قیمت طلا امروز




 سایت عصرایران / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

پدر واقعی شاهزاده انگلیس کیست؟ (+صدا)

در ظاهر، ماجرا ختم به خیر شد، اما انگار این اتفاق تا همیشه مثل داغی بر پیشانی هری باقی ماند؛ این تصور که او درک درستی از مسائل ندارد، به عواقب کارهایش فکر نم...
 پدر واقعی شاهزاده انگلیس کیست؟ (+صدا)

عصر ایران ؛ علی نجومی ــ برای سال‌های طولانی از تاریکی وحشت داشتم. تاریکی برای من، دنیای ناشناخته‌ها بود؛ جایی که موجودات بیگانه و ترسناک کمین کرده بودند تا به من آسیب بزنند. از کودکی همیشه این حس با من بود که شبی، در دل تاریکی، اتفاق بدی خواهد افتاد؛ چیزی مثل گم شدن یا از دست دادن یکی از عزیزانم.

اما آن اتفاق تلخ تا سیزده‌سالگی من صبر کرد و سرانجام در شب ۳۱ اوت به سراغم آمد.

شب گرمی از تابستان بود. بی‌خوابی کلافه‌ام کرده بود. در رختخواب به خودم می‌پیچیدم و پیراهنم از شدت عرق به تنم چسبیده بود. دیگر طاقتم تمام شده بود. تصمیم گرفتم چشم‌هایم را ببندم، اما هنوز چند ثانیه نگذشته بود که صدای قدم‌ها و نفس‌های بریده یک نفر را شنیدم.

پادکست را این‌جا بشنوید کد صوت دانلود صوت اصلی

چشم‌هایم را باز کردم. پدرم، شاهزاده چارلز، بود. آمد، کنار تختم نشست و دستم را در دست گرفت. او چندان اهل ابراز محبت با نوازش نبود. همان لحظه مطمئن شدم اتفاقی افتاده است. البته همه این‌ها فقط ظرف چند ثانیه رخ داد.

پرسیدم:

«چی شده، بابا؟»

جواب داد:

«پسر عزیزم، مادرت تصادف کرده.»

انگار سقف اتاق روی سرم خراب شد. اشک در چشم‌هایم جمع شد. حالا دیگر بابا از جا بلند شده بود؛ انگار شدت احساسات از حد تحملش گذشته بود. پیش از آن‌که از اتاق بیرون برود، گفت:

«مامانت خیلی آسیب دیده. به سرش ضربه خورده و او را به بیمارستان منتقل کرده‌اند.»

چند دقیقه بعد، از رفت‌وآمدهای بیرون اتاق فهمیدم که بابا همه حقیقت را نگفته است.

بله، پرنسس دایانا، مادرم، بر اثر تصادف در تونلی در پاریس دچار ضربه مغزی شده بود و جانش را از دست داده بود.

و این، آغاز تیره‌روزی‌های من بود.

از آن پس دیگر قرار نبود مادرم از من در برابر دنیایی که از آن می‌ترسیدم محافظت کند.

بخشی که شنیدید، خلاصه‌ای از فصل آغازین کتاب خاطرات شاهزاده هری است؛ کتابی درباره زندگی شاهزاده هری، نوه ملکه الیزابت دوم و دومین فرزند چارلز، پادشاه بریتانیا، که با ترجمه سعید کلاتی توسط نشر ثالث منتشر شده است.

کتاب، به شکلی شگفت‌انگیز، مانند یک نمایشنامه، پرده‌های مختلف زندگی این شاهزاده را پیش چشم خواننده می‌گذارد. عنوان اصلی کتاب در انگلیسی Spare است؛ یعنی «یدکی». اشاره‌ای به جایگاه هری در خاندان سلطنتی بریتانیا؛ چون برادر بزرگ‌ترش، شاهزاده ویلیام، وارث تاج‌وتخت است و هری در واقع نقش «وارث ذخیره» را دارد؛ کسی که فقط در صورت مرگ برادرش می‌تواند پادشاه شود. همین احساس «اضافی بودن» یا «یدکی بودن»، بن‌مایه اصلی این کتاب خواندنی است.

