
اولین تصویر بابک حمیدیان در فیلم سینمایی «فیل» (عکس)

۹۰ درصد مردم ایران VPN دارند
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، از اسفند سال گذشته بود که اینترنت برای کاربران ایرانی بیشتر از آنکه «وصل» باشد، درگیر اختلال، کندی، فیلترینگ و قطعیهای مقطعی بوده است؛ از روزهایی که دسترسی به پلتفرمها سختتر شد تا مقاطعی که حتی ارسال یک پیام ساده هم با مشکل روبهرو بود.
حالا دیگر مسئله فقط «سرعت پایین اینترنت» نیست؛ «کیفیت اینترنت» به یکی از اصلیترین دغدغههای کاربران و کسبوکارهای آنلاین تبدیل شده و پرسش این است که فیلترینگ و استفاده گسترده از فیلترشکن، چه سهمی در رسیدن به این وضعیت داشته است؟
حمیدرضا احمدی، رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک، میگوید کیفیت اینترنت ایران در شش ماه اخیر به پایینترین سطح خود رسیده و فیلترینگ گسترده شبکههای اجتماعی، علاوه بر افزایش اختلال و کاهش کیفیت دسترسی، استفاده از فیلترشکن را به رفتاری عمومی تبدیل کرده است؛ وضعیتی که به گفته او، حتی امکان اعمال محدودیت موقت بر چند پلتفرم را نیز از سیاستگذار گرفته و کشور را در مواقع بحرانی به سمت قطع گسترده اینترنت سوق داده است.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با رئیس کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن تجارت الکترونیک را بخوانید؛
* این روزها وضعیت کیفیت اینترنت چه مسیری را طی میکند؟ بهویژه در شش ماه اخیر چه تغییری در این روند دیدهاید؟
ما ششماه گذشته عملاً به کف کیفیت اینترنت رسیدهایم؛ بهخصوص به دلیل قطعیهای متعدد، اتفاقات مربوط به اعتراضات دیماه و بعد هم شروع جنگ. البته مسئله این است که کیفیت اینترنت ما پیش از این هم هیچوقت مطلوب نبوده و یکی از دلایل اصلی آن، سیستم فیلترینگ است.
ما در کمیسیون اینترنت و زیرساخت انجمن الکترونیک تهران، اینترنت را بر اساس سه مؤلفه اصلی کیفیت، سرعت و اختلال بررسی میکنیم. نخست، اختلالات مختلف که به دلیل نرمافزارها و سختافزارهای مربوط به فیلترینگ در شبکه ایجاد میشود. دوم، محدودیتها که خود سیاست فیلترینگ را شامل میشود؛ یعنی سایتها و سرویسهایی که فیلتر شدهاند و در کنار آن، محدودیتهایی که به دلیل تحریمها برای کاربران ایرانی وجود دارد. برای مثال، برخی سرویسهای هوش مصنوعی و خدمات دیگر به دلیل تحریم برای کاربران ایرانی در دسترس نیستند. مؤلفه سوم هم سرعت اینترنت کاربران، چه در شبکه موبایل و چه در اینترنت ثابت است.
از زمانی که ما این شاخصها را اندازهگیری میکنیم، تقریباً همیشه با اختلالات زیاد و سطح بالای فیلترینگ مواجه بودهایم. در سال گذشته، با توسعه نسبی فیبر نوری، وضعیت سرعت تا حدودی بهتر شد، اما همان پروژه هم چالشهای خودش را دارد؛ تا نقطهای پیش رفت و بعد سرعت توسعه آن کمتر شد. امیدواریم سرمایهگذاری بیشتری روی این بخش صورت بگیرد.
در شش ماه گذشته اما شرایط به مرحلهای رسیده که در مقاطعی حتی امکان اندازهگیری کیفیت نیز وجود نداشته است؛ چون وقتی اساساً اینترنت در دسترس نیست، دیگر بحث اندازهگیری کیفیت آن موضوعیت ندارد.
*وزیر ارتباطات نیز پیشتر گفته بود حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد ترافیک اینترنت کشور بهنوعی درگیر فیلترشکنها شده است. این وضعیت چه اثری بر نوع استفاده کاربران عادی، افراد و بهویژه کسبوکارهای اینترنتی گذاشته است؟
پیش از فیلترشدن اینستاگرام، حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد مردم بهصورت فعال از فیلترشکن استفاده میکردند؛ برای دسترسی به یوتیوب، توییتر یا برخی سرویسهای دیگر. در آن مقطع اینستاگرام فیلتر نبود و به همین دلیل بخش بزرگی از مردم نیازی به استفاده از فیلترشکن برای این پلتفرم نداشتند.
