
در ادامه اقدامات ضدایرانی؛ انگلیس حمایت از سپاه پاسداران را جرمانگاری کرد

هشدار وزیر انگلیسی درباره عادیسازی نژادپرستی در بریتانیا - تسنیم
بین الملل
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، بریجت فیلیپسون، وزیر برابری بریتانیا، هشدار داد که نژادپرستی و زنستیزی در این کشور بهتدریج عادی شده و شبکههای اجتماعی نیز در گسترش این نگرشها، نقش دارند.
فیلیپسون در گفتوگو با گاردین گفت اظهارات برخی سیاستمداران و محتوای منتشرشده در فضای مجازی باعث شده رفتارها و دیدگاههایی که تا چند سال پیش غیرقابل قبول تلقی میشدند، اکنون عادی به نظر برسند. او همچنین پلیس را متهم کرد که خشونت علیه زنان و دختران را به اندازه کافی جدی نمیگیرد.
او با اشاره به اظهارات اخیر نیک تیموتی، از حزب محافظهکار، درباره نماز مسلمانان در میدان ترافالگار و همچنین اظهارات رابرت جنریک از حزب ریفورم درباره جمعیت سفیدپوست در یکی از مناطق بیرمنگام، این اظهارات را نژادپرستانه توصیف کرد. گاردین: تبعات جنگ با ایران هزینه زندگی در انگلیس را بالاتر برد نرخ بیکاری در انگلیس از پیشبینیها فراتر رفت
انتهای پیام/
برخی فرماندهان سپاه موضع محتاطانهای به پیمان مکه دارند/ دولتیها استقبال کردند
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانه در ترکیه در مقالهای به بررسی نقش پاکستان در پیمان مکه پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
توافقنامه دفاعی سهجانبه بین پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی در تاریخ ۷ اوت، در کاخ صفا در مکه، توسط سران کشورهای مربوطه امضا شد.
ارزش نمادین این پیمان مستقیماً از نامگذاری، مکان و زمانبندی آن ناشی میشود، جایی که رهبران، بلافاصله پس از نماز جمعه در یکی از مقدسترین مکانهای اسلام، این توافق را اجرا کردند.
در حالی که بیانیههای رسمی وزارت امور خارجه کشورهای امضاکننده تأکید کردند که این توافقنامه علیه هیچ کشور ثالثی نیست و هدف آن تقویت بازدارندگی جمعی، همکاری دفاعی و انتقال فناوری است، اما وضعیت راهبردی زمینهای آن، بهطور عمدی در مورد شرایط دقیقی که برای مقابله با آنها طراحی شده، مبهم باقی مانده است.
پیمان دفاعی مکه در چارچوب چشمانداز منطقهای پاکستان
یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی پاکستان همواره ترویج روابط برادرانه با جهان اسلام گستردهتر بوده است. از زمان تأسیس، اسلامآباد روابط دوجانبه برادرانهای با کشورهای کلیدی منطقه، از جمله ایران، ترکیه و عربستان سعودی حفظ کرده است.
فراتر از همراستایی دیپلماتیک، پاکستان از لحاظ تاریخی از آرمان فلسطین حمایت کرده است.
در کنار این روابط، پاکستان دارای جمعیت زیادی از مهاجران در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) است. این جامعه مهاجر، از طریق جریان مستمر حوالهها، ستون فقرات اقتصادی حیاتی برای اسلامآباد را تشکیل میدهد، در حالی که این منطقه بهطور همزمان نیازهای اولیه انرژی پاکستان را تأمین میکند.
با این حال، این وابستگی متقابل عمیق، پاکستان را در برابر بیثباتی منطقهای آسیبپذیر میکند. تشدید اخیر درگیری بین آمریکا و ایران، مستقیماً بر اقتصاد پاکستان تأثیر گذاشت و باعث افزایش شدید قیمت سوخت، افزایش تورم داخلی و وادار کردن دولت به کاهش هفته کاری رسمی به چهار روز برای صرفهجویی در انرژی شد.