از مجموعه پادکستی درباره کتاب / با ما بخوانید، پادکست گوزن هایی که جنگیدند را اینجا بشنوید

شاهزاده هری در سراسر کتاب تلاش می‌کند جایگاه خودش را در دنیا پیدا کند. بارها می‌کوشد، اما انگار هر بار از یک بدبیاری به بدبیاری بزرگ‌تری می‌رسد.

لحن کتاب صادقانه به نظر می‌رسد و تقلای هری برای مفید بودن و اثبات خودش به خانواده سلطنتی، باورپذیر و تأثیرگذار است.

کتاب پر است از تجربه‌های خام‌دستانه هری؛ تجربه‌هایی که بعضی از آن‌ها بیش از آن‌که خنده‌دار باشند، عجیب و شگفت‌آورند.

مثلاً در سال ۲۰۰۵، زمانی که حدود ۲۰ سال داشت، به یک جشن بالماسکه دعوت شد؛ جشنی که قرار بود مهمان‌ها با لباس‌هایی با موضوع «بومیان و استعمارگران» در آن حاضر شوند؛ مثلاً لباس انگلیسی‌های دوران ملکه ویکتوریا یا سرخ‌پوستان آمریکا.

اما شاهزاده هری ایده عجیبی به ذهنش رسید. به مغازه‌ای رفت که لباس‌های نمایشی قدیمی می‌فروخت و یک یونیفرم سربازان آلمان نازی سفارش داد. بازوبند صلیب شکسته بست، سبیل مصنوعی هیتلری گذاشت و راهی مهمانی شد.

فردای آن روز، عکسش تقریباً روی جلد تمام روزنامه‌های بریتانیا بود. شبکه‌های خبری مدام درباره آن مهمانی گزارش پخش می‌کردند؛ انگار دیگر هیچ اتفاق مهمی در دنیا نیفتاده بود.

تقریباً همه رسانه‌ها یک تیتر مشابه داشتند:

«هایل هیتلر سلطنتی»

افتضاح بزرگی به پا شده بود. خود هری این ماجرا را به «طوفانی از آتش» تشبیه می‌کند. چارلز با زحمت فراوان تلاش کرد اوضاع را مدیریت کند و این روایت را جا بیندازد که هری متوجه حساسیت موضوع نبوده و قصد تمسخر یا توهین نداشته است.

در ظاهر، ماجرا ختم به خیر شد، اما انگار این اتفاق تا همیشه مثل داغی بر پیشانی هری باقی ماند؛ این تصور که او درک درستی از مسائل ندارد، به عواقب کارهایش فکر نمی‌کند، شاید ساده‌لوح است یا خودش را بیش از حد بامزه می‌داند. از آن پس، هری مدام تلاش می‌کند خلاف این تصویر را ثابت کند.

یکی از مهم‌ترین فصل‌های کتاب به رابطه پرتنش هری با پدرش، چارلز، می‌پردازد. چارلز سال‌ها پیش از جدایی از دایانا به او خیانت کرده بود و چند سال پس از مرگ دایانا با کامیلا ازدواج کرد. رابطه چارلز و کامیلا حتی به پیش از آشنایی او با دایانا برمی‌گشت.

همین ازدواج، در کنار مجموعه‌ای از اتفاقات دیگر که کتاب با جزئیات به آن‌ها می‌پردازد، باعث شد فاصله میان هری و پدرش بیشتر شود؛ تا جایی که هری حتی به این شک افتاد که شاید چارلز اصلاً پدر واقعی او نباشد.

شایعه‌ای قدیمی وجود داشت که پدر واقعی او یکی از دوستان نزدیک پرنسس دایاناست.

این شایعه آن‌قدر جدی شد که هری برای مدتی گوشه‌گیر شد و به همه‌چیز و همه‌کس بدبین شد. البته بعدها شواهد نشان داد که دایانا و آن مرد مدت‌ها پس از تولد هری با یکدیگر آشنا شده بودند.

با این حال، انگار همیشه گوشه‌ای از ذهن هری نسبت به هویت پدرش تردید داشت؛ تردیدی که یک بار او را تا آستانه مرگ هم برد.