اما از پاییز ۱۴۰۱ که اینستاگرام فیلتر شد، میزان استفاده از فیلترشکن از حدود ۳۰ درصد به حدود ۸۵ درصد رسید. بنابراین بخش اصلی مسئلهای که امروز درباره فراگیرشدن فیلترشکن و درگیرشدن ترافیک کشور با VPN مطرح میکنیم، به فیلترشدن چند پلتفرم اصلی و بسیار پرکاربرد برمیگردد؛ اینستاگرام، تلگرام و یوتیوب از مهمترین آنها هستند.
اگر محدودیت همین چند پلتفرم برداشته شود، دیگر بخش بزرگی از مردم احتیاجی به فیلترشکن نخواهند داشت. ممکن است همچنان چند سایت محدود فیلتر باقی بمانند، اما میزان استفاده از فیلترشکن میتواند به زیر ۲۰ درصد و حتی حدود ۱۵ درصد کاهش پیدا کند. در چنین شرایطی کیفیت اینترنت نیز بهمراتب بهتر خواهد شد؛ هم برای کاربران عادی و هم برای کسبوکارها و مشتریان آنها.
*در کنار مسئله کیفیت، بارها درباره اقتصاد فیلترشکن و گردش مالی آن نیز صحبت شده است. معاون آقای پزشکیان هم پیشتر به ارقامی در محدوده چند هزار میلیارد تومان در این بازار اشاره کرده بود. از نظر شما برای مواجهه با این اقتصاد زیرزمینی چه باید کرد؟
به نظرم یک اشتباه در نوع مواجهه دولت با این موضوع وجود دارد. گفته میشود سیستم فیلترینگ برای عدهای درآمد ایجاد کرده و بنابراین باید به سراغ کسانی رفت که از فروش فیلترشکن درآمد دارند. اما راهحل این مسئله این نیست که سراغ آن شرکتها یا افراد برویم و بپرسیم چرا از این بازار درآمد دارید.
اگر واقعاً میخواهیم این اقتصاد از بین برود، یا دستکم از فضای سایه خارج شود، راهحل اصلی برداشتن فیلترینگ است. در یک اقتصاد عادی، شرکتها میتوانند رسمی فعالیت کنند، ثبت شوند، مالیات بدهند و تحت نظارت باشند. اما وقتی خود سیاست فیلترینگ تقاضای گسترده برای فیلترشکن ایجاد کرده است، طبیعتاً یک اقتصاد غیررسمی هم در کنار آن شکل میگیرد.
برای فیلترشکن، اقتصاد جایگزینی وجود ندارد که بتوان با برخورد با فروشندگان آن مسئله را حل کرد. اصل موضوع، خود فیلترینگ است. با برداشتن آن، هم کیفیت اینترنت برای همه کاربران و کسبوکارها افزایش پیدا میکند و هم بخش بزرگی از این بازار زیرزمینی عملاً موضوعیت خود را از دست میدهد.
*از وزارت ارتباطات در شرایط فعلی چه انتظاری دارید؟ آیا عملکرد این وزارتخانه در دفاع از کیفیت اینترنت و حقوق کاربران را کافی میدانید؟
انتظار ما این است که وزارت ارتباطات حداقل در موضوعاتی که حتی ممکن است تصمیمگیری نهایی درباره آنها کاملاً در اختیار خودش نباشد، از جایگاه و بلندگویی که در اختیار دارد بهتر استفاده کند؛ یعنی برای این موضوع بجنگد و نشان دهد که پیگیر مسئله است.
الان بخش خصوصی بدون دسترسی به همه اطلاعات و در نوعی تاریکی، وقت میگذارد، عدد و آمار جمعآوری میکند، نمودار تهیه میکند و تلاش میکند نشان دهد چه اتفاقی برای اینترنت افتاده است؛ در حالی که اساساً این کار باید در سطح حاکمیت و وزارتخانه انجام شود.
ما این کار را به عهده گرفتهایم تا داده در اختیار آنها قرار بگیرد و بتوانند برای بهبود شرایط اقدام کنند. اما گاهی وقتی آمار و ارقام را مقابل مسئولان قرار میدهیم، پاسخ این است که شما بیشتر بررسی کنید و اطلاعات بیشتری در اختیار ما بگذارید تا دست ما برای پیگیری بازتر شود. در حالی که انتظار ما برعکس است؛ این مسئولان هستند که باید برای این موضوع بیشتر بجنگند.
*اگر بخواهید از میان اتفاقات شش ماه اخیر یک مورد را بهعنوان شوکهکنندهترین نشانه وضعیت اینترنت انتخاب کنید، آن چیست؟
چیزی که هنوز کسی بهصورت رسمی و شفاف درباره آن توضیح نداده، این است که در دورههای قطعی اخیر دقیقاً چه اتفاقی افتاد، چه اتفاقی نیفتاد؟ و بر اساس چه منطقی اینترنت تا این اندازه کامل قطع شد؟ به شکلی که در برخی مقاطع حتی امکان ارسال ساده پیامک هم وجود نداشت.