در نتیجه، در حالی که درک تهدیدات حیاتی پاکستان همچنان محکم بر مرز شرقی آن متمرکز است، آسیبپذیریهای حاد ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی آن در غرب آسیا، اسلامآباد را به ایفای نقش دیپلماتیک فعال در کاهش خصومتهای منطقهای سوق داده است.
از مفهوم مالکیت منطقهای تا پیمان دفاعی
غرب آسیا پس از حملات ۷ اکتبر و عملیات نظامی بعدی اسرائیل در نوار غزه، بیثباتی شدیدی را تجربه کرده است. گسترش افقی گستردهتر این درگیری در نهایت به رویارویی مستقیم نظامی شامل آمریکا، اسرائیل و ایران انجامید.
وزیر امور خارجه ترکیه، هاکان فیدان، با قرار دادن ابتکار سهجانبه در این فضا، روشن کرد که این توافق پس از دو سال و هشت ماه مذاکرات مستمر دیپلماتیک به دست آمده است.
فیدان تأکید کرد که مالکیت منطقهای مسائل امنیتی همچنان محور رویکرد آنکارا است و خاطرنشان کرد که قدرتهای خارجی که وارد منطقه میشوند، اغلب بحرانها را تشدید میکنند تا اینکه آنها را حل کنند و در نتیجه هزینههای بلندمدت غیرقابل تحملی را به کشورهای منطقه تحمیل میکنند.
بنابراین، ترتیب سهجانبه باید به عنوان اقدامی عمدی برای ایجاد یک مکانیسم امنیتی بومی که قادر به کاهش وابستگی به ضامنان خارجی است، درک شود.
از لحاظ تاریخی، کشورهای حاشیه خلیج فارس سرمایههای قابل توجهی را برای خرید سیستمهای تسلیحاتی آمریکا هزینه کردند و در ازای تضمینهای امنیتی کلی، به واشنگتن حق پایگاه اعطا کردند.
با این حال، در جریان رویارویی اخیر، زیرساختهای انرژی کشور میزبان و تأسیسات آمریکایی به اهداف اصلی حملات تلافیجویانه ایران تبدیل شدند. عدم توانایی آمریکا در محافظت کامل از متحدانش - که ناشی از محدودیتهای ظرفیت در جبهههای عملیاتی متعددی است که توسط ایران باز شده یا تعهد اولویتدار به تلآویو - کشورهای حاشیه خلیج فارس را بر آن داشت تا کارایی چترهای امنیتی آمریکا را دوباره بررسی کنند.
میزبانی پایگاههای خارجی کمتر به عنوان یک بازدارنده و بیشتر به عنوان آهنربایی برای جذب رگبار موشکها و پهپادهای ورودی ایران تلقی شد. علاوه بر این، آسیبپذیری تنگههای حیاتی دریایی، جریان صادرات انرژی را به شدت تهدید میکرد و نیروهای آمریکایی قادر به تضمین کامل عبور بدون مانع کشتیرانی تجاری نبودند.
این درک، فشار برای ایجاد یک ساختار امنیتی محلی را تسریع کرد. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان دارای منافع ژئوپلیتیکی مستقیم در ثبات غرب آسیا هستند و همگی در مجاورت فوری منطقه درگیری قرار دارند.
در صورت وقوع جنگ منطقهای پایدار یا محاصره دریایی، این کشورها بهناچار پیامدهای اقتصادی و راهبردی اولیه را متحمل میشوند. این ضرورت زمانی بیشتر برجسته شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا، بهطور عمومی در مورد تنگه هرمز اظهار داشت که کشورهای ترانزیتی باید مسئولیت اصلی حفاظت از مسیرهای انرژی خود را بر عهده بگیرند.
این موضع معاملهگرایانه، درک منطقهای را تقویت کرد که قدرتهای خارجی منافع ملی خود را بر ثبات منطقهای ترجیح میدهند. با توجه به محیط امنیتی سیال و مذاکرات جاری و بینتیجه بین واشنگتن و تهران، به نظر میرسد پارامترهای فنی پیمان مکه عمداً مبهم نگه داشته شدهاند تا از دامهای تعهد زودهنگام جلوگیری شود.