پیش از ادامه داستان، بد نیست بدانیم که شاهزاده هری در حدود ۲۳سالگی وارد ارتش بریتانیا شد و مدتی را در عراق و افغانستان خدمت کرد.

اما ماجرایی که کتاب روایت می‌کند، مربوط به سال ۲۰۱۲ است؛ زمانی که هری ۲۸ سال داشت و در آمریکا دوره آموزش خلبانی بالگرد و نبردهای ویژه در بیابان را می‌گذراند.

در یکی از مانورها، چادر محل استقرار هری و هم‌رزمانش به‌صورت فرضی مورد حمله نیروهای دشمن قرار می‌گیرد. در میان نیروهای مهاجم، زنی حضور داشت که صورتش را پوشانده بود. او هری را به گوشه‌ای برد، دست‌هایش را از پشت گرفت و در گوشش فریاد زد:

«می‌دانی پدر واقعی‌ات کیست؟ می‌دانی مادرت با چه کسی رابطه داشت؟»

هری کنترلش را از دست داد، شروع به ناسزا گفتن کرد و دچار حمله عصبی شد.

بعدها مشخص شد آن زن بدون هماهنگی و به ابتکار خودش این حرف‌ها را زده بود تا میزان تاب‌آوری هری را در شرایط فشار روانی بسنجد.

اما تأثیر این اتفاق آن‌قدر شدید و ناگوار بود که آن زن در نهایت توبیخ شد.

البته کتاب فقط پر از تلخی نیست و لحظه‌های شیرین و بامزه هم کم ندارد.

مثلاً هری تعریف می‌کند که یک بار پرنسس دایانا تصمیم گرفت مادرشوهرش، ملکه الیزابت، را در آغوش بگیرد. گفته می‌شود ملکه اساساً علاقه‌ای به بغل کردن یا بغل شدن نداشت. اما دایانا بالاخره دل را به دریا زد؛ شاید هم می‌خواست سر به سر مادرشوهرش بگذارد.

ولی ملکه زرنگ‌تر از این حرف‌ها بود؛ به‌موقع جا خالی داد و فقط نگاهی معنی‌دار به دایانا انداخت؛ نگاهی که انگار می‌گفت:

«عروس جان، حد و حدود خودت را بدان.» پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر مسدودسازی صفحه یوتیوب نیما تکیدو به دستور قضائی پس از حواشی تجمع ایران‌مال خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه: تنها مقصر وضعیت فعلی آمریکاست بیشتر بخوانید: ماجرای ترانه مرا ببوس و دکتر علی شریعتی (+صدا) تماشاخانه ۲۵ سال تلاش و عاشقی برای میراث فرهنگی ایران / این زن قلعه الموت را جهانی کرد کشف یک محوطه باستانی در خطر در نزدیکی شهر بهشهر ، احتمالا متعلق به بیش از یک میلیون سال قبل فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران



۹ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

  عصر ایران؛ مهرداد خدیر - خبررسانی نشست‌های بخارا و از جمله شب‌های آن یا عصر یکشنبه‌ها در معرفی تولیدات و رخدادهای تازه فرهنگی را کانال تلگرامی خودشان انجام می‌دهد و ما اگر مطلبی یا گزارشی داشته باشیم دربارۀ مراسم است و بعد از برگزاری اما در این فقره زودتر خبر می‌دهیم و 8 نکته هم دربارۀ این نشست:

   ابتدا اصل خبر که چنین است: هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»- مجموعه‌ داستان‌های بابک زمانی- اختصاص دارد؛ کتابی که انتشارات سهامی عام منتشر کرده است. (ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور ۱۴۰۵ در خانۀ کتاب "دبا"- میدان نیاوران).

اما چرا فراتر از خبر به این نشست پرداخته‌ام:

   اول. فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی ما را ازکتاب بی‌نیاز نمی‌کند. هیچ‌کس به صرف مشاهدۀ چهار تا فیلم وایرال شده در این فضا دانا نشده است. کار به جایی رسیده که تا می‌گویی احمد شاملو بلافاصله تحت تأثیر این فضا می‌گویند: سخنرانی دربارۀ فردوسی در دانشگاه برکلی و بعد متوجه می‌شوی آن بندۀ خدا نه دو بیت شعر فردوسی از بر‌دارد نه از شاملو و فقط از اینستاگرام یاد گرفته دو گانۀ شاملو - فردسی بسازد.