ما سعی کردهایم بر اساس شواهد و فرضیههای مختلف، دلایل این اتفاق را یکییکی بررسی کنیم و نتایج بررسیها نیز در گزارش آینده ما منتشر خواهد شد. اما جمعبندی و حسی که در نهایت از این وضعیت داریم این است که فیلترینگ گسترده شبکههای اجتماعی، استفاده از VPN را آنقدر فراگیر کرده که سیاستگذار عملاً خودش را در یک بنبست قرار داد که خودش هم نمیتوانست از آن خارج شود.
وقتی بخش بزرگی از مردم فیلترشکن دارند، اگر دولت یا حاکمیت بخواهد در یک مقطع خاص دسترسی به یک شبکه اجتماعی را محدود کند، دیگر محدودکردن همان پلتفرم بهتنهایی کارایی ندارد؛ چون کاربران با VPN محدودیت را دور میزنند. برای مسدودکردن فیلترشکنها نیز در عمل ممکن است ناچار شوند بخش بزرگی از اینترنت یا حتی کل اینترنت را محدود کنند.
این همان بنبستی است که خود سیاست فیلترینگ ایجاد کرده است.اگر مردم بهصورت گسترده VPN نداشتند، در یک شرایط خاص مانند زمان جنگ، اگر تصمیمگیر احساس میکرد به دلایل امنیتی لازم است برای یک هفته دسترسی به اینستاگرام، یوتیوب یا تلگرام محدود شود، میتوانست همان چند سرویس را بهطور موقت محدود کند. ممکن بود درصد کوچکی از کاربران همچنان راهی برای دورزدن محدودیت پیدا کنند، اما نیازی نبود کل شبکه تحت تأثیر قرار بگیرد.
اما وقتی خود سیاستها باعث شدهاند بخش بسیار بزرگی از جامعه ــ حتی تا حدود ۹۰ درصد کاربران ــ فیلترشکن داشته باشند، دیگر امکان اعمال یک محدودیت محدود و مشخص از بین میرود. در واقع خودمان شرایطی ایجاد کردهایم که کنترل محدود چند پلتفرم، به مسئلهای برای کل اینترنت تبدیل شده است و باید این را حل کنیم.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید
گیمر ایرانی؛ گرفتار میان تحریم، فیلترینگ و اختلال - پیوست
بعد از یک روز سخت کاری یا درسی، با استرسی که جنگ به جا گذاشته و آیندهای که هر روز مبهمتر به نظر میرسد، خودش را به خانه میرساند. روی کاناپه مینشیند و تلویزیون را روشن میکند؛ یا چیزی برای دیدن ندارد یا آنچه پخش میشود، بیشتر از آنکه سرگرمکننده باشد، اضطرابآور است. به سراغ یخچال میرود و با کویری روبهرو میشود که پیشتر نمونهاش را فقط در بازی «رد دد» (Red Dead Redemption)دیده بود.
دوباره روی کاناپه برمیگردد و موبایل را برمیدارد. با هزار مکافات راهی برای دور زدن محدودیتها پیدا میکند و به اینستاگرام میرسد. چند دقیقهای میان اینترنت کند و محتواهای «برینرات» (Brain rot) میچرخد تا چشمش به پست یک استریمر خارجی میافتد؛ پستی درباره همان بازی آنلاینی که زمانی ساعتها سرگرمش میکرد اما در دوران قطعی اینترنت آنقدر از آن دور مانده که تقریبا فراموشش کرده بود.
لپتاپ را روشن میکند و با امیدی نهچندان زیاد وارد بازی میشود؛ اما خیلی زود با خطای دسترسی روبهرو میشود. یادش میآید پیش از جنگ از یک سرویس رفع تحریم و DNS استفاده میکرد. سرویس قدیمی دیگر مثل گذشته کار نمیکند. کمی جستوجو میکند، تبلیغ سرویس دیگری را که قبلا در یک کانال تلگرامی دیده بود پیدا میکند و اشتراک میخرد. این بار بازی بالا میآید. برای مدتی کوتاه میتواند از دنیای بیرون فاصله بگیرد و به سرگرمیای برگردد که یادآور روزهای عادیتر است.
