
عصر ایران؛ مهدی باغبان - یکی از دغدغه های این روزهای هر ایرانی این است که آینده ایران پس از این تقابل ها و جنگ چه خواهد شد؟ برای پاسخ به این دغدغه، بهجای آرمانگرایی و شعارپردازی، به روش علمی رهگیری فرایندها و پیامدها را مبنای تحلیلی قرار داده، تا بتوانیم به تصویرسازی آینده ایران پساجنگ به شکل واقع بینانه پاسخ دهیم. بر این اساس فرایندها و پیامدهای جنگ را در لایه ها و ابعاد مختلف مورد تحلیل قرار گرفت؛ ۱.اقتصاد: از انسداد تا فرسایش ساختاری
برای اقتصادی که هماکنون زیر فشار تحریم است، جنگ به معنای تشدید و تثبیت روندهای تخریبی موجود است. در سناریوی جنگ، تحریمها شدیدتر و گستردهتر میشوند؛ تراکنشهای مالی، صادرات انرژی و واردات بیش از گذشته محدود شده است. ایران از زنجیرههای تأمین جهانی فاصله گرفته،
زیرساختهای بندری، انرژی و صنعتی آسیب دیده است. در چنین محیطی، سرمایهگذاران داخلی و خارجی آخرین بقایای اعتماد خود را از دست داده و فرار سرمایه و سرمایه انسانی شدت میگیرد.
در نتیجه، ایران پساجنگ با اقتصادی کوچکتر، با کاهش ظرفیت تولید و کاهش توان مالی دولت برای حمایت از تولید و رفاه اجتماعی روبهرو خواهد بود. ۲. نظامی: مصرف منابع و سرعت بازسازی
با وجود همه رشادت ها نیروهای نظامی ایران در میدان، ماهیت جنگ فرساینده است. جنگ، ذخایر راهبردی موشک و پهپاد، را مصرف کرده و جایگزینی آنها در شرایط تحریم و محدودیت ها دشوار و زمانبر است. از طرفی نیروی انسانی نیز خسته تر، معیشت آنان با مشکل بیشتر روبه رو شده و روحیه آنان را هدف می گیرد. بازسازی این توان در محیط پساجنگ و زیر فشار محدودیتها بهسادگی ممکن نیست. فرسودگی نیروی انسانی، خستگی روانی و کاهش انگیزه، توان عملیاتی را کاهش میدهد.
به این ترتیب، حتی اگر جنگ از نظر نمادین «مقاومت» را برجسته کند، از نظر راهبردی، توان دفاعی بلندمدت ایران را کاهش و وابستگی آن به خارج بیشتر خواهد کرد. نیروهای مسلح پساجنگ بیش از آنکه ابزار اعمال قدرت باشند، نیازمند احیا خواهند بود. ۳. اجتماع و سیاست: فرسایش سرمایه انسانی و اجتماعی
جنگ تنها اقتصاد و نیروی نظامی را هدف نمیگیرد؛ جامعه را نیز فرسوده میکند. تلفات انسانی، ناامنی و چشمانداز تیره اقتصادی، موجهای جدیدی از مهاجرت نخبگان و نیروهای متخصص را ایجاد …