 به آقای غنی‌نژاد هم در حاشیۀ اکران فیلم "مست عشق" گفتم: خیال نکنید چهار تا فحش به شریعتی و مصدق اعتبار افزوده می‌‎آورد. کافی است از اینهایی که از شما امضا می‌گیرند بپرسید: چند تا یادداشت شما را در دنیای اقتصاد و تجارت فردا خوانده‌اند. از واکنش او دریافتم اتفاقا چون آنها را نخوانده و ندیده‌اند به این فضا روی آورده. دوستی هم می‌گفت وقتی در یک برنامه تصویری مدام می‌پرسیده چند تا بازدید داشتیم میزبان به طعنه گفته: آقای دکتر! پولش گیر من می‌آید. شما ذوق می‌کنی؟!

   با این نگاه هر خبری دربارۀ کتاب مغتنم است تا ما را از این سیاه‌چال ابتذال  فرهنگی نجات دهد. همین امروز یکی از بستگان باز ویدیوی غنی‌نژاد را فرستاد و این بار دربارۀ دکتر مصدق و گفتم: به جای مطالعۀ سه جلد "خواب آشفتۀ نفت" به قلم ادیب و حقوق‌دان و شاعر و مورخ و نویسنده‌ای در اندازه و آوازۀ دکتر محمد علی موحد ویدیوی این آقا را فرستاده‌ای؟ بهتر نیست دربارۀ ایده خصوصی‌سازی بانک‌ها هم توضیح دهند و مصدق و شریعتی را به اهل آن بسپارند؟

دوم. عنوان کتاب هم دلیل دیگر است: فغان زِ جنگ. از این منظر هم اهمیت دارد چون تلویزیون جبهۀ پایداری -که به صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشهور است- رسما جنگ را تبلیغ و تقدیس می‌کند. در حالی که پیش‌تر با توصیف جنگ به دفاع یا مقاومت یا تحمیلی خواندن جنگ‌ها از جنگ هشت‌ساله و جنگ 12 روزه می‌گفتیم ولی تلویزیون پایداری  حتی تعبیر جنگ 40 روزه را هم کمتر به کار می‌برد و بر استمرار آن اصرار دارد و به عدد 172 رسیده است.

فغان ز جنگ، البته مجموعه داستان است و کاری به جنگ 40 روزه ندارد اما دربارۀ جنگ هشت ساله و جنگ 12 روزه است و روزگاری که هنوز آشکارا جنگ را تبلیغ و ترویج و تقدیس نمی‌کردند. واقعا هم فغان زِ جنگ.

سوم. نویسندۀ کتاب، نورولوژیست است. درست است که می‌گویند پزشکان چندان علاقه و نسبتی با ادبیات ندارند ولی وقتی پزشکی سراغ ادبیات رفته موفق بوده و تا صحبت پزشکان اهل ادبیات یا فعالان رشته‌های پزشکی و نویسندگی می‌شود همچنان به یاد بهرام صادقی و غلامحسین ساعدی و آثار جاودانه‌شان ( ملکوت و عزاداران بَیَل) می‌افتیم.

   دکتر بابک زمانی هم که در آستانۀ 70 سالگی قرار دارد  استاد بازنشستۀ دانشگاه علوم پزشکی و از سرآمدان نورولوژی است و در معرفی او: بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته (‌کثیری از نورولوژیست‌های امروز ایران مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بوده‌اند). تا جایی که مرجع  نوروسونولوژی ایران شناخته می‌شود. 

  او در راه‌اندازی انجمن نورولوژی و انجمن سکتۀ مغزی نقش پررنگی داشته و در سال 95 برنامۀ ملی درمان سکتۀ مغزی حاد با کمک او آغاز شد و به بیماران بسیاری در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است.     این هم دلیل دیگر که به دنبال خدمت به مفهوم عام آن بوده و بر گردن خیلی‌ها حق دارد.  