اما این حال چندان دوام نمیآورد. ابتدا اینترنت کند میشود و کمی بعد ارتباط کاملا از دست میرود. بازی را میبندد. از نیمه شب گذشته و باید به رختخواب برود؛ اما یک سؤال همچنان باقی مانده است: مشکل وصل نشدن بازی دقیقا کجاست و چرا دسترسی به یک سرگرمی آنلاین باید اینقدر دشوار باشد؟
این فقط قصه یک گیمر خسته در یک شب معمولی نیست. تجربه گیمینگ آنلاین برای بسیاری از کاربران ایرانی به چرخهای از اتصال، اختلال، تغییر DNS، افزایش پینگ، قطع شدن و تلاش دوباره تبدیل شده است. از جنگ و از دسترس خارج شدن برخی سرورهای منطقهای بازیها تا حدود ۸۰ روز قطعی و اختلال اینترنت، مجموعهای از اتفاقها باعث شده سرویسهای رفع تحریم و کاهش پینگ گیمینگ نیز یکی از دشوارترین دورههای فعالیت خود را پشت سر بگذارند.از دوبی به اروپا؛ پینگ بالای ۱۰۰
یکی از تغییراتی که پس از جنگ مستقیما روی تجربه گیمرها اثر گذاشت، اختلال در اتصال به سرورهای منطقهای دوبی و امارات بود. دانیال معینآبادی، مدیرعامل شلتر، میگوید کاربران برخی بازیهای محبوب مانند کانتر استرایک دیگر نمیتوانند مانند گذشته به سرورهای دوبی متصل شوند و ناچارند سرورهای اروپایی را انتخاب کنند. نتیجه، افزایش پینگ است که در مواردی به بیش از ۱۰۰ میلیثانیه میرسد.
اما دورتر شدن سرور بازی تنها بخشی از مشکل است. امیرعباس کنعانی، مدیرعامل الکترو نیز بخش مهمی از اختلالهای فعلی را به محدودسازی یا اختلال روی پروتکلهایی مانند UDP مرتبط میداند؛ پروتکلی که بخش مهمی از ارتباط لحظهای در بازیهای آنلاین بر بستر آن انجام میشود.
بررسیهای فنی شلتر نیز به نتیجه مشابهی رسیده است. در بسیاری از بازیها کاربر میتواند بدون مشکل وارد محیط اولیه شود، زیرا احراز هویت و اتصال اولیه از طریق TCP انجام میشود. دردسر از زمانی آغاز میشود که کاربر وارد مرحله یافتن حریف یا همان مچمیکینگ میشود؛ جایی که ارتباط لحظهای بازی بیشتر به UDP وابسته است. در این مرحله ممکن است اتصال با تاخیر انجام شود، کاربر از صف خارج شود یا اساسا نتواند به سرور بازی برسد.
کنعانی، مدیرعامل الکترو در کنار این محدودیتها به اختلال در آپلود به سمت سرورهای خارجی نیز اشاره میکند؛ اختلالی که حتی در صورت برقرار بودن اتصال، میتواند کیفیت بازی را کاهش دهد.تحریم یک طرف، فیلترینگ طرف دیگر
سرویسهایی مانند شلتر و الکترو اساسا برای حل مشکلی شکل گرفتند که از بیرون مرزهای ایران ایجاد شده بود؛ شرکت یا ناشر خارجی، IP کاربران ایرانی را مسدود میکرد و سرویسهای رفع تحریم تلاش میکردند این مانع را از سر راه بردارند. اما مدیران هر دو مجموعه میگویند اکنون بخش مهمتری از مشکلات آنها در داخل کشور ایجاد میشود.
در تحریم خارجی، معمولا IP کاربر ایرانی مسدود است و در بسیاری از موارد میتوان با تغییر مسیر یا استفاده از DNS مناسب این محدودیت را پشت سر گذاشت. اما زمانی که خود IPهای سرویس رفع تحریم در داخل فیلتر میشوند، ماجرا پیچیدهتر میشود.
معینآبادی میگوید شدت فیلتر شدن IPها باعث شده شلتر برای حفظ سرویس بهجای حدود ۱۰۰ IP، گاهی مجبور به تهیه ۳۰۰ IP شود. به گفته او، فقط هزینه یک سرور میتواند ماهانه حدود ۱۰ میلیون تومان باشد و هزینه تعویض IPها در طول سال برای این مجموعه به صدها میلیون تومان برسد.
کنعانی، مدیرعامل الکترو نیز فیلتر شدن ناگهانی و بدون اطلاع قبلی IP سرورها را یکی از مهمترین مشکلات الکترو میداند؛ اتفاقی که تیم فنی را ناگهان با سرویسی از دسترس خارجشده و کاربرانی مواجه میکند که انتظار دارند مشکل در کوتاهترین زمان برطرف شود.
این محدودیتها حتی به درگاه پرداخت رسیده است. معینآبادی، مدیرعامل شلتر میگوید: در مقطعی درگاه بانکی شلتر به دلیل استفاده از کلمه «شکن» در عبارت «تحریمشکن» مسدود شد و این اتفاق فعالیت مجموعه را برای حدود یک هفته مختل کرد.