مسیر نهایی این چارچوب همچنان به حل و فصل مناقشه آمریکا و ایران و تثبیت تنگه هرمز گره خورده است. در جهتیابی این پویاییها، اسحاق دار، وزیر امور خارجه پاکستان، مجدداً تأکید کرد که این چارچوب غیرخصمانه است و به روی همه کشورهای منطقهای که به اصول اساسی آن متعهد هستند، باز است.
اسلامآباد با نشان دادن دیپلماسی فعال، با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، دیدار کرد تا در مورد دامنه این توافق اطمینانبخشی کند. در پاسخ، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اعلام کرد که تهران پیمان مکه را به عنوان یک موضع تهاجمی علیه ایران نمیبیند، بلکه آن را به عنوان یک اقدام ساختاری در مقابل جسارت اسرائیل و بازتابی از کاهش اعتماد منطقهای به تضمینهای امنیتی آمریکا تفسیر میکند.
با این وجود، با توجه به مرز مشترک ۵۶۵ مایلی پاکستان با ایران و نقش اثبات شده آن به عنوان میانجی، که با تسهیل تفاهمنامه اسلامآباد (MoU) اثبات شده است، تهران همچنان مشارکت عملیاتی اسلامآباد را در این ائتلاف با احتیاط سنجیده زیر نظر دارد.
زمینههایی که پاکستان به طور بالقوه میتواند در ائتلاف مشارکت داشته باشد
فراتر از موقعیت جغرافیایی که جنوب آسیا را به خلیج فارس متصل میکند، پاکستان قابلیتهای نظامی متمایزی را به این چارچوب امنیتی نوظهور ارائه میدهد. در این ساختار سهجانبه، که عربستان سعودی نقدینگی مالی را فراهم میکند و ترکیه به یک پایگاه پیشرفته صنعتی-دفاعی همراه با وزن ژئوپلیتیکی قابل توجه کمک میکند، پاکستان این ترتیب را با نیروهای مسلح دائمی بزرگ و کارآزموده خود و قابلیتهای تخصصی تولید دفاعی تکمیل میکند.
در عمل، پاکستان تجربه گستردهای در آموزش عملیاتی مشترک، مبارزه با شورش، مبارزه با تروریسم و به اشتراکگذاری اطلاعات که از طریق دههها جنگ نامتقارن اصلاح شده است، ارائه میدهد.
نیروی هوایی پاکستان با سابقه طولانی در استقرار و پشتیبانی در خاورمیانه، تخصص ویژه مرتبط با دفاع هوایی یکپارچه و آگاهی از حوزه دریایی را فراهم میکند. علاوه بر این، نهادهای دفاعی دولتی پاکستان - مانند مجتمع هوایی پاکستان (PAC) کامرا و صنایع سنگین تاکسیلا (HIT) - فرصتهایی را برای توسعه مشترک، انتقال فناوری و سفارشیسازی مقرونبهصرفه سختافزار در کنار شرکتهای دفاعی ترکیه ارائه میدهند و باعث ایجاد یک ماتریس دفاعی منطقهای خوداتکاتر میشوند.
فرصتها و ریسکها برای پاکستان
علیرغم این مزایای راهبردی، تحلیلگران به ریسکهای قابل توجهی برای پاکستان اشاره میکنند. نگرانی اصلی، توسعه بیش از حد راهبردی احتمالی است، زیرا موضع دفاعی اصلی پاکستان بر مرز شرقی آن متمرکز باقی مانده است، همراه با نیازهای مستمر مبارزه با تروریسم در امتداد مرز غربی آن.
متعهد کردن منابع نظامی یا پذیرفتن تعهدات رسمی در صحنه غرب آسیا میتواند باعث فشار بر استقرار نیروها و تضعیف دفاع در جبهههای حیاتی شود.
علاوه بر این، مدیریت روابط با ایران نیاز به تنظیم دقیق دارد. در حالی که کانالهای رسمی در تهران این پیمان را گامی به سوی یک ساختار امنیتی منطقهای پساآمریکایی تلقی کردهاند، برخی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) و جناحهای سیاسی محافظهکار، موضع محتاطانهتری دارند.