 چهارم. درهمۀ این سال‌ها در کنار طبابت، به‌طور جدی نویسندگی می‌کرده و به قول خودش  قبل از طبابت، نویسنده بوده است.  در حالی که برخی از پزشکان مشغله زیاد را دلیل کتاب نخواندن ذکر می‌کنند او نه تنها می‌خوانده که می‌نوشته. البته اگر برخی از پزشکان اهل مطالعه کتب غیر تخصصی نیستند به عکس، آنها که اهل خواندن‌اند بسیار حرفه‌ای و دقیق دنبال می‌کنند (و حالا که صحبت از نویسندگی یک نورولوژیست شد از کتاب‌خوانی یک اورولوژیست هم بگویم که نشده دیداری داشته باشیم و او- دکتر مجید علی عسگری- از کتاب تازه‌ای نگوید که در دست دارد و اغلب آنها را البته من نخوانده‌ام!)

پنجم. دلیل دیگر این که نویسنده از آن دست متخصصان و نویسندگان است که به نقش رسانه واقف‌اند. نه آن که به دنبال تبلیغ مقابل دوربین تلویزیون باشند بلکه مثل دو وکیل فقید -بهمن کشاورز و نعمت احمدی- که برای روزنامه های مستقل یادداشت حقوقی می‌نوشتند. 

   دکتر بابک زمانی را هم با یادداشت‌های مستمری که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامه‌های شرق، اعتماد و هم‌میهن و مجله‌های بخارا، اندیشۀ پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده می‌شناسیم. از طبیبان پیشگامی که نوشته‌های خود را به حوزۀ عمومی می‌آورد و به‌صورت روزمره می‌نویسد و در فضایی میان طبابت و اجتماع داستان هم نوشته است.

ششم . برخی مشاغل با طیف‌های مختلف مردم ارتباط دارند و چون به تعبیر دکتر مهرآیین زندگی هر فرد یک قصه منحصر به فرد است سوژه‌های متعدد و متنوعی دارند. دربارۀ پزشکان قضیه متنوع‌تر است چون مردم به آنها اعتماد دارند و اسرار خود را نیز با آنان در میان می‌گذارند و از این نظر دست پزشک نویسنده یا نویسنده پزشک باز است. خاصه که با مغز بیمار سر و کار دارد.

هفتم. جز خود علی دهباشی که میزبان و برگزار کننده و طبعا یکی از سخن‌رانان است دو روزنامه نگار شناخته شدۀ حوزه ادبیات ( علی ورامینی و احمد غلامی) به اضافۀ یک کارگردان و تهیه کنندۀ سینما ( محسن امیریوسفی) در زمرۀ سخن‌رانان‌اند و این آخری نوید ساخت یک فیلم با موضوع این کتاب را می‌دهد یا به سویه‌های بصری آن می‌پردازد. کاش احسان محمدی هم بود یا بیاید چون او نیز جدای روزنامه‌نگاری و تحصیل و تدریس رسانه و ارتباطات کتاب موفق "جنگ بود" را نوشته است.

هشتم. سرانجام این که  کتاب «فغان، ز جنگ» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و یک داستان نیمه‌بلند نویسنده است که طی چند دهه نوشته شده است. داستان‌های کوتاه او دربارۀ جنگ هشت‌ساله است و داستان نیمه‌بلند او در بستر جنگ دوازده‌روزه  پارسال اتفاق افتاده است؛ روایت‌هایی که به گفتۀ خود او چاره‌ای جز نوشتن‌شان نداشته‌است. مهرداد خدیر (آثار دیگر این نویسنده) پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درخت‌ها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران


۱۳ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

رونمایی از کتاب «تجرد» مجموعه شعر احمد صالحی‌نژاد در باغ کتاب برگزار می‌شود

به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، نشست ادبی منظومه عصر شنبه ۳۱ شهریور میزبان جشن رونمایی از مجموعه شعر احمد صالحی‌نژاد با عنوان تجرد است.

میزبانی این جلسه را امیرعلی سلیمانی به عهده دارد و شاعر اثر در جلسه حاضر خواهد بود. حضور و شعرخوانی در این جلسه آزاد است.

نشست ادبی منظومه دورهمی شاعرانه باغ کتاب عصر‌های شنبه در سروستان باغ کتاب برگزار می‌شود.