به همه اینها باید قطعی برق را نیز اضافه کرد. کنعانی، مدیرعامل الکترو میگوید که خاموشیهای منطقهای گاهی تجهیزات مخابراتی را نیز از مدار خارج میکند و کیفیت اینترنت کاربران تا سطح شبکه 3G کاهش مییابد. شلتر هم تجربه خاموش شدن سرورهایش در برخی دیتاسنترهای داخلی را داشته است؛ اختلالی که کاربر در نهایت آن را از چشم سرویس کاهش پینگ میبیند، حتی اگر منشاء آن جای دیگری باشد.DNS قرار نیست اینترنت را تعمیر کند
در این چرخه، کاربر معمولا یک مقصر در دسترس دارد، سرویس DNS یا رفع تحریمی که بابت آن پول پرداخت کرده است. وقتی بازی قطع میشود، پینگ بالا میرود یا کاربر از سرور بیرون میفتد، اولین تصور این است که سرویس خریداریشده کار نمیکند.
معینآبادی میگوید: این تصور از کارکرد DNS دقیق نیست. DNS در بسیاری از بازیها عمدتا در مرحله ابتدایی اتصال و برای ترجمه دامنه به IP یا عبور از محدودیت جغرافیایی نقش دارد. پس از آن، ارتباط بازی مستقیما با سرور برقرار میشود. بنابراین اگر اینترنت پایه کاربر با پکتلاس، نوسان یا قطعی روبهرو باشد، DNS نمیتواند آن را برطرف کند.
به بیان ساده، سرویس رفع تحریم میتواند یک مانع را از مسیر بردارد، اما قرار نیست تمام مشکلات مسیر را حل کند.
در ماههای گذشته دلایل دیگری مانند نوع NAT، قرار داشتن کاربران پشت CGNAT یا غیرفعال بودن IPv6 نیز به عنوان علت اختلال بازیها مطرح شده است. بررسیهای شلتر اما نشان میدهد CGNAT را نمیتوان عامل اصلی مشکلات مچمیکینگ در بازیهایی دانست که سرور اختصاصی دارند. فعال شدن IPv6 نیز تا زمانی که محدودیت روی مسیر ارتباطی و UDP باقی باشد، بهتنهایی مشکل را برطرف نمیکند.
اثر این وضعیت بیشتر در بازیهایی دیده میشود که به ارتباط لحظهای و پایدار حساساند؛ از کالآفدیوتی (Call Of Duty) پابجی (Pubg) و ایپکس لجندز (Apex Legends) گرفته تا فورتنایت (Fortnite) و بخش آنلاین سری FC. در چنین بازیهایی چند لحظه ناپایداری شبکه میتواند نتیجه یک مسابقه را تغییر دهد یا اساسا کاربر را از بازی بیرون بیندازد.۸۰ روز بدون فروش
آنچه برای گیمر به معنای از دست رفتن چند ساعت سرگرمی است، برای سرویسهای فعال این حوزه به توقف کسبوکار تبدیل میشود. شلتر میگوید که در دوره اوج قطعی و اختلال اینترنت حدود ۸۰ روز فروش نداشته اما همچنان هزینه حقوق کارکنان و اجاره سرورها را پرداخت کرده است. این مجموعه همچنین میگوید هزینه اشتراک کاربران را متناسب با دوره اختلال جبران کرده است.
الکترو نیز فعلا ارائه سرویس DNS خود را متوقف کرده است. کنعانی میگوید این سرویس قرار است دوباره بازگردد، اما این مجموعه در این فاصله پروژه «الکترولن» را دنبال کرده است؛ سرویسی برای ایجاد شبکه محلی مجازی (LAN) و اجرای بازیهای چندنفره روی بستر اینترنت داخلی. به گفته کنعانی، خدمات الکترو تاکنون رایگان بوده و این مجموعه قصد دارد این مدل را تا جای ممکن برای کاربران حفظ کند.
اما برای شلتر، بخشی از راهحل نه در تغییر فناوری، بلکه در تغییر برخورد با این سرویسهاست. معینآبادی میگوید: این مجموعه به دنبال گفتوگو با نهادهای تصمیمگیر از جمله شورای عالی فضای مجازی است تا IPهای مورد استفاده سرویس در فهرست سفید قرار بگیرند و مجبور نباشد پس از هر موج فیلترینگ، دوباره IP بخرد و مسیر ارتباطی جدیدی ایجاد کند.
کنعانی، مدیرعامل الکترو نیز تجربه تعامل با نهادهای دولتی را در گذشته مثبت ارزیابی میکند و به نمونههایی مانند راهاندازی «سامانه رادار بازی» و مشاوره تیم الکترو برای بهینهسازی روتینگ سرورهای خاورمیانه بازیها اشاره میکند. از نگاه او، این تجربهها نشان میدهد مشکلات فنی گیمرها دستکم در بخشی از ساختار تصمیمگیری کشور شناخته شده است.سؤالی که جوابی برایش نیست
حالا میتوان دوباره به همان گیمر ابتدای گزارش برگشت. مشکل او دقیقا کجاست؟ جواب در یک کلمه خلاصه نمیشود بلکه زنجیرهای از مشکلات است که تجربه نامطلوبی برای او میسازد.
