
شاید همین حالا، جایی بیرون از دسترس ما، جهانی وجود داشته باشد که در آن شما این مطلب را هرگز باز نکردهاید یا جهانی که در آن نسخه دیگری از شما، با همان گذشته اما آیندهای کاملاً متفاوت، مشغول زندگیکردن است. این تصویر بیشتر شبیه داستانهای علمیتخیلی بهنظر میرسد: دنیاهایی موازی، تاریخهایی که مسیر دیگری رفتهاند و نسخههایی از ما که انتخابهای متفاوتی کردهاند.
به گزارش دیجیاتو، اما ماجرا فقط ساخته و پرداخته سینما نیست. بعضی از جدیترین نظریههای فیزیک مدرن، از مکانیک کوانتومی تا کیهانشناسی، ما را به احتمالی عجیب میرسانند: شاید جهان ما تنها جهان موجود نباشد. هنوز هیچکس وجود جهانهای موازی را ثابت نکرده است، اما این ایده آنقدر هم خیالی نیست که بتوان بهسادگی کنار گذاشت. فیزیکدانها وقتی از چندجهانی حرف میزنند، دقیقاً منظورشان چیست و چه شواهدی برای آن دارند؟ یک نام، چند ایده کاملاً متفاوت
وقتی از جهانهای موازی حرف میزنیم، در واقع درباره یک نظریه مشخص و یکدست صحبت نمیکنیم. این نام، مجموعهای از ایدههای متفاوت را در بر میگیرد؛ ایدههایی که هرکدام از مسیر جداگانهای به فیزیک رسیدهاند و شواهد، منطق و پیامدهای خاص خودشان را دارند.
در فیلمها و داستانهای علمیتخیلی، جهان موازی معمولاً جایی است که زندگی ما مسیر دیگری را طی میکند. در یک جهان شغل متفاوتی داریم و شاید در واقعیتی دیگر هرگز به دنیا نیامدهایم. چنین تصویری وسوسهکننده است، چون تقریباً همه ما بارها از خود پرسیدهایم: «اگر آن روز تصمیم دیگری میگرفتم، چه میشد؟». اما جهانهای موازی در فیزیک الزاماً از انتخابهای ما متولد نمیشوند.
ماجرا از این هم جالبتر میشود وقتی بدانیم فیزیکدانها اصلاً دنبال کشف جهانهای دیگر نیستند. آنها فقط میخواهند همین جهانی را که در آن زندگی میکنیم بهتر بفهمند؛ اینکه چرا اینطور رفتار میکند و قوانینش دقیقاً چه هستند.
اما گاهی وقتی این قوانین را جدی میگیرند و تا آخر مسیر پیش میروند، به نتیجهای میرسند که شاید خودشان هم انتظارش را نداشته باشند: شاید این جهان، تنها جهان موجود نباشد. در واقع چندجهانی چیزی نیست که دانشمندان از سر خیالپردازی ساخته باشند، بلکه نتیجهای است که بعضی نظریهها، اگر آنها را تا انتها دنبال کنیم، ناخواسته پیش …