نظرات در رسانههای همسو با سپاه، مانند عصر ایران، خاطرنشان کرده است که ترکیب حمایت مالی عربستان، قابلیتهای صنعتی-دفاعی ترکیه و توان نظامی پاکستان، یک گروهبندی راهبردی قوی ایجاد میکند که میتواند توازن قوای منطقهای را تغییر دهد و به مرور زمان فضای مانور راهبردی ایران را محدود کند.
نتیجهگیری
ابهام حسابشده پیرامون توافقنامه دفاعی مکه نشاندهنده یک مصالحه ضروری میان سه شریک با درکهای متفاوت از تهدید، اما منافع منطقهای مشترک است. امضاکنندگان با پیشروی در چارچوبی متمرکز بر مالکیت منطقهای، زمینه را برای یک ساختار امنیتی بومی پساآمریکایی فراهم کردهاند.
برای پاکستان، مشارکت به عنوان یکی از اعضای مؤسس به دنبال مشارکت دیپلماتیک آن در بحران آمریکا و ایران، بر نقش در حال تحول آن در دیپلماسی منطقهای تأکید دارد. متعادل کردن تعهدات این ائتلاف سهجانبه با اولویتهای امنیتی سنتی خود، وظیفهای مرکزی برای برنامهریزی راهبردی اسلامآباد باقی خواهد ماند.
تحریمهای جدید آمریکا علیه حزبالله؛ واشنگتن به دنبال برجستهسازی پیوند این گروه با ایران
به گزارش ایلنا به نقل از رویترز، وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرده است که امروز- پنجشنبه- تحریمهای جدیدی علیه حزبالله اعمال میکند و این گروه را بار دیگر در چارچوب یکی از اختیارات مرتبط با تروریسم، بهعنوان «تروریست جهانی بهطور ویژه تعیینشده» معرفی خواهد کرد.
وزارت خزانهداری آمریکا مدعی شده است حزبالله به دلیل آنچه «خدمت به نظام ایران تحت هدایت نیروی قدس سپاه پاسداران» خوانده شده، مشمول این تصمیم شده است.
یک مقام آمریکایی نیز مدعی شده است هدف از این اقدام، ثبت و برجستهسازی ادعای واشنگتن درباره فعالیت حزبالله در راستای منافع ایران و ارتباط آن با نیروی قدس است.
تحریم حزبالله در کنار تشدید فشار بر ایران
مقام آمریکایی تأکید کرده است تحریمهای جدید حزبالله از اقدامات تازه واشنگتن علیه ایران جداست؛ اقداماتی که آمریکا همزمان با تشدید فشار اقتصادی بر تهران در حال آمادهسازی آنهاست.
آمریکا نخستین بار در سال ۲۰۰۱ حزبالله را تحت همین سازوکار تحریم کرد و این گروه را در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی خود نیز قرار داده است.
وزارت خزانهداری آمریکا همچنین ۱۰ فرد را در فهرست تحریمها قرار داده و آنها را به انتقال و جابهجایی پول نقد برای حزبالله متهم کرده است.
این اقدامات در حالی انجام میشود که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، اعلام کرده است روز دوشنبه آینده درباره بسته تحریمی جدید علیه ایران توضیح خواهد داد؛ بستهای که آن را «شدیدترین تحریمها در تاریخ» توصیف کرده است.
تحریمهای جدید نشان میدهد واشنگتن در کنار فشار مستقیم بر اقتصاد ایران، تلاش میکند شبکه مالی و ارتباطات منطقهای تهران را نیز هدف قرار دهد و هزینه حمایت از گروههای همسو با ایران را افزایش دهد. انتهای پیام/

مرحله جدید معادلات علیه عربستان دردناکتر خواهد بود

عصر جدید سلاحهای زیستی

فرودگاه بنگوریون تعطیل شد

مسکو: سیاست إعمال فشار، به آمریکا اجازه تحقق اهدافش در قبال ایران را نخواهد داد

سنتکام از ورود ناو «جورج واشنگتن» به منطقه خبر داد