۱۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

به گزارش هم‌میهن آنلاین، دکتر بابک زمانی، متولد ۱۳۳۶، نورولوژیست و استاد بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی و از مؤسسین بخش نورولوژی همان دانشگاه است. زمانی بر آموزش نورولوژی مدرن در ایران نقش موثری داشته است و تعداد کثیری از نورولوژیست‌های امروز ایران به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از شاگردان او بوده‌اند. او هم‌چنین رفرنس نوروسونواوژی ایران شناخته می‌شود.

دکتر زمانی در راه‌اندازی و قوام بخشیدن به انجمن نورولوژی و انجمن سکته مغزی نقش پررنگی داشته است. برنامه ملی درمان سکته مغزی حاد در سال ۹۵ با کمک او به عنوان رییس انجمن سکته مغزی آغاز شده و به بیماران بسیاری که دچار این عارضه شده‌اند، در بهبود کیفیت و کمیت زندگی کمک کرده است. او همه این سال‌ها در کنار طبابت، به‌طور جدی نویسندگی می‌کرده است. به قول خودش، قبل از طبابت، نویسنده بوده است.

در ساحت نویسندگی، دکتر بابک زمانی را با یادداشت‌های مستمرش که بیش از دو دهه در مطبوعات ایران، از جمله روزنامه‌های شرق، اعتماد و هم‌میهن و مجله‌های بخارا، اندیشه پویا و مدیریت ارتباطات، منتشر شده است، می‌شناسند. در واقع، او از طبیبان پیشگامی بوده است که نوشته‌هایش را به حوزه عمومی می‌آورد و به‌صورت روزمره می‌نویسد. زمانی در کنار یادداشت‌هایش که فضایی مابین طب و اجتماع داشت، همه این سال‌ها مشغول داستان‌نویسی بوده است. کتاب «فغان ز جنگ» مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه و یک داستان نیمه‌بلند اوست که در چندین دهه نوشته شده است و همان‌طور که از نامش پیداست، از مواجهه با جنگ می‌گوید. داستان‌های کوتاه او درباره جنگ تحمیلی هشت‌ساله است و داستان نیمه‌بلند او در بستر جنگ دوازده‌روزه اتفاق افتاده است. خودش معتقد است: «داستان‌های این مجموعه، روایت‌هایی است که چاره‌ای جز نوشتن‌شان نداشته‌ام.»

میدان نیاوران، خیابان پورابتهاج، پلاک ۲۱۰، خانۀ کتاب دبا

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید




 یادگاری‌های اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل
۱۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

یادگاری‌های اکبر عبدی در موزه عمارت شهرداری اردبیل

خانواده زنده‌یاد اکبر عبدی در اقدامی فرهنگی، بخشی از وسایل شخصی و یادگاری‌های این هنرمند فقید را به «موزه عمارت شهرداری اردبیل» اهدا کردند و شهردار این شهر نیز قول داد فرهنگسرایی به نام آن بازیگر بزرگ سینمای ایران نامگذاری شود.

 اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد
۱۶ ساعت قبل / سایت هم میهن

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

اصغر فرهادی در جشنواره سارایوو پس از دریافت قلب این جشنواره با شرکت در جلسه پرسش و پاسخ، درباره سینما و صداقت گفت و عنوان کرد که موفقیت می‌تواند یک چیز خطرناک باشد.

 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

فروش خیره‌کننده فیلم‌های «اودیسه» و «مرد عنکبوتی: روزی نو» در کنار آثار غافلگیرکننده‌ای چون «اتاق‌های پشتی» و «وسواس» گیشه تابستان امسال را به‌شدت داغ کرد. از این رو درآمد فروش فیلم‌های داخلی آمریکا از مرز ۴‌میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که بعد از دوران همه‌گیری کرونا تنها برای دومین بار به دست آمده است. نخستین تابستانی که پس از تغییرات گسترده ناشی از کرونا فروش ۴‌میلیارد‌دلاری را تجربه کرد سال ۲۰۲۳ بود و حالا یک بار دیگر این اتفاق تکرار شده است.

 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.