
عصر ایران ؛ علی نجومی _ آن قدر از خداوند عمر گرفته ام که بدانم این سرای فانی به کسی وفا نکرده و آخر و عاقبت همه مان ( البته دور از جان شما) رفتن است. اما قبول فرمایید بعضی ها انگاری از مرگ بزرگ ترند. یعنی اصلا نمی شود رفتنشان را باور کرد. حالا چرا این طوری است، خداوند عالم داند.
اکبر خان عبدی که دیشب از بین ما رفت از همین جنس آدم هاست( اصلا نمی توانم فعل گذشته در موردش به کار ببرم.) یک جوری جزو خاطرات و حافظه جمعی ما ایرانی جماعت شده که اصلا نمی شود به این راحتی ها باور مون بشود که دیگر نیست. یا به قول خودش در فیلم مادر: اکبر خان مرد از بس که جان ندارد.
شاید فقط تعدادی انگشت شمار را بتوان یافت که در هنر نمایش و بازیگری بتوانند همتای اکبر خان باشند. نقش ها را طوری بازی می کرد انگاری خیلی بزرگ تر از آن هاست. انگاری قاب تصویر براش کوچک تر بود. آن صورت گرد و دوست داشتنی اش وقتی با برق چشمای شیطون ولی در عین حال پر احساسش ترکیب می شد نمی شد جلوی جادوی بازی اش مقاومت کرد.
کارنامه بازیگری اش پر از نقش های درجه یک است( البته کار ضعیف هم چند تایی خدابیامرز البته او همیشه اکبر عبدی بود فیلم ها ضعیف شده بودند) اما برای من یکی چند تا از نقش هایش آن بالا بالا ها قرار دارند و دستاورد هایی هستند که تاریخ بازیگری این مملکت را ورق زده اند.
اول می روم سراغ شاهکارش (هنرپیشه) فیلمی که محسن مخملباف در سال 1371 ساخت. فیلم یه جورایی در مورد خود اکبر عبدی است هنرپیشه با استعدادی که می خواهد کمدین متفاوتی مثل چارلی چاپلین بشود اما دست روزگار آن را تبدیل می کند به اولیور هاردی در زوج لورل هاردی.
فیلم روایت بی نظیر و درجه یکی از تقلای یک هنرمند دوست داشتنی و توانا برای دنبال کردن ایده آل هایش در سینماست. یک جور مرثیه ای بر هنر والا که در روزگار فعلی خریداری ندارد. اکبر عبدی در این فیلم با مشکل نازایی همسرش رو به روست و این می شود سرآغاز سرگشتگی های اکبر آقا در مورد عشق و فداکاری و زن و زندگی.
عبدی یک جوری این نقش را بازی می کند انگار همین الان دوربین گذاشتن جلوش و اونم بسم الله شروع کرده دیالوگ گفتن. همین قدر راحت و ریلکس.
فیلم بعدی دل شدگان ساخته علی حاتمی است که سال 1370 ساخته شد. روایت شاعرانه حاتمی از سفر نوازندگان مشهور موسیقی ایرانی به …





