عصر ایران؛ یلدا آذرپی - الآن چه وقتِ رفتن بود؟ مگر ۶۶ سالگی هم سنِ رفتن است؟
چند صد سال دیگر باید بگذرد تا دوباره ستارهای بیبدیل، در قامتِ طناز و رعنای تو، بر آسمانِ هنر این سرزمین بدرخشد؟
به حاشیهها و فراز و فرودهای زندگیات کاری ندارم؛ هرچند در این جهانِ وامانده، حاشیهها از متن پررنگتر و اثرگذارترند؛ همان حاشیههای فرساینده حول چرخشِ سیاستها، آدمها، فیلمسازها، جریانها و غوغاهایی که زندگی همهٔ ما را دشوارتر کردهاند.
چه کنیم این روزها با فِراق یاران و فقدان عزیزان؟ چهقدر بگوییم و بگرییم و لب بگزیم و آه بکشیم؟ زندگی هر روز صعبتر، سردتر، تاریکتر و نازیباتر میشود. با این همه، وجود هنرمندانی چون تو، این روزگارِ ناشاد را سزاوار دیدن کرد. همین هم نشد؛ نگذاشتند. همهٔ ساحتها به جریانهای خاص تعلق گرفت و هنرمندانی غریزی از جنس تو، آرامآرام به حاشیه رانده شدند یا ناگزیر از پذیرشِ آثار بیارزش شدند؛ خانهنشینیم همهٔ ما ! اگر خانهای بر جای بماند. از سایهٔ خودمان هم میترسیم و نمیدانیم قرار است چه بر سرمان بیاید. …