ممکن است سرور منطقهای بازی دیگر در دسترس نباشد و اتصال او به اروپا هدایت شود. ممکن است مسیر UDP با اختلال روبهرو باشد. ممکن است IP سرویس رفع تحریم فیلتر شده باشد، کیفیت اینترنت پایه افت کرده باشد یا حتی خاموشی، تجهیزات مخابراتی یا سرور داخلی را از مدار خارج کرده باشد. در سمت دیگر نیز همچنان تحریم شرکتهای خارجی وجود دارد.
همین تعدد عوامل، گیمر ایرانی را وارد چرخهای کرده که پیدا کردن مقصر در آن آسان نیست. سرویسهایی که زمانی قرار بود تنها مانع تحریم خارجی را کنار بزنند، حالا خودشان باید از میان فیلترینگ IP، اختلال پروتکلها، قطعی اینترنت و برق راهی برای رسیدن کاربر به سرور بازی پیدا کنند.
برای کاربری که نیمهشب فقط میخواهد چند دست بازی کند، البته این تفکیک چندان اهمیتی ندارد. او نه UDP میبیند، نه مسیر روتینگ و نه IP فیلترشده؛ فقط دکمهای را میزند که باید او را وارد بازی کند که نمیکند.
شاید همین، سادهترین توضیح برای پیچیدگی وضعیت امروز باشد: رسیدن به یک سرگرمی آنلاین ساده، به عبور از زنجیرهای از محدودیتها وابسته شده است. تا زمانی که این زنجیره کوتاه نشود، آن سوال هم هر شب همراه گیمر به تخت برمیگردد: «این بار مشکل دقیقا کجاست؟»
حکمرانی طلا با دعوای بازار سنتی و آنلاین تمام شد؛ شکاف همچنان پابرجاست - پیوست
اختلاف میان فعالان بازار سنتی و پلتفرمهای آنلاین در پنل حکمرانی طلای آنلاین در همایش «زرآتی» بالا گرفت و بار دیگر شکاف میان این بازیگران را بیش از پیش نشان داد؛ از اتهام قیمتسازی و نگرانی از آسیب به تولید تا تاکید پلتفرمها بر ضرورت تنظیمگری متناسب با ماهیت فینتک. مجموعه این اختلافها نشان میدهد با وجود تدوین مقررات جدید، شکاف میان دو طرف همچنان ادامه دارد و برای عبور از آن، احتمالا نیاز به شناخت دقیقتری از مدل فعالیت پلتفرمها باشد.
به گزارش پیوست، حجت شفائی، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان طلا، در پنل حکمرانی طلای آنلاین با تأکید بر اینکه با اقتصاد دیجیتال مخالف نیست، گفت: ورود فناوری به صنعت طلا یک واقعیت است و نمیتوان با آن مقابله کرد؛ اما این اقتصاد دیجیتال باید در خدمت تولید باشد و نباید به ضد تولید تبدیل شود.
او با اشاره به سابقه چندصدساله صنعت طلا گفت: نمیتوان صنفی با چنین سابقهای را با پلتفرمهایی که تنها دو یا سه سال از فعالیتشان میگذرد، یکسان در نظر گرفت. به گفته شفائی، واحدهای صنفی طلا تحت نظارت اتحادیهها و دستگاههای مربوط قرار دارند و بنابراین نمیتوان ادعا کرد در پلتفرمهای آنلاین نیز همهچیز بدون تخلف و گل و بلبل است.
رئیس اتحادیه تولیدکنندگان طلا همچنین انتقاد اصلی خود را متوجه نحوه رقابت پلتفرمها کرد. او گفت: رقابت باید بر سر دستمزد و کارمزد باشد، نه قیمت خود طلا. به گفته شفائی، درست نیست پلتفرمها هنگام خریدوفروش قیمت را جابهجا کنند یا با استفاده از تتر و ابزارهای دیگر برای خودشان قیمت بسازند.
شفائی همچنین از تبلیغات برخی پلتفرمها با عناوینی مانند طلای بدون اجرت، بدون مالیات و تحویل درب منزل انتقاد کرد و با تمسخر این پلتفرمها گفت: مگر با نور خرج پلتفرمهای خود را در میآورید؟ او تأکید کرد: تولیدکننده برای نیروی انسانی، بیمه، زیرساخت و تولید هزینه میکند و مدل فروش آنلاین نباید این هزینهها و نقش تولیدکننده را نادیده بگیرد.
