شدن مردم از جغرافیای زیست‌شان‌ و تبدیل حافظه جمعی به میدان مقاومت. جلد اول «شهرهای نمک»، یعنی «سرگردانی»، در نسخه فارسی با ترجمه امل نبهانی منتشر شده و آن را می‌توان رمانی درباره پیدایش نفت در شبه‌جزیره عربستان و دگرگونی روستاها و بادیه‌ها معرفی کرد.