او در عین حال تصویب دستورالعمل فعالیت پلتفرمهای طلا را ضروری دانست و گفت: اگر این دستورالعمل بهدرستی اجرا شود، میتواند به نفع هر دو طرف باشد. به گفته شفائی، نگهداری شمش استاندارد در خزانههای مورد تأیید و تحویل طلای دارای کد شناسایی و تأییدیههای استاندارد به مشتری میتواند پلتفرمها را در کنار تولیدکنندگان قرار دهد، نه مقابل آنها.
در مقابل، محمدرضا حاجیجعفری، معاون مرکز ملی بهبود محیط کسبوکار، در واکنش به موضوع قیمتگذاری گفت: نباید از رقابت در پلتفرمها جلوگیری کرد. او گفت: بگذارید پلتفرمها هر قیمتی که میخواهند اعلام کنند تا ببینیم در نهایت قیمت چقدر واقعی میشود. به گفته او، وقتی امکان رقابت وجود داشته باشد، بازار مشخص میکند کدام قیمت واقعی و قابل پذیرش است.
حاجیجعفری همچنین با پیشنهاد محدودکردن ساعت خریدوفروش پلتفرمهای آنلاین مخالفت کرد و گفت: نباید ویژگی را که اساسا مزیت پلتفرمها نسبت به بازار سنتی است، با مقررات از بین برد. او تأکید کرد: اینکه دوباره برای پلتفرمها ساعت معامله تعیین شود یا فعالیت آنها با محدودیتهای مشابه بازار سنتی کنترل شود، با ماهیت اقتصاد دیجیتال سازگار نیست.
در ادامه، صالح اسکندرزاده، مدیر ارشد اجرایی ملیگلد، اختلاف اصلی پلتفرمها با حکمرانی را نه سختگیری یا آسانگیری، بلکه پیشبینیپذیر نبودن مقررات و نحوه اجرای آنها دانست.
او گفت: مساله این نیست که پلتفرمها نمیدانند چه کسی رگولاتور آنهاست یا قرار است چه اتفاقی بیفتد؛ بلکه مسئله این است که کیفیت و مسیر اجرای مقررات برای کسبوکاری که در این حوزه سرمایهگذاری کرده، قابل پیشبینی نیست. به گفته اسکندرزاده، وقتی یک شرکت برای فعالیت در بازار طلا سرمایهگذاری میکند، باید بتواند بازگشت سرمایه چندساله خود را بر اساس یک مسیر مشخص پیشبینی کند.
اسکندرزاده با اشاره به تدوین مقررات گفت: فرآیندهای تنظیمگری این حوزه همچنان در حال تغییر است و حتی سازوکارهای نظارتی که طی ماههای گذشته درباره آنها صحبت شده، هنوز در حال بازنویسی هستند. به گفته او، چنین شرایطی باعث میشود کسبوکارهایی که سرمایهگذاری جدی کردهاند، نسبت به انجام سرمایهگذاریهای بزرگتر مردد شوند.
اسکندرزاده تأکید کرد: این شرکت با سختگیریهای نظارتی مشکلی ندارد و حتی اگر کیفیت نظارت و الزامات آن بالا باشد، میتواند با آن کنار بیاید؛ مسئله اصلی، مشخصنبودن مسیر و تغییر مداوم قواعد است.
او همچنین گفت: پلتفرمهای طلا باید بهعنوان شرکتهای فینتکی دیده شوند، نه یک مغازه طلافروشی. به گفته اسکندرزاده، قواعدی که برای یک طلافروشی سنتی به دلیل محدودیتها و ویژگیهای آن کسبوکار تعیین شده، نمیتواند بدون تغییر و بهصورت یکبهیک برای یک کسبوکار دیجیتال اعمال شود و باید متناسب با مدل فعالیت پلتفرمها بازتعریف شود.
اسکندرزاده یکی دیگر از چالشهای جدی تنظیمگری را حضور کمرنگ پلتفرمها در فرایند تدوین مقررات دانست. او گفت: در بسیاری از جلساتی که برای تنظیم مقررات این صنعت برگزار میشود، پلتفرمها معمولاً آخرین ذینفعانی هستند که وارد بحث میشوند و در نهایت تنها بخشی از نظرات خود را مطرح میکنند؛ در حالی که پلتفرمها بهتر از هر گروه دیگری میدانند مدل کسبوکارشان چگونه است و توسعه آنها چگونه انجام میشود.
او تأکید کرد: تشخیص درست ذینفعان باید یکی از بخشهای اصلی تنظیمگری باشد و نمیتوان صرفاً بر اساس شناختی که از بازار سنتی وجود دارد، برای یک بازار دیجیتال قانون نوشت.
اسکندرزاده در عین حال گفت: پلتفرمهای بزرگتر دغدغه سلامت بازار را دارند و حتی تلاش کردهاند به بازیگران دیگر در حل مشکلاتشان کمک کنند؛ زیرا آسیب یک بازیگر کوچک میتواند در نهایت به کل بازار طلای آنلاین ضربه بزند و اعتماد کاربران به همه پلتفرمها را تحت تأثیر قرار دهد.
در بخش دیگری از پنل، دهقاننیا، مشاور معاون ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز، از زاویه دیگری به مسئله نگاه کرد و گفت: سکوهای آنلاین طلا در زمان آغاز فعالیت خود متولی مشخصی نداشتند، اما اکنون بر اساس مصوبه هیات وزیران و قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، چارچوب نظارت بر آنها مشخص شده است.
او گفت: فعالیت این سکوها در ابتدا در شرایطی شکل گرفت که مشخص نبود چه نهادی باید پاسخگوی معاملات آنها باشد. در حالی که در بازار سنتی، واحد صنفی تحت نظارت اتحادیه، اتاق اصناف و دستگاههای مربوط قرار دارد، ورود تجارت طلا به فضای آنلاین این سؤال را ایجاد کرده بود که مسئولیت نظارت بر معاملهای که ممکن است در کمتر از ۶۰ ثانیه انجام شود، بر عهده چه نهادی است.
دهقاننیا تاکید کرد: ابتدا باید امکان فعالیت قانونی و ابزارهای لازم برای توسعه یک کسبوکار فراهم شود و بعد، اگر سکو از چارچوب تعیینشده تخلف کرد، امکان برخورد با آن وجود داشته باشد.
او با اشاره به ورود ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز به این حوزه گفت: این ستاد بر اساس مصوبه هیات وزیران و در چارچوب قانون مبارزه با قاچاق کالا و ارز، مسئولیت نظارت بر سکوهای خریدوفروش آنلاین طلا را دنبال میکند.
دهقاننیا همچنین از راهاندازی «سامانه ناظر» خبر داد و گفت: این سامانه برای نظارت سیستمی بر معاملات طلا و نقره ایجاد شده و تعدادی از سکوها نیز بهصورت پایلوت به آن متصل شدهاند. به گفته او، مهلت اتصال سکوها به این سامانه شهریورماه است.
او راهاندازی سامانه ناظر را اقدامی برای افزایش اعتماد کاربران دانست و گفت: در خرید سنتی، مشتری معمولاً طلا را همان لحظه دریافت میکند، اما در فضای آنلاین شرایط متفاوت است و به همین دلیل نظارت سیستمی و اطمینان از پشتوانه معاملات اهمیت بیشتری پیدا میکند.
دهقاننیا همچنین درباره خزانههای نگهداری طلای سکوها اعلام کرد: تعداد خزانههای مورد تأیید از یک خزانه به سه خزانه افزایش یافته است. به گفته او، خزانه بانک ملت و بانک سامان در کنار بانک کارگشایی قرار گرفتهاند و بانک صادرات نیز بهزودی به این مجموعه اضافه خواهد شد. بانک رفاه و یک بانک دیگر نیز در حال ورود به این فرایند هستند.
او تأکید کرد: اگر یک بانک یا شرکت زیرمجموعه آن وارد خریدوفروش آنلاین طلا شود، نمیتواند خزانه متعلق به خودش را برای نگهداری طلای معاملات خود معرفی کند و باید طلا را در خزانه دیگری نگهداری کند.پنلدر پنل حکمرانی طلای آنلاین نشان داد اختلاف میان بازار سنتی و پلتفرمها فقط بر سر اصل فعالیت آنلاین نیست؛ دو طرف بر سر قیمتگذاری، مدل نظارت، نحوه اجرای مقررات، ساعت فعالیت و حتی تعریف پلتفرم در زنجیره صنعت طلا اختلاف نظر دارند. از یک سو، فعالان سنتی خواهان آن هستند که توسعه پلتفرمها به تولید و ساختار رسمی بازار طلا آسیب نزند و از سوی دیگر، پلتفرمها میگویند نمیتوان قواعد بازار سنتی را بدون بازتعریف برای یک کسبوکار فینتکی اعمال کرد.
این پنل درنهایت بدون نتیجهگیری و با اختلاف عقیده حاضران در پنل به پایان رسید.

رشته «بازیسازی» وارد دانشگاهها شد

خشم بیدلیل را جدی بگیرید

گوگل با اختلال مواجه شد؛ از مشکل در جستوجو تا بارگذاری محتوا

هشدار اخیر پلیس درباره خالیفروشی؛ پشت پرده ریسک پلتفرمهای فروش آنلاین طلا چیست؟

هشدار مهم: نسخه لورفته بازی GTA 6، یک بدافزار خطرناک است

